
به گزارش ابرامباد، در پی انتشار گمانهزنیها پیرامون توافق احتمالی میان ایران و آمریکا، دونالد ترامپ، ضمن اشاره به پیامدهای احتمالی عدم توافق، اظهار داشته است که ‘رکود جهانی، جایگزین این مصالحه خواهد بود’.این سخنان، حاکی از نگرانیهای عمیق وی از شکست راهبردهای پیشین و این درک است که هرگونه درگیری نظامی با ایران میتواند به بحرانی اقتصادی در مقیاس جهانی منجر شود.
در همین حال، رسانههایی چون ایران اینترنشنال، که اغلب بازتابدهنده دیدگاههای محافل صهیونیستی تلقی میشوند، خشم و ناامیدی خود را از این تحولات پنهان نکردند. آنها تاکید کردند که ترامپ ناگزیر به دادن امتیازات فراوانی به جمهوری اسلامی شده و این به معنای ناکارآمدی و بیاعتباری کامل کارزار ‘فشار حداکثری’ و سایر ابزارهای تحریمی است. حتی در برخی نشریات، تعبیر ‘ایرانیها ترامپ را به ویولن نواختند’ به کار رفته که بیانگر اوج سرخوردگی این جریانهاست.
جیدی ونس، از چهرههای نزدیک به ترامپ، نیز با تشریح ابعاد دیگری از وضعیت، تصریح کرد که ترامپ هرگز به دنبال انتصاب رضا پهلوی به عنوان رهبر جدید ایران نبوده است. او همچنین به نکته مهمی اشاره کرد که پرده از نقش لابیگری کشورهای عربی در سیاستهای منطقهای آمریکا برمیدارد: ‘اگر به قول اوباما، این توافق تفاوتی اساسی با برجام ندارد، پس چرا متحدان عرب ما از برجام بیزار بودند، اما حالا از این تفاهم استقبال میکنند؟’ این اظهارات به روشنی نشاندهنده تاثیرگذاری خواستههای شیوخ عرب در شکلگیری خروج از برجام و تنشهای اخیر است.
با وجود آنکه جزئیات دقیق و رسمی تفاهم احتمالی میان تهران و واشینگتن هنوز به طور کامل فاش نشده و غالب اخبار حول محور گمانهزنیهای رسانهای میگردد، اما همین اطلاعات اندک درزیافته، طوفانی از واکنشها و اعتراضات را در سپهر سیاسی ایالات متحده به راه انداخته است.
در شرایطی که ترامپ و کابینهاش میکوشند اینگونه وانمود کنند که روند مذاکرات و توافق نهایی به طور کامل منطبق با منافع و اهداف واشینگتن به پیش رفته است، منتقدان داخلی، به ویژه اعضای حزب دموکرات، نظری کاملاً متفاوت دارند. آنها بر این باورند که نتیجه حاصله نه تنها هیچ امتیاز چشمگیری برای آمریکا به ارمغان نیاورده، بلکه نشانی آشکار از عقبنشینی کاخ سفید از مواضع و خواستههای اولیه خود است.
در این راستا، چاک شومر، رهبر اقلیت دموکرات در سنای آمریکا، با انتقاد صریح از رویکرد دولت ترامپ، خواهان شفافیت فوری پیرامون مفاد این توافق شد. او با قاطعیت اظهار داشت: ‘از ترامپ میخواهم بیدرنگ جزئیات این تفاهم ادعایی را برای ملت آمریکا روشن سازد. پس از گذشت بیش از صد روز از این درگیریها، وقت آن رسیده که به پنهانکاریها پایان داده شود.’ شومر همچنین درخواست کرد که گزارشی جامع به ‘گروه هشت’، شامل رهبران ارشد کنگره، ارائه شود و سایر نمایندگان نیز از مفاد آن مطلع گردند؛ این مطالبه، بازتابدهنده نگرانی فزاینده در میان نخبگان سیاسی آمریکا نسبت به پیامدهای احتمالی این تفاهم است.
