اخبار فرهنگی هنری

تصویر واقعی دوران پهلوی؛ نبوغ کامران شیردل در مستندهایی که منوتو نمی‌خواهد ببینید!

به گزارش ابرامباد، دنیای سینمای مستند ایران، دیگر نشانی از جسارت و عمقی که کامران شیردل، مستندساز برجسته، به آن تعلق داشت، ندارد.سینمای مستند امروز، اسیر ملاحظات اقتصادی و محافظه‌کاری سفارش‌دهندگان است؛ جایی که کمتر کسی جرات می‌کند فراتر از چارچوب‌های کم‌خطر و مفید برای حامیان مالی قدم بگذارد. در چنین فضایی، فیلمسازان چاره‌ای جز احتیاط ندارند تا مبادا فرصت ساخت فیلم را از دست داده یا آثارشان نادیده گرفته شود.

با این حال، در میان آثار معدود دهه‌های اخیر، مستند «کابین» ساخته یاسر خیر (محصول مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی) نمونه‌ای از جسارت واقعی را به نمایش می‌گذارد. خیر، مانند شیردل، دوربین خود را به خیابان نبرده، اما در فضایی محدود، موفق شده است روحی عصیانگر از جامعه و نسل جوان را ترسیم کند؛ نسلی که نمی‌خواهد زیر بار معیارهای متداول زندگی کند. این در حالی است که بسیاری از مستندهای پرهیاهوی این روزها، فاقد روح نوآوری و چالش‌گری هستند و صرفاً تکرار مکررات. طبیعت سینمای مستند، تازگی و کنجکاوی است، اما این سینما در سال‌های اخیر، کمتر پدیده‌ای خیره‌کننده داشته است.

تصویر واقعی دوران پهلوی؛ نبوغ کامران شیردل در مستندهایی که منوتو نمی‌خواهد ببینید!

در همین بستر است که نگاهی به مستندهای «قلعه» و «تهران، پایتخت ایران است» کامران شیردل، حیرت‌انگیز می‌شود. شیردل با هوشمندی بی‌نظیر، از دل سفارش‌هایی که برای ستایش حکومت پهلوی و برنامه‌های توسعه‌طلبانه‌اش داده شده بود، فقر، حاشیه‌نشینی و تباهی را به نقد کشید. فیلم‌های او، فراتر از صرفاً نمایش زندگی زنان کارگر و مردان تهیدست در محله‌های فقیرنشین تهران، نشان می‌دهد که چگونه یک مستندساز مستقل و زیرک می‌تواند حرف خود را بزند و تسلیم جریان روز و سلیقه بازار نشود.

روایت فیلم «قلعه» با نریشن‌هایی جذاب و شیطنت‌آمیز در تضاد است. در این فیلم، آموزگاری در کلاس درس، به زنی تن‌فروش دیکته می‌گوید و همزمان از توسعه و رفاه در ایران سخن می‌گوید. با وجود اشاره به حمایت برخی افراد از این زنان، روایت اصلی فیلم که حول شخصیت‌های زن می‌چرخد، گویای وضعیت دهشتناک زنان در اواخر دهه چهل شمسی در تهران و سایر شهرهاست؛ آینه‌ای از جامعه‌ای مردسالار که زنان بی‌سرپرست و بدسرپرست به سادگی به فروش می‌رسیدند.

در «تهران… پایتخت ایران است» نیز این تکنیک به کار گرفته شده است. صدای بانویی که در جنوب تهران، از موفقیت طرح‌های دولتی برای فقرزدایی و رفع محرومیت سخن می‌گوید، در تضاد کامل با تصاویری است که نکبت زندگی طبقه فرودست را عریان می‌کند. فیلم با ورود به تونلی تاریک آغاز می‌شود که مردانی در آن به خواب رفته‌اند و در همان تاریکی به پایان می‌رسد. این مسیر دایره‌وار، هیچ نشانی از توسعه و پیشرفتی که حکومت پهلوی تبلیغ می‌کرد، ندارد. در سکانسی از فیلم، دو کودک بیمار و کثیف را می‌بینیم که در زاغه‌ای زندگی می‌کنند و والدین کارگرشان، اگر یک روز کار نکنند، برای یک لقمه نان هم محتاجند.

تصویر واقعی دوران پهلوی؛ نبوغ کامران شیردل در مستندهایی که منوتو نمی‌خواهد ببینید!

در طول یک دهه گذشته، شبکه «منوتو» با پخش بی‌وقفه مستندهایی از دوران پهلوی، تصویری یک‌سویه و بی‌عیب و نقص از آن دوره ارائه داده است. اما سیمای غربی و رنگارنگ تهران، سیستم آموزشی و رفاهی و جشن‌های پرشکوهی که «منوتو» به نمایش می‌گذارد، با آنچه در «قلعه» و «تهران پایتخت ایران است» می‌بینیم، تفاوت فاحشی دارد. اگرچه مخالفان ممکن است امروز هم کامران شیردل را به سیاه‌نمایی متهم کنند، اما آثار این سینماگر جسور و آگاه، فارغ از هیاهوی زمانه، پابرجا خواهند ماند. هر بار که به تماشای آن‌ها می‌نشینیم، قاب‌های هوشمندانه، تصاویر اندیشیده شده و نواهای موجود در فیلم، از یک اثر اجتماعی خوش‌ساخت و ماندگار خبر می‌دهند.

تصاویر ماندگار کاوه گلستان در «قلعه»، آواهایی که زنان رانده شده می‌خوانند، چهره‌های زحمتکش کارگران در «تهران پایتخت ایران است» و تاریکی مسلط بر فیلم، همگی تاثیرگذار و فراموش‌نشدنی هستند.

تصویر واقعی دوران پهلوی؛ نبوغ کامران شیردل در مستندهایی که منوتو نمی‌خواهد ببینید!

سال‌ها بعد و در اواخر دهه هفتاد شمسی، کامران شیردل مستند «تنهایی اول» را در کیش ساخت. این مستند نیز همچون آثار پیشین، در ابتدا به رونق و زیبایی جزیره کیش اشاره دارد، اما شخصیت اصلی فیلم، مردی است که در میان این جزیره زیبا و مدرن، در تنهایی و سکوت فرو رفته و حتی مورد بی‌اعتنایی بازدیدکنندگان قرار می‌گیرد. این مرد تنها، از زرق و برق کیش بی‌نصیب است. در اتاق محقرش، همه چیز کهنه، مصرف‌شده و از کار افتاده به نظر می‌رسد. او نه تنها در زندگی فردی در انزواست، بلکه در جامعه نیز نقش و تاثیری ندارد؛ نگهبانی بی‌هویت از مکانی که وسایل و ابزارهایی در آن نگهداری می‌شود.

کامران شیردل که در زمان ساخت «تنهایی اول» بیش از شصت سال داشت، همچون دوران اوج فیلمسازی‌اش، مستندسازی بود که جهان‌بینی و نگاه خاص خود را به دنیای اطرافش تزریق می‌کرد و تحت تاثیر فضای غالب جامعه قرار نمی‌گرفت.

بدون ستایش‌های صرف و بیهوده، باید گفت که کامران شیردل از معدود مستندسازانی است که آثارش از آزمون زمان سربلند بیرون آمده‌اند و همچنان «زنده» و «تماشایی» هستند. این آثار، حاصل توازن فرم و محتوا بوده و با تماشای آن‌ها، تسلط فنی فیلمساز بر سینما و آگاهی او نسبت به مسئولیت هنرمند خردمند به وضوح نمایان می‌شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا