
به گزارش ابرامباد، سرلشکر یحیی صفوی اخیراً در پیامی به مناسبت روز صنعت دفاعی، به تحول چشمگیر این صنعت در ایران اشاره کرده و آن را از مرحله “رفع نیازهای داخلی” به “قدرت بازدارندگی فعال” ارتقا یافته دانسته است. این دیدگاه در حالی مطرح میشود که تحلیلگران و رسانههای غربی نیز اذعان دارند قابلیتهای موشکی و پهپادی ایران دیگر یک توان دفاعی معمولی یا محدود نیست؛ بلکه به یک عامل تعیینکننده و کلیدی در معادلات امنیتی ایالات متحده، اسرائیل و دولتهای عربی حاشیه خلیج فارس تبدیل شده است.
بازدارندگی، به معنای توانایی کشوری برای افزایش ریسک و هزینههای هرگونه اقدام نظامی علیه خود است. با این تعریف، عملکرد ایران در رویاروییهای اخیر، نمونهای بارز از «بازدارندگی فعال» محسوب میشود. این نوع بازدارندگی لزوماً برتری مطلق هوایی یا دریایی را نشانه نمیگیرد، بلکه با اتکا به قابلیتهایی چون موشکها، پهپادها، جنگ الکترونیک، توانایی تولید انبوه و هدف قرار دادن نقاط حساس و زیرساختها، بار اقتصادی و نظامی جنگ را برای هر متخاصمی سنگینتر میکند.
مرکز معتبر آمریکایی: ایران، صاحب بزرگترین زرادخانه موشکی منطقه
بر اساس جدیدترین تحقیقات مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا (CSIS)، ایران هماکنون «بزرگترین و متنوعترین مجموعه موشکی خاورمیانه» را در اختیار دارد. این نهاد تحقیقاتی اشاره میکند که ایران دارای هزاران فروند موشک بالستیک و کروز است و در طول یک دهه گذشته، سرمایهگذاری هنگفتی برای بهبود دقت و قدرت تخریبی این تسلیحات انجام داده است.

نکته حائز اهمیت در این ارزیابی آن است که CSIS قابلیتهای موشکی ایران را تنها یک ابزار دفاعی تلقی نمیکند، بلکه آن را وسیلهای برای «نمایش قدرت» و تهدیدی جدی و باورپذیر برای نیروهای ایالات متحده و همپیمانانش در منطقه میپندارد.
به عبارت دیگر، حتی در گزارشهای نهادهای مطالعاتی نزدیک به دستگاه امنیتی آمریکا، موشکهای ایران دیگر فقط ابزاری از تجهیزات نظامی این کشور نیستند؛ بلکه به یکی از ارکان اساسی در تحلیلهای مربوط به قدرت بازدارندگی ایران تبدیل شدهاند.
فراتر از تعداد: تجربه جنگ، عوامل کلیدی قدرت دفاعی را آشکار کرد
البته، تحلیل توان دفاعی ایران نباید صرفاً به شمار موشکها محدود شود. رویدادهای اخیر نشان دادهاند که عامل اصلی، در واقع، تلفیق چند مؤلفه در یک استراتژی عملیاتی منسجم نهفته است: تولید وسیع، گوناگونی در برد و مدل موشکها، قابلیت جابجایی سامانههای پرتاب، بهرهگیری از پهپادها، حملات پرتعداد و اشباعکننده، انعطاف در تاکتیکها و کوشش برای نفوذ از لایههای دفاع موشکی.
نشریه فایننشالتایمز در بررسی عملیات موشکی ایران در نبردهای اخیر، گزارش داده است که ایران علیرغم حملات گسترده ایالات متحده و اسرائیل، موفق شد خود را با تحولات صحنه نبرد سازگار کند و به بهرهگیری از موشکهای دقیقتر و استراتژیهای گوناگون روی آورد. این نشریه همچنین به تغییر زمانبندی شلیکها، دشوارتر شدن شناسایی سکوهای پرتاب و تمرکز بر از کار انداختن رادارها و سیستمهای هشدار اولیه اشاره دارد.
این موضوع از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چرا که «قدرت بازدارندگی فعال» لزوماً به مفهوم در اختیار داشتن سیستمهای تسلیحاتی بیعیب و نقص نیست، بلکه به معنای توانایی تداوم عملیات، انطباق با راهبردهای دشمن و حفظ قابلیت پاسخگویی، حتی پس از متحمل شدن اولین ضربه است.
