
به گزارش ابرامباد، روزنامه اطلاعات در گزارشی به موضوع خشک شدن گسترده درختان در پارک جنگلی چیتگر و متعاقب آن قطع آنها پرداخت.طبق آنچه شهرداری اعلام کرده، این اقدامات در قالب طرحی با عنوان «سومین عملیات بهداشتی و پرورشی امحاء درختان آلوده و کاشت نهالهای سازگار با بوستان جنگلی چیتگر» صورت گرفته است. به نظر میرسد عدم آبیاری کافی پارک در سالیان گذشته، موجب خشکیدگی و هجوم آفات به این درختان شده و چارهای جز قطع آنها باقی نگذاشته است.
در همین راستا، معاون خدماتشهری و محیطزیست شهرداری تهران روز گذشته درباره دلایل خشکیدگی در چیتگر و سرخهحصار اظهار داشت که اصلیترین عوامل این پدیده، کمبود منابع آبی و ضعف عملکرد برخی پیمانکاران مسئول نگهداری بودهاند. وی همچنین تاکید کرد که شهرداری در تلاش است تا رویکردی منسجم برای تامین منابع، شیوه نگهداری از فضای سبز، کیفیت خدمات و بهبود وضعیت معیشتی پرسنل خود اتخاذ کند.
با وجود این توضیحات، مردم همچنان سوالات بیپاسخ بسیاری در خصوص این واقعه و موارد مشابه آن دارند. آیا قطع گسترده ۳۰ هزار اصله درخت، واقعاً توجیه منطقی دارد؟
چگونه است که پیش از رسیدن این حجم وسیع از درختان به مرحله خشک شدن کامل، هیچ راهکاری اندیشیده نشده بود؟ آیا در مواجهه با آفتزدگی درختان، راهحلی موثرتر از قطع کامل آنها وجود ندارد؟ آیا واقعاً در تهران گونهای سازگارتر از درختان کاج یافت میشود که کاشت نهالهای جدید را به عنوان توجیهی برای قطع درختان خشکیده مطرح میکنند؟ و آیا افزایش روزافزون قیمت زمین در منطقه چیتگر، هیچ ارتباطی با خشکاندن عامدانه این درختان نداشته است؟
بدیهی است که در سالهای اخیر، شکاف اعتماد بین مردم و مسئولان تا حدی عمیق شده که توضیحات رسمی غالباً به جای تبیین، به عنوان توجیهات تلقی میشوند. مردم بیش از هر چیز به عملکردها توجه کرده و بر اساس آنها قضاوت میکنند، چرا که «دو صد گفته چون نیمکردار نیست»!
متاسفانه چیتگر تنها قربانی این وضعیت نیست؛ پارک جنگلی سرخهحصار در شرق تهران نیز سرنوشت بهتری نداشته است. در آنجا نیز هزاران درخت که زمانی سرسبزی و طراوت به شهر میبخشیدند، خشکیدهاند، گویی هیچ باغبان و مسئولی برای رسیدگی و آبیاری آنها وجود ندارد! سوال اساسی که نیازمند پاسخگویی شفاف است این است: آیا طرحی پنهانی برای این مناطق وسیع، ریههای سبز تهران، در دست اجراست؟



