اخبار اقتصادیاخبار بین المللاخبار سیاسی

شوک اقتصادی ترامپ به شرکای ایران: تعرفه‌های ۲۵ درصدی، پای هند و امارات را به میان می‌کشد!

به گزارش ابرامباد، در دوران معاصر، تحریم‌های اقتصادی از یک ابزار دیپلماتیک با کاربردهای مشخص، به شمشیری دوسویه در منازعات ژئوپلیتیک بدل گشته‌اند.تازه‌ترین اظهارات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور فعلی آمریکا، مبنی بر اعمال تعرفه‌ای ۲۵ درصدی بر کلیه مراودات تجاری کشورهای همکار با ایران، فراتر از تحریم‌های معمول ارزیابی می‌شود. این رویکرد، مرزهای میان تحریم یک کشور و تحریم کامل نظام تجاری جهانی با آن کشور را از بین می‌برد و ابعاد ریسک را برای فعالان اقتصادی در سراسر دنیا به شکل چشمگیری گسترش می‌دهد. این بسته تحریمی عمدتاً بر شرکت‌های کشتیرانی در امارات متحده عربی و هند متمرکز است که واشنگتن آن‌ها را بخشی از «ناوگان سایه» ایران قلمداد می‌کند. این دو حرکت موازی، نشانه‌ای از تشدید سیاست «فشار حداکثری» آمریکاست که حالا نه تنها ایران، بلکه هر شریک اقتصادی آن را نیز هدف قرار می‌دهد.
صدور این دستورات در حالی صورت می‌گیرد که ایران با چالش اعتراضات داخلی مواجه بوده و ترامپ آشکارا از معترضان حمایت کرده و حتی از احتمال اقدام نظامی در صورت تداوم ناآرامی‌ها سخن گفته است. با این وجود، محور اصلی این استراتژی تازه، اقتصادی است: هدف نهایی، جداسازی کامل ایران از نظام تبادلات مالی و کالایی جهانی. در این راستا، ابهام عامدانه در تعریف «معامله» با ایران – که آیا واردات یک محموله کوچک خشکبار را نیز در بر می‌گیرد یا خیر – خود به ابزاری قدرتمند برای ایجاد هراس و اخلال در شبکه‌های تأمین تبدیل شده است.
شبکه‌ پنهان حمل‌ونقل نفت ایران در کانون توجه – تحلیل لیست سیاه فوریه ۲۰۲۶: فهرست تحریم‌های تازه وزارت خزانه‌داری آمریکا که همزمان با اعلام تهدید تعرفه‌ها به انتشار رسید، حکایت از یک برنامه‌ریزی دقیق از سوی واشنگتن دارد. این برنامه‌ریزی بر اساس اطلاعات موثق و با هدف از کار انداختن شریان‌های اصلی تجارت انرژی ایران طراحی شده است. تمرکز عمده این فهرست، بر شبکه‌ای پیچیده از شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی است که اغلب با هویت‌های مبهم و صوری، تحت عنوان «ناوگان سایه» مشغول فعالیت هستند. این ناوگان شامل کشتی‌های قدیمی است که با غیرفعال کردن سیستم‌های ردیابی (AIS) و تغییر مکرر پرچم و مالکان ظاهری، نفت ایران را عمدتاً به سمت چین منتقل می‌کنند.
نکته‌ای که در این فهرست جدید جلب توجه می‌کند، قرار گرفتن نهادهایی در امارات متحده عربی و هند در تیررس تحریم‌هاست. امارات، به‌ویژه بندر فجیره، مدت‌هاست که به عنوان یک مرکز ترانزیت کلیدی برای ورود کالاها به ایران و همچنین نقطه انتقال محموله‌های نفتی این کشور عمل می‌کند. از سوی دیگر، هند نیز با وجود کاهش چشمگیر واردات رسمی نفت از ایران در پی تحریم‌های قبلی، همواره روابط تجاری قابل ملاحظه‌ای در حوزه‌هایی چون برنج، چای و دارو با تهران حفظ کرده است. تحریم شرکت‌های کشتیرانی مستقر در این دو کشور، نشان‌دهنده عزم واشنگتن برای قطع کردن این مسیرهای جایگزین و حیاتی است.
