
به گزارش ابرامباد، دولت چهاردهم از آغازین روزهای فعالیت خود با چالشهای بیسابقهای روبرو بوده است؛ از ترور اسماعیل هنیه در تهران پیش از تکمیل فرآیند تشکیل دولت، تا سلسله حوادث پیدرپی و وقوع دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه که جامعه ایران را به شدت متأثر ساخت.در این میان، عبدالکریم حسینزاده، معاون رئیسجمهور در امور توسعه روستایی و مناطق محروم کشور، به عنوان یکی از جوانترین معاونان مسعود پزشکیان، همواره بر لزوم وحدت و انسجام ملی تأکید کرده و ایران را خانه مشترک تمامی شهروندان ایرانی میداند.
وی در گفتگویی که با او انجام شد، به جای پرداختن به مسائل تخصصی حوزه کاری خود، ترجیح داد درباره وضعیت دولت و ابعاد جنگ کنونی سخن بگوید. حسینزاده، با توجه به جایگاهش در هیئت دولت و اعتقاد عمیق به وفاق ملی، شرایط پیچیده کنونی را تشریح کرد. او که خود به عنوان یک اهل سنت، نمادی از انسجام در دولت چهاردهم محسوب میشود، در این مصاحبه جزئیات مهمی از دیدگاههای خود را مطرح کرد:
کشور درگیر جنگی چندوجهی است
حسینزاده وضعیت کنونی کشور را مواجهه با یک جنگ چندبعدی توصیف میکند که هم شامل ابعاد نظامی است، هم درگیر نبرد اقتصادی است و هم از بعد روانی، با فضاسازیها و طراحیهایی علیه همبستگی ملی مواجه است. او تاکید کرد که کشور از لحاظ اقتصادی، فیزیکی و سرزمینی در مخاطرات جدی قرار دارد.
تناقض در سیاستهای اقتصادی و نظامی
وی شرایط اقتصادی حاکم را نیز جنگی میداند و به گفته رهبران و سیاستمداران آمریکایی اشاره میکند که ایران تحت سختترین فشارهای اقتصادی تاریخ خود قرار گرفته است. او معتقد است همزمانی این محدودیتهای عدیده در حوزههای صادرات، واردات و سایر مسائل، دولت را با وضعیتی غیرعادی روبرو کرده است. به باور وی، تجویز تشدید درگیری و نفی مذاکره، همراه با بالا بردن انتظارات اقتصادی جامعه در شرایط جنگی، یک تناقض بنیادین است. او این پرسش را مطرح میکند که در کجای تاریخ، کشوری که در خاک خود میجنگیده، همزمان به پویایی اقتصادی نیز رسیده است؟ او تاکید میکند که بخش مهمی از جنگ، هزینههای اقتصادی است؛ هم از نظر مخارج مستقیم و خسارات و هم از نظر فرصتهای از دست رفته فعالیتهای اقتصادی متوقف شده. این توهم است که تصور کنیم در شرایط جنگ و محاصره، اقتصاد میتواند مانند حالت عادی عمل کند. کسانی که ادامه جنگ و نفی مذاکره را توصیه میکنند، باید مسئولیتپذیری لازم را داشته باشند و آثار اقتصادی و معیشتی این رویکرد را برای مردم توضیح دهند.
تفاهمهای ملی و مخالفتهای خارجی
در پاسخ به این پرسش که آیا تداوم تفاهمنامههایی نظیر «اسلامآباد» میتوانست وضعیت را تغییر دهد، حسینزاده با بیتفاوتی به مخالفتهای داخلی، به مخالفت بخش اعظمی از سیاستمداران و سناتورهای آمریکایی با این تفاهمنامه اشاره میکند و میپرسد اگر این توافق در مسیر منافع ملی ایران نبود، چرا آمریکاییها تا این حد با آن مخالف بودند؟ او تاکید میکند که مسئله فراتر از قیمت دلار است و راه حل خروج از وضعیت موجود، رسیدن به یک توافق است. وی منتقدان را خطاب قرار میدهد که تا کجا میتوان بر حوزه میدان (نظامی) تکیه کرد؟ او بینهایت دیدن توان نظامی و پشتیبانی کشور و عدم توجه به واقعیتهای موجود را خطری میداند که میتواند کشور را در موقعیتی به مراتب خطرناکتر از مقطع پایانی جنگ هشتساله قرار دهد.
همسوییهای مشکوک داخلی و خارجی
او از همسویی مواضع برخی گروههای داخلی با کسانی که ضد ایرانیترین افراد در آمریکا هستند و هر روز برای نابودی ایران نقشه میکشند، ابراز شگفتی میکند و آن را سوالبرانگیز میداند. حسینزاده در پاسخ به اینکه آیا این وضعیت میتواند از «حفره امنیتی» نشأت گرفته باشد، میگوید هیچ چیز غیرممکن نیست و هرکس که دل در گرو این سرزمین دارد، میتواند نقد کند، اما اکنون زمان تخریب و بستن دست مذاکرهکنندگان نیست. او وفاق را صرفاً وفاق سیاسی بر سر کرسیها نمیداند، بلکه وفاق بر سر منافع ملی، آینده ایران، تمامیت ارضی و همبستگی در برابر دشمنان خارجی را ضروری میشمارد که مستلزم فراتر رفتن از منافع فردی و گروهی است.

دولت، هدف حملات بیامان
در خصوص انتقاداتی که دولت را به «وفاق یکطرفه» متهم میکند، وی میپذیرد که دولت دست همکاری دراز کرده، اما برخی نه تنها پاسخ نمیدهند، بلکه دولت و اعضایش را با حاشیهسازی و حملات مواجه میکنند. او به حملاتی اشاره میکند که علیه دولت، اعضای کابینه و شخص آقای پزشکیان میشود و آن را نوعی پروژه برای ضربه زدن به دولت میداند، صرفنظر از اینکه جنگ باشد یا صلح. وی تأکید میکند کسانی که در خط مقدم مذاکرات قرار دارند، مانند آقای پزشکیان، قالیباف و عراقچی، خائن به نظام نیستند و هرگز مصلحت نظام را به خطر نمیاندازند. او تصریح میکند که در هیچ کشوری درگیر جنگ، کسانی که مدیریت جنگ را برعهده دارند، مورد حمله و تخریب قرار نمیگیرند. حسینزاده بر این باور است که مشکل، انتقادکنندگان نیستند، بلکه منفعل کردن و کنار گذاشتن بخش عظیمی از جامعه است که نظرات متفاوتی دارند. او همچنین این ادعا که وفاق یکطرفه است را رد میکند و میگوید بسیاری از چهرهها، از آقای طائب تا آقای قالیباف، تفاهمنامههای قبلی را مثبت ارزیابی کرده و معتقدند که اگر دشمن مذاکره خواست، باید با حفظ حقوق ملی وارد مذاکره شد. او اضافه میکند که عدهای گویی هنوز در دوران انتخابات ماندهاند و نمیخواهند دولت سرمایه اجتماعی کسب کند، در حالی که این سرمایه برای کل کشور است، نه صرفاً برای دولت.
فیلترینگ و حجاب؛ مانع وحدت در شرایط جنگی
معاون رئیسجمهور در ادامه به رویکردهای محدودکنندهای نظیر سفت کردن فیلترینگ یا اصرار بر اجرای فوری طرحهای عفاف و حجاب اشاره میکند و میپرسد آیا اینها در راستای وفاق ملی است؟ او تجربه کشورهای درگیر جنگ مانند اوکراین را مثال میزند که برای جلوگیری از واگذاری جنگ رسانهای، یک رسانه فراگیر ملی به نام «اخبار متحد» ایجاد کردند تا صدایی واحد داشته باشند. وی بخش عظیمی از جنگ کنونی را جنگ رسانهای و روانی میداند و معتقد است که ما در این جنگ، همه چیز را به اقدام نظامی تقلیل میدهیم، اما درباره موفقیت در جنگ تبلیغاتی یا اقتصادی و وضعیت تنازع اجتماعی کشور در شرایط جنگی سوالی نمیپرسیم. وی تأکید میکند که تصمیمات داخلی ما، مانند فیلترینگ، قدرت ملی را تضعیف میکند و دست خودمان را از اطلاعرسانی شفاف و رقابت رسانهای عقب میاندازد که طبیعتاً به ضرر کشور است. حسینزاده از نقش صدا و سیمای جمهوری اسلامی در جنگ انتقاد میکند که هدفش همچنان تقویت یک جریان سیاسی و گفتمانی اقلیتی است و نباید مانند یک ستاد انتخاباتی عمل کند. رسانه رسمی کشور در حال جنگ، نباید به بهای تحمیل صدای یک جریان به اکثریت جامعه، پژواک صدای کل کشور در منطقه و جهان را کاهش دهد. او هشدار میدهد که این رویکرد، تصویری غلط از کشور به عنوان نهادی که صرفاً توسط یک اقلیت با نگاه خاص اداره میشود، ایجاد میکند، در حالی که برای مقاومت در جنگ، نیازمند ملت منسجم و بازتاب نگاه و ادبیات غالب جامعه در سیاستهای رسمی هستیم.

انحصارگرایی، انکار توانایی مردم
او منطق برخی مبنی بر انحصار دسترسی به اطلاعات برای عدهای خاص را رد میکند و میگوید که «تبیین» نه از سوی مسئولان، بلکه از جانب خود مردم و با پذیرش بالاتری صورت میگیرد. وی انحصارگرایی را ذاتاً انکار حق، توانایی و قابلیت جامعه میداند و تأکید میکند که هر جریان انحصارگرایی، اولین کارش انکار جامعه و مردم و بیاعتمادی به آنهاست. او حتی نگرانیهای امنیتی را نیز بهانهای میداند، زیرا روشهای تحمیلی علیه جامعه، خود مهمترین عامل ایجاد ناامنیهای بلندمدت است. وی میپرسد آیا اکثریت مردم از فیلترینگ راضی هستند یا ناراضی؟ و معنای امنیتی ناراضی کردن مردم در چنین شرایطی چیست جز ایجاد یک چالش امنیتی جدید؟
پیشبینی جنگ و آمادگی دولت
حسینزاده در خصوص احتمال وقوع جنگها، میگوید که شاید وقوع جنگ ۱۲ روزه در ابتدا غیرمنتظره بود، اما احتمال از سرگیری جنگ ۴۰ روزه حتماً در جلسات دولت مطرح میشد. او تأکید میکند که تیم مذاکرهکننده با تمام وجود برای مذاکره تلاش میکرد، اما همزمان احتمال وقوع اتفاقات بد را نیز میداد و به همین دلیل، دولت سعی کرد از لحاظ تامین کالاهای اساسی و سایر نیازها غافل نشود. او تأیید کرد که جلسات هیئت دولت در طول جنگها به صورت موضوعی برگزار میشد.
فداکاری رئیس جمهور برای وطن
در مورد نقش آقای قالیباف به عنوان سرتیم مذاکرهکننده و نامه آقای پزشکیان به رهبری که مسئولیت را برعهده گرفته است، حسینزاده توضیح میدهد که رئیس جمهور، رئیس شورای عالی امنیت ملی کشور است و قاعدتاً هر کسی که به مذاکرات میرود، از طرف ایشان رفته است. او تأکید میکند که آقای پزشکیان همواره خود را فدای ایران کرده و این اقدام نه فداکاری برای شخص دیگری، بلکه رفتار طبیعی و ساختاری رئیسجمهوری است که با پشتوانه ۱۶ میلیون رأی در یکی از سردترین دورانهای انتخاباتی، حاضر است جان خود را برای وطن در دوران جنگ بدهد و عملکردشان نیز این را نشان میدهد.
