اخبار اجتماعیاخبار پزشکی و سلامت

فاجعه هزینه‌های درمان سرطان: حقوق ۲۱ میلیونی، ۵۰ میلیون خرج در ۱۵ روز!

به گزارش ابرامباد، مبارزه با سرطان تنها به تحمل درد بیماری محدود نمی‌شود؛ بار مالی سنگین آن، شامل آزمایش‌های مکرر، تزریقات، ویزیت‌های پزشکان متخصص، تصویربرداری‌های ضروری و سایر مخارج پنهان، اغلب بیماران را با چالش‌های جدی روبرو می‌کند. این هزینه‌ها، که با رفت‌وآمدهای مداوم بین مراکز درمانی و شرکت‌های بیمه همراه است، می‌تواند تحت تأثیر تغییر ناگهانی در پوشش بیمه‌ای داروها، از مبالغ قابل کنترل به ارقام ده‌ها میلیون تومانی تبدیل شود و زندگی بیمار را زیر و رو کند.

خانم کشاورز، آموزگار بازنشسته‌ی ۷۴ ساله که خود با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کند، حکایتی تلخ از افزایش ناگهانی و سرسام‌آور هزینه‌ی داروی اصلی‌اش بازگو می‌کند. دارویی که زمانی با مبلغی کمتر از یک میلیون تومان در هر دوره قابل تهیه بود، ناگهان به ده‌ها میلیون تومان رسید و حتی در مقطعی به او اعلام شد که باید تمام مبلغ ۹۰ میلیون تومانی دارو را خودش تقبل کند. این در حالی است که روند درمانی وی هر بیست روز یک‌بار باید تکرار شود.

فاجعه هزینه‌های درمان سرطان: حقوق ۲۱ میلیونی، ۵۰ میلیون خرج در ۱۵ روز!

از بهبودی سرطان سینه تا آغاز دوباره مسیر درمانی

این معلم بازنشسته، از سابقه بیماری خود چنین می‌گوید: «در سال ۱۳۹۶ به سرطان سینه مبتلا شدم. مراحل درمانی من با هشت جلسه شیمی‌درمانی آغاز شد، سپس تحت عمل جراحی قرار گرفتم و پس از آن نیز بیست و پنج جلسه رادیوتراپی را پشت سر گذاشتم. خوشبختانه این درمان‌ها نتیجه‌بخش بودند و پس از آن نیز به صورت منظم برای معاینات دوره‌ای مراجعه می‌کردم.»

اما متأسفانه، پس از گذشت چندین سال، بیماری بار دیگر خود را نمایان ساخت. تابستان سال گذشته، او متوجه یک برجستگی کوچک در ناحیه ران پا شد و پس از انجام بررسی‌های دقیق‌تر از جمله نمونه‌برداری و اسکن پت (PET Scan)، مشخص شد که بیماری به سایر نقاط بدن نیز گسترش یافته است (متاستاز). در پی این تشخیص، رژیم درمانی جدیدی برای او شروع شد.

علاوه بر سرطان، خانم کشاورز با مشکلات جسمی دیگری نیز دست و پنجه نرم می‌کند؛ از جمله نارسایی قلبی که مستلزم گذاشتن استنت در سه رگ اصلی قلب وی شده و همچنین مشکلات کلیوی که اخیراً به جراحی و مراقبت‌های درمانی نیازمند بوده است.

فاجعه هزینه‌های درمان سرطان: حقوق ۲۱ میلیونی، ۵۰ میلیون خرج در ۱۵ روز!

مخارج درمان: تنها به دارو ختم نمی‌شود

افزایش ناگهانی و نجومی هزینه‌های درمانی

دل‌نگرانی اصلی این آموزگار بازنشسته، به هزینه‌های داروی حیاتی او بازمی‌گردد که باید تقریباً هر بیست روز یک‌بار مصرف شود. او توضیح می‌دهد که پس از تشکیل پرونده و دریافت کاردکس مربوط به بیماری‌های خاص، تا مدتی سهم پرداختی‌اش برای داروی اصلی، رقمی کمتر از یک میلیون تومان بود.

خانم کشاورز با بیان اینکه «با استفاده از همان کاردکس و با پشتیبانی موجود، داروی اصلی را با قیمتی کمتر از یک میلیون تومان تهیه می‌کردم. البته در کنار آن چند سرم و آمپول دیگر نیز وجود دارد، اما این داروی اصلی است که اکنون هزینه‌هایش برای من به شدت افزایش یافته است»، وضعیت گذشته را تشریح می‌کند.

اما وضعیت در آخرین مراحل درمانی به کلی دگرگون شده است. او در توضیح اولین شوک مواجهه با هزینه جدید می‌گوید: «برای دریافت دارو مراجعه کردم، به من گفتند باید ۴۵ میلیون تومان پرداخت کنید. با تعجب گفتم من کارت و کاردکس بیماری خاص دارم. پاسخ دادند که بیمه شما این دارو را از پوشش خود خارج کرده است.»

تلاش‌های او برای پیگیری از طریق بیمه و داروخانه در ابتدا بی‌نتیجه ماند. به گفته‌ی خانم کشاورز، ابتدا این احتمال مطرح شد که شاید سامانه بیمه موقتاً دچار مشکل شده باشد، اما در مراجعات بعدی با پاسخ متفاوتی روبرو شد: «سپس به من گفتند که بیمه دیگر هیچ‌گونه هزینه‌ای را تقبل نمی‌کند و باید تمامی ۹۰ میلیون تومان را خودم بپردازم. واقعاً انسان شوکه می‌شود؛ این درمان باید هر بیست روز یک‌بار برای من انجام شود.»

سرانجام و پس از چندین بار مراجعه و دوندگی، او موفق شد آخرین مرحله از داروی خود را با پرداخت تقریبی بیست میلیون تومان تهیه کند.