حتی سامانههای دفاع هوایی آمریکا و همپیمانانش نیز تحت فشار قرار گرفتند
یکی از بارزترین دلایل تغییر این معادله، فشار شدیدی است که بر ذخایر موشکهای رهگیر ایالات متحده و متحدانش وارد آمد.
طبق تحلیلی از سوی CSIS، درگیریهای با ایران منجر به مصرف قابل توجهی از مهمات استراتژیک آمریکا، از جمله موشکهای تاماهاوک، پاتریوت و سایر سیستمهای موشکی شده است. این مرکز هشدار میدهد که حتی با اتمام درگیریها، بازسازی این ذخایر و رسیدن آنها به سطح مطلوب سالها به طول خواهد انجامید.
ارزیابی دیگری که خبرگزاری آسوشیتدپرس بر پایه تحلیل CSIS منتشر کرده است، نشان میدهد که موجودی سامانههای پاتریوت آمریکا حدود ۶۵ درصد و ذخایر THAAD تقریباً ۳۸ درصد کاهش یافته است. این کاهش، نگرانیهایی را در مورد آمادگی آمریکا برای مواجهههای آتی، خصوصاً در برابر چین، برانگیخته است.
این رخداد از ابعاد اقتصادی و نظامی بسیار مهم است: چنانچه یک موشک یا پهپاد با هزینهای نسبتاً پایین بتواند طرف مقابل را مجبور به استفاده از یک سامانه رهگیر چند میلیون دلاری کند، در این صورت حتی موفقیت در رهگیری نیز لزوماً به معنای یک پیروزی اقتصادی و راهبردی برای مدافع نخواهد بود.
شبکه الجزیره نیز در بررسی حملات پهپادی ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس، همین نکته را برجسته کرده و بیان داشته که پهپادهای باصرفه ایران قادرند سامانههای دفاعی بسیار گرانقیمتتر را تحت فشار شدید قرار دهند.
پاسخ کشورهای عربی: میلیاردها دلار خرید تسلیحات کافی نیست!
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در سالیان اخیر میلیاردها دلار صرف راهاندازی سامانههای پیشرفته دفاع هوایی و موشکی کردهاند. عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین و سایر کشورهای این منطقه از جدیدترین سیستمهای آمریکایی و غربی بهره میبرند؛ با این حال، درگیریهای اخیر به وضوح نشان داد که صرف داشتن فناوری پیشرفته، تضمینی برای مصونیت کامل نیست.

مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی (IISS) پس از حملات ایران گزارش داد که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در طول درگیریها، صدها موشک رهگیر به کار برده و بخش عظیمی از ذخایر رهگیرهای دوربرد خود را مصرف کردهاند. این مؤسسه همچنین در ماه مه متذکر شد که حملات موشکی و پهپادی ایران، کشورهای عربی منطقه را وادار به تسریع در تأمین مجدد ذخایر دفاع هوایی و موشکی خود کرده است.
ابعاد این فشار در گزارشی از سرویس پژوهشی کنگره آمریکا نیز منعکس شده است. طبق این گزارش، تا تاریخ ۱۷ مه ۲۰۲۶، بیش از ۶۷۰۰ فروند موشک و پهپاد از سوی ایران به سمت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس پرتاب شده بود؛ اگرچه بخش قابل توجهی از آنها توسط سیستمهای دفاعی رهگیری شدند.
این آمار یک حقیقت اساسی را آشکار میسازد: بازدارندگی ایران لزوماً به معنای عبور تمامی موشکها از سامانههای دفاعی دشمن نیست. بلکه، حجم بالای حملات، هزینههای سنگین رهگیری، فشار بر ذخایر تسلیحاتی، ایجاد اختلال در فعالیتهای اقتصادی و تحمیل وضعیت آمادهباش دائمی، همگی بخشهایی از تأثیرات بازدارنده محسوب میشوند.
تغییر نگاه عربی: امنیت، فراتر از خرید تسلیحات آمریکایی
یکی از پیامدهای عمده این درگیریها، تغییر نگرش برخی دولتهای عربی به ماهیت تضمینهای امنیتی ارائه شده از سوی ایالات متحده است.
خبرگزاری رویترز در گزارشی تحلیلی پیرامون واکنش کشورهای خلیج فارس پس از جنگ، اشاره میکند که این کشورها، که سالیان متمادی به پشتوانه امنیتی آمریکا وابسته بودند، اکنون در مورد توانایی واشنگتن برای تأمین کامل امنیت منطقه دچار تردید شدهاند. این گزارش، از تغییر در محاسبات امنیتی کشورهای عربی و گرایش آنها به تنوعبخشی در روابط امنیتیشان حکایت دارد.
