
به گزارش ابرامباد، تاریخ نشان داده که بحرانها اغلب زودتر از تصمیمگیران، مسیر استفاده از فناوری را روشن میکنند.در طول همهگیری کرونا و سپس در کشاکش درگیریهای اخیر، پلتفرمهای سلامت دیجیتال به ستون فقراتی برای دسترسی مردم به خدمات درمانی تبدیل شدند؛ از مشاورههای پزشکی از راه دور گرفته تا تأمین دارو برای بیماران ناتوان از خروج از خانه. اما هر بار که شرایط اضطراری فروکش میکند، همان فناوری که در دل بحرانها به کمک سیستم سلامت آمده بود، دوباره به موضوع مناقشه بدل میشود. جدیدترین نمونه این کشمکشها، اختلاف بر سر دارورسانی آنلاین است؛ نزاعی که در ظاهر میان سازمان غذا و دارو و پلتفرمهای ارائهدهنده خدمات سلامت جریان دارد، اما در لایهای عمیقتر، حکایت از چگونگی مواجهه نظام سلامت ایران با نوآوری و تغییرات فناورانه دارد.
تجربه بحرانهای اخیر بار دیگر آشکار ساخت که سلامت دیجیتال دیگر یک گزینه لوکس نیست، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است. برای سالمندی که توانایی جابهجایی ندارد، بیماری که در مناطق دورافتاده زندگی میکند یا خانوادهای که در شرایط پرخطر قادر به مراجعه حضوری به مراکز درمانی نیست، دسترسی آنلاین به خدمات سلامت نه صرفاً یک خدمت فناورانه، بلکه بخشی جداییناپذیر از حق دسترسی به درمان به شمار میرود. با این وجود، یکی از مهمترین بخشهای این اکوسیستم همچنان درگیر کشمکشهای فرسایشی است؛ اختلافی که اکنون به یکی از چالشبرانگیزترین پروندههای تنظیمگری در فضای اقتصاد دیجیتال کشور تبدیل شده است.

فناوری؛ از یک امتیاز لوکس تا ضرورتی همگانی
در روزگاری که بحرانهایی نظیر جنگ و بیماری همهگیر، مرزهای معمول زندگی را دگرگون میکنند، فناوری از یک امتیاز لوکس به نیازی همگانی بدل میشود. همان پلتفرمهایی که در وضعیت عادی محل بحث و مناقشه هستند، در شرایط اضطراری به بخشی حیاتی از زیرساختهای لازم برای بقا تبدیل میشوند؛ از ارائه مشاوره پزشکی آنلاین گرفته تا تحویل دارو به دست بیمارانی که قادر به ترک خانه نیستند.
اگر بخواهیم تاریخ تحولات نظام سلامت ایران را با رویکردی فناورانه روایت کنیم، احتمالاً مهمترین نقاط عطف آن نه در نشستهای تصمیمگیری و جلسات تخصصی، بلکه در بطن بحرانها رقم خورده است. بحرانها معمولاً واقعیتهایی را برملا میسازند که در شرایط عادی کمتر مورد توجه قرار میگیرند. در دوران همهگیری کرونا، زمانی که بخش بزرگی از مردم از حضور در مراکز درمانی یا داروخانهها واهمه داشتند، پلتفرمهای سلامت دیجیتال به یکی از کانالهای اصلی ارتباط میان بیماران و ارائهدهندگان خدمات درمانی تبدیل شدند. سالها بعد نیز در جریان تنشهای نظامی اخیر، همین تجربه بار دیگر تکرار شد. در شرایطی که بخشی از جامعه به دنبال کاهش ترددهای غیرضروری بود و نگرانیهای امنیتی و روانی بر زندگی روزمره سایه افکنده بود، خدمات آنلاین سلامت به یکی از ابزارهای مدیریت زندگی روزمره تبدیل شدند.
در نگاه اول، موضوع دارورسانی آنلاین صرفاً به فعالیت چند پلتفرم اینترنتی مربوط میشود، اما در عمل پرسش اصلی این است که آیا دسترسی به خدمات سلامت باید همچنان به مراجعه حضوری گره بخورد یا فناوری میتواند این فرآیند را تسهیل کند؟ پاسخ این پرسش در سالهای اخیر تا حد زیادی از دل تجربههای میدانی آشکار شده است. در دوران کرونا و پس از آن در بحرانهای اخیر، میلیونها نفر برای دریافت خدمات درمانی خود از ابزارهای آنلاین بهره بردند. کاهش رفتوآمدهای غیرضروری در آن ایام تنها یک مسئله رفاهی نبود، بلکه به عنصری حیاتی در مدیریت بحران تبدیل شد.
معضل چندساله بر سر دارورسانی آنلاین
فعالان حوزه سلامت دیجیتال معتقدند که دارورسانی آنلاین نیز باید در همین چارچوب نگریسته شود. از منظر آنها، پلتفرمها هرگز جایگزین داروخانه نیستند، بلکه حلقه واسطی میان بیمار و داروخانه به حساب میآیند؛ دارو همچنان از طریق داروخانه تأمین میشود و نسخه نیز به داروساز ارائه میگردد، اما فناوری قادر است فرآیند دسترسی را آسانتر و سریعتر سازد.
احمد طاهرخانی، رئیس کمیسیون سلامت دیجیتال انجمن تجارت الکترونیک تهران، در این باره بیان میکند: «مسئله فقط محدود شدن چند پلتفرم نیست، بلکه نوع نگاه سیاستگذاران به نوآوری در حوزه سلامت است. در دوران کرونا و سپس در تنشهای نظامی اخیر، پلتفرمهای سلامت نشان دادند که توانایی تحمل بخشی از فشار بر نظام سلامت را دارند. مردم نیز به گرمی از این خدمات استقبال کردند و حتی خود دولت نیز در آن مقاطع از توانمندی این کسبوکارها بهره گرفت. اما به محض عبور از بحران، همان مقاومتها و محدودیتها دوباره بازمیگردد. گویی فناوری تنها در شرایط اضطرار به رسمیت شناخته میشود و در روزهای عادی باید برای بقای خود بجنگد.»

او ریشه بخشی از این مقاومتها را در رویکردهای سنتی به تحول دیجیتال و تضاد منافع میداند و میافزاید: «این تصور که توقف فعالیت پلتفرمها به سود سایر بازیگران حوزه سلامت خواهد بود، یک دیدگاه کوتاهمدت و نادرست است. در یک اکوسیستم سالم، همه ذینفعان باید همزمان رشد کنند؛ بیمار، داروخانه، پزشک و پلتفرم. تجربه جهانی نیز گواه بر این است که فناوری قرار نیست جای کسی را بگیرد، بلکه بهرهوری و سهولت دسترسی را افزایش میدهد.»
به گفته طاهرخانی، ادامه این وضعیت تنها به زیان کسبوکارهای نوآور نیست. «وقتی یک اختلاف چهار سال به طول میانجامد و هر بار با نامهنگاریها و محدودیتهای جدید همراه میشود، نه تنها کارآفرینان دلسرد میشوند، بلکه سرمایهگذاران نیز از ورود به این حوزه فاصله میگیرند؛ اتفاقی که در نهایت، هزینه آن را کل نظام سلامت و البته مردم پرداخت میکنند.»
مصوبهای که همچنان در انتظار اجراست
ریشه اختلاف کنونی به مصوبه هیأت مقرراتزدایی در شهریور ۱۴۰۲ بازمیگردد. بر اساس این مصوبه، پلتفرمهای دارای مجوز میتوانند در زمینه عرضه دارو از داروخانه به مصرفکننده نهایی فعالیت کنند و برای این کار نیازی به دریافت مجوز جدید ندارند. همچنین سازمان غذا و دارو مکلف شد ظرف چهار ماه ضوابط فنی و نظارتی این حوزه را تدوین و ابلاغ نماید.
با این حال، به گفته فعالان این بخش، نه تنها این آییننامه تاکنون ابلاغ نشده، بلکه طی دو سال گذشته سازمان غذا و دارو در چندین نوبت با ارسال نامه به داروخانهها، همکاری آنها با پلتفرمهای دارورسانی را محدود یا ممنوع کرده است؛ موضوعی که اختلاف میان وزارت بهداشت، وزارت اقتصاد، هیأت مقرراتزدایی و فعالان اقتصاد دیجیتال را به مرحلهای جدید کشانده است.
در مقابل، سازمان غذا و دارو و بخشی از جامعه داروسازی معتقدند که دارو با سایر کالاها تفاوت ماهوی دارد و هرگونه خطایی در فرآیند عرضه و تحویل آن میتواند سلامت مردم را به خطر اندازد. نگرانی درباره اصالت دارو، حفظ حریم خصوصی اطلاعات بیماران، مسئولیت حقوقی نسخهپیچی و نظارت بر زنجیره توزیع، از جمله مهمترین دلایلی است که مخالفان توسعه دارورسانی آنلاین مطرح میکنند. از نگاه آنها، هرگونه گسترش این خدمات باید در چارچوب ضوابط دقیق و نظارت تخصصی صورت گیرد.
با این وجود، فعالان سلامت دیجیتال اظهار میکنند که اختلاف اصلی بر سر ماهیت نظارت نیست، بلکه بر سر عدم اجرای مقررات موجود است. طاهرخانی در این باره توضیح میدهد: «در سال ۱۴۰۲ و در قالب مصوبه ۷۷ هیأت مقرراتزدایی تصریح شد که پلتفرمها برای فعالیت در حوزه دارورسانی نیازی به دریافت مجوز جدید ندارند و با همان مجوز اتحادیه کسبوکارهای مجازی میتوانند فعالیت کنند. در قانون تأمین مالی تولید نیز بر لازمالاجرا بودن مصوبات هیأت مقرراتزدایی تأکید شده، اما سازمان غذا و دارو طی دو سال گذشته از اجرای این مصوبه سر باز زده است.»
او ادامه میدهد: «اگر سازمان غذا و دارو ضوابط فنی خاصی برای این حوزه در نظر دارد، باید آنها را ابلاغ کند. مسئله اینجاست که نه تنها این ضوابط تدوین و ابلاغ نشده، بلکه در مواردی تلاش شده از فعالیت پلتفرمها ممانعت به عمل آید؛ در حالی که قانون به صراحت بیان میکند این کسبوکارها نیازی به مجوز جدید ندارند.»
به گفته رئیس کمیسیون سلامت دیجیتال انجمن تجارت الکترونیک تهران، طولانی شدن این اختلاف را نمیتوان صرفاً یک تأخیر اداری دانست. «وقتی یک نهاد دو سال فرصت دارد ضوابط موردنظر خود را تدوین کند اما این اتفاق رخ نمیدهد، این پرسش مطرح میشود که آیا مسئله صرفاً تدوین مقررات است یا مقاومتی سازمانیافته در برابر پذیرش یک تحول ساختاری در نظام سلامت.»

هنگامی که یک اختلاف از مرزهای پلتفرمها فراتر میرود
همین مسئله باعث شده که پرونده دارورسانی آنلاین از یک اختلاف ساده میان چند کسبوکار و یک نهاد دولتی فراتر رود. طی دو سال گذشته، وزارت اقتصاد، هیأت مقرراتزدایی، کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، معاونت حقوقی ریاستجمهوری و سازمان بازرسی کل کشور نیز به این موضوع ورود کردهاند؛ نشانهای آشکار از اینکه اختلاف موجود به یکی از مهمترین چالشهای تنظیمگری در اقتصاد دیجیتال کشور بدل شده است.
سال گذشته، پس از آنکه سازمان غذا و دارو با ارسال نامههایی همکاری داروخانهها با پلتفرمها را محدود کرد، هیأت مقرراتزدایی این اقدام را مغایر مصوبات بالادستی دانست و موضوع از مسیرهای حقوقی و نظارتی پیگیری شد. هرچند شکایت مطرحشده در ادامه با رایزنیهای دروندولتی متوقف شد، اما کشمکش بر سر اجرای قانون همچنان پابرجا ماند و اکنون با نامههای جدید بار دیگر وارد مرحله تازهای شده است.
کارشناسان بر این باورند که پیامدهای این اختلاف تنها متوجه چند شرکت فعال در حوزه سلامت نیست. در شرایطی که نظام سلامت با چالشهایی مانند نابرابریهای جغرافیایی، افزایش هزینههای درمان و رشد تقاضا برای خدمات غیرحضوری مواجه است، سلامت دیجیتال میتواند بخشی از این شکافها را پر کند. کاهش مراجعات غیرضروری، دسترسی آسانتر بیماران به خدمات، ثبت دقیقتر اطلاعات درمانی و افزایش شفافیت فرآیندها از جمله مزایایی است که موافقان این حوزه بر آنها تأکید دارند.
در مقابل، ادامه این بلاتکلیفی مقرراتی میتواند هزینههای سنگینی برای اکوسیستم نوآوری به همراه داشته باشد. طاهرخانی میگوید: «اقتصاد دیجیتال بیش از هر چیز به پیشبینیپذیری نیاز دارد. سرمایهگذار زمانی وارد یک حوزه میشود که بداند قواعد بازی چیست. اما وقتی یک روز مصوبه صادر میشود، روز دیگر نامه محدودکننده ابلاغ میشود و هر بار تفسیری متفاوت از قانون ارائه میگردد، طبیعی است که سرمایهگذاری و نوآوری آسیب ببیند.»
آنچه امروز بر سر دارورسانی آنلاین جریان دارد، در واقع آزمونی برای شیوه مواجهه نظام سلامت با فناوری است. تجربه کرونا و بحرانهای اخیر نشان داد هر زمان کشور با چالش روبهرو میشود، خدمات سلامت دیجیتال از حاشیه به متن میآیند و بخشی از بار نظام سلامت را به دوش میکشند. اکنون پرسش اصلی این است که آیا این تجربهها به تدوین قواعدی شفاف و اجرای قانون منجر خواهد شد یا سلامت دیجیتال همچنان میان نیاز روزافزون مردم و مقاومت بخشی از ساختار سیاستگذاری سرگردان باقی خواهد ماند؟



