
به گزارش ابرامباد، در بحبوحه لفاظیهای تند مقامات کاخ سفید درباره گزینههای نظامی احتمالی علیه ایران، از تهدید به حمله به زیرساختها تا ادعای نابودی توان موشکی، که اخبار بینالمللی را به خود مشغول کرده بود، بررسی رفتارهای متقابل و چرخشهای ناگهانی واشنگتن در عرصه سیاسی و نظامی به بحثی اساسی در محافل راهبردی تبدیل شده است.
در همین راستا، امیر «علیرضا شیخ»، معاون اجرایی ارتش، در گفتوگویی جامع به تشریح منطق عملی حاکم بر میدان نبرد پرداخت و دوگانه «تهدید-عقبنشینی» را کالبدشکافی کرد. وی با استناد به اصول نظامی تثبیتشده در طول تاریخ، رویکرد کاخ سفید را نه یک عقبنشینی موقتی، بلکه نشانهای از یک ناکامی راهبردی گستردهتر ارزیابی کرد.
آنچه در ادامه میخوانید، متن کامل این گفتگو و تحلیل راهبردی از اصول نظامی حاکم بر تنشهای اخیر است.
ارزیابی شما از ادعاهای مقامات آمریکایی مبنی بر انهدام کامل نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران در «جنگ تحمیلی سوم» چیست؟ سطح کنونی این توانمندی چگونه است؟
قدرت تنها یک عامل سختافزاری نیست که بتوان آن را صرفاً با ابزار و تجهیزات سنجید. قدرت، هنر بازیگری ماهرانه در صحنه عملیات و ترکیب داشتههای دفاعی برای دستیابی به هدف است که به تفکر و مدیریت میدان وابسته است. روشن است که ممکن است دشمن در یک رویارویی مستقیم از فناوری برتری برخوردار باشد و اقدامات عملیاتی موفقی انجام دهد، اما کارایی حقیقی در میدان نبرد نه با ابزار نظامی، بلکه با تفکری حاصل میشود که میتواند از ابزارهای موجود ترکیبی تازه ایجاد کرده و مسیر بازی را تغییر دهد و از اقدام عملیاتی به نتایج راهبردی برسد.
جمهوری اسلامی ایران با تغییر قواعد بازی و سوق دادن آن به سوی سایر ابعاد قدرت ملی، چنان بازیگری از خود نشان داد که توان دفاعی دشمن را بیاثر کرد. یعنی چه؟ یعنی شما ممکن است با هر میزان توان نظامی، تجهیزات و فناوری در برابر حریف خود بایستید، اما اگر نتوانید اراده خود را بر او تحمیل کنید، در واقع بازنده حقیقی جنگ هستید. شاید بتوانید زیرساختها و تجهیزات نظامی را با دقت هدف قرار داده و نتیجه عملیاتی کسب کنید، اما قانون امروز جنگ در جهان این است که نتیجه عملیاتی لزوماً به نتیجه راهبردی منجر نمیشود. این نتیجه راهبردی است که عامل اصلی موفقیت و پیروزی به شمار میرود و موفق کسی است که از اقدامات عملیاتی، دستاورد راهبردی به دست آورد.
مواجهه میان ایران و آمریکا بسیاری از معادلات نظامی سنتی دنیا را دگرگون کرد. نظریهپردازان برجسته حوزه دفاعی که نظریاتشان مبنای سیاستگذاری کشورهاست، امروز با صحنه نبرد جمهوری اسلامی ایران محاسبات خود را تغییر دادهاند. ما یک ادبیات دفاعی جدید خلق کردیم. تعریف پیروزی را دگرگون ساختیم، محیط و عرصه مبارزه را تغییر دادیم و بازیگری در صحنه عملیات را با تلفیق هوشمندانه سایر حوزهها بازتعریف نمودیم. در آینده، این نقشآفرینی هوشمندانه به عنوان آموزههای نوین مطرح خواهد شد و نظریهپردازان جدیدی بر پایه این ادبیات، مفاهیم دفاعی تازهای را پدید خواهند آورد. یکی از این مفاهیم که امروز مطرح است، این است که فناوری به تنهایی عامل پیروزی نیست؛ بلکه قدرت مقاومت و ماندگاری یک کشور در برابر تهدید، میتواند قدرت انباشته دشمن را تضعیف کرده و او را از دستیابی به اهداف سیاسی اعلامیاش محروم سازد. آنچه امروز تمام دنیا به آن اذعان دارد، این است که جمهوری اسلامی ایران در این نبرد ترکیبی و پیچیده پیروز میدان است.
