
به گزارش ابرامباد، جان مرشایمر، تحلیلگر برجسته روابط بینالملل و استاد دانشگاه شیکاگو، تحولات اخیر در اوکراین و منطقه غرب آسیا را سرآغاز تغییرات ژئوپلیتیکی عمیقی میداند.از نگاه او، این دگرگونیها به کاهش نفوذ قدرتهای غربی و در مقابل، تقویت موقعیت روسیه و ایران منجر خواهد شد.
مرشایمر در گفتوگویی اختصاصی با تاکر کارلسون، مفسر شناختهشده آمریکایی، اظهار کرد که روسیه سرانجام در مناقشه اوکراین پیروز میدان خواهد بود و اوکراین به دولتی شکننده و فاقد کارایی بدل میشود. وی تاکید کرد که این جنگ ضربه مهلکی به ناتو وارد کرده و پیوندهای فراآتلانتیکی میان آمریکا و اروپا را به شدت سست کرده است.
این استاد علوم سیاسی در تحلیل خود از وضعیت غرب آسیا، پیشبینی کرد که با پایان درگیریها، ایران در جایگاهی به مراتب قویتر از آنچه در آغاز (۲۸ فوریه) داشت، قرار خواهد گرفت. او افزود که جایگاه آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز در پی این جنگ با تضعیف چشمگیری روبرو خواهد شد.
مرشایمر هشدار داد که بزرگترین تهدید در هر دو جبهه، یعنی اوکراین و غرب آسیا، خطر استفاده از تسلیحات هستهای است. او با اشاره به حملات اوکراین به خاک روسیه که با پشتیبانی کشورهای اروپایی و آمریکا صورت میگیرد، بیان کرد که این اقدامات نگرانیها در مسکو را تشدید کرده و فشار بر رهبران روسیه را برای واکنشهای شدیدتر افزایش داده است.
به گفته او، چهرههای بانفوذ در روسیه به طور فزایندهای بر این باورند که حملات به زیرساختها و خاک روسیه غیرقابل قبول بوده و پاسخی قاطع را طلب میکند. مرشایمر به بحثهای گسترده در روسیه در مورد توسعه عملیات نظامی فراتر از اوکراین و حتی هدف قرار دادن کشورهای عضو ناتو با سلاحهای متعارف در صورت تداوم حملات به خاک روسیه اشاره کرد.
او همچنین مطرح کرد که برخی از استراتژیستهای روسی بر این عقیدهاند که اگر پاسخهای متعارف نتواند حملات را متوقف کند، استفاده محدود از سلاح هستهای میتواند به عنوان راهی برای نمایش عزم مسکو مورد بررسی قرار گیرد. اگرچه مرشایمر احتمال چنین سناریویی را پایین دانست، اما آن را خطری جدی قلمداد کرد که نباید نادیده گرفته شود.
در بخش دیگری از سخنانش، مرشایمر به شدت از رویکرد راهبردی رژیم صهیونیستی انتقاد کرد. وی گفت که رهبران این رژیم درک خود را از محدودیتهای قدرت نظامی از دست دادهاند و به این باور غلط رسیدهاند که صرفاً با زور میتوان منازعات سیاسی بلندمدت را حل کرد.
به اعتقاد او، رژیم صهیونیستی در سالیان ابتدایی تأسیس با احتیاط عمل میکرد و از محدودیتهای استراتژیک خود آگاهی داشت. اما با گذشت زمان، برخورداری از توان نظامی گسترده و حمایت بیدریغ آمریکا، این رژیم را با محدودیتهای کمتری در اقداماتش مواجه ساخت.
مرشایمر استدلال کرد که این روند به وابستگی بیش از حد به راهحلهای نظامی منجر شده و بحرانی راهبردی را برای رژیم صهیونیستی در پی داشته است. وی افزود که رهبران این رژیم همچنان تصور میکنند که میتوانند با قدرت نظامی به پیروزی قاطع علیه حزبالله، حماس و همچنین ایران دست یابند، در حالی که واقعیتها خلاف این را نشان میدهند.
او در پاسخ به این سوال که چرا بسیاری از حامیان سیاست تقابلی علیه ایران، در عین حال از ادامه جنگ اوکراین نیز حمایت میکنند، به نفوذ رژیم صهیونیستی و شبکههای لابیگر آن در ساختار سیاست خارجی آمریکا اشاره کرد. مرشایمر گفت که این بازیگران مایلاند ایالات متحده درگیر منازعات نظامی در نقاط مختلف جهان بماند و همواره آماده مداخله به نفع تلآویو باشد.
مرشایمر در ادامه سخنان خود گفت که ترامپ تحت فشارهای اقتصادی و سیاسی فزایندهای برای دستیابی به یک توافق قرار دارد. وی اظهار داشت که تداوم اختلال در مسیرهای کشتیرانی و تجارت بینالمللی میتواند پیامدهای اقتصادی سنگینی به دنبال داشته باشد و از نظر سیاسی نیز در آستانه انتخابات به ترامپ آسیب بزند.
به گفته مرشایمر، چالش اصلی ترامپ این است که نمیتواند ایران را وادار به پذیرش توافقی کند که از دیدگاه آمریکا و رژیم صهیونیستی مطلوب باشد. او افزود که ایران در آغاز جنگ در موقعیت ضعیفتری قرار داشت، اما در طول درگیری توانسته است جایگاه راهبردی خود را تقویت کند.
مرشایمر با قاطعیت گفت: «ایرانیها اکنون ابتکار عمل را در دست دارند.» او استدلال کرد که تهران احساس میکند اهرمهای لازم را در اختیار دارد و بنابراین دلیلی برای دادن امتیازات بزرگ نمیبیند.
در همین حال، وی اضافه کرد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در برابر تلاشهای ترامپ برای رسیدن به توافقی که عملاً تقویت موقعیت ایران را به رسمیت بشناسد، مقاومت میکند.
مرشایمر وضعیت ترامپ را گرفتار در میان دو فشار متضاد توصیف کرد؛ از یک سو فشار نتانیاهو و حامیان رژیم صهیونیستی و از سوی دیگر فشار اقتصاد جهانی که از بیثباتی در مسیرهای کلیدی انرژی و کشتیرانی آسیب میبیند.
او اظهار داشت که از آنجا که واشنگتن توان محدودی برای اعمال فشار بر ایران دارد، ترامپ به تدریج تمرکز خود را به سمت رژیم صهیونیستی معطوف کرده است.
مرشایمر بیان کرد: «او به روشهایی بر اسرائیلیها فشار وارد میکند که پیش از این شاهد نبودیم.» وی افزود که تنشهای اخیر میان ترامپ و نتانیاهو بازتاب فشارهای فزایندهای است که جنگ ایجاد کرده است.
این استاد علوم سیاسی همچنین استدلال کرد که ترامپ گزینههای نظامی عملی چندانی در اختیار ندارد. او احتمال تهاجم گسترده زمینی را رد کرد و درباره اثربخشی بازگشت به یک جنگ هوایی گسترده نیز ابراز تردید نمود، و گفت که عملیاتهای پیشین نتوانستهاند نتایج قاطعی به بار آورند، در حالی که حجم زیادی از تسلیحات پیشرفته آمریکا را مصرف کردهاند.
او با اشاره به اینکه گزینههای واقعی ترامپ روزبهروز محدودتر میشود، گفت که ادامه تشدید تنشها نه تنها به اقتصاد جهانی آسیب بیشتری وارد میکند، بلکه اهرمهای ایران را نیز افزایش میدهد.
مرشایمر در ادامه گفت که واشنگتن احتمالاً با یک انتخاب دشوار مواجه خواهد شد: یا فشار بیسابقهای بر رژیم صهیونیستی وارد کند یا پیامدهای اقتصادی سنگین ناشی از ادامه جنگ را بپذیرد.
وی درباره سیاست داخلی رژیم صهیونیستی نیز گفت که نتانیاهو در موقعیت دشواری قرار گرفته است، زیرا اگر آشکارا در برابر ترامپ بایستد، خطر آسیب دیدن روابط با مهمترین متحد رژیم صهیونیستی را میپذیرد؛ اما اگر در برابر فشار آمریکا عقبنشینی کند، ممکن است از سوی رقبای سیاسی خود در داخل رژیم صهیونیستی مورد حمله قرار گیرد.
او در ادامه با اشاره به کنترل ایران بر تنگه هرمز و خسارات شدیدی که ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه وارد کرده، پیشبینی کرد که ایران ممکن است از این درگیری در موقعیت اقتصادی و ژئوپلیتیکی قویتری خارج شود. به گفته وی، نقش ایران در تنگه هرمز به تهران اهرمی راهبردی و ماندگار میدهد و ممکن است فشارهای بینالمللی در نهایت به کاهش بخشی از تحریمها منجر شود.
این استاد علوم سیاسی گفت: «از نظر اقتصادی، ایران پس از ۲۸ فوریه در وضعیتی به مراتب بهتر از قبل از آن قرار خواهد گرفت» و استدلال کرد که نتایج جنگ تاکنون با آنچه در آغاز تصور میشد تفاوت چشمگیری داشته است.
مرشایمر همچنین انتقادات تندی را متوجه جایگاه بینالمللی آمریکا و رژیم صهیونیستی کرد. او گفت که آسیب وارد شده به اعتبار این دو دولت بسیار گسترده بوده و بسیاری از ناظران آنها را به عنوان بازیگرانی بیثباتکننده در عرصه بینالمللی میبینند.
او اظهار داشت: «آسیبی که به اعتبار اسرائیل وارد شده، خارج از تصور است» و افزود آمریکا نیز از طریق اقدامات خود در غرب آسیا و اوکراین لطمه قابل توجهی به جایگاه جهانی خود زده است.
مرشایمر همچنین سیاست ترورهای هدفمند را مورد انتقاد قرار داد و گفت رژیم صهیونیستی سالهاست در سراسر غرب آسیا به چنین اقداماتی متوسل میشود و آمریکا نیز به تدریج در همان مسیر حرکت کرده است.
او با اشاره به ترور سردار شهید قاسم سلیمانی، این اقدام را اشتباهی بزرگ توصیف کرد و هشدار داد که عادیسازی ترور به عنوان یک ابزار سیاست خارجی پیامدهای خطرناکی در پی خواهد داشت.



