
به گزارش ابرامباد، فصل گذشته برای باشگاه پرسپولیس با دشواریها و اتفاقات ناخوشایندی همراه بود.لیگی بینظم، فاقد ورزشگاه مناسب، بدون برنامهریزی دقیق، خالی از آرامش و تماشاگر، که حتی به سرانجام نیز نرسید. بازیکنان و کادر فنی سرخپوشان به جای تمرکز بر میدان، درگیر حواشی بیشمار شدند و نتایج ضعیفی رقم خورد. همه چیز تحتالشعاع مسائل خارج از زمین قرار داشت؛ از شایعات دلالیهای ویرانگر تا مشکلات کلان. در نهایت نیز سه باشگاه به شکلی سوالبرانگیز برای حضور در لیگهای آسیایی انتخاب شدند، اما پرسپولیس، با هیچ معیار منطقی راهی آسیا نیافت.
وضعیت کنونی فوتبال ایران، دستکمی از فاجعه سال گذشته ندارد. سازمان لیگ ابتدا شانزدهم مرداد ماه سال 1405 را به عنوان تاریخ آغاز فصل جدید اعلام کرد، اما این تاریخ نیز دستخوش تغییر شد. به عبارت دیگر، تنها یک تاریخ اعلام شده بود که آن هم ثبات نداشت. این در حالی است که نه زمان دقیق قرعهکشی مسابقات مشخص شده و نه کسی میداند تیم هجدهم لیگ برتر چه نامی دارد!
درست در همین بلبشو، بازار دلالها همچنان داغ و پررونق است؛ جیبهایشان پر از پول و کسب و کارشان پر رونق. این افراد موفق شدهاند با مدیران ناآشنا به مسائل فوتبال به توافق برسند و همزیستی مسالمتآمیزی را با آنها ادامه دهند. هر کس با این شبکه همراه شد، به ثروت و شهرت رسید و هر کس در مقابلشان ایستاد، از طریق فضای مجازی به تباهی کشیده شد. البته ناگفته نماند که مدیران باقدرت، مربیان باانگیزه، بازیکنان کارآمد و ایجنتهای شرافتمندی نیز وجود دارند که برای کمک به فوتبال، آبروی خود را به خطر انداخته و با دلالان همکاری نکردند. اما متأسفانه همان تعداد اندک از مفسدان، خون فوتبال را در شیشه کردهاند و هیچ کس نیز یارای مقابله با آنها را ندارد.
در سوی دیگر این ماجرا، هواداران پرشور فوتبال قرار دارند؛ کسانی که شور و عشقی جز تیم محبوبشان ندارند و تمام آرزوهایشان برخلاف میلشان به حقیقت میپیوندد. به اوضاع باشگاه پرسپولیس نگاه کنید؛ این باشگاه قربانی مدیرانی شده است که نه تخصص فوتبالی دارند و نه توانایی حل بحرانها را. مشکلات پیچیدهای که هر روز عمیقتر میشوند و طعم تلخ آن کام هواداران را به شدت آزرده است. تنها کاری که از دستشان برمیآید، حرص خوردن و جوش آوردن است.
طبیعی است که هر باشگاهی در مقاطعی دچار نوسان و تزلزل شود، اما آنچه عجیب و نگرانکننده است، بیاثری کامل تصمیمات برای خروج از بحران است. یک مدیر آشنا به فوتبال، دهها راهکار برای حل مسائل در ذهن دارد، اما مدیران با رویکردهای سیاسی، اقتصادی و غیرمتخصص، حتی از کنترل زیرمجموعههای خود نیز عاجز هستند.
به عنوان نمونه، در باشگاه پرسپولیس، یک نفر مدیرعامل است، دیگری مسئول چینش تیم رسانه، فردی از سوی اسپانسر مدیران داخلی را منصوب میکند و شخص دیگری با بازیکنان و مربیان خارج از لیست مذاکره میکند. وضعیتی کاملاً طنزآلود و خندهدار که کمتر میتوان نمونهای مشابه آن را در سطح جهان یافت.
بدیهی است که چنین فضایی، به ایجاد دوگانگی و سردرگمی منجر میشود؛ از انتخاب سرمربی گرفته تا جذب بازیکنان. چگونه ممکن است جذب کسری طاهری با آن همه حاشیه، جنجال، و موارد عجیب و سؤالبرانگیز مواجه شود؟ یا جذب قربانی با بحران روبرو شود؟ چالش اصلی در مسیر جذب اسکوچیچ چه بود؟ و دهها سؤال دیگر…
زمانی که این ناهماهنگیها و تصمیمات سوالبرانگیز به صورت مداوم و پیدرپی تکرار میشود، “اینگونه به نظر میرسد” که برخی مدیران از رنج کشیدن هواداران لذت میبرند. در غیر این صورت، دلیلی ندارد که هر تصمیمی که اتخاذ میشود، خلاف نظر و خواست طرفداران باشد. البته مدیران باشگاه در مصاحبههای متعدد خود، همواره به این نکته اشاره میکنند که تصمیماتشان بر اساس اراده و خواست هواداران است، اما آیا واقعاً چنین است؟
در شرایطی که سایه شوم مشکلات کلان بر کشورمان سنگینی میکند و دست از سر هموطنان برنمیدارد، شاید اخبار دلنشین نقل و انتقالات فوتبالی میتوانست مرهمی بر این زخمها باشد. اما رویهای که در پیش گرفته شده، بیشتر شبیه به سوهانی است که بر اعصاب هواداران کشیده میشود.
دوباره یادآوری میکنیم تا فراموش نشود: “این فوتبال قرار بود متعلق به مردم باشد.”



