
به گزارش ابرامباد، سردار یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، اخیراً یادداشتی منتشر کرده که در آن به سخنان دکتر حسن روحانی در جمع استانداران، معاونان و فرمانداران دولتهای پیشین خود پاسخ داده است.به باور سردار جوانی، برخی از دیدگاههای مطرح شده توسط آقای روحانی نیاز به بررسی دقیق و نقد جدی از سوی صاحبنظران حوزه سیاست و مسائل دفاعی-امنیتی دارد.
در این نوشتار، تنها به بخشی از اظهارات آقای روحانی درباره لزوم نظرخواهی از مردم برای ادامه نبرد پرداخته میشود.
آقای روحانی در بخشی از سخنان خود بر اهمیت تعیین چارچوب اهداف ملی و سپس ارائه آن به مردم تأکید کرده و گفته بود: “این بسیار مهم است که ابتدا اهداف ملی خود را روشن کرده و سپس آن را به مردم عرضه کنیم. به مردم بگوییم که قصد داریم برای بیست سال دیگر با قدرتهای جهانی بجنگیم؛ اگر مردم موافقت کردند، بسیار خوب است و ادامه میدهیم. اما اگر مردم نپذیرفتند و مسیر دیگری را پیشنهاد دادند، آیا ما حاضر به پذیرش آن نیستیم؟” او سپس با استناد به شیوه پیامبر اکرم (ص) در مشورت با مردم افزود: “پیامبر که خود متصل به وحی بود و از آن همه دانش، بینش و تدبیر برخوردار بود، با مردم مشورت میکرد. آیا ما حاضر به مشورت با ولینعمتان خود نیستیم؟”
این بخش از صحبتهای ایشان که در بستر جنگ تحمیلی دشمن صهیونیستی-آمریکایی علیه ملت ایران و چگونگی پایان دادن به آن مطرح شده و راهحل را نوعی همهپرسی از مردم عنوان میکند؛ برای سنجش درستی یا نادرستی این دیدگاه، باید به چند نکته اساسی توجه کرد:
نخست، آیا پیامبر اسلام در اصل جنگ و دفاع در برابر دشمنان از مردم مشورت میگرفت، یا در شیوه و تاکتیکهای نبرد و چگونگی اتخاذ مواضع دفاعی با مردم مشورت میکرد؟ تمامی پژوهشگران اسلامی به خوبی میدانند که جهاد و دفاع در دوران پیامبر یک فریضه الهی و واجب بوده است. قرآن کریم با آیات فراوان بر این امر تأکید دارد. دفاع، یک امر طبیعی و منطقی است و هیچکس در عقلانی بودن آن تردید ندارد. آنچه پیامبر به مشورت میگذاشت، نه اصل جهاد و دفاع، بلکه چگونگی مبارزه و راهبردهای تدافعی و تهاجمی بود که دیگران بر اساس تجربه و شناخت از موقعیت جغرافیایی جنگ، نظرات مشورتی خود را به ایشان ارائه میکردند.
دوم، آیا آقای روحانی نمیدانند که این دشمن صهیونیستی-آمریکایی است که به کشور و ملت ما حمله کرده و جنگی را بر ما تحمیل کرده است؟ اگر ایشان به وضوح میدانند که این جنگ بر ما تحمیل شده است، پس چرا میگویند به مردم بگوییم قرار است بیست سال دیگر بجنگیم؟ آیا این ما بودیم که جنگ را آغاز کردیم؟ دشمن جنگ را به ما تحمیل کرده و ملت ما در حال دفاع از موجودیت، استقلال و تمامیت ارضی ایران است. ملت ایران در برابر متجاوزانی از خود دفاع میکند که جنگ را با هدف براندازی جمهوری اسلامی، تجزیه ایران و در نهایت سلطه بر این سرزمین کهن و پهناور و تاریخی آغاز کردند.
با توجه به این دیدگاه، باید به دو پرسش کلیدی پاسخ داد:
۱. آیا مشروعیت و مقبولیت دفاع از سرزمین، استقلال، موجودیت و عزت ملی، به زمان بستگی دارد و در صورت طولانی شدن، باید خسته شد و دست از دفاع کشید؟
۲. آیا منطقی است که برای یک دفاع شرافتمندانه که تضمینکننده استقلال، عزت و آینده یک ملت است، اصل چنین دفاعی را به همهپرسی گذاشت؟ آیا در شرعی و عقلانی بودن دفاع مقدس از موجودیت و تمامیت ارضی کشور و ملت ایران تردیدی وجود دارد که نظام اسلامی برای ادامه یا پایان آن به همهپرسی روی آورد؟
در چنین شرایطی، در هر جامعهای، انسانهای غیور لباس جهاد بر تن کرده و برای حفظ سرزمین و موجودیت میجنگند، در حالی که عدهای مسیر عافیتطلبی را در پیش گرفته و گاهی مدافعان عرصه مقدس دفاع را جنگطلب و خود را صلحطلب معرفی میکنند!
آیا در جنگ تحمیلی اول که هشت سال به طول انجامید، اینگونه نبود؟ امروز از آن هشت سال دفاع مقدس به عنوان دورانی درخشان در تاریخ به نیکی یاد میشود؛ چرا که ملت ایران مردانه ایستاد و از شرف و ناموس، استقلال و تمامیت ارضی، عزت و هویت تاریخی خود دفاع کرد. به طور قطع امروز نیز دهها میلیون نفر از مردان و زنان غیور ایرانی در سراسر این سرزمین پهناور، جانفدای کشور هستند و در دفاع مشروع و عقلانی خود تردید به دل راه نمیدهند.
بنابراین، بهتر است در این امر مقدس و افتخارآفرین دفاع، اگر خودمان اهل جهاد و جانفشانی نیستیم، حداقل با ژست دموکراسیخواهی و صلحطلبی در مسیر دفاع مقدس ملت سرافراز ایران شبههافکنی نکنیم و پیامی از ضعف و تردید در دفاع به دشمن صهیونیستی-آمریکایی ندهیم. این مردم، با ارادهای پولادین، مصمم به دفاع شرافتمندانه از ایران اسلامی در برابر دشمنان متجاوز هستند، حتی اگر این دفاع بیست سال به طول بینجامد.



