
به گزارش ابرامباد، موسی حقانی، پژوهشگر برجسته تاریخ، در تحلیل اخیر خود بیان داشت که امام خمینی (ره) با رویکردی نوین، مسئله فلسطین را بار دیگر احیا کرد؛ موضوعی که امروزه به نقطه کانونی تقابل با قدرتهای جهانی بدل شده است.حقانی در سخنرانی خود پیش از برگزاری نماز جمعه این هفته در حرم مطهر امام راحل، به مناسبت سالگرد قیام پانزده خرداد، به بررسی ابعاد این واقعه تاریخی پرداخت. او تأکید کرد که نهضت پانزده خرداد، که زمینهساز انقلاب اسلامی شد، بر سه ستون اصلی شامل آرمانهای الهی، مشارکت گسترده مردم و پیروی از ولایت فقیه استوار بود.
حقانی اضافه کرد که موفقیت انقلاب مرهون وجود یک رهبر بینظیر بود؛ شخصیتی با ایمانی عمیق، شجاعت بیمثال و تعهد قلبی که در تمام ابعاد وجودی خود، روحی انقلابی داشت.
رئیس پژوهشکده تاریخ معاصر تصریح کرد که در طول ۲۲۰ سال اخیر، ایران از دو بزنگاه تاریخی سرنوشتساز عبور کرده و اکنون در آستانه سومین پیچ بزرگ قرار دارد. این نقاط عطف، زمانی رخ میدهند که یک نظام کهنه فروریخته و ساختار جدیدی جایگزین آن میشود. به گفته وی، امروز نیز نظم سلطهگرایانه و تکقطبی جهان با چالشهای جدی مواجه شده است. این پژوهشگر تاریخ یادآور شد که پیشتر نیز بزرگان هشدار داده بودند که جهان در آستانه تحولات عظیم است و اگر ایران هوشمندانه و بهموقع عمل نکند، موقعیتش در آرایش جدید جهانی مبهم خواهد ماند.
او توضیح داد که در حدود سال ۱۸۰۰ میلادی، جهان شاهد تحولات گستردهای بود و ایران به واسطه موقعیت ژئوپلیتیکی خاص خود، در مرکز این دگرگونیها قرار گرفت. قدرتهای مسلط جهانی برای شکلدهی به نظم تازه، عبور از ایران مستقل و انقلابی را حیاتی میدانستند؛ زیرا در چهار دهه و نیم گذشته، ایران نقش تأثیرگذاری در معادلات جهانی ایفا کرده است.
حقانی متذکر شد که سلسله قاجار، با حاکمانی مستبد، بیکفایت و درگیر بحران، کوچکترین ارزشی برای مردم قائل نبودند. در آن دوران حساس، روشنفکران غربزده با پیشنهاد اتحاد با بریتانیا و فرانسه، خیانت بزرگی به کشور روا داشتند که پیامد آن جدایی مناطقی چون قفقاز، هرات، افغانستان و بخشهایی از بلوچستان از خاک ایران بود. اگرچه حاکمان قاجار به طور مستقیم دینستیز نبودند، اما فاقد بینش و آرمان حکومتی بر پایه اسلام بودند و تنها هدفشان حفظ قدرت خودشان بود.
موسی حقانی، پژوهشگر تاریخی، تأکید کرد که غیبت آرمانهای الهی و عدالتطلبانه در دوره قاجار، سبب شد تا ایران در کشاکش تحولات جهانی، به حاشیه رانده شود. پیامد این وضعیت، تجزیه سرزمینی بود که در آن زمان سه برابر وسعت فعلی ایران را داشت، و همچنین جان باختن تخمینی ۴ تا ۹ میلیون نفر از مردم. سیاستهای استعماری، اقتصاد ملی را نابود کرد و بسیاری از مردم برای امرار معاش ناگزیر به مهاجرت به هند و قفقاز شدند.
رئیس پژوهشکده تاریخ معاصر یادآور شد: در قرن نوزدهم، ایران مورد اشغال روسیه، انگلستان و عثمانی قرار گرفت و با پایان جنگ جهانی اول، انگلیسیها طبق قرارداد ۱۹۱۹ درصدد بودند ایران را به مستعمره خود تبدیل کرده و همراه با بینالنهرین، آن را به هندوستان الحاق کنند. همزمان با ورود به دومین پیچ تاریخی، صهیونیستها تهاجم برای اشغال فلسطین را آغاز کردند و فرانسه و بریتانیا نیز در چارچوب معاهده «سایکس-پیکو»، میراث از هم پاشیده امپراتوری عثمانی را میان خود تقسیم کردند.
حقانی تشریح کرد که در آن زمان، توطئهای برای حذف کامل نام ایران از نقشه جهان در جریان بود، اما خیزش عظیم مردمی به رهبری مراجع و روحانیت شیعه، این نقشه را با شکست مواجه ساخت. با این حال، ایران با زیرساختهای سیاسی و اقتصادی فروپاشیده، وارد نظم جدیدی شد. در همین دوره بود که رژیم کودتایی رضاخان با پشتیبانی بریتانیا به قدرت رسید تا ضمن غارت منابع نفتی کشور، پایههای مقاومت ملی، خصوصاً روحانیت و نیروهای اصیل بومی و عشایر را نابود سازد.
او افزود: برخلاف حاکمان قاجار، رضاخان به طور علنی رویکردی ضد دینی داشت و با ترویج ملیگرایی باستانگرایانه و غربزدگی، تلاش میکرد تا ایرانیان را از نظر فرهنگی و هویتی کاملاً اروپایی کند. به عبارتی، در حالی که دوران قاجار نماد «استبدادی فاسد و درمانده» بود، رژیم پهلوی نمونهای از «استبداد فاسد و متکی به بیگانه» محسوب میشد.
حقانی سپس به نقل از یک سند فرانسوی مربوط به سازمان ساواک اشاره کرد و بیان داشت که در دوران پهلوی، حدود ۲۵ هزار نفر از فعالان سیاسی ناپدید شدند و جنایاتی نظیر فاجعه گوهرشاد، سرکوب بیرحمانه ایلات و عشایر، و قربانیان ممنوعیت حجاب به وقوع پیوست. در همین پیچ تاریخی، بخشهای حساسی از مناطق شمال غرب ایران، از جمله کوه آرارات، از پیکر ایران جدا گردید.
موسی حقانی، پژوهشگر و تحلیلگر تاریخ، خاطرنشان کرد که در طول ۳۶ سال، ایدهها و آرمانهای امام خمینی (ره) با دقت تدوین و عملیاتی شد که نتیجه آن ساختن ایرانی مقتدر و سربلند بود. وی افزود که ما اکنون در حال عبور از سومین بزنگاه تاریخی هستیم و با پایداری و مقاومت ملت، از این مرحله نیز به سلامت و با اقتدار کامل خواهیم گذشت؛ موفقیتی که در گرو لطف خداوند متعال و توجهات اهلبیت (ع) است.
حقانی ادامه داد: در زمان حکومت رضاخان، توطئههایی برای ایجاد کریدورهای منطقهای با همکاری برخی کشورهای همسایه شکل گرفت و حقوق ایران در اروندرود به ناحق واگذار شد. وی به اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ اشاره کرد که طی آن کشور تنها در ۸۰ ساعت به دست متفقین افتاد؛ رویدادی که آمریکاییها آن را «جنگ ۸۰ ساعته» نامیدند. این اتفاق نشان داد که اگرچه ایران ارتش داشت، اما فاقد پشتوانه مردمی، رهبری کاریزماتیک و آرمانهای دینی بود. این واقعه نماد دومین پیچ تاریخی ایران به شمار میرود.
رئیس پژوهشکده تاریخ معاصر تشریح کرد که در دوران فرزند رضاخان و تحت نفوذ آمریکا، اوضاع کشور به مراتب وخیمتر شد. در دهه ۱۹۴۰، امام خمینی (ره) نسبت به حراج استقلال و عزت ملی هشدار دادند؛ زیرا امتیازات کاپیتولاسیون مجدداً احیا شده و کشور با بحران امنیت غذایی دست و پنجه نرم میکرد. بین سالهای ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۲، یک طرح ۱۰ ساله برای به رسمیت شناختن بهائیت در ایران دنبال شد که در نهایت به قیام تاریخی ۱۵ خرداد انجامید.
حقانی اظهار داشت که با پیروزی انقلاب اسلامی، بندهای وابستگی گسسته شد و ایران وارد عصری جدید با محوریت رهبری، مردم و آرمانهای متعالی دینی گشت. او راز پایداری انقلاب را در پیوند «اسلام و جمهوریت» دانست. روحیه عزتمداری و استقلالخواهی، دستاوردهای ملی عظیمی را به ارمغان آورد. ایران انقلابی ابتدا نظم دوقطبی و سپس سلطه تکقطبی آمریکا را به چالش کشید و در طول ۴۷ سال، نظامی بر پایه مردمسالاری دینی بنا نهاد که در حوزههای علمی و فناوری نیز به جایگاه قدرتمندی دست یافت.
او در پایان افزود: ایران امروز، به عنوان یک قدرت انقلابی، سدی مستحکم در برابر تداوم نظام تکقطبی آمریکا به شمار میرود. همچنین، امام راحل، مسئله فلسطین را از نو زنده کرد که امروز به کانون اصلی مقابله با استکبار جهانی تبدیل شده است. در این پیچ تاریخی کنونی، ایران با اتکا به محور مقاومت و برخلاف تجارب گذشته، نقشی کلیدی و سرنوشتساز در ترسیم نظم نوین منطقهای و بینالمللی ایفا میکند.



