
به گزارش ابرامباد، در عصر حاضر که پیشرفتهای علمی با سرعتی باورنکردنی در حال وقوع است، مرزهای میان آنچه زمانی فقط در فیلمهای علمی-تخیلی قابل تصور بود و واقعیتهای دهشتناک میدانهای نبرد، بهطور فزایندهای محو میشوند.جنگهای قرن بیست و یکم دیگر به بوی باروت، صدای حرکت تانکها یا نقشههای کاغذی فرماندهان محدود نمیشوند؛ بلکه این کدهای پیچیده کامپیوتری، الگوریتمهای یادگیری ماشین و دادههای عظیم هستند که سرنوشت درگیریها را رقم میزنند. در مرکز این دگرگونی پنهان و در عین حال هولناک، نام شرکت فناوری آمریکایی «پالانتیر تکنولوژی» بیش از هر نام دیگری بر سر زبانهاست. این شرکت با نرمافزارهای دفاعی و امنیتی خود، به نوعی مغز متفکر ارتش ایالات متحده و پنتاگون تبدیل شده و موجی از بحثها و جنجالها را در محافل حقوق بشری و رسانههای بینالمللی به راه انداخته است.

پالانتیر: از رؤیای «ارباب حلقهها» تا واقعیت میدان نبرد
پالانتیر، شرکتی نرمافزاری و آمریکایی است که در سال ۲۰۰۳ توسط جمعی از چهرههای برجسته حوزه فناوری از جمله پیتر تیل و الکس کارپ در قلب سیلیکونولی پایهگذاری شد. نام این شرکت از گویهای جادویی و همهبین داستان مشهور «ارباب حلقهها» الهام گرفته شده؛ گویهایی که به صاحب خود توانایی دیدن و آگاه شدن از هر آنچه در جهان میگذشت را میداد. این نام بهخوبی بیانگر مأموریت اصلی پالانتیر است: «دیدن و تحلیل جامع همه رویدادها در هر نقطه از جهان.»
در سالهای ابتدایی فعالیت خود، تمرکز اصلی پالانتیر بر تحلیل دادههای اطلاعاتی برای مبارزه با تروریسم و همکاری با نهادهای مالی بود. اما طی سالیان اخیر، این شرکت به بازیگری بیرقیب در عرصه فناوری نظامی تبدیل شده است. فناوریهای توسعهیافته توسط پالانتیر قادرند میلیاردها قطعه داده نامنظم و پراکنده را که از حسگرهای گوناگون جمعآوری میشوند، در یک بستر یکپارچه گردآوری کرده و آنها را به خروجیهای راهبردی و کاربردی برای صحنههای نبرد نوین تبدیل کنند.
ابزارهای کلیدی: از «گوثام» تا «پروژه ماون»
برای درک عمیقتر دامنه نفوذ و کارایی پالانتیر، نگاهی مختصر به دو ابزار اصلی آن، یعنی پلتفرم گوثام و سیستم هوشمند ماون، میاندازیم:
* پلتفرم گوثام (Gotham): این نرمافزار به مثابه یک سیستمعامل جهانی برای تصمیمگیری عمل میکند. گوثام میتواند دادههای لحظهای جمعآوریشده از پهپادها، تصاویر ماهوارهای، شنودهای الکترونیکی، دوربینهای حرارتی و گزارشهای میدانی را به صورت یکپارچه پردازش کند. این پلتفرم محیطی سهبعدی و فراگیر ایجاد میکند که به فرماندهان نظامی اجازه میدهد تمامی جزئیات میدان نبرد را، شبیه به یک بازی استراتژیک، بهدقت رصد و مدیریت نمایند.
* پروژه ماون و سیستم هوشمند (Maven Smart System – MSS): پروژه ماون، در واقع، مغز متفکر هوش مصنوعی پنتاگون است و تکنولوژیهای پالانتیر اساس آن را تشکیل میدهند. در این رابط کاربری هوشمند، سیستم با استفاده از قابلیت بینایی ماشین، اهداف مشکوک را با کادرهای زردرنگ (بهعنوان اهداف بالقوه) و نیروهای خودی یا مناطق ممنوعه را با کادرهای آبیرنگ از یکدیگر تفکیک و مشخص میکند.
از تحلیل انسانی تا قدرت پردازش هوش مصنوعی پیشرفته
تکامل کاربرد هوش مصنوعی در پالانتیر شامل چندین نسل است. در دو دهه نخست، سیستمهای این شرکت بیشتر بر پایگاههای داده ساختارمند و روشهای جستجوی کد سنتی متکی بودند.
اما با ورود مدلهای زبانی بزرگ (LLM) و تکنولوژیهای پیشرفته هوش مصنوعی به این ساختار، تحولات عظیمی رخ داد. برای مثال، همکاری پالانتیر با شرکتهایی نظیر آنتروپیک و استفاده از مدلهای پیشرفتهای همچون کلود (Claude) در سیستمهای نظامی پنتاگون، انقلاب بزرگی در سرعت تصمیمگیریهای نظامی ایجاد کرد.

پیش از این، تحلیلگران انسانی مجبور بودند ساعتها به بازبینی ویدئوهای ثبتشده توسط پهپادها بپردازند که در نتیجه آن، تعداد محدودی هدف (کمتر از ۱۰۰ مورد در روز) قابل شناسایی بود. اما با خودکارسازی فرآیندها توسط پالانتیر و بهرهگیری از هوش مصنوعی مولد، نرخ شناسایی و پیشنهاد اهداف به چندین هزار مورد در روز افزایش یافت. مقامات ارتش آمریکا اذعان کردهاند که این فناوری وابستگی به افسران اطلاعاتی را بهشدت کاهش داده و فرآیند زمانبر «از حسگر تا سلاح» (Sensor-to-Shooter) را به تنها چند ثانیه تقلیل داده است.
آیا این فناوری در دسترس عموم قرار دارد؟
قاطعانه باید گفت خیر! پالانتیر و ابزارهای دفاعیاش به هیچ وجه محصولات مصرفی یا تجاری نیستند و برای استفاده عموم مردم طراحی نشدهاند. این نرمافزارها کاملاً محرمانه، سازمانی و انحصاری هستند و تنها به نهادهای دولتی، وزارت دفاع ایالات متحده و متحدان استراتژیک آنها فروخته میشوند.
در نتیجه، هیچ فرد عادی یا شرکت تجاری معمولی به این نسخه از سیستمهای هدایت جنگی دسترسی ندارد. سرمایهگذاری هنگفت دولت آمریکا روی این شرکت نشان میدهد که پالانتیر فراتر از یک شرکت نرمافزاری تجاری، در واقع بازوی اجرایی و سایبری ماشین جنگی آنها محسوب میشود.
چرا پالانتیر تا این حد بحثبرانگیز شده است؟
در پی این شرایط و با توجه به قدرت بیبدیل این هوش مصنوعی در تصمیمگیریهای نظامی، نگرانیهای عمیق اخلاقی و حقوقی متعددی بروز کرده است.
منتقدان و کارشناسان حقوق بشر هشدار دادهاند که سپردن فرآیند انتخاب اهداف نظامی به الگوریتمهای کامپیوتری، خطر بروز خطاهای محاسباتی و وقوع فجایع انسانی را بهطور چشمگیری افزایش میدهد. زمانی که سرعت پردازش به هزاران هدف در روز میرسد و تصمیمگیری اصلی بر عهده هوش مصنوعی است، نظارت دقیق انسانی عملاً به حاشیه رانده میشود.

در این میان، گزارشهای متعددی در مورد خطاهای سیستمهای هدایت خودکار در درگیریهای مختلف و تلفات سنگین غیرنظامیان منتشر شده که نشان میدهد اتکای کورکورانه به این الگوریتمها، استفاده از دادههای قدیمی و نقص در پردازش حسگرها، بارها به فجایع انسانی هولناکی منجر گردیده است. از جمله این موارد میتوان به فاجعه دردناک بمباران یک مدرسه در منطقهای مانند میناب و تلفات گسترده غیرنظامیان اشاره کرد. به گفته منتقدان، تمامی این موارد بار دیگر اثبات میکنند که خطاهای تشخیص و «توهم دقت» در الگوریتمهای پالانتیر، مستقیماً به بهای جان انسانهای بیگناه تمام میشود و تلاش پنتاگون برای توجیه این فجایع هرگز نمیتواند بر کارنامه سیاه ماشین جنگی خودکار آنها سرپوش بگذارد.
بر اساس گزارشهای تحقیقاتی ناظران پنتاگون که توسط برخی رسانهها از جمله «گیزمودو» و «تایمز آیندیا» منتشر شده و همچنین تحلیلهای حقوقی مؤسساتی نظیر «لیبر در وستپوینت»، ادعای «دقت مطلق» در زنجیرههای کشتار مجهز به هوش مصنوعی پالانتیر تنها یک سراب خطرناک است.
خط قرمز بزرگ جهان مدرن این است که «اختیار مرگ و زندگی انسانها» به کدهای صفر و یک سپرده شود و اصول اخلاقی در جنگ قربانی سرعت و کارایی تکنولوژی گردد.



