
به گزارش ابرامباد، در حالی که بازیهای آسیایی ناگویا میتوانست سکوی پرتابی برای نسل جدید فوتبال ایران و تیم ملی امید باشد، تدارکات این تیم درگیر یک چالش قدیمی شده است.فدراسیون فوتبال به شدت خواهان حضور بازیکنان دعوتشده در اردوی حسین عبدی بوده و باشگاههایی که ممانعت میکنند را به جریمه و محرومیت تهدید کرده است. اما در مقابل، تیمهایی نظیر استقلال، تراکتور و گلگهر به دلیل تداخل رقابتهای آسیایی و داخلی، تمایلی به آزاد کردن بازیکنان کلیدی خود ندارند. نکته حائز اهمیت، وجود یک شکاف قانونی است: رقابتهای آسیایی در تقویم رسمی فیفا جایگاهی ندارند و این امر، قدرت فدراسیون را برای اجبار باشگاهها به آزادسازی بازیکنان کاهش میدهد. این وضعیت، تصویری آشنا را در فوتبال ایران تکرار کرده است: اردو آغاز شده، اما تیم هنوز کامل نیست.

بیانیهها جایگزین برنامهریزیهای بلندمدت میشوند
در روزهای اخیر، فدراسیون فوتبال موضعی بسیار قاطع اتخاذ کرده و تاکید داشته که باشگاهها باید بازیکنان دعوتشده را در اختیار کادر فنی تیم امید قرار دهند. کمیته انضباطی نیز با استناد به قوانین داخلی، عدم همکاری باشگاهها را تخلف دانسته و از احتمال برخوردهای انضباطی سخن گفته است. اما ریشه اصلی مشکل در تفاوت بین مقررات داخلی و الزامات بینالمللی نهفته است. طبق آییننامههای نقل و انتقال بازیکنان فیفا، الزام باشگاهها به آزادسازی بازیکنان تنها در بازههای زمانی مشخص شده در تقویم بینالمللی فیفا معتبر است. بازیهای آسیایی که تحت نظر شورای المپیک آسیا برگزار میشود، جزو مسابقاتی نیست که فیفا برای آن آزادسازی اجباری بازیکنان را تعیین کرده باشد. به همین دلیل، بیانیههای فدراسیون، هر چقدر هم صریح و تهدیدآمیز باشند، نمیتوانند برای باشگاههای خارجی یا حتی در همه شرایط برای باشگاههای داخلی، ضمانت اجرایی ایجاد کنند. این همان نقطهای است که اختلاف کنونی را از یک نزاع ساده مدیریتی فراتر میبرد.
تراکتور، سدی در برابر آزادسازی حسینزاده
یکی از جدیترین چالشها بر سر امیرحسین حسینزاده پدید آمده است؛ بازیکنی که باشگاه تراکتور تمایلی به آزاد کردن او برای حضور در بازیهای آسیایی ندارد. دلایل باشگاه تبریزی کاملاً منطقی به نظر میرسد؛ تراکتور در مقطع کنونی باید به طور همزمان در لیگ برتر، لیگ نخبگان آسیا و جام حذفی به رقابت بپردازد و حسینزاده یکی از مهرههای کلیدی این تیم است. او تنها بازیکن بالای ۲۳ سال در فهرست نهایی تیم امید است، سابقه حضور در جام جهانی را دارد و آقای گل دو فصل متوالی لیگ برتر بوده. شروع فصل جاری نیز برای او با درخشش و ثبت دو گل در دو هفته نخست همراه بوده است. بنابراین، مخالفت تراکتور از دیدگاه منافع باشگاه کاملاً قابل درک است؛ اما در اینجا سوالی بزرگتر مطرح میشود: آیا فدراسیون از ماهها قبل نمیدانست که چنین بازیکنی در برنامههای تیم امید قرار دارد و باشگاهش همزمان درگیر مسابقات آسیایی خواهد بود؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا پیش از رسیدن کار به مرحله بحرانی، توافقی صورت نگرفت؟

تراژدی تنها به تراکتور محدود نمیشود!
چالش آزادسازی بازیکنان تنها به امیرحسین حسینزاده محدود نمانده است. استقلال و گلگهر نیز در فهرست باشگاههایی قرار دارند که بر سر واگذاری بازیکنانشان با فدراسیون اختلافنظر دارند. همزمان، وضعیت بازیکنانی که در خارج از کشور فعالیت میکنند، پیچیدهتر است. مبین دهقان در الوحده امارات و رضا غندیپور در شبابالاهلی حضور دارند و باشگاههای آنها به طور طبیعی تابع قوانین داخلی فوتبال ایران نیستند. در نتیجه، فدراسیون برای در اختیار گرفتن این بازیکنان بیش از هر چیز به رایزنی و توافق نیاز دارد. این موضوع در مورد غندیپور اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ بازیکنی ۲۰ ساله که در دوره آمادهسازی پیشفصل عملکرد درخشانی داشته و از گزینههای اصلی تیم امید به شمار میرود. در چنین شرایطی، انتظار همکاری یک باشگاه خارجی بدون توافق قبلی، چندان واقعبینانه به نظر نمیرسد.
اردوی دو نفره؛ نمادی از فاجعه مدیریتی!
شاید هیچ تصویری بهتر از اتفاقات شامگاه شنبه ۷ شهریورماه، وضعیت نابسامان فعلی تیم امید را بازگو نکند. قرار بود ۲۳ بازیکن در هتل المپیک حاضر شوند، اما در کمال ناباوری تنها سهیل صحرایی و مسعود محبی خود را به کادر فنی معرفی کردند. هرچند تعدادی از بازیکنان پرسپولیس، از جمله پوریا لطیفیفر، پوریا شهرآبادی و دانیال ایری، بعداً به اردو اضافه شدند، اما یکشنبه شب اعلام شد که اردوی تیم امید به طور کامل لغو و بازیکنان به خانههایشان بازگشتند.

جلالی: فقدان برنامه برای تیم امید، ریشه اصلی مشکلات است
مجید جلالی، کارشناس برجسته فوتبال، ریشه مشکلات فعلی را فراتر از اختلاف میان فدراسیون و باشگاهها میداند. او در گفتگو با خبرنگار ابرامباد در مورد حواشی تیم امید گفت: «مسئله اساسی، نبود یک برنامه جامع و بلندمدت برای تیم امید است. اتفاقات امروز نتیجه سالها نگاه مقطعی به این تیم است؛ تیمی که معمولاً با فاصله اندکی تا شروع مسابقات شکل میگیرد، مربی خود را دیر میشناسد و در نهایت باید در کوتاهترین زمان ممکن برای یک تورنمنت مهم آماده شود.»
جلالی در مورد پایان دادن به ناکامیهای تیم امید افزود: «نباید به دنبال راهکارهای کوتاهمدت بود. تیم امید باید از همان ابتدای چرخه چهار ساله خود برنامه مشخصی داشته باشد و حتی در روزهای فیفادی، بازیهای تدارکاتی برای آن تعریف شود. این دقیقاً همان نقطهای است که اختلاف فعلی را معنا میکند. اگر تیم امید بخشی ثابت و تعریفشده از برنامه کلی فوتبال ایران بود، هماهنگی با باشگاهها نیز میتوانست ماهها زودتر انجام شود.»
این کارشناس فوتبال البته به باشگاههای داخلی نیز حق میدهد. او در مورد عدم همکاری باشگاههای لیگ برتری با تیم امید گفت: «نمیتوان به باشگاهها خرده گرفت. باشگاهها در بسیاری از مواقع همکاری میکنند، اما وقتی منافع ورزشیشان در خطر باشد، طبیعی است که از بازیکنان خود دفاع کنند. نکته مهم اینجاست که صرف جریمه کردن باشگاهها نمیتواند مشکل را حل کند. وقتی بازیکنی بیشتر زمان فصل را در باشگاه سپری میکند و باشگاه نیز بابت قرارداد، دستمزد و عملکرد او هزینه میدهد، نمیتوان انتظار داشت در هر شرایطی بدون مذاکره، بازیکن خود را در اختیار تیم ملی قرار دهد.»



