
به گزارش ابرامباد، با گذشت دو سال از فرض ترور سیدحسن نصرالله، مسئله توانایی حزبالله برای پر کردن جای خالی رهبری او، کماکان یکی از موضوعات کلیدی در تحولات لبنان به شمار میرود.در این دوره، حزبالله دستخوش دگرگونیهای مهمی در ساختار مدیریتی خود شده و با فشارهای سیاسی و نظامی گوناگونی دست و پنجه نرم کرده است.
با این حال، شیوه انتقال مسئولیتها و ادامه حیات سازوکار تصمیمگیری این جنبش نشان میدهد که غیبت نصرالله لزوماً به توقف یا از هم پاشیدگی نظام رهبری حزبالله نینجامیده است. در عین حال، اوضاع نوین لبنان و فشارهای داخلی و خارجی، حزبالله را در برابر چالشهایی قرار داده که با دوران حضور نصرالله تفاوت دارد و میزان قابلیت رهبری کنونی برای حفظ یکپارچگی و موقعیت این گروه، همچنان مورد بحث کارشناسان است.
در همین راستا، خبرگزاری ابرامباد در یک مصاحبه عمیق با مجتبی امانی، سفیر اسبق کشورمان در لبنان، به این پرسش مهم پرداخت: “با گذشت دو سال از ترور سیدحسن نصرالله و با توجه به تحولات اخیر در لبنان و حزبالله، آیا این سازمان توانسته است جایگاه رهبری و تصمیمگیری خالی ناشی از فقدان نصرالله را پر کند، یا همچنان با تبعات این رویداد دست و پنجه نرم میکند؟”
مجتبی امانی در پاسخ به این پرسش تصریح کرد: “بدون شک، رژیم اشغالگر صهیونیستی طی دهههای متمادی، بهویژه پس از نبرد ۲۰۰۶، به این نتیجه رسیده بود که برای مهار و تضعیف حزبالله نیازمند اقداماتی قاطع و کارآمد است. نبرد ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶ به شکلی رقم خورد که حزبالله نه تنها ضعیف نشد، بلکه در سالهای آتی به تقویت و گسترش تواناییهای خود ادامه داد. از این رو، صهیونیستها طرحریزی کرده بودند تا با حملهای ناگهانی و مبتنی بر خشونت گسترده، حزبالله را به کلی نابود سازند.”
در ادامه، جزئیات گفتگوی کامل سفیر اسبق ایران در بیروت را مطالعه میکنید:
مجتبی امانی، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی ایران در لبنان، اظهار داشت: “رژیم صهیونیستی از زمان پیدایش مقاومت در منطقه، یعنی از دهه ۱۹۸۰ میلادی، این موضوع را در دستور کار خود داشته است. خصوصاً پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، این رویداد برای صهیونیستها به منزله آغاز یک جنبش گسترده با حمایت ایران انقلابی بود که میتوانست تهدیدی جدی علیه آنها محسوب شود. بر همین مبنا، تدارکات وسیعی چیده شد.”
این تدارکات فشرده و افزایش منابع مالی و تجهیزاتی، به ویژه پس از سال ۲۰۰۶، به یک اولویت حیاتی برای رژیم صهیونیستی تبدیل گشت. تهیه دستگاههای پیجر، شناسایی فرماندهان حزبالله، کشف موقعیت ساختمانهای مرتبط با آنها، رصد دقیق رفتوآمدها و شناسایی شبکه ارتباطی حزبالله، تنها بخشهایی از کوششهای رژیم صهیونیستی در طول این سالیان بود.
اگر به فاصله زمانی بین سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۲۳، یعنی حدود ۱۷ سال، نگاه کنیم، متوجه میشویم که رژیم صهیونیستی تمام این دوران را صرف برنامهریزی و اجرای چنین طرحی کرده است. لازم به ذکر است که این تدابیر و افزایش آمادگیها، هیچ ارتباطی با وقایع هفتم اکتبر نداشت؛ دلیل این ادعا آن است که رژیم صهیونیستی پیش از تاریخ هفتم اکتبر ۲۰۲۳، مصادف با ۱۵ مهر ۱۴۰۲، دستگاههای پیجر را وارد خاک لبنان کرده بود.
بدین ترتیب، رژیم صهیونیستی با تکیه بر یک طرح جامع، مصمم بود حزبالله را به یکباره از صحنه محو کند و در این مسیر، تمام توان خود را به کار گرفت.
امانی در ادامه تشریح کرد: “رویارویی گسترده با حزبالله، با رویدادهای مربوط به شهادت محسن شکور در نهم مرداد ماه آغاز شد. در پی آن، انفجار پیجرها و شهادت تعدادی از چهرههایی که به زعم رژیم صهیونیستی میتوانستند در جایگاه جانشینان حزبالله قرار گیرند و در ساعات اولیه حملات قابل دسترسی بودند، به وقوع پیوست. رژیم صهیونیستی در همان روزها آنها را هدف قرار داد.”
فرماندهان ارشد و تمام کادر رهبری حزبالله نیز در این عملیات که از ۲۷ شهریور آغاز و تقریباً دو هفته به طول انجامید، مورد هدف قرار گرفتند. رژیم صهیونیستی تمامی این تدابیر را اتخاذ کرد تا به گمان خود شاهد اضمحلال حزبالله باشد. این یک برآورد بسیار دقیق و جامع بود که صهیونیستها برای دستیابی به هدف نهایی خود، یعنی شکست کامل حزبالله به عنوان قدرت برتر مقاومت در منطقه و در همسایگی رژیم اشغالگر، برنامهریزی کرده بودند تا پس از آن، به صورت دومینووار به سراغ سایر گروههای مقاومت بروند.
در آن برهه زمانی، تهدیدات نتانیاهو علیه ایران همچنان ادامه داشت و رژیم صهیونیستی در غزه نیز مرتکب جنایات بیشماری شده بود. بیش از یک سال بود که فشارهای متعددی بر نوار غزه اعمال میکرد. بدون شک، اگر حزبالله دچار شکست میشد، به تصور صهیونیستها، حلقههای بعدی مقاومت نیز یکی پس از دیگری در دسترس قرار میگرفتند و سقوط آنها با سهولت بیشتری اتفاق میافتاد.
به یقین، شهادت سید حسن نصرالله، طبق تمامی برآوردها، میتوانست موجی از ناامیدی، تصور شکست و آیندهای مبهم را در میان اعضای حزبالله پدید آورد. اما ویژگی برجسته و هنر رهبری شهید نصرالله این بود که، همچون حضرت امام (ره)، همواره به بدنه و ارتباط مستمر با مردم میاندیشید. او هرگز مردم را در خلأ اطلاعاتی، هیاهوی تبلیغاتی و جنگ روانی دشمن رها نمیساخت.

مجتبی امانی خاطرنشان کرد: “ارتباط پیوسته و سخنرانیهای وی برای مردم و خطاب قرار دادن مستقیم آنها، این شیوه خاص و هنر رهبری را برای همگان آشکار ساخته بود. همین امر موجب شد که سرمایهگذاری رژیم صهیونیستی بر این تصور که نبود رهبر و قطع ارتباط میان رهبری و ملت، به فروپاشی منجر خواهد شد، به طور کامل با شکست مواجه شود.”
ایشان در لبنان، ملتی متشکل از هزاران نفر را پرورش داده بود که با آنها ارتباطی عمیق و معنوی برقرار کرده بود. سخنرانیهای ایشان در ایام سوگواری عاشورا، به خصوص در دهه اول محرم که شبهای متوالی برای مردم سخن میگفت، از جمله این فعالیتها بود. همچنین در روز عاشورا در راهپیماییها به ایراد سخنرانی میپرداختند و در ایام ماه مبارک رمضان نیز جلسات عرفانی برگزار میکردند که مورد استقبال پرشور مردم قرار میگرفت.
این پیوند معنوی و عمیق وجود داشت و دشمن در محاسبات خود آن را نادیده گرفته بود. در مورد موضوع جانشینی شهید سید حسن نصرالله نیز، آنچه مطرح میشود این است که رژیم صهیونیستی تمامی برنامهریزیهای خود را بر این پایه استوار کرده بود که رهبری حزبالله با بحرانی جدی مواجه گردد. آنها هر آنچه را که در خیالشان میگنجید و در توان داشتند، به کار بستند.
شیخ نعیم قاسم، قائممقام دبیرکل حزبالله بودند و در آن دوران، رژیم صهیونیستی قادر به ترور ایشان نبود؛ درست مانند بسیاری دیگر از رهبران که از دسترس دشمن در امان مانده بودند. به هر روی، رهبران حزبالله و اعضای اصلی آن، معمولاً تدابیر امنیتی بالایی را رعایت میکردند. با این وجود، اسرائیل تمام امکانات خود را به کار گرفت.
اشخاص دیگری نیز وجود داشتند که میتوانستند در معرض رهبری و جانشینی حزبالله قرار گیرند و به عنوان جانشین دبیرکل شهید حزبالله مطرح شوند. حزبالله اکنون شیخ نعیم قاسم را به عنوان چهارمین دبیرکل خود معرفی کرده است. دبیرکل نخست، شهید سید عباس موسوی بودند؛ پس از ایشان شهید سید حسن نصرالله و سپس شهید سید هاشم صفیالدین عهدهدار این سمت بودند که چند روزی دبیرکلی را بر عهده داشتند و سپس به شهادت رسیدند.

سفیر پیشین ایران در بیروت در پایان سخنان خود اظهار داشت: “با وجود تمامی شرایط دشوار، نظام تصمیمگیری در حزبالله در این حوزه فعال بود و حزبالله با موفقیت از این مرحله عبور کرد. امروز ما هیچ بحران یا مشکلی در زمینه رهبری حزبالله مشاهده نمیکنیم و این نشاندهنده نهایت شکست رژیم صهیونیستی در محاسبات خود برای ترور رهبران حزبالله است؛ زیرا آنها هرگز به این هدف دست نیافتند.”
در حال حاضر، حزبالله با شرایط ویژه و فشارهای خاص خود مواجه است، اما همچنان با نشاط و تاثیرگذار در عرصه سیاسی حضور دارد. دشمن صهیونیستی نیز به دلیل شکستهای وارده و نیاز نتانیاهو به نمایش پیروزی و جلوهای از موفقیتهای خود، به خصوص در لبنان، برخی از دستاوردهای خود را اغراقآمیز جلوه میدهد؛ در حالی که واقعیت لزوماً مطابق با این ادعاها نیست.
امروز، به لطف همان بینش و مدیریت شهید سید حسن نصرالله که خود را مرهون و بهرهمند از تعالیم امام راحل و امام شهیدمان میدانست، انتقال رهبری به شایستگی صورت گرفته است. هماکنون، رژیم صهیونیستی هیچ چشمانداز مشخص و روشنی برای تضعیف یا کاهش قدرت حزبالله، چه از نظر سیاسی و چه از منظر نظامی، پیش روی خود نمیبیند.



