
به گزارش ابرامباد، آنچه امروزه در دامنه کوه رحمت در استان فارس مشاهده میشود، صرفاً بقایای چند کاخ باستانی نیست.سازمان یونسکو تخت جمشید را به عنوان یکی از عظیمترین محوطههای باستانشناسی در سراسر جهان و نمادی بیبدیل ازمعماری، شهرسازی، فنون ساختوساز و هنر معرفی کرده است؛ مجموعهای که روند ساخت آن از حدود ۵۱۸ سال پیش از میلاد آغاز گردید و در ادوار بعدی نیز ادامه یافت.
اما یکی از حیرتانگیزترین خصوصیات تخت جمشید، حتی پیش از آنکه نخستین ستونهایش برافراشته شوند، شکل گرفته بود: محل قرارگیری سازهها و پیریزی بناها.
پیش از ساخت کاخها، کوه را مهندسی کردند
تخت جمشید بر روی دشتی هموار بنا نشده است. معماران و سازندگان ابتدا دامنه کوه را به یک سکوی عظیم و گسترده تبدیل کردند؛ سکویی که بخشی از آن از بستر طبیعی کوه تشکیل شده و قسمت دیگر با سنگ و مصالح پر شده است.
دانشنامه ایرانیکا ابعاد تقریبی این صفه را در حدود ۳۰۰ در ۴۵۵ متر بیان میکند. حفرههای موجود در بستر سنگی با خاک، سنگ و قطعات بزرگ سنگ پر گردید و برای ایجاد بخشهایی از دیوارههای این صفه (این سکوی سنگی عظیم و مسطح که مجموعه کاخها و تالارها بر روی آن قرار گرفتهاند)، تختهسنگهای غولپیکر تراشیده شده و کنار یکدیگر چیده شدند. نکته جالب توجه اینجاست که در برخی از قسمتهای این سازه، سنگها بدون استفاده از ملات به هم متصل گشتهاند و برای استحکام بخشیدن به آنها از بستهای فلزی بهره بردهاند.
در واقع، پیش از آنکه کاخهای با شکوه ساخته شوند، مهندسان باستانی میبایست یک چالش بسیار اساسیتر را مرتفع سازند: چگونه میتوان یک سطح وسیع، باثبات و مناسب برای تحمل یک مجموعه عظیم را در دامنه کوه پدید آورد؟

شهری که زیر پایش یک شبکه پنهان داشت
شاید هیجانانگیزترین جزء مهندسی تخت جمشید، سامانه پنهان هدایت آب در زیر کل مجموعه باشد که معمولاً از دید بازدیدکنندگان پنهان میماند.
بارش باران بر روی چنین صفه گستردهای میتوانست مسائل جدی را به وجود آورد. تجمع آب در مجاورت بناها، نفوذ آن به زیرسازهها و جاری شدن آب از دامنه کوه، در درازمدت میتوانست به تخریب بناها منجر شود. سازندگان برای رفع این معضل، شبکهای از کانالها و آبراههها را ایجاد کردند که قسمتهایی از آن به صورت مستقیم در سنگ بستر حفر شده بود.
ایرانیکا از کانالهایی در دامنه کوه یاد میکند که آب باران را به خندقی در پشت دیوار شرقی و سپس به دشتهای پاییندست هدایت میکردند. همچنین چاهی با عمق تقریبی ۲۶ متر در دل سنگ ایجاد شده بود که با سیستم دفع آب ارتباط داشت. حتی در داخل برخی دیوارهای ضخیم، مجراهای عمودی تعبیه شده بود تا آب جمع شده روی سقفها را به کانالهای زیرزمینی منتقل سازد.
کاوشهای باستانشناسی نیز به کشف تونلها و کانالهایی در زیر صفه منجر شده است. گزارشهای مؤسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو از وجود تونلی حکاکی شده در سنگ با ارتفاعی تا حدود دو متر خبر میدهند؛ این تونل بخشی از یک شبکه پیچیده زیرزمینی بوده که در سراسر مجموعه گسترش یافته است. به بیانی ساده، قسمتی از فناوری شگفتانگیز تخت جمشید در زیر تخت جمشید پنهان گشته بود.

ستونهای ۲۰ متری با آن ظاهر باریک
پس از آمادهسازی زمین و مدیریت آب، نوبت به چالش دیگری میرسید: چگونه سقف تالارهای بسیار وسیع را بتوانند نگه دارند؟
آپادانا و سایر تالارهای تخت جمشید دارای فضاهایی گسترده بودند و سازندگان برای پوشاندن آنها از ستونهایی بلند بهره گرفتند. یونسکو به یکی از خلاقانهترین ابتکارات معماری این مجموعه اشاره میکند: معماران با سبکسازی سقف و استفاده از تیرهای چوبی توانستند تعداد ستونها را کاهش دهند و همزمان ستونهایی با ظاهری بسیار کشیده و باشکوه خلق کنند.
بر اساس دادههای یونسکو، برخی از ستونها حدود ۲۰ متر ارتفاع داشتند، در حالی که قطر آنها تقریباً ۱.۶ متر بود؛ این نسبت برای چنین سازه عظیم و باشکوهی واقعاً چشمگیر است. سرستونهای معروف دوگاوی نیز صرفاً جنبه تزئینی نداشتند؛ بلکه محل قرارگیری تیرهای سقف با ساختار سرستونها ارتباط مستقیم داشت. (یونسکو)
بنابراین، آنچه امروزه ممکن است تنها به عنوان زیبایی معماری تلقی شود، در حقیقت بخشی از راهحل مهندسی و سازهای بنا بوده است.

سنگهایی که فقط روی هم گذاشته نشده بودند
ابعاد برخی از قطعات سنگی تخت جمشید پرسش دیگری را مطرح میسازد: بدون بهرهگیری از جرثقیلهای امروزی، چگونه این سنگهای عظیم استخراج، حمل، بالا برده و با چنین دقتی نصب میشدند؟
تمام جزئیات روشهای اجرایی آن دوران برای ما به طور کامل روشن نیست، اما شواهد باقیمانده نشان میدهد که سنگها پس از استخراج، با دقت فراوان تراشیده شده و در جایگاه خود تنظیم میشدند. در برخی قسمتها نیز بستهای فلزی قطعات سنگ را به یکدیگر متصل میساختند.
نکته حائز اهمیت این است که ساخت تخت جمشید تنها به معنای در اختیار داشتن نیروی انسانی فراوان نبود. پروژهای در این مقیاس نیازمند اندازهگیری دقیق، برنامهریزی جامع، تقسیم کار منظم، تأمین مصالح کافی و هماهنگی میان سنگتراشان، نجاران، فلزکاران و سایر استادکاران بوده است. حتی ترتیب ساخت نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود؛ شبکههای زیرزمینی طبیعتاً میبایست پیش از تکمیل ساختمانهایی که بر روی آنها قرار میگرفتند، طراحی و اجرا میشدند.

راز ۲۵۰۰ سال ماندگاری چیست؟
البته تخت جمشید به همان شکل اولیه خود باقی نمانده است. سقفهای چوبی آن از میان رفتهاند، بسیاری از ساختمانها و ستونها تخریب شدهاند و این مجموعه در طول قرنها در معرض فرسایش و عوامل طبیعی گوناگون قرار داشته است. بنابراین، نباید ماندگاری آن را به معنای مقاومت کامل بنا در برابر گذشت زمان تلقی کرد.
آنچه حقیقتاً شگفتانگیز است، کیفیت آن بخشهایی است که بر جای ماندهاند؛ از صفه عظیم و دیوارهای سنگی گرفته تا ستونها، پلکانها، نقشبرجستهها و قسمتهایی از سامانه دفع آب.
همین ویژگیهای بارز موجب شد تا تخت جمشید در سال ۱۹۷۹ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت برسد. یونسکو حتی در تشریح ارزش جهانی این بنا، به طور مشخص از «فناوری ساخت» در کنار معماری، شهرسازی و هنر نام میبرد.
شاید به همین دلیل، پس از گذشت حدود ۲۵ قرن، هنوز میتوان تخت جمشید را نه فقط به عنوان یک اثر تاریخی، بلکه همچون یک پروژه عظیم مهندسی مورد بررسی و تحسین قرار داد؛ پروژهای که سازندگانش ابتدا کوه را به سکویی گسترده بدل کردند، برای آب مسیری در دل سنگ تراشیدند و سپس تالارهایی برپا کردند که ستونهایشان همچنان با غرور بر فراز دشت مرودشت ایستادهاند.



