
به گزارش ابرامباد، امیر سرتیپ علیرضا شیخ، معاون اجرایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در گفتوگویی ویژه به بازخوانی منظومه فکری و سیره مدیریتی رهبر انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، پرداخت.او از دیدگاههای راهبردی ایشان در زمینه دفاع، خودکفایی نظامی در ساخت پهپاد و موشک، نقش هدایتگرانه در مقاطع حساس و همچنین دلبستگی عمیق به نیروهای ارتش سخن گفت.

این نوشتار، حاصل گفتوگوی اختصاصی ابرامباد با امیر سرتیپ شیخ است که روایتی دستاول از اندیشههای فرماندهی کل قوا ارائه میدهد؛ اندیشههایی که به باور او، اکنون مورد توجه و تحلیل جهانی قرار گرفتهاند.
محور اول: سیره مدیریتی و تحول در هندسه ساختاری ارتش
**حضرت آقا نگاه بسیار دقیقی به تحول در ساختار نیروهای مسلح داشتند؛ از چابکسازی یگانها گرفته تا تشکیل تیپهای واکنش سریع و پهپادی. بهعنوان معاون اجرایی ارتش، نگاه هدایتگرانه و فرماندهی ایشان در تغییر هندسه ارتش و تبدیل آن به یک نیروی پویا و آماده رزم چطور اعمال میشد؟
رهبر انقلاب، نیروهای مسلح را عنصری کلیدی در اقتدار ملی تلقی میکردند. ایشان به دلیل پیشینه طولانی و مسئولیتهای گوناگون در دوران انقلاب، دفاع و جنگ، از تسلط بینظیری بر امور دفاعی و نظامی برخوردار بودند و از همه مهمتر، اشراف کاملی بر پیامدهای عملکرد نظامی و نحوه بهکارگیری صحیح مؤلفه قدرت نظامی در قدرت ملی داشتند.
ویژگی بارز ایشان که امروز مورد محاسبه جهانی قرار گرفته، همین است: با درکی جامع از ابعاد مختلف قدرت ملی، توان نظامی را به شکلی متوازن و در همافزایی با دیگر عوامل در حکمرانی خویش به کار میگرفتند. به خاطر تسلط مثالزدنیشان بر حوزه نظامی، افقهای آینده را پیشبینی میکردند. چند عبارت کلیدی از ایشان در خاطرم هست؛ از جمله زمانی که فرمودند: «پدافند خط مقدم حیثیت و آبروی کشور است، پدافند را در اولویت نیروهای مسلح قرار دهید.» این یک فرمان راهبردی بود که کمتر به آن توجه شد، و نتیجه این عدم دقت را در جنگ دیدیم؛ اینکه خط مقدم یعنی چه و پیشانی سیستم چیست، همه ما در همین جنگ آن را لمس کردیم.
چشمانداز دانشمندانه و هوشمندانه ایشان به تحولات آتی و محیط رقابتی در حوزه دفاع، همواره بر تقویت و افزایش توان نظامی به عنوان مؤلفهای بازدارنده در سطح ملی تاکید داشت. مصادیق بسیاری را میتوان برای این مورد ذکر کرد، حتی در توصیههای فنی درباره یک هواپیما، یک موشک، یا تجهیزات و تسلیحات دفاعی که خدمت ایشان ارائه میشد، نگاهشان معطوف به فناوریهای نوظهور و تأثیر آنها در آینده دفاعی کشور بود. وقتی در ارتش تدابیر برگرفته از منظومه فکری ایشان را استخراج و کنار هم گذاشتیم، آیندهنگری، بصیرت راهبردی و درک عمیق از تحولات فناورانه آینده در حوزه دفاع و تبدیل دانش به قدرت بهوضوح قابل ترسیم بود. تسلط ایشان بر وضعیت فعلی نیروهای مسلح نیز مشهود بود و سپس توصیهها و تدابیر را در قالب گزارههای راهبردی مطرح میفرمودند که اگر این توصیهها بهموقع به راهبرد و اقدام تبدیل میشد، شاید نتیجه جنگ متفاوت بود؛ مثال بارزش همان بحث تقدم و اولویت پدافند است که در نبردهای دوازدهروزه (که آن را دفاع مقدس دوم میخوانم) و چهلروزه (دفاع مقدس سوم) پیامدهای آن بهروشنی نمایان شد.
نکته دیگری که حضرت آقا بسیار بر آن اصرار داشتند این بود که اندازه واقعی قدرت را به مسئولین گزارش دهید و از غلو پرهیز کنید. در اصطلاح نظامی میگویند «اغراق در توانمندی، بزرگترین خیانت به فرمانده است»، زیرا فرمانده بر اساس این اطلاعات برنامهریزی میکند. دقیقا همین رویکرد را در جنگ مشاهده کردیم. ایشان ذهنیتی دقیق و توانایی محاسباتی بالا در ارزیابی قدرت دفاعی داشتند، اما با وجود جایگاه فرماندهی کل قوا که میتوانستند مستقیم ورود کنند، معمولاً تذکرات خود را در قالب توصیه و جهتنمایی ارائه میدادند؛ زیرا به اهمیت تخصص در برنامهریزیهای گوناگون باور داشتند.

نگاه راهبردی حضرت آقا به حوزههای نوین قدرت دفاعی، از فناوریها گرفته تا سایر بخشها، به عقیده من تجلیگاه منظومه فکری ایشان است که در ارتش ظهور بیشتری پیدا کرد. از ابتدا، ایشان جهادهای خودکفایی و توسعه فناوریهای مختلف را بهخوبی میشناختند و با ایمان به توانمندی جوانان و متخصصان داخلی، معنی «میتوانیم» را عینیت بخشیدند. بر همین اساس، ارتش پیشرفته امروز، حاصل نگاه عمیق و دوراندیشانه ایشان در گذشته است.
متوقفکردن ماشین جنگی یک ابرقدرت، خودش قدرت است
در ارتش همیشه اینگونه بوده که تدابیر حضرت آقا به منزله دستورالعمل به ردههای پایینتر ابلاغ و بر اساس آن عمل میشد؛ هرچند میزان درک ما از آیندهبینی و ژرفنگری ایشان متفاوت بود و در برخی حوزهها، بهویژه در شرایط صلح و در ساختارهای غیرمنظم، آن همگرایی و همافزایی لازم شکل نگرفت. اما در مجموع، تمامی نیروهای مسلح نسبت به گذشته منسجمتر شدند؛ همان چیزی که امروز شاهدش هستیم: بزرگترین قدرتهای جهانی با تمامی سامانهها و فناوریهایشان وارد میدان شدند و ما توانستیم در برابر آنها چالش ایجاد کنیم و متوقفشان سازیم. متوقف کردن ماشین جنگی یک ابرقدرت، خود به تنهایی نشانهای از قدرت است؛ و این دستاورد بر اساس همان رهنمودهای منظومه فکری دفاعی حضرت آقا شکل گرفت.
در سیره مدیریتی رهبر شهید، انضباط نظامی و حفظ حرمت ارتش جایگاه ویژهای داشت. در گزارشهای اجرایی و کلانی که خدمت ایشان ارائه میکردید، حساسیتها و تأکیدات خاص ایشان روی چه مؤلفههایی از مدیریت ارتش متمرکز بود؟
بهعنوان سربازی که حوزه تخصصیام همین است، همواره برایم پرسش بود که چگونه حضرت آقا در تمام مراسمهای فارغالتحصیلی، حتی به هماهنگی حرکت عصا و پای فرماندهان با ریتم موزیک دانشگاه افسری توجه میکردند. خود ایشان بسیار منضبط بودند. در تعریف انضباط فرمودند: «انضباط در ارتش بهمثابه نخ تسبیح است که مهرهها را دور هم نگه میدارد و به هیچ وجه نباید گسسته شود.» هر وقت هم به محیطهای نظامی میآمدند، لحن صحبتشان در جایگاه فرماندهی متفاوت بود؛ اقتدار همراه با اعتقاد راسخ به مبانی نظامی، ایشان را در هیبت یک فرمانده نظامی نمایان میکرد.
در مجموع، اگر اشتباه نکنم نزدیک به هشتاد بار در ارتش حضور یافتند و حدود سیونه بار در مراسم فارغالتحصیلی دانشگاههای افسری ارتش شرکت کردند. اگر بخواهیم گفتمان ایشان را تحلیل کنیم، تمام تمرکزشان بر این بود که تربیت مقدم بر آموزش است؛ نسلسازی برای آینده، که امروز همین مساله حلقه مفقوده کشور ما در زمینه تربیت نسل و ساخت سرمایه اجتماعی است. تمرکز ایشان همیشه بر تربیت نسل جوان بر مبنای این اصول بود، تا جایی که به فرماندهان میفرمودند با دانشجویان «نفس به نفس» شوید، در زندگیشان تأثیر بگذارید تا شما را بهعنوان الگو در مسیر زندگی انتخاب کنند. همین بود که حضور بیستوچهارساعته فرماندهان در مراکز آموزشی نظامی، تدبیری بود که حضرت آقا داشتند تا دانشجو، فرمانده خود را به عنوان الگو برگزیند، چرا که الگوپذیری یکی از بنیادهای اساسی تربیت انسانی است.
محور دوم: پشتیبانی لجستیک از خودکفایی دفاعی و قدرت بومی
جهاد خودکفایی و ساخت تسلیحات بومی در ارتش نیازمند یک شبکه پشتیبانی، بودجهریزی و مدیریت اجرایی کلان بود. نگاه رهبر شهید به مدیریت منابع ارتش برای عبور از وابستگی چه بود؟
حضرت آقا میدانستند که ارتش جمهوری اسلامی ایران یک سیستم بههمپیوسته است که موفقیت در حوزه دفاع و تضمین امنیت آینده را رقم میزند. نگاه ایشان بهشدت سیستمی بود و این سیستم را در ساختار ارتش میدیدند. همین نگاه سبب شد تفکر «ما میتوانیم» شکل بگیرد؛ میفرمودند اگر به توانمندیهای خودتان اتکا کنید، قادرید تحریم و مقاومتهای دشمن را بشکنید. نگاه ایشان بر ساخت اعتماد به کارکنان استوار بود؛ میفرمودند «بچهها میتوانند» و توانستیم؛ از ساخت هواپیماهای آموزشی تا ناو جماران که با حضور خودشان رونمایی شد. رونمایی از جماران نیز داستان جالبی دارد؛ در گرمترین روز سال، در برج پنج، خودشان حضور پیدا کردند و دستاوردی که محصول حمایت خودشان بود را رونمایی کردند؛ چه در حوزه ساخت شناورها، چه هواپیما و چه موشک.
در پاسخ به پرسشی درباره تمرکز بر موشک و پهپاد و عدم پرداختن به سایر حوزهها، توضیح دادم که وقتی ملتی با تکیه بر توان داخلی خود به سمت تولید قدرت پیش میرود، باید بر نقاط قوت خود متمرکز شود. برای ما، این نقاط قوت در پهپاد و موشک نهفته بود. با تمرکز قاطع بر این دو حوزه و استفاده صحیح از آنها، توانستیم موازنه قدرت را در صحنه نبرد تغییر دهیم. اگر پهپاد و موشک نبود، واقعاً نمیتوانستیم موازنه ایجاد کنیم و صحنه را دگرگون سازیم. این توانمندیها محصول همان نگرش بود که «آنچه را خودتان میتوانید، دست نیاز به سوی کسی دراز نکنید». همین نگاه، حوزه پهپادی را در ارتش مستقل کرد و به رشد چشمگیر آن کمک شایانی نمود.



