اخبار بین المللاخبار سیاسی

چالش‌های دیپلماسی و نظامی ایران-آمریکا: چرا میز مذاکره بدون قدرت معنا ندارد؟

به گزارش ابرامباد، با وجود اینکه پیش‌تر ایران و آمریکا به یادداشت تفاهمی بی‌سابقه دست یافته بودند، اکنون شاهد دور جدیدی از تنش‌های نظامی میان دو کشور هستیم.به نظر می‌رسید امضای رؤسای جمهور وقت تهران و واشنگتن پای این سند، دو کشور را بیش از هر زمان دیگری به توافق نزدیک کرده بود.

اما سوال اصلی اینجاست که در شرایط کنونی، آیا امکان بازگشت به مذاکرات و احیای تفاهم گذشته وجود دارد؟ در حالی که عده‌ای قاطعانه با هرگونه گفت‌وگو و صلح مخالفت می‌کنند، باید به بررسی دقیق هزینه‌ها و فواید ادامه جنگ در مقابل بازگشت به مسیر دیپلماسی پرداخت.

در همین راستا، خبرگزاری ابرامباد برای تحلیل این موضوع، نظر حسن رسولی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب را جویا شده است.

رسولی در ارزیابی وضعیت کنونی، تقابل نظامی با آمریکا و تحلیل سود و زیان انتخاب مسیر «جنگ» یا «تفاهم» برای کشور، تشریح کرد که حوزه‌های نظامی و دیپلماتیک در روابط با آمریکا، دو عرصه موازی هستند که بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. او توضیح داد که هر لحظه از فضای دیپلماسی، تحت تأثیر تحولات و درگیری‌های نظامی قرار دارد.

وی تأکید کرد که در چنین اوضاعی، با در نظر گرفتن منافع ملی، نمی‌توان به‌طور مطلق تنها بر یکی از این دو حوزه پافشاری کرد. او افزود: روابط ۴۷ ساله ایران و آمریکا، ارتباطی پیچیده، چندوجهی و با فراز و نشیب‌های فراوان بوده است؛ بنابراین، هرگونه نگاه ساده‌انگارانه به این روابط، از دیدگاه کارشناسی و جامع‌نگرانه به دور است.

میز مذاکره بدون دستاورد نظامی ممکن نیست

او این دو بخش را به مثابه دو بال یک پرنده دانست و ادامه داد: این دو حوزه تنها زمانی می‌توانند تضمین‌کننده منافع ملی کشور باشند و سایه جنگ فرسایشی را با عزت از سر ایران بردارند که کاملاً هماهنگ و متعادل عمل کنند. او صراحتاً گفت که نمی‌توان بدون دستاوردهای قوی در عرصه نظامی، با دست پر پشت میز مذاکره نشست؛ همان‌طور که نمی‌توان صرفاً با اتکا به زبان نظامی به این گستره از مناقشات پایان داد.

این فعال سیاسی به این نکته اشاره کرد که توافق‌نامه امضاشده توسط رؤسای جمهور دو کشور، یک سند بالادستی است. وی افزود: این سند، چارچوب کلی، اصول اساسی و شرایط کلان گفتگو را در قالب ۱۳ بند مشخص می‌کند. از آنجایی که هیچ‌یک از این بندها تعریف عملیاتی و جزئیات اجرایی ندارند، به‌صورت بالقوه می‌توانند مورد تفسیر و بهره‌برداری هر دو طرف قرار گیرند. این وضعیت، به‌ویژه با توجه به وجود سه کانون اصلی مخالف با تحقق این تفاهم و تبدیل آن به یک توافق پایدار، هم در ایران و هم در داخل آمریکا و اسرائیل، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

چالش‌های دیپلماسی و نظامی ایران-آمریکا: چرا میز مذاکره بدون قدرت معنا ندارد؟

به قرار گرفتن پشت میز مذاکره نباید تردید داشته باشیم

رسولی بهترین راهکار را حفظ آمادگی دفاعی در هر دو بعد آفندی و پدافندی دانست و اظهار داشت: ما همچنان نباید از نشستن پشت میز مذاکره ابایی داشته باشیم. باید با خودباوری و اتکا به تمامی ابزارهای قدرت ملی، به‌ویژه حمایت ملت و حس میهن‌دوستی ایرانیان، این دو مسیر را به‌صورت هماهنگ به پیش ببریم. وی پیشنهاد داد که شورای عالی امنیت ملی و رهبری نظام برای پیشبرد این فرآیند فوق‌العاده پیچیده، پرریسک و در عین حال ضروری، علاوه بر بهره‌گیری از ظرفیت اتاق‌های فکر و اندیشکده‌های رسمی، از نظرات سایر صاحب‌نظران و استراتژیست‌های حوزه‌های نظامی و دیپلماسی نیز حداکثر استفاده را ببرند.

این فعال سیاسی افزود: در سطح تصمیم‌سازی، لازم است تمامی دیدگاه‌ها به مرجع اصلی، یعنی شورای عالی امنیت ملی، منتقل شوند؛ اما در مرحله تصمیم‌گیری باید با اعتماد به نفس، احساس مسئولیت و محاسبه دقیق هزینه-فایده هر گام نظامی و سیاسی اقدام شود. به‌گونه‌ای که در این شرایط حساس و خطیر، تنها «صدای تصمیم واحدی» از مجموعه حاکمیت ایران به جهان مخابره شود.

رسولی، بزرگ‌ترین آسیب را کشاندن گشودگی موجود در سطح تصمیم‌سازی (که در آن تمامی نظرات مخالف و موافق شنیده می‌شود) به مرحله تصمیم‌گیری دانست و آن را خطایی بزرگ قلمداد کرد.

او اضافه کرد: رئیس‌جمهور، سران سایر قوا و اعضای شورای عالی امنیت ملی به این شکاف و دام توجه داشته‌اند و امید است که توجه بیشتری نیز مبذول کنند تا ما با وحدت کلمه و حضور هوشمندانه در هر دو حوزه، بتوانیم سایه جنگ را که مانعی برای توسعه ایران است، با عزت از سر کشور کوتاه کنیم.

چه چیزی باعث نقض تفاهمنامه شد؟

رسولی در پاسخ به این پرسش که آیا سند تفاهم ایران و آمریکا اکنون از اعتبار ساقط شده یا همچنان پابرجاست، بیان کرد: سوال اصلی این است که پس از امضای این یادداشت تفاهم – که در واقع تفاهمی برای چگونگی طی فرآیند توافق‌سازی میان دو کشور با بازه زمانی ۶۰ روزه بود – چه اتفاقی افتاد؟ برداشتی که من از اطلاعات موجود دارم این است که جمهوری اسلامی ایران، بر اساس بند ۵ این یادداشت تفاهم (که مقرر می‌دارد ترتیبات امنیتی تنگه هرمز با محوریت ایران و مشورت کشورهای همسایه، به‌ویژه عمان، تنظیم شود) انتظارات مشخصی داشت.

این فعال سیاسی افزود: طبق روایت رسمی کنونی در ایران، این بند مدت کوتاهی پس از امضای رؤسای جمهور، از سوی آمریکا با تلاش برای دور زدن این تنگه استراتژیک و باز کردن معبری در بخش جنوبی تنگه هرمز، نقض شد. رسولی یادآور شد: در مقابل، طرف آمریکایی نیز مدعی است که شلیک به کشتی‌های در حال عبور از آن نقطه، که به‌صورت واکنشی از طرف نیروهای مسلح ما صورت گرفت، عامل نقض آتش‌بس بوده است. همین تفاوت در تفسیر و برداشت از این بند، در کنار سایر مفاد مانند بند اول، نشان‌دهنده ماهیت تفسیرپذیر این سند است.

رسولی در پایان تأکید کرد: هرچه گفتگو و روشنگری بیشتر باشد و ما در هر دو عرصه هوشمندانه‌تر عمل کنیم، می‌توانیم از طریق میانجی‌ها به تفسیری مرضی‌الطرفین دست یابیم که حقوق و عزت ایران را تضمین کند. این مسیر، راهکاری مناسب برای مدیریت تعارض فعلی، عبور از مرحله یادداشت تفاهم و تبدیل آن به یک موافقت‌نامه شفاف‌تر، جامع‌تر و دقیق‌تر خواهد بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا