
به گزارش سایت ابرامباد، تنگه هرمز، شاهرگ حیاتی انرژی جهان که سهم بزرگی از نفت خام مصرفی دنیا را از خود عبور میدهد، در کانون توجه تحولات قدرت بینالمللی قرار گرفته است.سالیان متمادی، ایالات متحده و متحدان غربی-صهیونیستی آن، با تکیه بر ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و رسانهای، کوشیدند تا با قرار دادن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیستهای تحریم و تلاش برای انزوای بینالمللی، این نهاد رسمی کشور را تضعیف کنند.
با این حال، مشاهدات میدانی و واقعیتهای ژئوپلیتیک منطقه، بهوضوح نشان میدهد که این تلاشها با دیوار سختی از حقیقت مواجه شده است. معادلات قدرت در خلیج فارس و تنگه هرمز دستخوش تغییرات عمیقی گشته و عملاً پروژه موسوم به «سپاههراسی» و سیاست انزوا، با شکستی استراتژیک روبرو شده است.
کارزار فشار حداکثری غرب، که با هدف مخدوش کردن مشروعیت و توان عملیاتی سپاه در عرصه بینالملل از طریق تروریسم اقتصادی و تحریم فرماندهان آغاز شده بود، به دنبال قطع دسترسی و نفوذ راهبردی ایران در منطقه و محدود کردن قدرت بازدارندگی کشور بود. آمریکا و رژیم صهیونیستی تصور میکردند با برچسبگذاری تروریستی، میتوانند این نیروی نظامی را از صحنه خارج کنند.
اما این سیاست با تناقضی آشکار دست و پنجه نرم کرد: نمیتوان نیرویی را منزوی ساخت که نقش کلیدی در تأمین امنیت یکی از حیاتیترین مسیرهای انرژی جهان ایفا میکند.
دکترین جدید حاکم بر تنگه هرمز، که از سوی ناظران بینالمللی به رسمیت شناخته شده است، حاکی از تغییرات بنیادین در قواعد ناوبری است. برنامههای راهبردی ایران برای کنترل دقیقتر این آبراه، پیامی روشن به جامعه جهانی ارسال کرده است: امنیت تنگه هرمز جداییناپذیر از امنیت ملی ایران است.
امروزه، هر شناور نظامی یا تجاری که قصد عبور از این معبر استراتژیک را دارد – حتی ناوهای آمریکایی و غربی که در ماههای اخیر تلاشهای ناموفقی برای عبور بدون هماهنگی داشتهاند – میداند که برای گذر ایمن و بدون حادثه، باید از طریق ایستگاههای کنترل نیروی دریایی سپاه پاسداران اقدام به دریافت مجوزهای لازم و هماهنگی رسمی نماید.
این اقتدار میدانی دستاوردهای مهمی به همراه داشته است:
۱. ردیابی و پایش بیوقفه: تمامی تحرکات در خلیج فارس تحت نظارت کامل راداری و پهپادی سپاه قرار دارد و هیچ فعالیتی پنهان نمیماند.
۲. بیاثر ساختن قوانین یکجانبه: کشوری که از دید آمریکا مورد تحریم و انزوا قرار گرفته، اکنون خود تعیینکننده نظم حقوقی و دریانوردی منطقه است.
۳. واکنش قاطع به تخلفات: توقیف نفتکشهای متخلف یا کشتیهای وابسته به رژیم صهیونیستی، بهوضوح برتری نظامی ایران در این آبراه را به اثبات رسانده است.
دلایل شکست پروژه ضد ایرانی غرب را میتوان در چند عامل اساسی خلاصه کرد:
نخست، حاکمیت بر تنگه هرمز، خود به مثابه یک سلاح راهبردی است که تأثیری فراتر از تسلیحات متعارف دارد. هرگونه اختلال یا تغییر در نحوه مدیریت این آبراه، بلافاصله بازارهای جهانی انرژی در نیویورک و لندن را متلاطم میسازد.
دوم، انعطافناپذیری جغرافیایی: غرب با وجود تمام تحریمها و برنامهریزیهای کاغذی، نمیتواند واقعیت عرض محدود تنگه هرمز و تسلط بیبدیل سواحل طولانی ایران بر آن را نادیده بگیرد.
سوم، نیاز مبرم اقتصاد جهانی به ثبات: قدرتهای بزرگ اقتصادی، از اروپا گرفته تا شرق آسیا، حاضر نیستند امنیت انرژی خود را قربانی لجاجتهای سیاسی واشنگتن کنند. آنها به این نتیجه رسیدهاند که پذیرش واقعیت قدرت سپاه و تعامل با آن، منطقیترین و تنها راه تضمین عبور امن محمولههای نفتی و تجاریشان است.
چهارم، اثبات عدم تأثیرپذیری ایران از تحریم: اقتدار و سیطره ایران بر هرمز، نشان داد که توان بازدارندگی کشور ریشهای بومی و متکی بر جغرافیا و فناوری داخلی دارد و با صدور فرمانی از کاخ سفید از بین نخواهد رفت.
ظهور نظم نوین منطقهای بدون دخالت قدرتهای بیگانه، اکنون به واقعیت پیوسته است. حتی تحلیلگران اندیشکدههای غربی نیز اذعان کردهاند که کارزار فشار حداکثری نه تنها سپاه را تضعیف نکرد، بلکه زمینهای را فراهم آورد تا دکترین دفاعی این نیرو به یک دکترین «کنشگری فعال و حاکمیتی» در آبهای بینالمللی ارتقا یابد.
در پایان، معادلات کنونی تنگه هرمز گواهی بر این حقیقت تاریخی است: پروژه انزوا و تحریم سپاه پاسداران کاملاً شکست خورده است. دنیای غرب و رژیم صهیونیستی اکنون ناچارند در برابر این واقعیت عریان سر تسلیم فرود آورند که برای حضور در این بخش از جهان، چارهای جز پذیرش اراده و قواعد تعیینشده توسط ایران و سپاه پاسداران ندارند. افسانه تحریمپذیری ایران، همچون امواج خروشان تنگه هرمز، در هم شکسته و غرق شده است.



