
به گزارش ابرامباد، اخبار منتشر شده در ساعات اخیر پیرامون بلندیهای استراتژیک «علیالطاهر» در جنوب لبنان، بیشتر از آنکه نشاندهنده یک دگرگونی قطعی در صحنه نبرد باشد، مثالی بارز از قدرت ابهامآمیزی در اصطلاحات نظامی و سوءاستفاده سیاسی از این وضعیت است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، شامگاه پنجشنبه گذشته خبری را منتشر کرد مبنی بر اینکه نیروهای ارتش اسرائیل عملیات خود را در منطقه علیالطاهر به پایان رساندهاند و این ارتفاعات دیگر خطری برای شهرکهای صهیونیستی محسوب نمیشوند. پس از این اظهارات، ارتش اسرائیل نیز مدعی «تسلط عملیاتی» کامل بر این منطقه، هم در سطح زمین و هم در زیرزمین، شد.
اما نکتهای بسیار کلیدی در این میان وجود دارد: مفهوم «تسلط عملیاتی» لزوماً به معنای اشغال کامل و استقرار دائم نظامیان اسرائیلی بر تمام بلندیها نیست. این عبارت میتواند به معنای ایجاد قابلیتهای لازم برای پایش، کنترل و هدف قرار دادن یک منطقه تفسیر شود، نه الزاماً اشغال فیزیکی و حفظ دائمی کل آن. همین تمایز معنایی است که بخش عمدهای از بحثها و جنجالهای اخیر را توجیه میکند.
ابهام کلامی و مهندسی یک روایت: سخنان نتانیاهو به گونهای چیده شد که در نگاه اول، این تصور را ایجاد میکرد که «علیالطاهر تصرف شده است». رسانههای وابسته به اسرائیل و برخی رسانههای منطقه نیز از همین عدم وضوح برای بزرگنمایی و نمایش یک «پیروزی نظامی» بهره بردند. گزارشهای بعدی نیز اصطلاحاتی نظیر «احکام السیطرة» و «السیطرة العملیاتیة» را به کار بردند؛ عباراتی که در ادبیات نظامی، الزامی برای اشغال کامل و حضور مستمر را ندارند.
از این رو، هیاهوی ایجاد شده پیرامون سقوط یا اشغال علیالطاهر، حداقل بر پایه اطلاعات موجود، از دقت کافی برخوردار نبوده است. آنچه ارتش اسرائیل به صورت رسمی اعلام کرده، تنها «تسلط عملیاتی» است، و نه لزوماً استقرار دائمی یا تصرف کامل این منطقه. این تفاوت زمانی حیاتیتر میشود که در نظر بگیریم علیالطاهر در ماههای اخیر به یکی از کانونهای اصلی درگیریها تبدیل شده و هرگونه تلاش برای مستقر کردن نیروهای اسرائیلی در آن با مقاومت شدید مواجه بوده است. همچنین، گزارشهایی از نبردهای مستمر و کوششهای مکرر برای پیشروی در این جبهه منتشر شده بود.
اهمیت استراتژیک علیالطاهر برای اسرائیل: ارزش این بلندیها فراتر از صرف «تصرف یک تپه» است و به توانایی رصد، دیده بانی و کنترل غیرمستقیم بر منطقه وسیعی بازمیگردد. علیالطاهر مشرف بر مناطقی از نبطیه و مسیرهای اطراف آن است و از این رو، یک نقطه کلیدی در معادلات اطلاعاتی و عملیات آتش در جنوب لبنان به شمار میرود.
رژیم صهیونیستی با این عملیات سعی دارد تا این مزیت استراتژیک را از حزبالله بگیرد؛ اما پرسش اساسی اینجاست که آیا چنین اقدامی میتواند به دگرگونی پایدار در موازنه امنیتی شمال مناطق اشغالی منجر شود یا خیر؟
نتانیاهو با اظهاراتی مبنی بر «رفع خطر علیالطاهر برای اسرائیل»، عملاً کوشیده است تا نتیجه این عملیات را به عنوان یک موفقیت امنیتی برای شهرکنشینان مناطق شمالی اشغالی جلوه دهد. این دقیقاً همان جایی است که عرصه نظامی با ملاحظات سیاست داخلی اسرائیل گره میخورد.
سنجش دستاورد واقعی در میدان: اگرچه تلآویو میتواند «تسلط عملیاتی» خود را به عنوان یک پیروزی نظامی معرفی کند، اما شاخص واقعی موفقیت، نه در اعلامیههای ارتش، بلکه در این حقیقت نهفته است که آیا رژیم صهیونیستی به واقع قادر خواهد بود تهدیدها و قابلیتهای حزبالله را علیه مناطق شمالی در بلندمدت کاهش دهد یا خیر. چنانچه حزبالله کماکان بتواند از حواشی این ارتفاعات اقدام به عملیات شناسایی، پرتاب پهپاد یا اجرای آتش کند، نمیتوان تنها بر اساس یک اصطلاح نظامی، از دگرگونی کامل معادله سخن به میان آورد.
به همین دلیل، آنچه در علیالطاهر اتفاق افتاده است را باید در حال حاضر صرفاً به عنوان یک ادعای عملیاتی از سوی رژیم اسرائیل در نظر گرفت، نه لزوماً یک پیروزی استراتژیک یا حتی اشغال کامل این بلندیها. بنابراین، جنجالها و بحثهای ساعتهای اخیر بیشتر از آنکه ریشه در یک تحول قطعی در موقعیت جغرافیایی علیالطاهر داشته باشد، نتیجه ابهامآفرینی در بیان نتانیاهو و تبدیل شتابزده یک اصطلاح نظامی به یک روایت سیاسی و رسانهای بوده است.
هدف نتانیاهو از این اظهارات، ارسال پیامی صریح به شهرکنشینان شمال اسرائیل بود که «خطر رفع شده است»؛ و رسانههای اسرائیلی نیز از این پیام، یک روایت با اهداف انتخاباتی خلق کردند.
تا این لحظه، اطلاعات و گزارشهای موجود، نشانهای از اشغال کامل ارتفاعات علیالطاهر به دست نمیدهد و بخش عمدهای از اخبار منتشر شده در خصوص تسلط اسرائیل بر این ناحیه، از سوی رسانهها و کانالهای خبری همسو با رژیم صهیونیستی ارائه شده است؛ لذا برای سنجش دقیق وضعیت، لازم است منتظر تحولات عملیاتی و گزارشهای ساعات آتی باشیم.
با این وجود، حتی اگر اشغال علیالطاهر به واقعیت بپیوندد، این رویداد به معنای پایان مقاومت یا دگرگونی کامل موازنه قوا نخواهد بود. ارزش واقعی این بلندیها زمانی آشکار میشود که اسرائیل بتواند حضور خود را در آن مستقر کرده و اقدام به برپایی مواضع و پایگاههای نظامی دائمی کند؛ مسالهای که با توجه به شرایط میدانی پیچیده و توان بالای مقاومت برای هدف قرار دادن نیروها و تجهیزات اسرائیلی، همچنان با ابهامات و تردیدهای جدی مواجه است. بنابراین، باید میان «حضور یا پیشروی گذرا» و «قابلیت حفظ و تثبیت یک حضور نظامی پایدار» تمایز قائل شد.