مواضع آگاهانه و عدم هراس از انتقاد
وی مواضع آقای پزشکیان، از جمله در مورد لایحه عفاف و حجاب که مورد حملات شدید قرار گرفت، را آگاهانه میداند. او توضیح میدهد که رئیس جمهور مسئول جمهوریت نظام سیاسی است و طبق قانون اساسی وظیفه اجرای آن را برعهده دارد. لذا در مواردی که امنیت ملی یا همبستگی ملی به مخاطره بیفتد، رئیس جمهور ورود جدی میکند. او معتقد است که رئیس جمهور نباید از فحاشیها و تندیهای رقابت سیاسی، که در کشور ما هرگز تعطیل نمیشود، هراس داشته باشد.
دفاع از اظهارنظرهای سیاسی
حسینزاده در پاسخ به منتقدانی که او را به اظهارنظرهای سیاسی فراتر از حوزه تخصصی خود در معاونت توسعه روستایی متهم میکنند، توضیح میدهد که او عضو دولت است و علاوه بر وظایف تخصصی، مسئولیت مشترکی در قبال کل دولت دارد. او بیتفاوتی نسبت به مسائل را رد میکند و معتقد است در دولتداری مدرن، دولت مسئولیت مشترک در قبال همه موضوعات دارد. وی محدود کردن مسئولان به تخصصشان را «سیاستزدایی» و «بیخاصیت کردن» دولت میداند. او به عنوان فردی که سه دوره از مردم رأی اعتماد گرفته و وارد مجلس شده، نسبت به مسائل کشورش بیتفاوت نیست و سعی میکند در موضعگیریهایش منصفانه باشد. وی تأکید میکند که در دوران جنگ، وظیفه و تخصص فرد مهم نیست، بلکه مهم این است که هرکس هر کاری میتواند برای حفظ تمامیت ارضی کشور و آسیب ندیدن مردم انجام دهد و نباید نظارهگر باشد، بلکه باید مداخلهگر باشد.
اصلاح حکمرانی، نه پروژه امنیتی
در واکنش به اینکه اصلاحات در حکمرانی، مانند مشارکت دادن گروههای اجتماعی حذف شده، را «پروژه امنیتی» میدانند، حسینزاده این اصلاح را رفع یکی از ایرادات اساسی حکمرانی ایران میداند که گروههای شایسته به دلیل ویژگیهای نامرتبط با کارآمدیشان حذف شدهاند. او میپذیرد که هر ایرادی در حکمرانی میتواند تبعات امنیتی داشته باشد، اما اصلاح آن لزوماً پروژه امنیتی نیست و نباید با سوءظن به آن نگریست. او تأکید میکند که در شرایط غبارآلود فعلی، با تمام وجود و قلباً کاری را که درست میداند، انجام میدهد.
وی در پایان تصریح میکند که کشور در هر شرایطی، به ویژه در جنگ، نیازمند انسجام و ملتی مقتدر است. انسجام و اقتدار نیز با حذف این و آن شکل نمیگیرد و ایران امروز برای دفاع در برابر دشمنان، نیازمند همه فرزندانش است. او معتقد است که باید روش گذشته که صرفاً در مواقع نیاز از افراد و گروهها کمک خواسته میشد، تغییر کند و مشارکت واقعی برای تقویت همکاری ملی شکل بگیرد. دولت و کشور نیازمند افزایش سرمایه اجتماعی هستند و این سیاست در همین راستا قرار دارد. او به تلاشهای خارجی، مانند اظهارات تد کروز درباره کردها، که به دنبال بهرهبرداری از اختلافات داخلی هستند، اشاره میکند و بر لزوم انسجام داخلی تأکید میورزد.



