
به گزارش ابرامباد، با وجود برخورداری ایران از یکی از وسیعترین ذخایر گازی جهان، این مزیت استراتژیک به طور کامل محقق نشده است.بخش عمدهای از این موهبت طبیعی، یا به دلیل مصرف غیربهینه داخلی از بین میرود و یا در حلقههای میانی و نیمهخام صنعتی، نظیر تولید متانول، متوقف میماند.
در حال حاضر، ظرفیت تولید متانول در ایران سالانه به حدود ۱۷ تا ۱۸ میلیون تن میرسد که در صورت اجرای طرحهای توسعهای، پتانسیل افزایش تا حدود ۲۵ میلیون تن را داراست. اگر این حجم از متانول به شکل خام با قیمتهای فعلی (تقریباً ۳۰۰ دلار برای هر تن) صادر شود، ارزشی در حدود ۷.۵ میلیارد دلار خواهد داشت. اما تصویر واقعی ارزشآفرینی اینجا کامل نمیشود.
با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفتهای چون MTO و MTP، میتوان همین متانول را به زنجیره پاییندست پتروشیمی وارد کرد. این فرآیند امکان تولید حدود ۹ میلیون تن الفین و سپس تقریباً ۹ میلیون تن پلیاتیلن و پلیپروپیلن را فراهم میآورد. ارزش این محصولات، با قیمتهای کنونی بازار، به ۱۱ تا ۱۲ میلیارد دلار میرسد. این تازه آغاز ماجراست؛ اگر بخش قابل توجهی از این پلیمرها به محصولات با ارزش افزوده بسیار بالاتر، مانند گریدهای مهندسی، کامپاندهای مورد استفاده در صنایع خودرو، لوازم خانگی، تجهیزات پزشکی و بستهبندی تبدیل شوند، ظرفیت خلق ارزش اقتصادی این زنجیره میتواند سالانه به ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار جهش یابد.
فراتر از این ارقام، ارزش حقیقی این زنجیره عمیقتر است. همین ۹ میلیون تن پلیمر میتواند خوراک هزاران واحد تولیدی را در بخشهایی چون قطعهسازی خودرو، لوازم خانگی، قالبسازی، بستهبندی، تولید لوله و کابل، تجهیزات پزشکی و دهها صنعت دیگر تامین کند. این صنایع محصولاتی نظیر سپر، داشبورد، رودری، مخازن سوخت، قطعات فنی خودرو، بدنه یخچال و ماشین لباسشویی، کولر، جاروبرقی، انواع بستهبندیهای غذایی و صنعتی و صدها محصول دیگر را به بازار عرضه میکنند.
در این مرحله، دیگر صحبت از فروش یک ماده اولیه خام نیست، بلکه سخن از ایجاد ارزش افزوده عظیم، توسعه فناوریهای بومی، شکلگیری برندهای صنعتی قدرتمند، افزایش صادرات محصولات نهایی با کیفیت، کاهش وابستگی به واردات، رشد شرکتهای دانشبنیان و پدیدار شدن یک اکوسیستم گسترده از واحدهای تولیدی و نیروی انسانی متخصص است. به عبارتی روشنتر، ایران میتوانست به جای سوزاندن بخش مهمی از مزیت گازی خود به عنوان سوخت یا صادرات مواد نیمهخام، یک زنجیره کامل از صنایع پتروشیمی، کامپاندینگ، قطعهسازی، خودروسازی، لوازم خانگی و در نهایت صادرات محصولات صنعتی را توسعه دهد. چنین زنجیرهای توانایی ایجاد صدها هزار فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم، افزایش درآمدهای ارزی کشور و ارتقای جایگاه صنعتی ایران در سطح جهانی را دارا بود.
این تنها یک نمونه ملموس از هزینههای گزاف تحریمهاست. محدودیتها صرفاً به کاهش صادرات نفت محدود نشدند، بلکه سالها مانع ورود سرمایههای خارجی، انتقال فناوریهای نوین، دسترسی به بازارهای جهانی، تامین مالی بینالمللی و توسعه صنایع با ارزش افزوده بالا شدند. پیامد این وضعیت، آن بود که بخش مهمی از ظرفیتهای طبیعی ایران، به جای تبدیل شدن به ثروت پایدار، اشتغال مولد و مزیت رقابتی، در سطوح ابتدایی زنجیره ارزش متوقف ماند و فرصتها سوختند.
اقتصاد ایران بیش از آنکه از کمبود منابع رنج ببرد، از ناتمام ماندن و قطع شدن زنجیرههای ارزش آسیب دیده است. کشوری که نتواند مواد اولیه خود را به محصولات پیشرفته صنعتی تبدیل کند، ناگزیر بخش بزرگی از ارزش اقتصادی منابع خود را به دیگران واگذار خواهد کرد. از همین رو، این ادعا که «تحریمها برای اقتصاد ایران نعمت بودند»، با واقعیتهای اقتصاد صنعتی، تجربیات توسعهیافتگی کشورها و آمار مربوط به فرصتهای از دست رفته، هیچ همخوانی ندارد. هزینه اصلی تحریمها تنها در کاهش درآمدهای نفتی خلاصه نشد، بلکه در از دست رفتن یک فرصت تاریخی برای تبدیل مزیتهای طبیعی ایران به یک صنعت پیشرفته، صادرات رقابتی و اقتصادی مولد نهفته بود؛ فرصتی که جبران آن به سالها سرمایهگذاری سنگین، جذب فناوری و بازسازی روابط با اقتصاد جهانی نیاز مبرم خواهد داشت.



