
به گزارش ابرامباد، بر اساس تحقیقات علمی صورتگرفته، قابلیت لرزهزایی شماری از گسلهای اصلی واقع در جنوب رشتهکوه البرز، پتانسیل ایجاد زمینلرزههایی با قدرت بیش از ۷.۵ ریشتر را داراست.پروفسور مهدی زارع، از اساتید برجسته پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، در گفتوگویی تفصیلی به تشریح دقیق توان لرزهزایی گسلهای اطراف کلانشهر تهران پرداخت. او در این گفتگو، عمق لایه لرزهزا، ویژگیهای منحصربهفرد پوسته زمین در منطقه البرز و دلایل علمی وقوع زمینلرزههای بزرگ در این ناحیه را روشن ساخت.
دکتر زارع با اشاره به اینکه بزرگترین زمینلرزه محتمل در منطقه جنوبی البرز تا بزرگی ۷.۶ تخمین زده شده است، توضیح داد: این رقم بیشینه برای بزرگی ۷.۶، مربوط به گسلهای فعالی همچون گسل مشا و گسل ایوانکی در پهنه لرزهخیز البرز جنوبی است. افزون بر این، با استناد به سوابق زمینلرزههای تاریخی در سالهای ۸۵۶ و ۹۵۸ میلادی، برای گستره وسیعتر لرزهزمینساختی البرز، بزرگی بین ۷.۶ تا ۷.۹ نیز قابل پیشبینی است.
وی در مورد ژرفای لایه تولیدکننده لرزه، خاطرنشان کرد: این لایه برای زمینلرزههای کوچک منطقه، معمولاً در عمق کمتر از ۱۵ کیلومتری تخمین زده میشود. لایه لرزهزا در قسمتی از پوسته قرار دارد که تغییر شکلها در آن انباشته شده و به شکل شکستگی و رهاسازی انرژی زلزله بروز مییابد. این لایه در بخشهای بالایی تا میانی پوسته، از حدود ۵ کیلومتر تا عمق ۲۰ تا ۲۵ کیلومتر گسترش دارد.
این محقق برجسته ادامه داد: رسوبات موجود در اعماق صفر تا ۵ کیلومتر، که شامل یک پوشش رسوبی کمعمق است، غالباً رفتاری شکلپذیر از خود نشان میدهند و از انباشت تنشهای فراوان در نزدیکی سطح زمین جلوگیری میکنند. در نقطه مقابل، لایه لرزهزا در عمق تقریبی ۵ تا ۲۰ کیلومتری، محل وقوع اغلب زمینلرزههای درونپوستهای است که توسط دستگاهها روی گسلهای مشا، شمال تهران و فیروزکوه به ثبت رسیدهاند.
پروفسور زارع با اشاره به بخش انتهایی لایه لرزهزا اظهار داشت: این مرز در عمق حدود ۲۰ تا ۲۵ کیلومتری واقع شده است. در اعماق بیشتر از این، افزایش دما و فشار سبب میشود تا سنگهایی که حاوی کانیهای کوارتز و فلدسپار هستند، به جای شکسته شدن، رفتاری پلاستیک یا شکلپذیر پیدا کنند و به همین دلیل، رویداد زمینلرزه در این ژرفاها به مراتب کمتر است.
وی در خصوص پدیدههای راندگی در حاشیه شمالی رشتهکوه البرز نیز بیان کرد: در نواحی جنوبی دریای کاسپین و در عمق حدود ۱۰ تا ۳۰ کیلومتری، شامل سامانه گسلی کاسپین و گسل شمال البرز، زمینلرزهها میتوانند مانند زلزله سال ۱۳۸۳ فیروزآباد کجور در عمق تقریبی ۲۰ کیلومتر رخ دهند.

پروفسور زارع با بیان اینکه ضخامت کلی پوسته زمین در زیر رشتهکوه البرز بین ۴۵ تا ۵۸ کیلومتر متغیر است، افزود: نیمه پایینی پوسته، یعنی اعماق فراتر از ۲۵ کیلومتر، عمدتاً از نظر لرزهای غیرفعال است و تغییر شکل در آن به واسطه خزش غیرلرزهای صورت میگیرد.