بنابراین، اعمال تحریم بر این نهادها و کشتی‌ها به معنای توقیف تمام دارایی‌های آن‌ها در قلمرو قضایی آمریکا و ممانعت از هرگونه مبادله تجاری شهروندان و شرکت‌های آمریکایی با آن‌ها خواهد بود. با توجه به سلطه دلار بر بخش اعظم سیستم مالی جهان، حتی مؤسسات بانکی خارج از آمریکا نیز برای پرهیز از پیامدهای وخیم، از هرگونه تراکنش با این مجموعه‌ها خودداری خواهند کرد. این رویکرد، هزینه‌ها و مخاطرات مربوط به حمل‌ونقل نفت ایران را به شدت بالا می‌برد و خریداران را ناگزیر می‌کند که یا قیمت‌هایی بسیار کمتر از حد معمول بپردازند یا به‌کلی از خرید منصرف شوند. تخمین‌های کارشناسی حاکی از آن است که این اقدام می‌تواند صادرات نفت ایران را تا ۲۰ درصد کاهش دهد؛ ضربه‌ای مهلک به بودجه دولت که شدیداً به درآمدهای نفتی متکی است.
دوگانگی هند و امارات: تحلیل تبعات اقتصادی تحریم و تعرفه: تهدید دونالد ترامپ مبنی بر وضع تعرفه ۲۵ درصدی، شرکای تجاری ایران را در تنگنای دشواری قرار می‌دهد. این حرکت، صرفاً یک تهدید علیه تهران نیست، بلکه ابزاری برای اعمال نفوذ مستقیم بر مسیر سیاست خارجی سایر کشورها محسوب می‌شود. برای درک ابعاد واقعی این تأثیر، بررسی حجم مبادلات تجاری دو شریک اصلی ایران، یعنی هند و امارات، لازم است.
امارات متحده عربی: طبق آمار وزارت اقتصاد و گردشگری امارات، حجم کل تبادلات تجاری این کشور با ایران در سال ۲۰۲۴ به ۶.۶۲ میلیارد دلار رسید. شهرهایی چون دبی و شارجه همواره به عنوان مبادی اصلی ورود کالاهای مصرفی، قطعات صنعتی و حتی اقلام تحریم‌شده به ایران شناخته شده‌اند. اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر تمام کالاهای صادراتی امارات به آمریکا – که طیف وسیعی از پوشاک و طلا تا محصولات پتروشیمی را در بر می‌گیرد – می‌تواند بخش قابل توجهی از اقتصاد این کشور را، که بر پایه تجارت مجدد و خدمات لجستیکی بنا شده است، فلج کند. این تهدید در شرایطی مطرح می‌شود که مناسبات ابوظبی و واشنگتن طی سال‌های اخیر به واسطه همکاری‌های امنیتی گسترده، «استراتژیک» توصیف شده بود. اکنون، ایالات متحده از این اهرم راهبردی برای اعمال فشار بیشتر بهره می‌برد.
هند: هند، به عنوان قدرتی اقتصادی در حال ظهور با جمعیتی میلیاردی، دارای منافعی پیچیده و چندلایه است. بر اساس آمارهای وزارت بازرگانی هند، حجم تبادلات تجاری دوجانبه این کشور با ایران در ده ماهه نخست سال ۲۰۲۵ به حدود ۱.۳۴ میلیارد دلار بالغ شده است. عمده صادرات هند به ایران شامل برنج باسماتی، چای، شکر و دارو می‌شود، در حالی که واردات اصلی هند از ایران شامل خشکبار و مواد شیمیایی است. تعرفه ۲۵ درصدی دونالد ترامپ می‌تواند به طور خاص به بخش کشاورزی و صنعت داروسازی هند، که به بازار ایران وابستگی دارند، آسیب جدی وارد کند. دهلی‌نو در واکنش به تحریم‌های پیشین، واردات نفت از ایران را تقریباً متوقف کرده بود، اما با حفظ مسیرهای تجاری غیرنفتی، تلاش داشت تا نفوذ اقتصادی و سیاسی حداقلی خود را حفظ کند. اما تهدید کنونی، این موازنه ظریف را به چالش می‌کشد و دهلی‌نو را وادار می‌سازد که میان روابط با آمریکا و حفظ استقلال عمل در سیاست خارجی‌اش، دست به انتخابی دشوار بزند.
پاسخ ژئوپلیتیکی: ظهور مجدد ائتلاف‌ها و جستجو برای نظام‌های موازی: اما احتمالاً مهم‌ترین و پایدارترین تأثیر این رویکرد یکجانبه، واکنش کشورهای درگیر در عرصه بین‌الملل خواهد بود. دولت‌های هدف قرار گرفته، دست بسته نخواهند ماند و به سرعت به ارزیابی گزینه‌های پیش روی خود خواهند پرداخت. این اقدام ایالات متحده می‌تواند نقش کاتالیزوری را ایفا کرده و به روندهای جاری در نظام بین‌الملل سرعت بخشد.
تقویت همکاری‌های فرامنطقه‌ای: کشورهایی نظیر هند، ترکیه، برزیل و اعضای گروه بریکس (BRICS) که ایران نیز اخیراً به آن پیوسته است، انگیزه‌های فزاینده‌ای برای توسعه سامانه‌های پرداخت مستقل از شبکه سوئیفت (SWIFT) و افزایش مبادلات با استفاده از پول‌های ملی خود پیدا خواهند کرد. هند پیشتر مکانیزم‌هایی برای تجارت با ایران با استفاده از ریال و روپیه را آزموده است. چین نیز با سیستم پرداخت بین‌المللی خود (CIPS) در تلاش برای کاهش وابستگی به دلار است. تهدید رئیس‌جمهور ترامپ عملاً به این تلاش‌ها مشروعیت بخشیده و فوریت اجرای آن‌ها را دوچندان می‌کند.
خطر تورم جهانی و بی‌ثباتی بازارها: وضع ناگهانی چنین تعرفه‌های سنگینی بر شرکای تجاری بزرگ آمریکا مانند چین و هند، بی‌شک شوک تورمی تازه‌ای را به پیکره اقتصاد جهانی وارد خواهد آورد. به عنوان نمونه، تعرفه ۲۵ درصدی ترامپ بر کالاهای چینی، میانگین تعرفه‌های کنونی آمریکا بر صادرات چین را از ۴۷ درصد به ۷۲ درصد افزایش می‌دهد. این رویداد می‌تواند به احیای جنگ تجاری مخرب دوران نخست ریاست‌جمهوری ترامپ منجر شود و روند بهبود شکننده اقتصاد جهانی را مختل سازد. افزایش هزینه‌های تمام‌شده کالاها در خود آمریکا نیز، طبق هشدارهای کارشناسان، دیر یا زود مصرف‌کننده آمریکایی را تحت فشار قرار خواهد داد و احتمالاً حمایت‌های داخلی از این سیاست‌ها را کاهش خواهد داد.
جایگاه دیوان عالی آمریکا: ابهام کلیدی دیگر، پایه و اساس حقوقی این فرمان اجرایی است. ترامپ در گذشته برای وضع تعرفه‌های گسترده، به قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بین‌المللی (IEEPA) استناد کرده که در شرایط «تهدید فوق‌العاده»، اختیارات وسیعی به رئیس‌جمهور اعطا می‌کند. اما دیوان عالی آمریکا پیشتر در خصوص قانونی بودن بسیاری از تعرفه‌های گسترده ترامپ، حکمی صادر و اعلام کرده بود که رئیس‌جمهور آمریکا فاقد صلاحیت برای اعمال یکجانبه تعرفه است. حال باید دید که آیا این رأی می‌تواند بر سرنوشت فرمان اخیر مربوط به ایران نیز تأثیرگذار باشد یا خیر. این حکم تعیین‌کننده آن است که آیا قوه مجریه آمریکا می‌تواند به سادگی از ابزار تجارت به عنوان اهرمی برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود بهره ببرد.
نبرد بزرگ انرژی و چشم‌انداز آینده تحریم‌ها: در این میان، تحریم‌های نفتی همواره ستون فقرات استراتژی فشار بر ایران بوده‌اند. هدف نهایی فهرست سیاه تازه و تهدید تعرفه‌ها، قطع کامل جریان درآمدهای ارزی ایران از محل فروش نفت است. اما بازار جهانی انرژی، فضایی پیچیده و دارای انعطاف‌پذیری بالاست. تجربیات گذشته نشان داده است که تحریم‌های بسیار سخت نیز به ندرت موفق به قطع کامل جریان نفت می‌شوند؛ بلکه تنها آن را پرهزینه‌تر، پیچیده‌تر و پرمخاطره‌تر می‌سازند. احتمالاً در آینده شاهد افزایش فعالیت «ناوگان سایه» با استفاده از تکنیک‌های مخفی‌کاری پیشرفته‌تر، انتقال نفت به مقاصد واسطه و ترکیب محموله‌های نفتی (Blending) در آب‌های بین‌المللی خواهیم بود. این دست فعالیت‌ها نه تنها فرآیند نظارت را دشوارتر می‌کنند، بلکه ریسک وقوع فجایع زیست‌محیطی ناشی از به‌کارگیری کشتی‌های فرسوده را نیز افزایش می‌دهند.
از سوی دیگر، هرگونه کاهش احتمالی در عرضه نفت ایران به بازار، فرصتی را برای رقبای منطقه‌ای آن همچون عربستان سعودی و روسیه فراهم می‌آورد تا سهم خود را در بازار جهانی افزایش دهند. این وضعیت می‌تواند بر همکاری‌های سنتی در قالب اوپک پلاس (OPEC+) تأثیر بگذارد و موازنه قدرت را دستخوش تغییر کند. این تحولات در نهایت می‌تواند به شکل‌گیری الگوهای جدیدی در روابط بین‌الملل و تجارت جهانی منجر شود که پیگیری آن‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا