
به گزارش ابرامباد، مجیدرضا حریری، از اعضای اتاق بازرگانی و رئیس اتاق مشترک ایران و چین، با اشاره به شرایط کنونی کشور بیان داشت: ایران پس از یک دوره مواجهه با نبردهای نظامی، اکنون درگیر یک جنگ اقتصادی تمامعیار است.این پدیده در سطح جهانی نیز مشهود است که هرگونه درگیری نظامی طولانیمدت، بهطور ناگزیر به بحرانهای اقتصادی دامن میزند، چراکه منازعات نظامی هزینههای سنگینی را به همراه دارند. وی افزود، اقتصاد ایران حتی پیش از آغاز این چالشها نیز در وضعیت پایداری قرار نداشت.
حریری تصریح کرد که در طول چهار دهه و نیم گذشته از عمر جمهوری اسلامی، بُعد اقتصادی همواره نقطه ضعف اصلی بوده است. حتی قبل از بروز تنشهای اخیر، نه دولتمردان، نه شهروندان و نه مسئولین عالیرتبه کشور از وضعیت اقتصادی رضایت کافی نداشتند. اکنون، همین بنیان اقتصادی آسیبپذیر، درگیر جنگ، تهاجم نظامی و در نهایت، محاصره اقتصادی شده است، که پیامدهای وخیم آن برای اقتصاد کشور کاملاً قابل پیشبینی است.
این فعال اقتصادی ادامه داد: مجموعهای از این عوامل، به شکل فزایندهای انتظارات تورمی را تشدید کرده و به تبع آن، افزایش نرخ ارز را به دنبال داشته است. بنابراین، نمیتوان تمامی افزایشهای اخیر در بازار ارز را تنها به اقدامات اقتصادی نسبت داد؛ بلکه بخش قابل توجهی از شرایط کنونی، حاصل مشکلات دیرینه و تاریخی اقتصاد ایران است که تحت تأثیر تنشهای نظامی شدت یافتهاند.
وی با مقایسه بین وضعیت وخیم اقتصاد ایران و پایداری نسبی اقتصاد روسیه، خاطرنشان کرد که ریشههای ضعف ایران، آن را در برابر تحریمها، فشارها و محاصره اقتصادی، بسیار آسیبپذیرتر از روسیه میسازد.
«چالش اصلی اقتصاد ایران، فراتر از تورم و نوسان ارز، فساد گسترده است»
رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین در ادامه مقایسه بین دو کشور، گفت: روسیه نیز با تورم فزایندهای روبرو شد، اما این کشور با یک بیماری مزمن و ریشهدار مشابه آنچه اقتصاد ایران از گذشته با آن دست و پنجه نرم میکند، مواجه نبود.
او توضیح داد: اگر یک نظام اقتصادی از بنیانی مستحکم و شرایطی مطلوب برخوردار باشد، در برابر معضلات عظیمی مانند جنگ، تابآوری بیشتری نشان خواهد داد. ما در ایران از مدتها پیش با یک بیماری مزمن اقتصادی دست به گریبان بودیم، در حالی که روسیه چنین وضعیتی نداشت.
حریری با تأکید فراوان اظهار داشت: «چالش اصلی اقتصاد ایران، فراتر از معضلاتی همچون تورم یا نوسانات نرخ ارز، ریشه در فساد گسترده اقتصادی دارد.» او با ارائه آماری تکاندهنده توضیح داد که از سال ۱۳۹۷ تا کنون، رقم درخور توجهی معادل ۸۵ میلیارد دلار ارز، هرگز به مسیر رسمی اقتصادی کشور بازنگشته است. او افزود: «در شرایطی که کشور ما برای آزادسازی تنها ۶ میلیارد دلار از منابع مالی بلوکهشده خود دست به مذاکره میزند، نادیده گرفتن چنین حجم عظیمی از سرمایه مفقودشده، به هیچ وجه منطقی نیست.»
این عضو اتاق بازرگانی ادامه داد: در ارتباط با ۱۵ تا ۱۶ میلیارد دلار دیگر نیز، اطلاعات حاکی از آن است که توسط عاملان واسط (تراستیها) منتقل شده، اما هرگز به کشور بازنگشته است. علاوه بر این، مبالغی بالغ بر میلیاردها دلار ارز پرداخت شده، اما در مقابل آن هیچ کالایی وارد کشور نشده است.
حریری افزود: طی دو دهه اخیر، صدها هزار میلیارد تومان، معادل حدود ۲۰ میلیارد دلار، بدهی ریالی انباشته شده که بازپرداخت نشدهاند. اینها همگی مصادیق آشکار فساد هستند و اگر با آنها به شکلی قاطع برخورد نشود، تهدید ناشی از آنها میتواند حتی از دشمنان خارجی نیز مهلکتر باشد.
وی متذکر شد: در مواجهه با یک دشمن خارجی، مردم با هم متحد شده و از مرزهای کشورشان دفاع میکنند؛ این اتحاد و همبستگی را بارها شاهد بودهایم. اما زمانی که یک موریانه از درون، ریشههای کشور را میجود، مردم سردرگم میشوند که چگونه باید با آن مقابله کنند. این موریانه، همان فساد است.
«پایان دادن به محاصره اقتصادی باید اولویت اصلی باشد»
حریری با تأکید بر ضرورت پایان دادن به محاصره اقتصادی تصریح کرد: چه از طریق نبرد و چه از راه دیپلماسی و تلاشهای سیاسی، باید به روند محاصره خاتمه دهیم. همانطور که در گفتگوهای قبلی نیز تأکید کردم، جنگ برای اقتصاد ایران، به مراتب زیانبارتر از محاصره است.
او با اشاره به مصاحبه پیشین خود اضافه کرد: در یک درگیری نظامی، هر دو طرف آسیب میبینند، اما در محاصره دریایی، این اقتصاد ایران است که به تنهایی متحمل خسارت میشود. به همین دلیل، باید نسبت به پیامدهای وخیم این وضعیت، توجه جدی مبذول داشت.

تحریمها به تنهایی نتوانستند اهداف آمریکا را برآورده سازند
رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین در خصوص تشدید تحریمها و فشارهای خارجی اظهار داشت: ایالات متحده به منظور اعمال فشار بر ایران و تغییر رویکردهای جمهوری اسلامی، از حدود شانزده سال پیش به تشدید تحریمها روی آورد. اما پس از مدتی دریافت که اقتصاد ایران تنها با اتکا به تحریمها از پای در نمیآید.
وی افزود: آنها مشاهده کردند که جمهوری اسلامی به سمت همکاری با سایر کشورها گرایش یافته و حتی حوزه نفوذ خود را گسترش میدهد؛ از این رو به این نتیجه رسیدند که صرفاً فشار اقتصادی نمیتواند اهداف مورد نظرشان را محقق کند.
حریری ادامه داد: پس از این ناکامی، جنگ نظامی را از خرداد ماه گذشته آغاز کردند و تصورشان بر این بود که با هدف قرار دادن فرماندهان و مقامات نظامی میتوانند تغییرات دلخواه خود را ایجاد کنند، اما این هدف نیز به نتیجه نرسید.
وی افزود: به دنبال آن، تلاش کردند در دیماه با ایجاد التهاب در بازار ارز به اهداف خود برسند، اما این اقدام نیز در عمل موفقیت چندانی به همراه نداشت. مدتی بعد نیز تصور کردند با هدف قرار دادن سایر فرماندهان و رهبران میتوانند اوضاع را دگرگون کنند. حتی کلانتریها نیز هدف حمله قرار گرفتند، اما در نهایت هیچیک از اهداف نظامی مورد نظر آنها محقق نشد.
محاصره دریایی مؤثرتر از تحریمهاست
حریری با اشاره به اهمیت تنگه هرمز گفت: اکنون بخش قابل توجهی از مناقشه جاری، حول محور تنگه هرمز متمرکز شده است؛ تنگهای که پیش از آغاز جنگ، مسیر تردد آزاد بود.
وی افزود: ایالات متحده در این مدت تهدیدات متعددی را مطرح کرد و حتی از نابودی تمدن ایران سخن گفت. وی خاطرنشان کرد که در میان مقامات ایالات متحده، علاوه بر رئیس جمهور وقت دونالد ترامپ، چهرههایی همچون هگست نیز با رجزخوانیهای مداوم، به لفاظی درباره قدرت نظامی آمریکا پرداختند، اما بسیاری از آن تهدیدات در عمل هرگز به وقوع نپیوست.
رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین ادامه داد: پس از ناکامی در دستیابی به اهداف نظامی، بار دیگر به ابزار تحریمها روی آوردند. اکنون نیز به جای هگست، فردی به نام بسنتی این تهدیدات را مطرح میکند.
وی تأکید کرد: به استثنای موضوع محاصره دریایی، اقدامات اخیر را چندان اثربخش نمیدانم و معتقدم نباید اجازه دهیم رجزخوانیها و لفاظیها ذهن ما را درگیر کند. تقریباً دیگر تحریمی باقی نمانده که اعمال نشده باشد؛ بنابراین، آنچه در حال حاضر اهمیت بیشتری دارد، مسئله محاصره است.
حریری در پایان اظهار داشت: ایران حدود پانزده سال است که با سختیهای فراوان و به شیوهای مشابه قاچاقچیان به تجارت میپردازد و به تحریمها عادت کردهایم، اما محاصره اقتصادی شرایط کاملاً متفاوتی دارد و میتواند تأثیرات به مراتب عمیقتری بر پیکره اقتصاد کشور داشته باشد.