البته، این امر به معنای اقرار کشورهای عربی به برتری نظامی ایران نیست؛ اما نشاندهنده ورود یک واقعیت نوین به معادلات منطقه است: ایران، حتی در مقابل ائتلافی که از برتری کامل هوایی و فناوری بسیار پیشرفتهتر برخوردار است، همچنان توانایی تحمیل هزینه و تداوم تهدید را حفظ کرده است.
مقایسهای آشکار از «بهرهوری راهبردی»
برای درک عمیقتر این دگرگونی، مقایسه بودجههای نظامی ایران و ایالات متحده بسیار روشنگر است. بر اساس تازهترین آمار منتشر شده توسط SIPRI، بودجه نظامی آمریکا در سال ۲۰۲۵ تقریباً ۹۵۴ میلیارد دلار بوده است؛ در حالی که برآوردها نشان میدهد بودجه نظامی ایران حدود ۷.۴ میلیارد دلار بوده است.
بدین ترتیب، بودجه نظامی ایالات متحده تقریباً ۱۲۹ برابر ایران است.
اما نکته شایان توجه این است که ایران با وجود منابعی به مراتب محدودتر، توانسته مجموعهای از قابلیتها را توسعه دهد که برای آمریکا و همپیمانانش مخارج گزافی به بار آورده است: از لزوم استقرار سیستمهای متعدد دفاع موشکی در منطقه گرفته تا کاهش ذخایر رهگیرها، بالا رفتن هزینههای حفاظت از پایگاهها و زیرساختها و ایجاد تهدید برای مسیرهای انرژی و کشتیرانی.
البته، این مقایسه نباید به نتیجهگیری سادهانگارانهای چون «برابری توان نظامی ایران و آمریکا» منجر شود. چنین برداشتی نادرست است. ایالات متحده همچنان در بخشهایی نظیر نیروی هوایی استراتژیک، ناوگان دریایی، ماهوارهها، جمعآوری اطلاعات و شناسایی، لجستیک جهانی و شبکه گسترده پایگاههای خارجی، برتری چشمگیری دارد.
اما مسئله اصلی در جایی دیگر نهفته است: ایران موفق شده با صرف هزینهای به مراتب ناچیزتر، ابزارهایی بسازد که برتری مطلق رقیب را به برتری بدون هزینه تبدیل نمیکند.
صنعت دفاعی: جایی که تحریم، خود به موتور محرکه خودکفایی بدل شد
یکی از نکات مهمی که در دادههای SIPRI مشهود است، همین موضوع است. این مؤسسه در گزارش خود ادعا کرده است که بودجه نظامی ایران در سال ۲۰۲۵، با وجود افزایش ظاهری، در ارزش واقعی خود ۵.۶ درصد کاهش یافته و به ۷.۴ میلیارد دلار رسیده است. با این وجود، بودجه تخصیص یافته به برخی سازندگان داخلی تسلیحات، رشد چشمگیری داشته است؛ از جمله رشد ۵۰ درصدی برای صنایع هواپیماسازی ایران و افزایش ۴۴ درصدی برای سازمان صنایع هوافضا که مسئول تولید موشکهای بالستیک است.

این ارقام به وضوح نشاندهنده این است که بخش عظیمی از راهبرد ایران، بر پایه افزایش قابلیتهای تولید داخلی در زمینههایی استوار بوده که به دلیل تحریمها، امکان تهیه گسترده خارجی آنها وجود نداشته است. در حقیقت، تحریمها برای صنعت دفاعی ایران دو تأثیر همزمان داشتهاند: از یک طرف، دسترسی به فناوری و تجهیزات پیشرفته را محدود کرده و از سوی دیگر، نیاز به تولید بومی را به یک اولویت استراتژیک مبدل ساخته است.
اما یک واقعیت مهم: بازدارندگی ایران بدون هزینه و آسیب نبوده است
برای یک تحلیل جامع و دقیق، نباید تنها بر نقاط قوت ایران تأکید کرد. ارزیابیهای نهادهای غربی نشان میدهد که حملات ایالات متحده و اسرائیل، آسیبهای چشمگیری به زیرساختهای نظامی، موشکی و پهپادی ایران وارد کرده است.
مرکز CSIS در گزارشی که پس از حملات سال ۲۰۲۶ منتشر شد، اظهار داشت که میزان دقیق خسارات هنوز نامشخص است، اما تأکید کرد که ایران در صورت حفظ ساختار سیاسی فعلی، تمام تلاش خود را برای بازسازی توان نظامی و صنعتی خود به کار خواهد گرفت.
علاوه بر این، مؤسسه IISS در بررسیهای خود خاطرنشان کرده بود که حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل در برهههایی، قدرت پرتاب موشکهای بالستیک ایران را به شدت محدود ساخت.
با وجود اینکه برتری هوایی و اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل قادر به وارد آوردن ضربات سنگینی بود، این برتری نتوانست ایران را از داشتن قابلیت پاسخ و تحمیل هزینههای راهبردی باز دارد و در حقیقت، به تجربهای عملیاتی برای تداوم درگیریها مبدل گشت.
«بازدارندگی فعال»؛ معنایی فراتر از یک شعار
در چنین بستری، عبارت «گذر از تأمین نیاز به قدرت بازدارنده فعال» را میتوان نه صرفاً یک شعار، بلکه تبیینی از یک دگرگونی بنیادین در رویکرد صنعت دفاعی ایران دانست.
در فاز اولیه، هدف صنعت دفاعی تأمین تجهیزات ضروری برای نیروهای مسلح جهت دفاع از مرزوبوم بود؛ اما در فاز کنونی، این مسئله تنها به تأمین نیاز محدود نمیشود، بلکه شامل ایجاد توانایی تحمیل هزینه به دشمن، افزایش خطرات تصمیمگیری برای آغاز جنگ، تداوم تولید حتی در بحبوحه تحریمها و جنگ و همچنین قابلیت بازسازی سریع پس از حملات نیز میگردد.
به همین علت است که امروز در گفتمان مراکز پژوهشی غربی، موشکها و پهپادهای ایران به مثابه یک «معضل امنیتی» مستقل مورد تحلیل قرار میگیرند. CSIS ایران را صاحب عظیمترین و متنوعترین مجموعه موشکی در خاورمیانه میشناسد؛ IISS از فشاری که حملات ایران بر موجودی رهگیرهای کشورهای خلیج فارس وارد آورده سخن میگوید؛ تحلیلگران آمریکایی پیرامون کاهش ذخایر پاتریوت و THAAD هشدار میدهند؛ و کشورهای عربی نیز پس از درگیریها، برای تجدید انبارهای دفاع موشکی خود به تکاپو افتادهاند.
این مجموعه از شواهد، به یک نتیجهگیری مهم ختم میشود:
توان دفاعی آنگاه به بازدارندگی مؤثر تبدیل میگردد که دشمن، حتی با دارا بودن برتری فناورانه و مالی، قادر به پیشبینی و کنترل هزینههای ناشی از جنگ نباشد.
در این راستا، تفاوت عظیم میان بودجه ۷.۴ میلیارد دلاری ایران و ۹۵۴ میلیارد دلاری هزینه نظامی آمریکا، فراتر از یک اختلاف عددی ساده، یک سؤال راهبردی جدی را مطرح میسازد: چگونه کشوری با منابعی به مراتب محدودتر، توانسته است مجموعهای از قابلیتهای موشکی، پهپادی و نامتقارن را توسعه دهد که برای یکی از پرهزینهترین ارتشهای جهان، چالشهای عملیاتی و راهبردی ایجاد کند؟
پاسخ این پرسش را باید در عواملی چون ترکیب خودکفایی، تولید انبوه، گزینش فناوریهای مقرونبهصرفه و کارآمد، درک دقیق جغرافیای منطقه، پشتوانه چند دهه تجربه نبرد و تحریم و از همه مهمتر، تبدیل صنعت دفاعی از یک واردکننده و مصرفکننده سلاح به یک تولیدکننده و پیشرو در توسعه فناوریهای نظامی جستجو کرد.
به همین جهت، شاید دقیقترین توصیف برای وضعیت کنونی صنعت دفاعی ایران، همان عبارتی باشد که سرلشکر صفوی بر آن پافشاری کرده است: حرکت از «تأمین مایحتاج» به سوی «بازدارندگی فعال».
این بازدارندگی، ارزشی دارد که نباید تنها با تعداد تسلیحات تولیدی ارزیابی شود، بلکه باید با هزینههایی که توان دفاعی ایران بر محاسبات دشمن تحمیل میکند، سنجیده شود.



