اخبار اجتماعی

مایلی کهن: مهدوی‌کیا را از دل پایین شهر به تیم ملی آوردم! پشت پرده‌های فوتبال ایران

به گزارش ابرامباد، محمد مایلی‌کهن، یکی از متعصب‌ترین و پرشورترین حامیان تیم ملی فوتبال ایران به شمار می‌رود.تردیدی نیست که هرگاه تیم ملی دچار شکست می‌شود، او نیز از صمیم قلب رنج می‌برد.
با اینکه سال‌هاست مایلی‌کهن هیچ سمت رسمی در فوتبال ندارد، اما با شنیدن نام ایران و تیم ملی، احساساتش به غلیان درآمده و حالتی از دلتنگی و بغض در او هویدا می‌شود.
حتی در نامناسب‌ترین زمان‌بندی پخش مسابقات تیم ملی، او نیز همانند بسیاری از هموطنانش، ساعت خود را تنظیم می‌کند تا تماشای بازی‌های ملی کشورش را از دست ندهد. مایلی‌کهن، طبق عادت همیشگی‌اش، بدون ملاحظه سخن گفت و آنچه را در دل داشت با ما در میان گذاشت.
در ابتدای گفت‌وگو و در پاسخ به این سوال که “چه خبر از دنیا، فوتبال و جام جهانی؟”، وی با لحنی خاص بیان داشت: “من از کجا باید باخبر باشم؟ خودم، خودم را از صحنه فوتبال کنار کشیدم. پس از دوره ملوان، تصور می‌کردم هنوز می‌توانم مفید باشم، اما شاید در جهان دیگر، عملکرد بهتری داشته باشم!”
در واکنش به این اظهارات، وقتی از ایشان پرسیده شد: “این چه نوع سخنانی است آقای مایلی‌کهن؟”، او با صراحت پاسخ داد: “مگر دروغ می‌گویم؟ همه ما به خوبی می‌دانیم که سرانجام روزی این دنیا را ترک خواهیم کرد، اما متاسفانه همچنان در حال ستیز با یکدیگر هستیم! به واقعیت بپیوندید که مرگ یک موهبت الهی است، ولی بسیاری قادر به درک این حقیقت نیستند.”
در ادامه مصاحبه، در مورد تماشای بازی‌های اخیر تیم ملی، مایلی‌کهن با تعجب و غیرت همیشگی خود گفت: “آیا ممکن است که من بازی‌های تیم ملی کشورم را نبینم؟ هر سه مسابقه را با دقت زمان‌بندی کرده و به تماشای آن‌ها نشستم.”
وقتی از کیفیت این بازی‌ها سوال شد، او تحلیل خود را اینگونه ارائه داد: “مقابل نیوزلند عملکرد قابل قبولی نداشتیم و همین بازی سنگ‌بنای وضعیت دشوار بعدی شد. در دیدار با بلژیک، با وجود اینکه حریف ۱۰ نفره شد، ما باز هم نتوانستیم عملکرد مطلوبی ارائه دهیم. به اصطلاح، به نتیجه تساوی بسنده کردیم. بلژیک یکی از قدرت‌های اروپایی است، اما در آن روز، ما فرصتی طلایی برای پیروزی مقابل تیم ده‌نفره آن‌ها داشتیم. اینطور نیست که همیشه تیم‌های ده‌نفره بازنده باشند؛ من قصد بی‌انصافی ندارم، اما واقعیت این است که پس از اخراج بازیکن بلژیک، عملکرد تیم ما حتی ضعیف‌تر شد. ماهیت فوتبال همین است و به همین دلیل جذابیت دارد؛ همین عامل است که این همه تماشاگر را به خود جذب کرده و مردم عاشق آن هستند. به نظر شما، با وجود تمام انتقادات موجود، چرا فوتبال تا این حد در جهان محبوبیت دارد؟”
در پاسخ به این نکته که “در سطح جهانی، فوتبال منابع درآمدی کلانی دارد، اما در ایران این رویه چندان رعایت نمی‌شود و اغلب، فوتبال ضررده است”، مایلی‌کهن توضیح داد: “امروزه، مردم تیم ملی کشورشان را بخشی جدایی‌ناپذیر از خانواده خود می‌دانند. حتی فردی که علاقه‌ای به فوتبال ندارد، در زمان مسابقه تیم ملی کشورش، آرزوی پیروزی دارد و از باخت آن محزون می‌شود. این فقط مختص ما نیست؛ یک حس جهانی است. من معتقدم فوتبال بی‌رحم نیست؛ از شدت علاقه‌ای که به آن دارم، نمی‌توانم چنین صفتی برایش به کار ببرم. به عقیده من، فوتبال یکی از برترین ورزش‌های جهان است؛ هم از جنبه احساسی، هم فنی، هم ایجاد اتحاد و همبستگی ملی و حتی بین‌المللی. کافیست نگاه کنید که میلیون‌ها نفر از طریق فوتبال امرار معاش می‌کنند؛ فوتبال به راستی یک قدرت صنعتی عظیم است.”
در ادامه، درباره دیدگاه فنی‌اش نسبت به سه بازی اخیر ایران، او اظهار داشت: “به نظر من، تساوی مقابل نیوزیلند به منزله شکست بود، اما فوتبال همواره غیرقابل پیش‌بینی است. در دیدار با بلژیک، به ویژه پس از ۱۰ نفره شدن حریف، کار می‌توانست آسان‌تر شود و حداقل می‌توانستیم پیروز میدان باشیم. بلژیک تیمی قدرتمند با بازیکنان بزرگی است، اما در بازی آخر نیز باید به پیروزی می‌رسیدیم. در حقیقت، ما دچار اتفاقاتی شدیم و خودمان فرصت پیروزی را از خودمان گرفتیم.”
در پاسخ به این انتقاد که “یکی از نقدهایی که به تیم ملی و امیر قلعه‌نویی وارد می‌شد، اعزام تیمی با میانگین سنی بالا به جام جهانی بود. ما به یاد داریم که شما همواره به جوان‌گرایی اعتقاد داشتید و نسل جدیدی از بازیکنان را به فوتبال ایران معرفی کردید”، مایلی‌کهن تاکید کرد: “بارها این نکته را گفته‌ام و باز هم تکرار می‌کنم. من صرفاً بر اساس جوان بودن یا با تجربه بودن یک بازیکن، او را انتخاب نمی‌کنم. اگر یک بازیکن جوان و یک بازیکن با تجربه از نظر توانایی در یک سطح قرار بگیرند، معمولاً ترجیح می‌دهم بازیکن با تجربه را انتخاب کنم؛ اما اگر مشاهده کنم یک بازیکن جوان به مراتب بهتر و یک سر و گردن بالاتر از بازیکن با تجربه است، حتی با وجود نارضایتی‌های احتمالی شخصی، او را انتخاب خواهم کرد. آن بازیکن جوان تلاش کرده و انصاف نیست که حقش را پایمال کنیم.”
او با اشاره به کشف استعدادها افزود: “به عنوان مثال، من مهدی مهدوی‌کیا را از کجا به تیم ملی آوردم؟ به مسابقات امیدها رفتم؛ در یک زمین خاکی در جنوب شهر، گمان می‌کنم حوالی بهشت زهرا (س). همان‌جا او را دیدم و به تیم ملی دعوت کردم. بسیاری به این انتخاب من اعتراض کردند که فلان بازیکن هست و فلان نیست، اما مهدوی‌کیا شایستگی خود را ثابت کرد. من اسامی بسیاری را به فوتبال ایران معرفی کردم که هیچ‌کس فکرش را نمی‌کرد روزی به تیم ملی راه یابند؛ مانند فرهاد مجیدی از تیم بهمن، علی موسوی از یکی از تیم‌های شیراز که فکر می‌کنم در آن زمان سرباز بود، و نیما نکیسا از تیم پیام. به اعتقاد من، هم این بازیکنان به فوتبال خدمت کردند و هم فوتبال به آن‌ها. خوشبختانه، این افراد از وضعیت مالی و خانوادگی مناسبی برخوردارند، اما گاهی اوقات همین وضعیت مالی می‌تواند انسان‌ها را به بیراهه بکشاند.”
مایلی‌کهن در ادامه با اشاره به سوابق خود اظهار داشت: “من، محمد مایلی‌کهن، همواره تاکید کرده‌ام که نمی‌توان تاریخ را تحریف کرد. من ۱۴ سال در باشگاه پرسپولیس حضور داشتم، شماره ۱۹ پیراهن خود را هرگز تغییر ندادم و با اینکه هافبک بودم، ۱۹ گل نیز به ثمر رساندم، اما متاسفانه بسیاری نمی‌خواستند ما در این فوتبال حضور داشته باشیم. من مایلی‌کهن شاید شخصیتی بی‌اهمیت باشم، اما قبل از انقلاب مدرک لیسانس خود را گرفتم و در بهترین دوره‌های مربیگری شرکت کردم. من جزو اولین کسانی بودم که مدرک بین‌المللی مربیگری را کسب کردم، ولی باز هم می‌گویم که نخواستند در این فوتبال بمانیم.”
در ادامه مصاحبه، وقتی از مایلی‌کهن، که به گفته خودش کاشف مهدی مهدوی‌کیا بود، نظرش را درباره رامین رضاییان و عملکرد او در رقابت‌های اخیر جویا شدند، با این پرسش که “رامین بازیکن جوانی نیست اما به عقیده بسیاری در جام جهانی درخشید”، وی پاسخ داد: “درباره رامین رضاییان نیز باید بگویم که در این دوره بسیار متفاوت ظاهر شد، حتی در رفتار و ظاهرش. آیا مدل موهای او را مشاهده کردید؟”
در واکنش به این سوال که “آیا منشوری بود؟”، مایلی‌کهن با خنده گفت: “نه بابا! دیگر بحث منشوری بودن مطرح نیست. باز هم به بحث جوان‌گرایی خودم رسیدیم. حرف من این است که او خودش را اصلاح کرد و تلاش کرد تا ثابت کند بازیکن شایسته‌ای است، و این انصاف هم بود. خداوند نیز یاری‌اش کرد و بازی‌های بسیار خوبی ارائه داد.”
سپس، در مورد امیر قلعه‌نویی و با توجه به اختلافات قبلی، از ایشان خواسته شد تا دیدگاه فنی و کارشناسی خود را درباره کادر فنی تیم ملی بیان کند. مایلی‌کهن با مزاح گفت: “سوال اصلی‌ات را گذاشتی آخر بپرسی؟! من بارها گفته‌ام و شاید هم اشتباه کنم، اما همیشه آرزو دارم سرمربی تیم ملی ما یک ایرانی باشد؛ حتی اگر با آن فرد مشکلات شخصی داشته باشم. هنوز هم رفتار کارلوس کی‌روش با هموطنانم آزارم می‌دهد. اگر یک مربی ایرانی شش گل دریافت می‌کرد، در ایران با او چه می‌کردیم؟ او را اعدام می‌کردیم. اما باز هم گفتند خوب دفاع کردیم! مگر این بار خوب دفاع نکردیم؟ فوتبال که فقط دفاع اتوبوسی نیست. مشکل اصلی ما این است که فوتبال انسان‌ها را به سرعت مشهور می‌کند و به همان سرعت نیز منفور. امیدوارم بالاخره یاد بگیریم که همدیگر را نابود نکنیم.”
