
به گزارش ابرامباد، داستان امیر قلعهنویی و کادر فنی تیم ملی برای جام جهانی آینده در آمریکا، یادآور ضربالمثل قدیمی “به تب راضی کردن” است.در سالهای اخیر و مشخصاً از دوران حضور قلعهنویی در گلگهر، دستیاری به نام سعید الهویی پدیدار شد که تا پیش از آن، کمتر کسی نامش را شنیده بود. الهویی نه سابقه بازیگری داشت، نه مربیگری و نه حتی تجربه داوری یا مدیریتی، اما قلعهنویی با تکیه بر اعتبار خود، راه را برای شناخته شدن سریع او در فوتبال ایران هموار کرد.
بسیاری از کارشناسان و رسانهها، سعید الهویی را به عنوان “مغز متفکر” امیر قلعهنویی میشناختند. گفته میشد او در تمام جزئیات از طراحی تمرینات گرفته تا انتخاب آرایش بازیکنان و تعویضها، نقشی کلیدی و مشورتی داشت. این نقش محوری به حدی بود که پس از دو و نیم فصل حضور قلعهنویی در گلگهر و ترک این تیم برای هدایت تیم ملی پس از جام جهانی ۲۰۲۲، این الهویی بود که به عنوان سرمربی موقت، فصل را در گلگهر به پایان رساند و سپس به سرعت به کادر فنی تیم ملی پیوست.
حتی پس از آنکه قلعهنویی مجموعهای از نامهای برجسته را به کادر فنی تیم ملی اضافه کرد، این سعید الهویی بود که عملاً به مرد شماره دو تیم تبدیل شد. در جریان بازیها، او تنها فردی بود که در کنار قلعهنویی به لب خط میآمد و در تمرینات نیز خبرنگاران شاهد بودند که او نقشی بسیار فعال و همهکاره ایفا میکند.
با اوجگیری انتقادات از عملکرد و نتایج تیم ملی و همچنین رفتارهای شخص قلعهنویی در یک سال اخیر، برای نخستین بار زمزمههایی مبنی بر احتمال برکناری الهویی مطرح شد. این شایعات با انتشار استوری حمایتی بازیکنان مطرح تیم ملی از الهویی، ابعاد جدیدی یافت و همگان را متوجه حساسیت موضوع کرد.
پس از تورنمنت کافا و فیفادیهای مهر و آبان ماه که تقریباً تمامی فوتبالدوستان ایرانی خواستار ایجاد تغییرات بر روی نیمکت تیم ملی شدند، یک مربی تمریندهنده ایتالیایی به نام آنتونیو گالیاردی به کادر فنی اضافه شد. حضور او این سؤال بزرگ را مطرح کرد که اگر قرار است همچنان یک نفر (الهویی) نقش همهکاره را داشته باشد، حضور مربیان خارجی –حتی در سطح گالیاردی یا بالاتر– چه کمکی به بهبود وضعیت تیم ملی خواهد کرد؟
در ابتدا، قلعهنویی با قاطعیت از الهویی حمایت کرد. اما پس از ماجرای عدم صدور ویزا برای ۹ عضو کاروان اعزامی به مراسم قرعهکشی جام جهانی، موضوع جدایی الهویی بار دیگر با جدیت بیشتری مطرح شد. منابع آگاه و موثق اکنون خبر میدهند که نوک پیکان فشار برای ایجاد تغییرات، این بار از شخص قلعهنویی به سمت “مغز متفکر” او، یعنی سعید الهویی نشانه رفته است.
در واقع، هنگامی که فشار قبلی برای کنار گذاشتن الهویی به دلیل حمایت قلعهنویی بینتیجه ماند، انتقادات مستقیماً متوجه خود سرمربی شد. این بدان معناست که اگر قلعهنویی تمایل به ادامه همکاری دارد، باید به جدایی دوست نزدیک و همکار سالیان اخیر خود رضایت دهد. چرا که این باور وجود دارد که با حضور الهویی در کنار قلعهنویی، هیچ تحول اساسی در تاکتیکها و انتخابهای تیم ملی رخ نخواهد داد.
در فیفادی آینده و با آغاز دور جدید تمرینات تیم ملی، مشخص خواهد شد که این گمانهزنیها تا چه حد صحت دارند. اگر همچنان مسئولیت کامل تمرینات با الهویی باشد، نشاندهنده آن است که منتقدان نتوانستهاند تغییری ایجاد کنند و حضور گالیاردی نیز بیاثر خواهد بود. اما اگر الهویی به طور رسمی استعفا دهد یا در کنار تیم بماند اما از دخالتهای قبلی خودداری کند، میتوان گفت که فشارها برای ایجاد تغییر، به نتیجه مطلوب رسیده است.