همسو با این انتقادات، کریس مورفی، سناتور دموکرات دیگر، نیز با لحنی تند، سیاستهای دولت ترامپ در قبال ایران را زیر سوال برد و جنگ و تنشهای اخیر را ‘یک فاجعه تمامعیار’ نامید. او تصریح کرد: ‘رییسجمهور تمایلی ندارد که مردم این توافق را مشاهده کنند، چرا که این سند عملاً نمایانگر ابعاد شکست و هزینههای گزاف تحمیل شده از سوی این درگیریهاست.’ این گونه اظهارنظرها بیانگر آن است که حتی پیش از اعلام رسمی متن توافق، تفرقه سیاسی قابل توجهی در واشینگتن پیرامون نتایج آن شکل گرفته است.
رسانههای معاند جمهوری اسلامی، از جمله ایران اینترنشنال، از دیدگاهی متفاوت به این تفاهم مینگرند. به اعتقاد این رسانهها، دولت ترامپ در خلال مذاکرات امتیازات چشمگیری به ایران اعطا کرده و از مواضع قبلی خود عقبنشینی کرده است؛ امری که به زعم آنان، مهر تاییدی بر شکست عملی سیاست ‘فشار حداکثری’ علیه تهران است. از این منظر، توافق احتمالی نه پیامد موفقیت راهبرد فشار، بلکه نشانهای از ناتوانی واشینگتن در دستیابی به اهداف از پیش تعیین شدهاش تحلیل میشود.
مجموعه این بازخوردها، در کنار اذعان اخیر ترامپ به عدم موفقیت طرح تغییر نظام در ایران، به وضوح نشان میدهد که راهبردهای واشینگتن در قبال تهران نتوانستهاند به اهداف اعلامی خود دست یابند. نشریه اکونومیست نیز در جمعبندی پیامدهای پایان این درگیریها، این وضعیت را با جملهای پرمعنا توصیف کرده است: ‘پایان جنگ ایران، اسرائیل را با پدیدهای مشابه یک شکست باشکوه روبرو میسازد.’
تغییر راهبرد از تغییر نظام به تغییر حکمرانی در ایران
مقامات آمریکایی، اگرچه به طور رسمی بر این نکته اصرار میورزند که به دنبال تغییر نظام در ایران نیستند و این رویکرد را به دلیل تجارب ناکام پیشین بیاثر میدانند، اما در عمل، تلاش میکنند تا سیاستها و نحوه اداره کشور را در مسیری همسو با منافع و اهداف خود تغییر دهند. در همین راستا، جیدی ونس در ادامه اظهاراتش با این ادعا که آمریکا در سالیان اخیر ‘دگرگونیهای بنیادینی در معادلات منطقه ایجاد کرده است’، ایران را به ‘تغییرات رفتاری اساسی’ در مواجهه با مسائل منطقهای فراخواند و مدعی شد که بدون این تغییرات بنیادی، ایران به هیچ دستاوردی نخواهد رسید.
ونس پا را از این هم فراتر نهاد و با اشاره به اینکه عربستان سعودی با عبور از رادیکالیسم اسلامی و ایجاد تحولات در سیاستهای داخلی و خارجی خود، به متحدی نزدیک برای ایالات متحده مبدل شده است، همین الگو را برای جمهوری اسلامی نیز پیشنهاد داد. او اظهار داشت: ‘اگر ایران تمایل داشته باشد رفتارهای خود را به شیوهای که سعودیها متحول ساختند، تغییر دهد، ایالات متحده ایران را کشوری موفق خواهد دید’.
هدف واشینگتن در واقع شکلگیری حکومتی در ایران است که مشابه شیخنشینهای عربی حاشیه خلیج فارس، از لحاظ سیاسی و اقتصادی وابستگی شدید داشته باشد و در تصمیمسازیهای کلان منطقهای، همراستا با منافع ایالات متحده گام بردارد. این رویکرد به آمریکا امکان میدهد تا در بزنگاههای مناسب، از این کشورها باجخواهی کند و یا به تعبیر ترامپ، آنها را همچون ‘گاوی شیرده’ به هر میزان که بخواهد، بدوشد.
از منظری دیگر، ونس با رد این ادعا که آمریکا در جریان درگیریهای اخیر به دنبال براندازی نظام ایران و جایگزینی رضا پهلوی بوده، اذعان کرد: ‘ترامپ هرگز نگفت که هدفش به قدرت رساندن رضا پهلوی برای رهبری نوین ایران است. آنچه او گفت این بود که اگر مردم ایران قصد قیام دارند، بسیار خوب است؛ این مسئله به خودشان مربوط میشود، یعنی بین مردم و حکومتشان است. آنچه ما میخواهیم توقف برنامه هستهای آنهاست.’ این اظهارات در حالی مطرح میشود که پیشتر هدف اصلی واشینگتن و رژیم صهیونیستی تغییر جمهوری اسلامی بود، اما پس از ناکامی در این طرح، اکنون مدعیاند که هرگز چنین هدفی نداشتهاند. بنابراین، در حال حاضر که ناچار به تعامل با نظام جمهوری اسلامی هستند، دستکم میکوشند تا سیاستهای تهران را با منافع منطقهای خود همسو سازند.
این دستیار ترامپ در بخش دیگری از سخنانش به موضوعی اشاره کرد که از دیدگاه ناظران، نقش کشورهای عربی در تعیین سیاستهای آمریکا علیه ایران را به وضوح نشان میدهد. او مطرح کرد: ‘اگر این تفاهم، آنطور که اوباما ادعا میکند، تفاوت معناداری با برجام ندارد، پس چرا متحدان عرب ما از برجام ناراضی بودند، اما اکنون از این توافق استقبال میکنند؟’ این گفتهها نشان میدهد که در سالهای اخیر، بخش قابل توجهی از فشارهای واشینگتن بر جمهوری اسلامی، تحت تاثیر مطالبات و خواستههای شیوخ عرب منطقه بوده است؛ کشورهایی که در طول درگیریهای اخیر نیز با در اختیار گذاشتن امکانات و پایگاههای خود به ارتش آمریکا، از رویکردهای ضدایرانی واشینگتن پشتیبانی کردند.
در آستانه نهایی شدن این توافق، نفتکشهای ایرانی نیز یکی پس از دیگری در حال عبور از خلیج فارس و راهی شدن به بازارهای جهانی انرژی هستند. دیروز، پایگاه ‘تانکر ترکرز’ گزارش داد که سومین نفتکش ایرانی نیز از محدوده محاصره دریایی آمریکا عبور کرده است. این نفتکش یک میلیون بشکه نفت خام را حمل میکرد. این پایگاه پیشتر نیز اعلام کرده بود که بر اساس اطلاعات سامانه شناسایی خودکار (AIS)، دستکم دو ابرنفتکش ایرانی به نامهای ‘دیونا’ و ‘هیرو ۲’ با مجموع ظرفیت ۸.۳ میلیون بشکه نفت، از حصار دریایی آمریکا خارج شدهاند. ‘تانکر ترکرز’ همچنین افزود که کشتی ‘استریم’ متعلق به شرکت ملی نفتکش ایران نیز از منطقه اقتصادی انحصاری پاکستان به سمت خطوط محاصره در حال حرکت است. این تحولات در حالی رخ میدهد که بر اساس توافقات صورت گرفته، محاصره دریایی باید برچیده شود و ایران نیز متعهد شده است که با ضوابط و چارچوبهای جدید خود، عبور و مرور کشتیها در تنگه هرمز را تسهیل کند. در مجموع، از رسانههای فارسیزبان وابسته به موساد گرفته تا محافل اروپایی، تحلیلگران بیطرف غربی و حتی خود رسانههای آمریکایی، همگی یک صدا دارند: آمریکا و اسرائیل با ‘شکستی باشکوه’ روبرو شدهاند.



