
به گزارش ابرامباد، پس از انتشار گسترده اسناد محرمانه مربوط به پرونده جفری اپستین، دونالد ترامپ در واکنشی تند در شبکه اجتماعی خود، با قاطعیت اعلام کرد: «من کاملاً تبرئه شدم.» رئیسجمهور، پم باندی، دادستان کل فعلی آمریکا را که در جلسه استماع سنا از پاسخ به سوالات پیرامون ارتباط مقامات با اپستین طفره رفته بود، مورد تحسین قرار داد و بدین ترتیب تلاش کرد این پرونده پرحاشیه را مختومه تلقی کند.
با این حال، بررسیهای دقیق و موشکافانه رسانههای آمریکایی از این اسناد نشان میدهد که علیرغم عدم پیگرد قانونی مستقیم شخص رئیسجمهور توسط وزارت دادگستری، حداقل شش تن از مقامات ارشد دولت فعلی و پیشین او در یک شبکه پیچیده از روابط با اپستین درگیر بودهاند. این ارتباطات طیف وسیعی از تعاملات را در بر میگیرد؛ از مکاتبات ایمیلی کاری و دعوتنامههای رسمی تا سالها تبادل پیامهای محرمانه با هدف مهندسی سیاسی. در ادامه، جزئیات پنهان ارتباط نزدیکان ترامپ با این پرونده جنجالی واکاوی شده است:
استیو بنن؛ معماری توطئه علیه پاپ و همپیمانی با پوپولیستها
شوکهکنندهترین و از نظر سیاسی پیچیدهترین بخش اسناد منتشر شده، مربوط به استیو بنن، استراتژیست ارشد پیشین ترامپ است. گزارشهای شبکه سیانان افشا میکند که بنن در سال ۲۰۱۹، تنها اندکی پیش از دستگیری اپستین، در صدد بوده تا با بهرهگیری از حمایت مالی و نفوذ او، پاپ فرانسیس را از مسند قدرت خلع کند. پاپ به دلیل مواضع مهاجرتیاش، سدی بزرگ در برابر جریانهای ملیگرایانه و پوپولیستی بنن در اروپا محسوب میشد. بنن در پیامی به اپستین نوشته بود: «فرانسیس را سرنگون میکنیم. کلینتونها، شی [جینپینگ]، فرانسیس، اتحادیه اروپا – حرکت میکنیم برادر.»
بنن حتی قدم فراتر گذاشته و به اپستین پیشنهاد داده بود که تهیهکنندگی اجرایی فیلمی بر اساس کتاب مناقشهبرانگیز «در گنجه واتیکان» (کتابی درباره همجنسگرایی در میان روحانیون بلندپایه) را بر عهده بگیرد تا از این طریق اعتبار پاپ را هدف قرار دهد. اپستین نیز در واکنش به تقابل واتیکان با پوپولیسم، ابیاتی از «بهشت گمشده» جان میلتون را برای بنن ارسال کرده بود: «حکمرانی در جهنم، بهتر از خدمت در بهشت است.»
علاوه بر این، اسناد «میدل ایست آی» آشکار میسازد که بنن با افتخار به اپستین اطلاع داده بود که به عنوان مشاور رهبران راستگرای اروپا نظیر نایجل فاراژ، ماتئو سالوینی و ویکتور اوربان فعالیت میکند. اپستین نیز در مقابل، اقامت در جزیره خصوصیاش را به بنن پیشنهاد کرده و به او توصیه کرده بود در بحبوحه برگزیت، تا حد امکان در بریتانیا بماند.
هاوارد لوتنیک؛ ناهار بر سر جزیره بدنام
هاوارد لوتنیک، وزیر بازرگانی کابینه ترامپ، پیشتر در گفتگو با «نیویورک پست» اپستین را فردی «منزجرکننده» توصیف کرده و مدعی شده بود که پس از شنیدن اظهارنظری نامناسب از او در سال ۲۰۰۵، تصمیم گرفته است دیگر هرگز، چه در مسائل تجاری و چه اجتماعی، با او در یک مکان نباشد.
با این حال، اسناد جدید خلاف این ادعا را ثابت میکند؛ لوتنیک در سال ۲۰۱۲ در حال مکاتبه ایمیلی با اپستین برای سفر با قایق به جزیره خصوصی وی بوده است. پس از افشای این تناقض، لوتنیک در جلسه سنا مجبور به اعتراف شد که به همراه همسر، چهار فرزند، پرستاران آنها و یک زوج دیگر برای «یک ساعت صرف ناهار» به آن جزیره رفتهاند. او ادعا کرد که هیچ اتفاق «نامناسبی» در این سفر رخ نداده، اما توضیحی قانعکننده برای انجام این دیدار ارائه نکرد.

رابرت اف. کندی جونیور؛ ماجراجویی شکار استخوان دایناسور با وزیر بهداشت
نام رابرت اف. کندی جونیور، وزیر بهداشت ترامپ، هم در گزارشهای پروازی اپستین و هم در مکاتبات ایمیلی میان اپستین و گیسلن مکسول (شریک جرم او) به چشم میخورد. مکسول در جریان بازجوییهای قبلی افشا کرده بود که در اواسط دهه ۹۰ میلادی، به همراه کندی جونیور برای «جستجوی فسیل و استخوان دایناسور» به داکوتا سفر کردهاند.
کندی پیش از این، این پروازها را تأیید کرده و توضیح داده بود که همسرش با مکسول دوست بوده و آنها تنها یک بار برای ملاقات با مادر کندی و بار دیگر برای بردن فرزندانشان به منطقه حفاری فسیل، با هواپیمای شخصی اپستین پرواز کردهاند. او قاطعانه تأکید کرده است که به جز دیدارهای اتفاقی در رویدادهای اجتماعی، هیچ رابطه عمیقی با اپستین نداشته است.

ایلان ماسک؛ ایمیلهای گرم برای «وحشیانهترین مهمانی»
ایلان ماسک، رئیس سابق دپارتمان کارآمدی دولت (DOGE)، حضور پررنگی در مکاتبات ایمیلی اپستین در سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ دارد. در نوامبر ۲۰۱۲، اپستین از ماسک پرسیده بود: «برای هلیکوپتر به جزیره چند نفر هستید؟» ماسک در پاسخی دوستانه نوشته بود: «احتمالاً فقط من و تلولا. چه روزی/شبی وحشیانهترین مهمانی در جزیره تو خواهد بود؟» همچنین در دسامبر ۲۰۱۳، اپستین به ماسک اطمینان خاطر داده بود که «همیشه برای تو جا هست.»
ماسک که قبلاً اعلام کرده بود دعوتهای مکرر اپستین را رد کرده است، پس از افشای این ایمیلها در شبکه ایکس (توییتر سابق) نوشت که از پیش میدانسته قرار است «بیرحمانه تخریب» شود و مجدداً تأکید کرد که هرگز در مهمانیها، هواپیمای معروف به «لولیتا اکسپرس» یا جزیره اپستین حضور نداشته است.
مهمت آز و کوین وارش؛ از لیستهای کریسمس تا دعوتنامههای ولنتاین
دامنه ارتباطات با اپستین به دیگر نامزدهای کلیدی ترامپ نیز کشیده شده است. نام کوین وارش، تنها ساعاتی پس از آنکه توسط رئیسجمهور برای ریاست بانک مرکزی (فدرال رزرو) معرفی شد، در یکی از ایمیلهای فاش شده یافت شد. این سند نشان میدهد که نام وارش در لیست مهمانان «کریسمس ۲۰۱۰ سنت بارتز» که برای اپستین ارسال شده بود، قرار داشته است؛ هرچند هنوز مشخص نیست که او این سفر را انجام داده است یا خیر.
از سوی دیگر، دکتر مهمت آز، رئیس مراکز خدمات مدیکر و مدیکید، در فوریه ۲۰۱۶ (هشت سال پس از محکومیت اولیه اپستین به جرم فحشا) یک ایمیل حاوی دعوتنامه جشن ولنتاین خود و همسرش در پالم بیچ را برای اپستین ارسال کرده است.

استیون فاینبرگ و جان فلان؛ سکوت مشکوک پنتاگون و نیروی دریایی
اسناد موجود نشان میدهد که نام استیون فاینبرگ، مقام شماره دو پنتاگون و میلیاردر بنیانگذار شرکت «سربروس»، در اسناد تجاری متعددی بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸ در ارتباط با بانک دویچه (بانک اصلی اپستین) دیده میشود. همچنین نام جان فلان، وزیر نیروی دریایی، در لیست مسافران پرواز بویینگ ۷۲۷ اپستین از لندن به نیویورک در مارس ۲۰۰۶ به ثبت رسیده است. تاکنون نه پنتاگون و نه نیروی دریایی حاضر به ارائه هیچ توضیحی درباره این اسناد نشدهاند و سکوت اختیار کردهاند.

الکس آکوستا و پم باندی؛ سایه حمایتی سیستم قضایی بر پرونده
در کنار تمامی این نامها و جزئیات، حضور مقامات دموکرات مانند بیل کلینتون در این اسناد، به جمهوریخواهان این بهانه را داده است که ابعاد این افشاگریها را کماهمیت جلوه دهند. اما نباید از این نکته غافل شد که الکس آکوستا، وزیر کار پیشین ترامپ، همان دادستان فدرالی بود که در سال ۲۰۰۸ توافقنامه محرمانه عدم پیگرد قانونی را با اپستین امضا کرد و او را از سالها حبس رهایی بخشید.
اکنون نیز پم باندی، دادستان کل فعلی، در جلسه سنا از پاسخ صریح به این سوال که آیا از مقامات نامبرده بازجویی به عمل آمده است یا خیر، طفره میرود. این رفتار نشاندهنده آن است که سایه سنگین پرونده اپستین، بسیار فراتر از یک رسوایی اخلاقی صرف، به بخشی جداییناپذیر از معماری پنهان قدرت در پایتخت واشنگتن تبدیل شده است.