با توجه به تجربه جنگ تحمیلی و تحرکات گروههای تجزیهطلب در اقلیم عراق، دستاورد حملات اخیر ما چه بوده و وضعیت آمادگی مرزها در چه سطحی است؟
جنگ امروز دیگر صرفاً رویارویی دو نیروی مسلح با ابزارهای نظامی نیست؛ بلکه نبرد کنونی در تمام ابعاد قدرت شکل میگیرد. اقتصاد، سیاست، فرهنگ و جغرافیای ما در یک لحظه با هم ترکیب میشوند؛ به همین دلیل است که از آن به عنوان «جنگهای ترکیبی» یاد میکنیم. دشمن در تمامی حوزهها فعالیت میکند و آخرین ابزارش ورود به عرصه نظامی برای از میان برداشتن توان ملی یک کشور است. سناریویی که از «جنگ تحمیلی ۱۲ روزه» تاکنون طراحی شده بود، گام به گام در حال خنثی شدن است. رژیم صهیونیستی و آمریکا طرحهایی برای تجزیه و ایجاد ناامنی در غرب کشور در نظر داشتند. ترامپ خود آشکارا اعلام کرد که چه برنامهای برای غرب کشور داشتند و نیروهای اجیر شده را تا چه حد تجهیز کرده بودند تا به قول خودشان «آماده حمله» باشند.
جمهوری اسلامی ایران، با حرکتی بسیار دقیق و عملیاتی پیشدستانه، این تهدید را در نطفه خفه کرد. این یکی از نمونههای تغییر دکترین ما بود؛ پیش از اینکه آنها اقدامی کنند، ما وارد عمل شدیم. این بدان معناست که ما بر صحنه اشراف کامل داریم و از راهبردهای تنظیم شده دشمن آگاهیم. ما نقشه را خواندیم، نیت آنها را دریافتیم و گروههایشان را پیش از هر عملیاتی شناسایی و منهدم کردیم.
اینجاست که میدان رزم به یک صفحه شطرنج تشبیه میشود؛ جایی که هر بازیگر با مهرههای خود میکوشد در لحظه تصمیمات متناسب بگیرد؛ و به اصطلاح نظامی، استراتژی پلی است که اهداف سیاسی را از طریق قدرت آتش به پیروزی میرساند و این پل زیر آتش دشمن بنا میشود؛ اما به طور کلی، حوزه نظامی تخصص، دانش و هنر خاص خود را دارد و باید در مسیر خود و با منطق خودش پیش برود. آنچه امروز شاهد آن هستیم، منطق طرحریزی، برنامهریزی و پیشبینی جمهوری اسلامی ایران برای مواجهه با یک قدرت بزرگ است؛ قدرتی که امروز جهان را در برابر نظریههای نظامی و هنر ایران در مدیریت صحنه جنگ به شگفتی واداشته است. باید به یاد داشته باشیم که پیروزی و شکست، تنها با تعداد پهپادهای ساقط شده، انهدام اهداف و تجهیزات سنجیده نمیشود.
به لطف پروردگار، برکت خون شهدا و برنامهریزیهای کلانی که فرماندهان پیشین ما انجام دادند، امروز جمهوری اسلامی ایران فاتح راهبردی میدانی است که به گفته خود دشمنان، در طول تاریخ کمنظیر بوده است. پس از جنگ جهانی، قدرتی بدین شکل در برابر آمریکا صفآرایی نکرده بود. در این رویارویی، ایران توانست در جنگ نامتقارن در برابر بزرگترین قدرت دنیا به پیروزی دست یابد، معادلات نظامی جهان را بازتعریف کند و ادبیات نظامی جدیدی در حوزه دفاع بیافریند.
امیدوارم با این منطق و این نگرش به حوزه دفاع، بتوانیم مسیر آینده جمهوری اسلامی ایران را که مملو از بحرانهاست (خرمشهرها در پیش است)، به درستی طی کنیم. جنگ پایان نخواهد یافت و در عرصههای گوناگون ادامه خواهد داشت. باید با همین منطق، انسجام و اتحاد ملی و همافزایی تمامی ابعاد قدرت ملی، این کشور را از گردنههای تاریخی عبور دهیم. ایران به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی و نگرش تمدنی و فرهنگی منحصر به فردش، در طول تاریخ درگیر جنگ بوده، هست و خواهد بود. صلح یا توافق، تنها زنگ تفریح بین دو نیمه است. مسلماً باید بتوانیم این فرایند را به درستی مدیریت کنیم تا نظام جمهوری اسلامی و این تمدن بزرگ ایرانی-اسلامی در افق آینده خود، در مسیر توسعه و پیشرفت قرار گیرد و به قلههای وعده داده شده نزدیک شویم.
با توجه به تهدیدات اخیر مبنی بر حمله به زیرساختهای جمهوری اسلامی ایران، شاهد عقبنشینی واشنگتن از این موضع بودیم. برخی این چرخش را ناشی از کمبود تجهیزات نظامی و اتمام موشکهای آمریکا میدانند و برخی آن را واکنش به قدرت قاطع نیروهای مسلح ایران تحلیل میکنند. ارزیابی شما از این رفتار دوگانه چیست؟
اصول نظامی در طول تاریخ، منطق نبرد را در خود جای دادهاند و بر اساس آن، نظریهها و اقدامات نظامی شکل میگیرد. یکی از این اصول کلیدی این است که «آنگونه بجنگید که میدانید چه خواهد شد، نه آنگونه که ببینید چه میشود.» تفسیر این اصل در ادبیات دفاعی این است که پیش از ورود به جنگ، باید آن را تحلیل، شرایط را پیشبینی و اهداف سیاسی را متناسب با ابزارهای نظامی تنظیم کنیم. وقتی دشمن نمیتواند با ابزار نظامی به اهداف سیاسیاش دست یابد، مجبور به تغییر آن اهداف میشود.
از دید من به عنوان یک سرباز و بر اساس منطق نظامی، نقشآفرینی ترامپ در این صحنه، نتیجه رقابت ایران در حوزه قدرت است. کنشگری جمهوری اسلامی ایران باعث شده که حریف در این شطرنج، وقتی طرحریزیهایش به نتیجه نرسید، به ناچار اهداف سیاسیاش را تغییر داد. این بزرگترین شکست برای یک کشور است؛ تغییر مداوم اهداف سیاسی در حین عملیات و عدم تناسب ابزار نظامی با اهداف سیاسی بزرگترین نشانه شکست آمریکاست. در مقابل، بزرگترین هنر ایران، بازیگری و کنشگری صحیح در این میدان است.
باید از فرمایش امام شهید (ره) الهام بگیرم که فرمودند «نظامیان تهدید را تحلیل سیاسی نکنند.» برای یک نظامی، تهدید با یک درصد احتمال وقوع، نیازمند ۹۹ درصد برنامهریزی است. اگر ترامپ اعلام میکند که میتواند بزرگترین عملیات پس از جنگ جهانی را علیه ایران اجرا کند، مسلماً برای من به عنوان یک نظامی، یک صحنه بازی جدید باز میکند که باید برای مقابله با آن با درجهای بالاتر برنامهریزی کنم.
وقتی دشمن اعلام میکند که این کار را انجام نمیدهم، یعنی پیام بازدارندگی بر اساس بازیگری ما ارسال شده و طرف مقابل کد اقدام را دریافت کرده و تعادل قدرت از سوی آنها درک شده است. به عقیده من، وقتی ما مهرههای خود را رو کردیم و نیت خود را در صحنه بازی احتمالی نمایش دادیم، در محاسبه هزینه-فایده ترامپ بسیار مؤثر بود. درسآموختههای جنگ نشان داد که او نمیتواند با ابزار نظامی، اهداف سیاسی را محقق کند و به همین دلیل، مجبور شد در جایگاه جدیدی که یکی از آنها میز مذاکره است، قرار گیرد.
با وجود این، ترامپ و وزیر خارجه دولت او همچنان مدعی هستند که توان موشکی و بخشی از توان دفاعی متعارف ایران را نابود کردهاند. در صورت وقوع یک درگیری گسترده، پشتوانه بازدارندگی موشکی و توان پاسخگویی نیروهای مسلح در چه سطحی است؟
جنگ دارای منطقی است. در صحیفه نور از امام خمینی (ره) نقل شده است که «جنگ علم است و هنر است و حماسه.» ما در ترکیب این سه مفهوم، منطق نظامی را بر دو محور اصلی بنا مینهیم؛ حفظ لجستیک جنگ و توان استمرار عملیاتی. جمهوری اسلامی ایران خود را برای یک نبرد بلندمدت آماده کرده است.
این آمادگی نیازمند زنجیره تأمین لجستیک و توان پشتیبانی مستمر از عملیات است. همگان میدانند و دستگاههای اطلاعاتی خارجی نیز اعتراف کردهاند که بیش از ۷۵ درصد توان موشکی و پهپادی ایران دستنخورده و آماده است. قدرت جمهوری اسلامی ایران در بازتولید تجهیزات برتریساز ما به صورت لحظهای است و لحظهای درنگ در بازتولید قدرت در نیروهای مسلح ایجاد نشده است. در همین شرایط کنونی نیز، بازتولید قدرت دفاعی، پهپادها و موشکهای ما حتی یک لحظه هم متوقف نشده است.
ذخیره عملیاتی ما برای ادامه و استمرار نبرد به گونهای است که دشمن میداند ایران میتواند با ابزار قدرتش بازیگری مؤثری داشته باشد. بلوفهای سیاسی ترامپ برای انحراف افکار عمومی و ایجاد اختلال در سیستم تحلیل ماست، اما منطقگرایان میبینند که ایران میتواند پاسخی متناسب دهد و حتی پیشدستانه عمل کند. این نشاندهنده تغییر دکترین ما از حالت صرفاً دفاعی به سمت بازدارندگی و اقدام فعال است. ضمانت این توان، پشتوانه قوی استمرار عملیاتی است. به حمدالله در دو حوزه مزیتساز موشک و پهپاد، از آنجا که این توان از درون کشور سرچشمه میگیرد، ما قابلیت یک استمرار عملیاتی طولانیمدت را داریم و دشمن این را به خوبی میداند. بزرگترین عاملی که تا امروز مانع از تبدیل رجزخوانیهای ترامپ به عملیات شده، این است که ایران قدرت پاسخگویی متناسب با تهدید حتی با ورود همهجانبه آنها را داشته و میتواند معادلات دفاعی منطقه را برهم زند.
پس از «جنگ تحمیلی سوم»، شاهد رونمایی از پهپادهای جدید در ارتش بودیم. توان موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران اکنون در چه سطحی قرار دارد و این پهپادها چه نقشی در نبردهای آینده ایفا میکنند؟
اگر جنگ را مجموعهای مرکب از توانمندیهای دفاعی در صحنه عملیات در نظر بگیریم، این اجزا باید به صورت همافزا با یکدیگر ترکیب شوند. ترکیب همافزای قدرت زیرسطح، سطح، هوا، فضا، سایبر و جنگال، یک پازل بزرگ دفاعی را تشکیل میدهد و هیچیک به تنهایی نمیتوانند مؤثر واقع شوند؛ لذا حمله موشکی ما بدون کار پدافندی و بدون مشارکت پهپاد امکانپذیر نیست و موفقیت پهپاد نیز بدون در نظر گرفتن قدرت موشکی معنایی ندارد. این یک مجموعه درهمتنیده است که مدیریت آن در لحظه، پیچیدهترین دانش جهان است.
قدرت موشکی و پهپادی ما، توان نهفته و انباشته جمهوری اسلامی ایران است که حاصل فناوری بومی و اتکا به نسل جوان کشور است. از زمانی که ارتش وارد حوزه پهپادی شد، جهشهای بسیار بزرگی داشتیم؛ به ویژه از «جنگ تحمیلی ۱۲ روزه» به این سو که نیاز عملیاتی به طور کامل مشخص شد. پهپادهای ما چندین مرحله تخصصی شده و متناسب با نیاز صحنه عملیات بازآرایی شدهاند. پهپاد «آرش» هنگامی که اثر خود را در فواصل دور نشان داد، قابلیتهای جدیدی بر آن افزوده شد و موانع مسیرش را برطرف کردیم و نقش مؤثر پهپادهای ارتش برای حفظ استمرار عملیات و انهدام پایگاههای دشمن به خوبی مشاهده شد. ما از موانعی که برای جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه ایجاد کرده بودند، عبور کردیم و فناوری را به روز و در لحظه تغییر دادیم.
امروز پهپاد «آرش» به کابوس دشمن تبدیل شده است. ما میتوانیم با هزینهای اندک، دشمن را با هزینههای گزاف درگیر کنیم و این منطق هزینه-فایده، قواعد صحنه جنگ را بر هم میزند. یکی از رموز پیروزی ما که دنیا به آن اذعان دارد، افزایش هزینه جنگ برای دشمن است. ما با ابزارهای به اصطلاح ساده و ارزانقیمت، موشکهای میلیون دلاری دشمن را درگیر میکنیم. امروز صدای کنگره و دولت آمریکا بلند شده که ذخایر استراتژیک و عملیاتی آنها در حال اتمام است. این «بیاثر کردن سیستمها» با تجهیزات ارزانقیمت، یک راهبرد هوشمندانه بوده است. ما دشمن را در محاسبه هزینه-فایده ادامه جنگ دچار تردید کردهایم و امروز حریف دریافته است که تداوم این جنگ به نفع آنها نیست. ما نقطه ضعف دشمن را شناسایی کردهایم و دقیقاً از همان نقطه به او ضربه میزنیم.
باید توجه داشت که حوزه نظامی، عرصهای نیست که هر کسی بتواند در آن وارد شده و تحلیل ارائه کند؛ چرا که تحلیل نظامی قابل مشاهده و محاسبه است؛ زیرا نیروهای مسلح بر اساس منطق «دو دو تا چهار تا» عمل میکنند. صحنه نبردها، آزمایشگاههای بزرگی هستند که بلافاصله نتیجه تحلیل را آشکار میکنند؛ بنابراین، تحلیلهای ما در نتایج عملیات، خود را نشان میدهد؛ لذا تحلیل قبل از عملیات، یعنی افشای سناریوی اقدام و این در منطق سربازی ممنوع است. به همین علت، تحلیل عزیزان غیرنظامی هر روز تغییر میکند و اعتبار تحلیل و تحلیلگر را زیر سؤال میبرد.
آنچه جمهوری اسلامی ایران در حوزه نظامی به دست آورده، دستاوردی عظیم است. اینکه کشوری تحت تحریمهای همهجانبه، توانسته یک غول نظامی و فناوری جهان را متوقف و متناسب با تهدید با آن مقابله کند، حاصل اندیشه نظامی و نظریههای نظامی دانشمندان خودمان است. حتی منتقدانی که پیش از جنگ، به دیدگاه نظامی ما نقدهایی داشتند، پس از آن به این نتیجه رسیدند که آنچه در صحنه عملیات مدیریت شد، نتیجه یک تفکر منطقی، سیستمی و عقلانی دفاعی با پرهیز از هیجان و شعار است.
نیروهای مسلح ما، بر اساس منطق ذاتی ارتشهای دنیا، با دادهها و واقعیت کار میکنند، نه هیجان و احساس. منطق صحنه جنگ، مبتنی بر دادهها و مبانی علمی است. از این جهت، حوزه نظامی یک حوزه تخصصی است که صرفاً باید توسط دانشآموختگان و هنرمندان نظامی تحلیل شود؛ چرا که دستاوردهای نظامی، دستمایه دیپلماسی برای اعمال قدرت است و بایستی واقعی و آزمودنی باشند. خواهش من از دوستانی که در عرصههای مختلف فعالیت میکنند، این است که با تدبیر وارد حوزه نظامی شوند و اجازه دهند نظامیان کار خود را در صحنه عملیات انجام دهند. مسلماً آنچه در صحنه میگذرد، تابع این اصل نظامی است که میگوید کوچکترین چیزها در عملیات، با دشوارترین فرایندها به دست میآید. صحنه جنگ، صحنه بحران محض است و مدیریت بحران میطلبد. هیچ ارتشی، استراتژی و تاکتیک خود را برملا نمیکند. نتیجه استراتژی و تاکتیک در پایان جنگ مشخص خواهد شد و آنگاه سیاسیون باید محصول خود را برداشت نمایند.
امام شهیدمان جملهای دارند که میفرمایند «کشور را در تمام شرایط سیاستمداران اداره میکنند، ولی در سختترین شرایط فرماندهان آن را نجات میدهند.» آن صحنهها، جایی است که حوزه نظامی باید کارش را انجام دهد. به همین دلیل است که شما تفسیر و تحلیل جنگ را از ما یونیفرمپوشان نظامی کمتر میشنوید. ما باید بیشتر به اصول، مبانی و منطق جنگ بپردازیم؛ زیرا نتیجه تحلیلهای ما در استراتژیها و رویکردهایمان در بازی صحنه جنگ خودش را نشان میدهد. ما در اتاق جنگ، نتیجه نهایی را مشخص میکنیم. اینها مسائلی نیست که بشود در رسانه گفت. همین محاسبات سبب شده که دشمن قادر به اقدام نظامی مؤثر در سطح راهبردی نباشد و نتواند اهداف سیاسی اعلامی خود را با ابزار جنگ نظامی تأمین نماید و روز به روز بیشتر بر طبل مذاکره بکوبد.
با توجه به بحث عادیسازی روابط برخی دولتهای عربی با رژیم صهیونیستی، تأثیر این موضوع بر محاسبات امنیتی در مرزهای کشورمان چیست؟ آیا این به معنای نزدیکشدن تهدیدات به مرزهای ماست و اگر جنگی زمینی در بگیرد، سطح آمادگی ما چگونه خواهد بود؟
واقعیتهای میدانی صحنه نبرد، حرفی متفاوت از دنیای سیاست میزند. ما معتقدیم قانون جنگ در میدان نوشته میشود و جمهوری اسلامی ایران در نوشتن این قواعد استاد است؛ چرا که میتواند در