فاجعه هزینه‌های درمان سرطان: حقوق ۲۱ میلیونی، ۵۰ میلیون خرج در ۱۵ روز!

فقط ۲۰ میلیون تومان برای دارو و ۶.۵ میلیون تومان برای تزریق!

دامنه هزینه‌ها صرفاً به تهیه دارو ختم نمی‌شود. خانم کشاورز اشاره می‌کند که برای هر مرحله تزریق دارو نیز مبلغی حدود شش میلیون و پانصد هزار تومان می‌پردازد و آزمایش‌های دوره‌ای نیز خود مخارج جداگانه‌ای را به دنبال دارند.

او در این باره می‌گوید: «این بار فقط حدود بیست میلیون تومان برای داروی اصلی پرداخت کردم و شش میلیون و پانصد هزار تومان هم بابت تزریق آن هزینه شد. آزمایش هم دارم؛ گاهی اوقات بیمه هزینه آزمایش را به صورت کامل پوشش می‌دهد، اما در یک مورد مجبور شدم چهار میلیون تومان بپردازم، چون اعلام کردند که سایت بیمه قطع است و من برای ادامه روند درمانی‌ام ناچار به پرداخت آن بودم.»

به گفته‌ی وی، بازپرداخت برخی از هزینه‌هایی که طبق توافق قرار بود توسط بیمه انجام شود نیز با تأخیر طولانی همراه شده است: «یک مورد حدود ده میلیون تومانی مربوط به چهار ماه پیش است که هنوز پرداخت نشده. چندین بار مراجعه کرده‌ام و هر بار می‌گویند صبر کنید.»

هزینه‌های درمان: به مراتب فراتر از حقوق بازنشستگی

با حقوق ۲۱ میلیونی، ۵۰ میلیون در کمتر از ۱۵ روز هزینه کردم!

شکاف عمیق میان درآمد ماهانه و مخارج سرسام‌آور درمان، بخش دیگری از داستان تلخ این آموزگار بازنشسته است. خانم کشاورز می‌گوید پس از کسر بدهی‌های مربوط به وام و سایر کسورات، حقوق ماهانه‌اش حدود بیست و یک میلیون تومان است؛ رقمی که حتی کفاف یک مرحله از درمان او را هم نمی‌دهد.

او با تأسف بیان می‌کند: «حقوق دریافتی من حدود بیست و یک میلیون تومان است. فقط در همین مرحله بیست میلیون تومان بابت دارو پرداخت کردم و شش میلیون و پانصد هزار تومان هم هزینه تزریق شد. هزینه‌های پزشک قلب، نوار قلب و داروهای مربوط به آن نیز جداگانه محاسبه می‌شود. در همین ده تا پانزده روز اخیر، حدود پنجاه میلیون تومان هزینه کرده‌ام و هنوز یک ماه به مرحله بعدی درمانم نمانده است.»

خانم کشاورز همچنین به هزینه‌های بستری و درمان کلیه اشاره می‌کند؛ هزینه‌ای که به گفته او در یک نوبت حدود هفتاد میلیون تومان بوده و بخشی از آن با ارائه معرفی‌نامه بیمه کاهش یافته است.

فاجعه هزینه‌های درمان سرطان: حقوق ۲۱ میلیونی، ۵۰ میلیون خرج در ۱۵ روز!

موانع پیش‌روی بیماران برای حمایت بیمه‌ای / «به دلیل هزینه‌های گزاف، از ادامه درمان منصرف شده بودم»

فشاری که درمان بر دوش این بیمار وارد می‌کند، تنها جنبه مالی ندارد. بخش قابل توجهی از توان و انرژی این بانوی ۷۴ ساله، صرف رفت‌وآمدهای مکرر و خسته‌کننده به دفاتر بیمه، داروخانه‌ها و مراکز درمانی مختلف می‌شود تا وضعیت پوشش هزینه‌ها را پیگیری کند.

او با گلایه می‌گوید: «با این شرایط جسمانی و ناتوانی، چرا باید این همه مدت در داروخانه سرپا بایستم؟ چرا باید از یک اداره به اداره دیگر بروم و پیگیر باشم؟ یک روز از ساعت ۹ صبح به دنبال کارهایم رفتم و حدود چهار بعدازظهر به خانه بازگشتم. مدارک بسیاری دارم؛ در یک مکان می‌گویند این سند پذیرفته است و در جای دیگر می‌گویند خیر.»

خانم کشاورز اعتراف می‌کند که در برهه‌ای، سنگینی هزینه‌ها و پیچیدگی‌های پیگیری امور درمانی، او را به نقطه‌ای رسانده بود که به انصراف از ادامه درمان فکر کند: «به دخترم گفتم که دیگر خسته شده‌ام و قصد دارم درمانم را متوقف کنم. دخترم بسیار ناراحت شد و اصرار کرد که حتی اگر هزینه‌ها به نود یا صد میلیون تومان هم برسد، باید درمان را ادامه دهم.»

مهم‌ترین خواسته این آموزگار بازنشسته، فراهم آوردن حمایت‌های پایدار و بلندمدت برای بیمارانی است که روند درمانی آن‌ها نه انتخابی است و نه کوتاه‌مدت. او تاکید می‌کند: «این درمان ادامه‌دار است. شاید من بتوانم یک دوره را با سختی یا آسانی پشت سر بگذارم، اما بیست روز دیگر دقیقاً همین هزینه‌ها دوباره تکرار خواهد شد. افراد دیگری هم هستند که شرایط بسیار بدتری از من دارند. اگر نهادی وجود دارد که قادر به کمک است، باید برای بیماران خاص و تداوم درمانشان تدبیری اندیشیده شود.»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا