
به گزارش ابرامباد، سه سال پس از عملیات ۷ اکتبر، منطقه خاورمیانه دستخوش دگرگونیهای عمیق امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی شده که بسیاری از معادلات پیشین را دگرگون ساخته است.جنگ غزه و به دنبال آن، رویاروییهای مستقیم ایران با آمریکا و اسرائیل، دامنه تقابلها را از حالت نیابتی به مواجهه بیواسطه کشاند و توازن قدرت منطقهای را وارد مرحلهای نوین کرد. در این میان، اگرچه شاهد تضعیف برخی از گروههای همسو با ایران بودهایم، اما تغییر در روابط تهران با دیگر بازیگران منطقهای، پرسشهای جدیدی را درباره آینده نقشآفرینی ایران مطرح کرده است.
در همین زمان، استمرار جنگ غزه و تصاویر دلخراش ویرانی و کشتار، شکاف عمیق میان سیاستهای رسمی دولتهای عربی و افکار عمومی آنها درباره اسرائیل را برجستهتر ساخته است. این تحولات همچنین آینده توافقات ابراهیم و روند ادغام اسرائیل در ساختار منطقهای را با ابهامات بیشتری روبرو کرده و مسئله فلسطین را به یکی از محورهای اساسی این روند بدل ساخته است.
ابرامباد در گفتگویی اختصاصی با صباح زنگنه، دیپلمات پیشین و نماینده اسبق جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری اسلامی، به تحلیل و بررسی این تحولات پیچیده منطقهای پرداخته است.
در ادامه، مشروح این گفتگو را میخوانید؛
رویدادهای امروز در لبنان و سوریه، بیارتباط با ۷ اکتبر نیستند؛ ۷ اکتبر تمام نقاط ضعف امنیتی اسرائیل و فلسطینیها را برملا کرد
*** با گذشت سه سال از عملیات ۷ اکتبر و پیامدهای گستردهای که به دنبال داشت، به نظر شما این رخداد چه تحولات پایداری در معادلات امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی خاورمیانه ایجاد کرده و آیا میتوان گفت نظم منطقهای پیش از ۷ اکتبر دیگر قابل بازگشت نیست؟
این رویداد، پیامدهای چشمگیری در ابعاد سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی خاورمیانه به همراه داشته و این تأثیرات، پایدار و مستمر خواهند بود و ما همچنان شاهد موجهای بعدی این پیامدها بودهایم و خواهیم بود.
اما هدف اصلی طراحان این اقدام، در فضایی محدودتر محقق شد، در حالی که واکنش اسرائیل و حامیانش، بسیار گستردهتر بود. این واکنش نه تنها سرزمینهای اشغالی فلسطین را دربر گرفت، بلکه آثار مخرب آن را در غزه به وضوح مشاهده کردیم؛ به گونهای که تقریباً تمامی غزه، جز بخشهای اندکی، با خاک یکسان شد و موج مهاجرت یا فشار برای تخلیه اجباری ساکنان با جدیت بیشتری دنبال گردید.
از سوی دیگر، اکتفاء به این رویداد، نقصها و ضعفهای امنیتی را هم برای نیروهای فلسطینی و هم برای اسرائیل آشکار ساخت و هر دو طرف در صدد رفع این کاستیها برآمدند.
در محاسبات ژئوپلیتیکی نیز، تمام مناطق مستعد تأثیرپذیری از این حادثه، از جمله سوریه، لبنان و تا حدودی اردن و کرانه باختری، به صحنه تقابلی گسترده تبدیل شدند. حتی منجر به دگرگونیهایی در ساختارهای حکومتی برخی کشورها شد؛ آنچه امروز در لبنان و سوریه میگذرد، به نوعی ریشه در این تحولات دارد.
در سطح جهانی، توجیهات مربوط به عملیات خشونتبار اسرائیل وارد فازهای جدیدی شد که نیازمند بازبینی کامل است. عمق مسائل، نحوه انجام عملیات، پیامدهای آن و واکنشهای بعدی، همگی باید مورد بررسی مجدد قرار گیرند و محاسبات تازهای برای آنها در نظر گرفته شود.
جاهطلبی برای سلطه بر منطقه و جهان سالهاست مرحله به مرحله پیش میرود؛ نمیتوان درگیری ایران و آمریکا را صرفاً به ۷ اکتبر نسبت داد
*** پس از وقایع ۷ اکتبر، منطقه شاهد دو درگیری مستقیم میان ایران با آمریکا و اسرائیل بود. به نظر شما اگر عملیات ۷ اکتبر و جنگ غزه رخ نمیداد، آیا اساساً امکان وقوع این درگیریها میان ایران و آمریکا و اسرائیل وجود داشت یا این جنگها ریشه در یک روند عمیقتر در تقابل تهران با واشنگتن و تلآویو داشتند؟
این رویاروییها، ریشههای بسیار عمیقتری دارند و محدود کردن آنها به عملیات ۷ اکتبر، سادهانگاری و گمراهکننده خواهد بود. از یک سو، سابقه اقدامات غیرانسانی آمریکا علیه ایران، تاریخی طولانی دارد؛ حوادث مربوط به نفت، ملی شدن صنعت نفت، انتخابات دوران محمد مصدق و رویدادهای پس از آن، خود انقلاب اسلامی و تغییراتی که در منطقه و جهان ایجاد کرده، همگی باید در نظر گرفته شوند.
یک رویداد در یک نقطه خاص نمیتواند تا این اندازه پیامدهای گستردهای ایجاد کند. ممکن است از یک حادثه به عنوان بهانه استفاده شود، اما عمق جریانها صرفاً با این حادثه قابل سنجش و ارزیابی نیست.
اقداماتی که علیه عراق صورت گرفت و الگوسازی آن برای افغانستان، یمن، سوریه و دیگر مناطق، پیچیدگی مسائل را بیشتر نمایان میکند. در این میان، برخی تلاش دارند مسائل ایدئولوژیک را با جاهطلبیهای ژئوپلیتیک آمریکا و اسرائیل درهم آمیزند. این گروهها از دیرباز، عقیده و هدف سلطه بر منطقه و جهان را دنبال کردهاند و سعی داشتهاند آن را گام به گام به مرحله اجرا درآورند.

زمانی کسی جرأت بردن نام آمریکا را نداشت، اما اکنون مقابله با آن ممکن شده است؛ گسترش بیش از حد قدرت آمریکا میتواند آن را از درون تضعیف کند
*** درگیریهای اخیر چه تغییری در جایگاه ایران و گروههای همسو با تهران در منطقه ایجاد کرده است؟ آیا تضعیف برخی اعضای محور مقاومت به معنای تغییر موازنه به سود اسرائیل و آمریکا است یا این تحولات به شکلگیری الگوی جدیدی از بازدارندگی و نقشآفرینی منطقهای ایران منجر شده است؟
به گمان من، ایران، با وجود پرداخت هزینههای گزاف، توانسته است همانند ققنوسی از دل شعلهها، قدرتمندتر سربرآورد. البته این روند همچنان ادامه دارد و باید با عقلانیت، تدبیر و محاسبات دقیقتر به بررسی مسائل پرداخت.
درگیریهایی که اتفاق افتاد، پیامدهای روشنتری به بار آورد. اولاً، در گذشته، مقابله مستقیم یا حتی سخن گفتن از رویارویی با آمریکا، امری جسورانه تلقی میشد؛ اما وقایع اخیر نشان داد که این قدرت بزرگ، قابل چالش است و میتوان به اقدامات آن پاسخ داد. البته باید از افراط در درک توازن قدرت پرهیز کرد. آمریکا، قدرتمندترین نیروهای نظامی دنیا را در اختیار دارد، اما این برتری و گستردگی بیش از حد قدرت، لزوماً به معنای افزایش توان یا خدشهناپذیری آن نیست.
همانند انسانی که به دلیل مصرف بیرویه و افراطی مواد غذایی تقویتی، بدنی عظیمالجثه پیدا میکند که اگرچه موجب ترس همگان میشود، اما این حجم عظیم و تغذیه بیش از حد، قلبش را ناتوان، ذهنش را پریشان، و هزینههای درمانی گزافی را بر او تحمیل میکند. علاوه بر این، هشداری جدی برای همسایگان ایجاد میکند تا نسبت به اقدامات این قدرت بزرگ و ارزش واقعی این هزینهها هوشیار باشند.
این آثار پدید آمده و تأکید بر آن به معنای اصرار بر تقابل نظامی نیست، بلکه اصرار بر بهکارگیری فکر، اندیشه و محاسبات همهجانبه برای آینده ایران است.
کشورهای منطقه به این نتیجه رسیدند که توافق با اسرائیل، امنیت بیشتری برایشان به ارمغان نمیآورد؛ اکثریت کشورها در سازمان ملل خواستار تشکیل دولت فلسطین هستند
*** یکی از اهداف اصلی آمریکا پس از توافقات ابراهیم، توسعه عادیسازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی و ادغام هرچه بیشتر اسرائیل در ساختار منطقهای بود؛ اما جنگ غزه و سپس رویاروییهای مستقیم با ایران، این پروژه را با چالش جدی مواجه کرده است. به نظر شما آینده توافقات ابراهیم و طرح ادغام اسرائیل در منطقه به کدام سو خواهد رفت و آیا حل مسئله فلسطین به پیششرطی برای ادامه این روند تبدیل شده است؟
برخلاف تصور اولیه که توافقات ابراهیم را بستری برای بهبود شرایط میدانستند، وضعیت منطقه پس از این تحولات، به مراتب پیچیدهتر و شکنندهتر شده است. اسرائیل نیز هزینههای سنگینتری پرداخت کرده و خواهد پرداخت و کشورهای منطقه نیز به این درک رسیدند که با ورود به جریان توافقات ابراهیم، نه تنها امنیت بیشتری برایشان حاصل نخواهد شد، بلکه نه اقتصادشان بهبود مییابد و نه امنیتشان.
اما اینکه آیا حل مسئله فلسطین میتواند به نتیجه بهتری منجر شود، باید گفت این روندها سیال و پویا هستند و به میزان ایستادگی مردم فلسطین و افزایش آگاهی جهانی نسبت به ماهیت اشغالگرانه اسرائیل و جنایاتش بستگی دارد. همانطور که شاهدیم، اکثریت قاطع کشورهای عضو سازمان ملل متحد، خواستار تشکیل دولت مستقل فلسطین و عضویت کامل آن در این نهاد بینالمللی هستند.
در سطح بینالمللی نیز، بسیاری از کشورهای اروپایی و دیگر کشورها، در حال بازنگری در نوع تعاملات خود با اسرائیل هستند و حتی محدودیتهای اقتصادی قابل توجهی را برای روابط با این رژیم، تحت هر عنوانی، در نظر میگیرند.
۲۱۹/۴۲



