
به گزارش سایت ابرامباد، فرشید باقری، هافبک میانی و باسابقه فوتبال کشورمان که دوران پرفراز و نشیبی را در لیگ برتر سپری کرده و با پوشیدن پیراهن استقلال به اوج شهرت رسید، حالا در آستانه یک تصمیم بزرگ و متفاوت قرار دارد. او که پس از جدایی از فولاد خوزستان بازیکن آزاد محسوب میشود، بار دیگر در رادار علیرضا منصوریان قرار گرفته است؛ اما این بار قرار نیست همکاری آنها در خاک ایران شکل بگیرد، بلکه مقصد احتمالی آنها تیم ریشهدار «الطلبه» در کشور همسایه، عراق است.
این بازیکن ۳۳ ساله که نخستین بار توسط منصوریان از صبای قم به جمع آبیپوشان پایتخت پیوسته بود، حالا در آستانه تجربه اولین چالش لژیونری خود است. باقری در گفتوگویی مفصل، جزئیات این انتقال احتمالی و همچنین ناگفتههایی از دوران حضورش در استقلال و دلایل عدم بازگشتش به این تیم را بیان کرده است که در ادامه میخوانید.
* وضعیت فعلی تمرینات پس از ترک فولاد
پس از جدایی از فولاد، بیکار ننشستم و در تمرینات تیم هوادار شرکت کردم تا فرم بدنیام حفظ شود. خدا را شکر از نظر روحی و جسمانی در شرایط ایدهآلی هستم و منتظرم ببینم سرنوشت فوتبالیام به کدام سمت خواهد رفت.
* ماجرای پیوستن به تیم منصوریان در عراق
بله، مذاکراتی با تیم الطلبه عراق داشتهام. آقای منصوریان همواره نسبت به من لطف داشتهاند و کار کردن دوباره با ایشان برایم باعث افتخار است. البته موانع کوچکی وجود دارد؛ ظاهراً لیست تیم عراقی پر است و آنها باید فضای خالی برای جذب بازیکن جدید ایجاد کنند. اگر این مسائل اداری حل شود، به احتمال زیاد راهی عراق خواهم شد.
* دلیل انتخاب لیگ عراق و رد پیشنهادات داخلی
وقتی شرایط تیم الطلبه را بررسی کردم و صحبتهایی انجام شد، متوجه شدم که این باشگاه از نظر زیرساخت و امکانات، حتی از بسیاری از تیمهای لیگ برتر ایران جلوتر است. الطلبه تیمی قدیمی و پرهوادار در عراق است و جایگاه ویژهای دارد. البته هنوز چیزی قطعی نیست و همه چیز به نهایی شدن بندهای قرارداد بستگی دارد.
* خاطرهبازی با دوران حضور در استقلال و نقش منصوریان
پوشیدن پیراهن استقلال آرزوی من بود. زمانی که با نظر مستقیم علیرضا منصوریان به استقلال آمدم، فصل خوبی را در قم سپری کرده بودم. در استقلال روزهای خوبی داشتیم و همواره مدعی بودیم. همبازی شدن با ستارههایی مثل رحمتی، جباری و منتظری تجربهای تکرارنشدنی بود. با این حال، فشارهای ناشی از قهرمانیهای متوالی رقیب و برخی حواشی بیرونی، کار را برای ما دشوار میکرد.
* روایت تبعیض میان سرخابیها در آن سالها
شاید نتوانم با قطعیت کلمه تبعیض را به کار ببرم، اما تفاوت در امکانات و پشتیبانی کاملاً محسوس بود. در حالی که پرسپولیس ستارههایش را حفظ میکرد، استقلال مهرههای کلیدی و تاثیرگذاری مثل تیام، جباروف و حتی سرمربی بزرگی مثل استراماچونی را صرفاً به خاطر مسائل مالی از دست میداد. تا تیم ما میآمد شکل بگیرد، یک بحران جدید ایجاد میشد. حس عمومی بین بازیکنان این بود که تمرکز و سرمایهگذاری اصلی روی رقیب است و ما از ثبات لازم برخوردار نبودیم.
* دلیل ترک استقلال و حسرت بازگشت
فشارها به قدری زیاد شده بود که احساس کردم ماندنم دیگر کمکی به تیم نمیکند و شاید رفتنم بیشتر به نفع استقلال باشد. شاید حالا که نگاه میکنم، آن جدایی تصمیم درستی نبود. حتی بعدها در زمان سرمربیگری جواد نکونام چند بار بحث بازگشتم مطرح شد، اما چون با مس رفسنجان قرارداد داشتم، باشگاه اجازه جدایی نداد و این اتفاق میسر نشد.
* آینده فوتبال حرفهای
تا زمانی که توان بدنی داشته باشم، در مستطیل سبز خواهم ماند چون عاشق فوتبالم. فعلاً تمرکزم روی نهایی شدن انتقال به لیگ عراق است.
* انتقاد از مدیریتی که مربیان جسور را حذف میکند
متاسفانه در فوتبال ایران رویه بدی شکل گرفته است. مربیان فنی و با دانش مثل نکونام، ربیعی و ساکت الهامی تنها به جرم اینکه مطالبهگر هستند و برای موفقیت تیمشان امکانات میخواهند، از چرخه حذف میشوند یا تحت فشار قرار میگیرند. مدیران ما به دنبال راحتی خود هستند و از افراد مطالبهگر دوری میکنند. امیدوارم روزی برسد که مدیران به جای حذف صورت مسئله، به دنبال فراهم کردن ساختار حرفهای باشند تا فوتبال کشور پیشرفت کند.