در ادامه پرسیده شد که “یعنی اگر اکنون یک مربی خارجی ممتاز به ایران بیاید، نظیر یورگن کلوپ یا توخل، شما همچنان مخالف خواهید بود؟” مایلی‌کهن پاسخ داد: “من با مربیان خارجی خوب هیچ مشکلی ندارم؛ حتی دستشان را هم می‌بوسم. اما نه هر مربی‌ای که به کشور و مردم من توهین کند. آیا مربی خارجی خوب؟ بله، مانند یورگن کلوپ یا پپ گواردیولا که هم از نظر فنی و هم از نظر اخلاقی، از بهترین‌های این قرن محسوب می‌شوند.”
سپس درباره نقش احتمالی سردار آزمون در تیم ملی سوال شد: “به نظر شما اگر سردار آزمون در تیم ملی حضور داشت، شرایط متفاوت می‌شد یا خیر؟” وی اظهار داشت: “سردار بازیکن بسیار خوبی است و جزو برترین مهاجمان ایران به شمار می‌رود. من دقیقاً از مشکل پیش‌آمده و چگونگی حذف او اطلاعی ندارم، اما شنیده‌ام که جدای از مسائل حاشیه‌ای، او دچار مصدومیت نیز بوده است. البته، مسئولین خود می‌توانند در این باره توضیحات کامل‌تری ارائه دهند، اما قطعاً حضور سردار می‌توانست به تیم کمک کند. ببینید، در کشور ما شایعات و حرف و حدیث‌ها بسیار زیاد است. به یاد دارم که برای من حاشیه ساختند که مایلی‌کهن داماد محسن رضایی یا داماد ناطق نوری است! حرف و حدیث پشت سر من کم نبود.”
در مورد ارزیابی عملکرد فدراسیون مهدی تاج، مایلی‌کهن با امتناع پاسخ داد: “من را درگیر این بازی‌ها نکنید. من به این مسائل کاری ندارم و سوادی هم برای نمره‌دهی به فدراسیون تاج ندارم. همه برای پیشرفت این فوتبال زحمت کشیده‌اند.”
در ادامه، سوالی درباره وضعیت باشگاه پرسپولیس مطرح شد: “این همه تغییر و تحول و حاشیه‌سازی، در نهایت منجر به شکست آن‌ها در برابر چادرملو و عدم صعود به رقابت‌های آسیایی شد. پس از بازی، مدیرعامل تیم نیز به شدت از عملکرد آن‌ها انتقاد کرد.”
مایلی‌کهن در واکنش به این موضوع با لحنی پرسشگر گفت: “آیا ایشان (مدیرعامل) خودشان هیچ دخالتی نداشتند؟ من قصد توهین ندارم، اما سوال اینجاست که اگر قرار بود پرسپولیس واقعاً یک مدیرعامل لایق داشته باشد، آیا از میان صد نفر، این پست به ایشان می‌رسید؟”
او ادامه داد: “ایشان از همان ابتدا اشتباه کردند که به پرسپولیس آمدند. نام پرسپولیس بزرگ است و همه علاقه‌مندند در آن حضور داشته باشند. من هم به بسیاری از موقعیت‌ها علاقه‌مندم، اما در حد و اندازه هر سمتی نیستم. وقتی به کسی پستی پیشنهاد می‌شود، اگر تخصص لازم را ندارد، نباید آن را بپذیرد. اکنون در ظرف شش-هفت ماه، همه ایشان را می‌شناسند. ایشان چه کاری باید انجام می‌داد تا در ایران همه او را بشناسند؟ مگر ما در تیم کریم باقری را نداریم که هم بازیکنان او را دوست دارند و هم از او حساب می‌برند؟ باقری با کسی تعارف ندارد و یکی از بهترین بازیکنان تاریخ ما بوده است. یا مثلاً محمد خاکپور؟ مگر ممکن است کسی مانند خاکپور را کنار گذاشت؟ او کاپیتان تیم ملی بوده و از نظر شخصیتی نیز نیازی به تعریف ندارد. واقعاً حرف دیگری نیست، فوتبال ما همین است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا