
به گزارش ابرامباد، بررسی رویدادهای اخیر در خاورمیانه نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران در حال اجرای یک برنامه استراتژیک گام به گام موسوم به «وحدت جبههها» در رویارویی با رژیم اسرائیل است.محور اصلی این استراتژی بر این ایده استوار است که هرگونه اقدام تجاوزکارانه اسرائیل علیه یکی از بخشهای محور مقاومت، واکنش هماهنگ سایر اجزا را در پی خواهد داشت. این رویکرد به منظور افزایش قابل ملاحظه هزینههای امنیتی و نظامی اقدامات تلاویو طراحی شده است.
این رویکرد، نخستین بار در لبنان و به دنبال مذاکرات اسلامآباد، به صورت عملیاتی خود را نشان داد. در آن زمان، جمهوری اسلامی ایران به طور رسمی اعلام کرد که هرگونه حمله به بیروت، به ویژه منطقه ضاحیه جنوبی، برای تهران خط قرمز محسوب میشود. همزمان با این هشدار، اطلاعاتی منتشر شد مبنی بر اینکه رژیم اسرائیل برنامههایی برای یک عملیات گسترده علیه ضاحیه در دست بررسی دارد. اما، پس از هشدارهای قاطع ایران و رایزنیهای دیپلماتیک فشرده، از جمله تماسهایی که میان تلاویو و واشنگتن برقرار شد، خبر تعویق این عملیات به صورت رسمی اعلام گردید.
با این وجود، چند روز بعد، اسرائیل با انجام یک حمله محدود و گزینشی به هدفی با اهمیت کمتر در ضاحیه، قصد داشت اراده و جدیت ایران را در پایبندی به این خط قرمز بسنجد. اما، پاسخ سریع و قاطع جمهوری اسلامی ایران به این حرکت، به روشنی نشان داد که هشدارهای تهران صرفاً لفاظیهای سیاسی یا رسانهای نبوده و دارای قدرت اجرایی واقعی است. در پی این رویداد، حدود ۱۶ ساعت تبادل آتش بین دو طرف به وقوع پیوست که بخش اعظم آن مواضع و اهداف اسرائیلی را نشانه رفت.
شایان ذکر است که پایان این دوره از تنشها در حالی اعلام شد که نشانههای متعددی از تلاش ایالات متحده برای کنترل بحران و جلوگیری از تشدید درگیریها مشهود بود. در همین راستا، جمهوری اسلامی ایران با وجود پذیرش توقف عملیات، به وضوح هشدار داد که هرگونه تهاجم مجدد به لبنان، چه در بیروت و چه در سایر نقاط آن، به منزله نقض آتشبس تلقی خواهد شد.
از دیدگاه استراتژیک، به نظر میرسد تهران در حال پیادهسازی یک طرح گام به گام برای توسعه چتر بازدارندگی خود بر فراز لبنان است. مرحله نخست این طرح، بر تثبیت ممنوعیت حمله به بیروت و ضاحیه جنوبی متمرکز بود؛ مناطقی که از اهمیت سیاسی، اجتماعی و نمادین بالایی برای حزبالله برخوردارند. موفقیت در تثبیت این خط قرمز میتواند به میزان چشمگیری از فشار نظامی و روانی بر حزبالله بکاهد. این کاهش فشار، نه تنها حزبالله بلکه کل جبهه مقاومت را برای مقابله با بسیاری از راهبردهای منطقهای آمریکا و اسرائیل، از جمله تشدید حملات علیه ایران، آمادهتر و چابکتر میسازد.
در مرحله بعدی، ایران سعی خواهد کرد این دامنه بازدارندگی را از پایتخت و حومه آن فراتر برده و به تمامی مناطق لبنان، به ویژه نواحی جنوبی، گسترش دهد. در حال حاضر، به نظر میرسد پاسخ به حملات اسرائیل علیه جنوب لبنان، بیش از آنکه یک خط قرمز عملیاتی تثبیتشده باشد، در سطح هشدارهای جدی و اعلام مواضع قرار دارد. با این حال، چنانچه تهران بتواند ممنوعیت حمله به بیروت را به عنوان یک اصل پذیرفتهشده به طرف مقابل تحمیل کند، احتمالاً در گامهای بعدی همین الگو را برای جنوب لبنان نیز به کار خواهد گرفت. هدف کنونی تهران این است که به رژیم صهیونیستی تفهیم کند هرگونه تجاوز به بیروت، معادل تجاوز به بخشی از خاک ایران تلقی شده و پاسخ درخور و متناسبی را به همراه خواهد داشت.
بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که جمهوری اسلامی ایران در صدد است تا راهبرد «وحدت جبههها» را نه از طریق یک تغییر ناگهانی، بلکه با ایجاد و تثبیت تدریجی خطوط قرمز متوالی پیش ببرد. هدف نهایی این راهبرد، افزایش چشمگیر هزینههای هرگونه عملیات نظامی اسرائیل علیه ارکان مختلف محور مقاومت و در نتیجه، محدود کردن آزادی عمل تلاویو در صحنه منطقهای است. در این تقابل استراتژیک، پیروز میدان کسی خواهد بود که بیشترین استراتژی، صبر و برنامهریزی را داشته باشد؛ زیرا هرگونه اقدام ناشی از هیجان و احساسات، قطعاً به نتایج مطلوب منجر نخواهد شد.



