
به گزارش ابرامباد، دکتر مجتبی کرباسی، پزشک و مشاور متخصص در حوزه سبک زندگی سالم، با اشاره به ارتباط تنگاتنگ میان چاقی و دیابت نوع دو اظهار داشت که این دو پدیده مانند دو روی یک سکه هستند.او توضیح میدهد که از دهه ۱۹۸۰ میلادی، با افزایش چشمگیر موارد چاقی و دیابت، مفهوم «دیابسیتی» که ترکیبی از واژههای دیابت و چاقی است، رواج پیدا کرد و پس از سال ۲۰۰۰، به طور رسمی در ادبیات پزشکی به کار گرفته شد.
این اصطلاح نشاندهنده آن است که هر فردی که دچار افزایش وزن و چاقی میشود، به تدریج مستعد ابتلا به دیابت خواهد شد. به همین ترتیب، افرادی که به دیابت نوع دو مبتلا شدهاند، پیش از این حتماً تجمع چربی درونی یا قابل مشاهدهای در بدن خود داشتهاند. به بیانی سادهتر، میتوان گفت چاقی و دیابت پیوندی ناگسستنی دارند.

پدیدههایی که اذهان را درگیر میکنند
برخی از مشاهدات بالینی، متخصصان را با دو پدیده به ظاهر متناقض روبهرو کرده است: اول، افراد لاغری که به دیابت مبتلا میشوند (که به سندرم TOFI یا «لاغر از بیرون، چاق از درون» شناخته میشوند) و دوم، افراد چاقی که با وجود اضافه وزن قابل توجه، از نظر متابولیکی سالم به نظر میرسند (MHO). بررسیهای دقیقتر نشان داده است که بسیاری از لاغرهای دیابتی، در واقع دچار چاقی پنهان بودهاند. همچنین، افرادی که با وجود چاقی، در آزمایشهای معمول متابولیکی مشکلی نشان ندادهاند، لزوماً به معنای عدم وجود اختلال متابولیک نیست؛ بلکه ممکن است سطح اختلال آنها هنوز به حدی نرسیده باشد که با معیارهای رایج پزشکی تشخیص داده شود.
لاغرهای گولزننده: چاقی درونی
در علم پزشکی، وضعیتی به نام TOFI (Thin Outside, Fat Inside) وجود دارد که به افرادی اشاره میکند که ظاهری لاغر دارند، اما در داخل بدنشان، تجمع چربی خطرناکی رخ داده است. این افراد ممکن است به بیماریهایی نظیر کبد چرب، افزایش چربی خون، دیابت نوع دو، یا حتی عوارض قلبی و عروقی مانند سکتههای قلبی و مغزی ناشی از اختلالات متابولیکی دچار شوند. تحقیقات حاکی از آن است که ۲۲ درصد از مردان و ۸ درصد از زنانی که دارای وزن نرمال بودهاند، در اسکنهای بدن خود، مقادیر زیادی چربی احشایی (چربی دور ارگانها) انباشته داشتهاند که نشاندهنده چاقی پنهان در آنهاست.
چاقهایی که ظاهراً سالماند
در مقابل، پزشکان با مورد دیگری به نام MHO (Metabolically Healthy Obesity) مواجه شدهاند. این افراد با وجود اینکه بر اساس شاخص توده بدنی (BMI ≥۳۰) چاق محسوب میشوند یا چاقی شکمی دارند، اما عوارض معمول متابولیک مرتبط با چاقی مانند فشار خون بالا، قند خون غیرطبیعی، تریگلیسیرید بالا، کلسترول HDL پایین، مقاومت به انسولین یا التهاب سیستمیک را ندارند. این افراد در ظاهر چاق هستند، اما در حال حاضر نشانهای از اختلالات متابولیکی از خود بروز نمیدهند.
با این حال، مطالعات بلندمدت نشان دادهاند که وضعیت MHO یک حالت پایدار نیست و بخش قابل توجهی از این افراد به مرور زمان به سندرم متابولیک و عوارض آن دچار خواهند شد. برخی از پزشکان تیزبین بر این باورند که با شروع چاقی، اختلالات متابولیک نیز آغاز میشوند، هرچند ممکن است در مراحل اولیه با آزمایشهای متداول قابل شناسایی نباشند.

آستانه شخصی ذخیره چربی
هر فرد دارای یک «آستانه شخصی» برای ذخیرهسازی چربی در سلولهای چربی خود است که این آستانه، ذاتی و ژنتیکی است. تا زمانی که چربی اضافی صرفاً در بافتهای چربی ذخیره شود، عوارض اختلال متابولیسم بروز پیدا نمیکند. اما به محض اینکه این ظرفیت ذخیرهسازی پر شود، چربی شروع به «سرریز» به سایر ارگانهای حیاتی مانند کبد، عضلات و پانکراس (لوزالمعده) میکند. این سرریز منجر به کبد چرب، اختلال در عملکرد کبد و لوزالمعده، مقاومت به انسولین و در نهایت افزایش قند خون و نیاز به انسولین میشود که آغاز دیابت نوع دو است، حتی در افرادی که اضافه وزن آشکاری ندارند.
نتیجهگیری
بنابراین، دلیل ابتلای برخی افراد لاغر به دیابت این است که ظرفیت ذخیره چربی در بافت چربی آنها محدود است. این افراد با افزایش وزن کم نیز، چربی به سرعت به ارگانهای حیاتیشان سرریز کرده و زودتر دچار مقاومت به انسولین و دیابت میشوند. در مقابل، افرادی که چاق هستند اما آزمایشهای متابولیکی نرمالی دارند، به این دلیل است که سرریز چربی در بدن آنها دیرتر اتفاق میافتد. آنها حتی با چاقی بالا نیز ممکن است در حال حاضر قند و چربی خون نرمال داشته باشند، اما در نهایت، آنها نیز به مرحلهای خواهند رسید که علائم آزمایشگاهی ظاهر شود.