او تأکید کرد: لایه لرزهزا در البرز از عمق نسبتاً کمی برخوردار است و بیشتر زمینلرزهها در عمق تقریبی ۵ تا ۲۰ کیلومتری و بر روی گسلهای حیاتی نزدیک به مراکز شهری به وقوع میپیوندند.
این استاد دانشگاه توضیح داد: شبکههای لرزهنگاری مستقر در سامانههای گسلی مشا و شاهرود، وجود گسیختگیهای شکننده و فعال را تا حداکثر عمق ۲۴ تا ۳۵ کیلومتر نشان میدهند. شهر تهران در بخش جنوبی این منطقه وسیع قرار گرفته است. همچنین، ضخامت پوسته در بخش مرکزی البرز به حدود ۵۵ کیلومتر میرسد و هرچه به سمت جنوب البرز و زیر بخش شمالی ایران مرکزی پیش میرویم، این ضخامت تا حدود ۴۸ تا ۵۰ کیلومتر کاهش مییابد. در زیر ساحل جنوبی بلوک دریای کاسپین جنوبی نیز این ضخامت به حدود ۴۴ کیلومتر میرسد.
بیشینه بزرگی ۷.۶ که برای مناطق لرزهخیز البرز جنوبی محاسبه شده، به گسلهای منطقه، از جمله گسلهای مشا و ایوانکی، مربوط میشود.
پروفسور زارع درباره تأثیر شرایط زمینگرمایی البرز تشریح کرد: در مناطقی با جریان زمینگرمایی بالا، مانند آتشفشان دماوند، دگرگونی از رفتار شکننده به شکلپذیر در عمقی بسیار کم، حدود ۱۰ کیلومتر، روی میدهد؛ اما به طور کلی، رشتهکوه البرز دارای گرادیان زمینگرمایی نسبتاً پایین تا متوسط است. به همین دلیل، رسیدن پوسته به آستانه بحرانی تقریباً ۳۵۰ درجه سانتیگراد زمان بیشتری را میطلبد و در نتیجه، ناحیه شکننده تا عمق حدود ۲۰ تا ۲۵ کیلومتر گسترش مییابد.
او اضافه کرد: این لایه شکننده و عمیق، بستر وسیعتری را برای صفحات گسلی فراهم میآورد و به گسلهای بزرگی همچون گسل منجیل اجازه میدهد که پیش از رویداد لغزش، انرژی بیشتری را در خود ذخیره کنند؛ این مسئله در وقوع زمینلرزه ۷.۳ ریشتری منجیل نیز نقش کلیدی ایفا کرده است.
دکتر زارع در پایان و با اشاره به ساختار تکتونیکی شمال البرز اظهار داشت: در مرز شمالی، پوسته رشتهکوه البرز به سمت شمال و بر روی بلوک مستحکم، سرد و متراکم حوضه جنوبی دریای کاسپین رانده میشود. راندگیهای اصلی البرز، از جمله سامانه گسلی کاسپین و گسل شمال البرز، با شیب به سمت جنوب و در زیر کوهها قرار دارند. از آنجایی که بلوک جنوبی کاسپین در زیر سطح مشترک به شکلی غیرمعمول سرد و متراکم است، این شرایط باعث میشود که سطح مشترک گسل حتی در عمقهای ۲۰ تا ۳۰ کیلومتری نیز به حالت شکننده خود باقی بماند و امکان وقوع زمینلرزههای بزرگ از نوع راندگی در این اعماق را فراهم میآورد؛ اعماقی که در بسیاری از دیگر کمربندهای قارهای، سنگها رفتاری پلاستیک از خود نشان میدهند. به گفته وی، زمینلرزههای بزرگ در شمال ایران عموماً در عمق حدود ۲۰ کیلومتری و در بخش زیرین لایه لرزهزا رخ میدهند؛ ژرفایی که سنگها هنوز آنقدر داغ نشدهاند که رفتار پلاستیک داشته باشند، اما همچنان توانایی تحمل کرنش بالا و گسیختگی را حفظ کردهاند.



