آموزشیاخبار اجتماعیاخبار اقتصادیاخبار بین المللاخبار سیاسی

فاجعه آموزشی در ایران: از جنگ و اقتصاد تا کتاب‌هایی که عشق را ممنوع کرده‌اند!

به گزارش ابرامباد، آموزش غیرحضوری، که پیشتر به دلایل آلودگی هوا، شیوع بیماری‌های واگیردار و ناترازی انرژی گریبان‌گیر دانش‌آموزان شده بود، اکنون به دلیل شرایط جنگی به اوج خود رسیده است.از نهم اسفند ماه سال گذشته، همزمان با حملات نظامی، مدارس به تعطیلی کشیده شدند و آموزش بار دیگر به صورت آنلاین درآمد. در حالی که ابهامات درباره پایان این درگیری‌ها پابرجاست، وزارت آموزش و پرورش برای بازگشایی حضوری مدارس در اول مهر ماه اعلام آمادگی کرده، تصمیمی که به نظر می‌رسد موافقان و مخالفان خود را دارد. فراتر از بحث حضوری یا غیرحضوری بودن، چالش اصلی در چگونگی برقراری ارتباط موثر مدارس با دانش‌آموزانی است که در ماه‌های اخیر هم شاهد اعتراضات اجتماعی بوده‌اند و هم زخم‌خورده جنگی چهل‌روزه و فشارهای اقتصادی خانواده‌هایشان هستند. آیا نهاد آموزش می‌تواند با ساختار کنونی خود، پاسخگوی نیازهای این نسل باشد؟ برای واکاوی این مسائل، با نرگس ملک‌زاده، معلم و کارشناس حوزه آموزش، و مرتضی نظری، تحلیل‌گر مسائل آموزش و پرورش، به گفتگو نشسته‌ایم. از مهمترین محورهای این گفتگو می‌توان به تردید آموزش و پرورش در تصمیم‌گیری در شرایط جنگی، جدایی مسیر دانش‌آموزان از نظام آموزشی، کهنه بودن محتوای کتب درسی و فقدان مفاهیمی چون عشق و وطن‌دوستی در آن‌ها، انتقاد والدین به سیاست‌های مدارس، واگذاری املاک دولتی به بخش غیردولتی و وضعیت نامطلوب معیشتی برخی دانش‌آموزان اشاره کرد که در ادامه به تفصیل آمده است.

امنیت، پیش‌شرط آموزش حضوری

در رابطه با تصمیم مسئولان آموزش و پرورش برای از سرگیری آموزش حضوری در مدارس با فرا رسیدن سال تحصیلی جدید و پس از آغاز جنگ، نظری اظهار داشت که با این تاکید بر بازگشایی مدارس موافق نیست، چرا که به عقیده او، ابتدا باید امنیت دانش‌آموزان و معلمان تأمین شود. او تأکید کرد که هیچ معلمی از آموزش مجازی رضایت ندارد و همه علاقه دارند دانش‌آموزان را حضوری ببینند، اما این امر باید پس از اطمینان از امنیت صورت گیرد.

ملک‌زاده نیز به این نکته اشاره کرد که بر اساس شنیده‌های او، یکی از دلایل بازگشایی مدارس، عادت دادن مردم به زندگی در شرایط جنگی است. او افزود که وزیر آموزش و پرورش بیشتر بر حضوری شدن مدارس در ابتدای مهر ماه تأکید دارد و باید دید در ادامه سال تحصیلی چه تصمیمی گرفته خواهد شد.

درباره تصمیم‌گیری آموزش و پرورش برای تعطیلی مدارس، ملک‌زاده بیان کرد که این وزارتخانه در شرایط جنگی، جرأت تصمیم‌گیری برای ادامه آموزش را ندارد. او افزود که در گذشته نهادهای مختلف در این زمینه تصمیم می‌گرفتند و مسئولیت تقسیم می‌شد، اما شنیده می‌شود که تعطیلی نقطه‌ای مدارس ممکن است اتفاق بیفتد. وی با تردید بیان کرد که در صورت جنگ در یک منطقه، نمی‌توان امنیت مناطق دیگر را تضمین کرد و از این رو، واگذاری این مسئولیت به آموزش و پرورش را تنها در مواردی مانند آلودگی هوا، مناسب دانست و نه در شرایط جنگی.

مدارس از توانایی آموزش و تربیت نسل جدید ناتوان‌اند

با در نظر گرفتن شرایط کنونی آموزش و پرورش و تجربه دانش‌آموزان از جنگ و اعتراضات اجتماعی، آیا این نظام قادر به آموزش و تربیت نسل امروز هست؟ نظری پاسخ منفی داد و بیان کرد که مدارس ما قدرت لازم برای آموزش و تربیت بچه‌های این نسل را از دست داده‌اند. او این ناتوانی را به سیاست‌های منسوخ و کهنه‌ای نسبت داد که برای آموزش و پرورش تجویز شده و با نیازهای نسل جدید فاصله زیادی دارد. او همچنین افزود: «ما برای مدرسه یک‌سری ممنوعه‌ها داریم، چیزهایی که در کتاب‌های درسی نیستند، در کتاب‌های درسی عشق و دوست داشتن ممنوع است.»

ملک‌زاده نیز نظر مشابهی داشت و تصریح کرد که با وجود صحبت‌ها درباره به‌روز شدن، آموزش و پرورش بسیار عقب‌تر از سرعت دانش‌آموزان در مطالبه‌گری و سیاسی شدن است. او معتقد است که مسیر دانش‌آموزان و نظام آموزشی از یکدیگر جدا شده و حتی ممکن است برنامه‌های طراحی شده توسط مدرسه، مورد تمسخر دانش‌آموزان قرار گیرد.

فاجعه آموزشی در ایران: از جنگ و اقتصاد تا کتاب‌هایی که عشق را ممنوع کرده‌اند!

در کتاب‌های درسی، عشق و دوست داشتن ممنوع است

در خصوص تضاد محتوای کتب درسی با نیازهای دانش‌آموزان امروز، نظری تأکید کرد که این کتاب‌ها، بازتاب‌دهنده جهان‌بینی گروهی از سالخوردگان دانا هستند که با وجود علاقه به فرزندانشان، نمی‌توانند محتوای مناسب برای آن‌ها طراحی کنند. او افزود که طراحان این کتب در دنیایی متفاوت از جهان کودک و نوجوان ایرانی زندگی می‌کنند و به همین دلیل، دانش‌آموزان خود را در آن‌ها نمی‌بینند و احساس تعلق به آن‌ها ندارند. او از عدم وجود مباحثی چون عشق، دوست داشتن، مدارا، طبیعت، احترام به محیط زیست و حقوق فردی در کتب درسی انتقاد کرد و گفت که در گذشته، هر کس از این مفاهیم صحبت می‌کرد، انگ «بیست سی» می‌خورد. نظری همچنین از ممنوعیت موسیقی در نظام آموزشی انتقاد کرد و پرسید چرا همه دانش‌آموزان نباید تا زمان دیپلم، نواختن یک ساز را بیاموزند، در حالی که ایران مهد موسیقی، شعر و فرهنگ است.

ملک‌زاده نیز بیان کرد که محتوای کتب درسی همان قبلی‌هاست و تنها نحوه ارائه آن کمی تغییر کرده، که در بسیاری از مواقع، دانش‌آموزان به آن علاقه‌ای ندارند.

فاجعه آموزشی در ایران: از جنگ و اقتصاد تا کتاب‌هایی که عشق را ممنوع کرده‌اند!

کلاس درس باید عرصه حکمرانی معلم باشد

در مورد آزادی عمل معلمان در طرح مباحث خارج از کتب درسی، ملک‌زاده اظهار داشت که کلاس درس باید عرصه حکمرانی معلم باشد و او باید اجازه داشته باشد تا برای بیان مسائل، حتی محتوای کتاب، از مثال‌هایی استفاده کند که ممکن است مورد موافقت همه نباشد. با این حال، او تصریح کرد که معلم نمی‌تواند آزادانه این کار را انجام دهد، مگر اینکه بحث‌ها محدود به فضای کلاس باشد؛ در غیر این صورت، معلم باید پاسخگو باشد و همین امر، مانع از پرداختن به بسیاری از مسائل و محدودیت‌ها می‌شود.

ما معلم را ترسانده‌ایم

نظری در پاسخ به این سوال که چرا معلمان خود را به کتاب محدود می‌کنند، سه دلیل را مطرح کرد: عدم آموزش لازم، نداشتن مجوز و فقدان جرأت. او تأکید کرد که معلم ترسو، نسل ترسو تربیت می‌کند و متأسفانه در کشور، معلم را ترسانده‌اند که این برای آینده ایران خوب نیست. او افزود که معلم نباید بترسد یا غمگین باشد، اما شرایط رفاهی نامناسب و محدودیت‌های گزینشی بی‌دلیل در یک دهه اخیر، باعث این وضعیت شده است. نظری با اشاره به اتفاقات اخیر و زنده شدن روحیه ملی، از اینکه در سال‌های گذشته، معلمی که سرود «ای ایران» می‌خواند تذکر می‌گرفت، ابراز تأسف کرد و پرسید چرا هویت ایرانی تنها در شرایط اضطرار مطرح می‌شود. او خواستار شجاعت آموزش و پرورش در کنار گذاشتن دخالت‌ها و ممنوعه‌های اشتباه شد تا شادابی به مدارس بازگردد.

ملک‌زاده نیز به اعتراضات معلمان در سال‌های گذشته به وضعیت معیشتی اشاره کرد و گفت که برخوردهای صورت‌گرفته با آن‌ها، باعث کاهش مواجهه معلمان با مسائل شده است. او افزود که معلمان، شغل خود را وسیله‌ای برای گذران زندگی می‌دانند و این حق را دارند. او بر لزوم کاهش سخت‌گیری‌ها و کنترل معلمان تأکید کرد.

نظری اشاره کرد که کودکان، مدرسه را حامی خود نمی‌بینند و آن را بیشتر شبیه به یک دوربین نظارتی می‌پندارند. او با ابراز تأسف از برخی وقایع، گفت که یکی از دلایل این اقدامات این است که دانش‌آموزان، سیاست‌های حاکم بر مدرسه را از آن خود نمی‌دانند. او معتقد است که مدرسه زنده است، اما سیاست‌های آموزش و پرورش دچار مرگ و میرایی شده‌اند و اگر مدرسه هنوز علائم حیاتی دارد، به خاطر شادابی بچه‌ها و رابطه معلمان است. به عقیده او، سیاست‌های مدرسه بیشتر کنترلی است تا حمایتی، و تخیل و رؤیا در آن جایی ندارد؛ دروسی مانند انشا، نقاشی، ورزش و هنر، به دلیل بی‌خاصیت بودن در کنکور، از اهمیت افتاده‌اند.

فاجعه آموزشی در ایران: از جنگ و اقتصاد تا کتاب‌هایی که عشق را ممنوع کرده‌اند!

تا دانش‌آموز حرف زد به او نگویند «هیس»

با توجه به شکاف‌های سیاسی-اجتماعی اخیر و انتقال آن‌ها به دانش‌آموزان، نوع مواجهه مدرسه با این تنوع فکری و رفتاری چگونه باید باشد؟ ملک‌زاده پیشنهاد کرد که با هر نظری که دانش‌آموز دارد، برخورد نشود و فضایی برای اظهارنظر باز باشد. او تأکید کرد که نباید تا دانش‌آموز حرف زد، به او «هیس» گفت؛ بلکه باید اجازه داد اطلاعات خود را بیان کند و در صورت اشتباه، تلاش شود او را هدایت کنند. او هشدار داد که سرکوب دانش‌آموز در محیط کوچک مدرسه، اعتراض او را وارد فضایی بزرگ‌تر می‌کند. ملک‌زاده همچنین بر لزوم ایجاد تغییر در مدرسه برای تقویت نظام سیاسی و انتخاب افرادی با سلیقه برای ارتباط با دانش‌آموزان تأکید کرد، نه استفاده از نمایندگان نهادهای دیگر که حرفشان مورد پذیرش دانش‌آموزان قرار نمی‌گیرد.

نظری نیز با انتقاد از بدسلیقگی آموزش و پرورش، گفت که محیط مدارس بسیار بزرگسالانه و سیاسی اداره می‌شود و به مثابه بیلبورد تبلیغاتی حکومت عمل می‌کند. او افزود که فشار بیش از حد بخشنامه‌ها، اجازه حرکت را از معلم و مدیر سلب کرده و بچه‌ها بر اساس مناسبت‌ها و به بی‌سلیقه‌ترین شکل ممکن تربیت می‌شوند. او بیان کرد که رشادت‌های رزمندگان در جنگ هشت ساله به درستی به دانش‌آموزان منتقل نشده و امروز، دانش‌آموزان با شنیدن نام جنگ، تنها یاد یک طیف خاص می‌افتند و عشق به ایران در آن‌ها زنده نمی‌شود.

نظری سیاست‌های کنونی آموزش و پرورش، به ویژه سند تحول بنیادین، را عامل تولید نسل‌های افسرده، ناامید یا ستیزه‌جو و شورشگر دانست. او این سند را از بالا به پایین و فاقد ارتباط با مدرسه خواند و گفت که تحول در آموزش و پرورش، نیازی به سند ندارد؛ بلکه نیازمند اعتماد به معلم و جرأت کنار گذاشتن برخی رویه‌ها است. نتیجه این سیاست‌ها، مراجعه والدین به مدارس و درخواست عدم کار بر روی محتواهای خاص با فرزندانشان است که نشان می‌دهد سیاست‌ها در مقابل جامعه قرار گرفته‌اند.

ملک‌زاده نیز به تغییر نگرش والدین اشاره کرد که پیشتر همراه مدرسه بودند، اما اکنون خود معترض برخی سیاست‌ها هستند و با مدرسه همراهی نمی‌کنند. او این وضعیت را برای مدرسه بسیار دشوار دانست و خواستار حمایت آموزش و پرورش برای عدم اجرای برخی بخشنامه‌ها با توجه به شرایط هر مدرسه شد.

نظری در پایان به عدم رعایت تنوع در ترویج عشق به وطن اشاره کرد و گفت که مسئولان، گاهی اوقات دانش‌آموزان را سیاهی لشگر فرض می‌کنند. او مثال زد که با شروع سال تحصیلی، عشق به ایران را صرفاً با شعر یک مداح محترم برای صدها دانش‌آموز در سر صف ترویج می‌دهند، در حالی که همه دانش‌آموزان به مداحی نیاز ندارند و باید تنوع در اشعار موسیقی شجریان و سالار عقیلی نیز در نظر گرفته شود.

حدود هزار و ۱۰۰ ملک مدرسه دولتی که باید برای آموزش رایگان استفاده شود در اختیار مدارس غیردولتی قرار گرفته است. همچنین راه‌اندازی ۲۰۰ مسجد مدرسه در کشور و فقر برخی دانش‌آموزان تا حدی که ماه‌هاست پنیر ندیده‌اند از دیگر نکات مهم این گفتگو بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا