
به گزارش ابرامباد، سحرگاه شنبه، دوم اسفند ماه، زمینلرزهای به بزرگی ۴.۵ ریشتر استان گیلان را لرزاند. هرچند این رخداد خسارت فوری در پی نداشت، اما بار دیگر ضرورت توجه به موقعیت لرزهخیز این منطقه و لزوم ارزیابی دقیق ریسک در برنامهریزیهای توسعهای را گوشزد کرد.
دکتر مهدی زارع، استاد بنام پژوهشکده بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، در گفتوگویی، ضمن تشریح ابعاد این زمینلرزه، به پیشینه پرخطر گیلان از نظر لرزهخیزی و تجربه تلخ زلزله ۳۱ خرداد ۱۳۶۹ اشاره کرد. او همچنین نسبت به غفلت از مخاطرات زلزله در روند کنونی توسعه در مناطق پرخطر هشدار داد.

وی در این خصوص توضیح داد: «زلزلهای با شدت ۴.۵ ریشتر در ساعت ۸:۳۹ صبح شنبه، در رودبنه گیلان، بخشهای وسیعی از استان را به لرزه درآورد و باعث شد بسیاری از مردم از خانههای خود خارج شوند. این زمینلرزه که در عمق ۱۲ کیلومتری و در فاصله ۴۰ کیلومتری شرق رشت، شمال لنگرود و لاهیجان رخ داد، تا ساعاتی پس از وقوع، گزارشی از خسارت جدی به همراه نداشت.» او افزود: «محل وقوع این زمینلرزه، در نزدیکی ساحل دریای خزر، به محل تلاقی دو گسل مهم البرز و لاهیجان بسیار نزدیک است. نوار ساحلی گیلان توسط گسلهای فعال و مرزهای کوه و دشت مشخص میشود؛ به عنوان مثال، بخش مرکزی و انتهایی گسل آستارا مرز کوه و دشت را تشکیل میدهد. نکته حائز اهمیت این است که پهنه گسلی نزدیک رشت، فعالیت دستگاهی خاصی نشان نداده و ما با یک سکون لرزهای در این منطقه مواجهیم؛ این امر لزوم دقت مضاعف در برابر احتمال وقوع یک زمینلرزه بزرگ در این نواحی را دوچندان میکند.»
یادآوری فاجعه زلزله سال ۶۹؛ اولین تجربه زلزلهای شهری در ایران
این استاد پژوهشکده بینالمللی زلزلهشناسی خاطرنشان کرد: «گیلان کانون یکی از ویرانگرترین زمینلرزههای معاصر ایران بوده است. زلزله ۳۱ خرداد ۱۳۶۹ خسارات جانی و مالی بیسابقهای به بار آورد و اولین زلزلهای بود که با معنای واقعی کلمه، شهرهای ایران را درگیر کرد. سه شهر منجیل، رودبار و لوشان در پی این فاجعه تقریباً به طور کامل یا با تخریب بسیار گستردهای مواجه شدند. این رویداد، اولین زلزلهای بود که به زیرساختهای حیاتی کشور از جمله سد سفیدرود، سیلوهای لوشان و رشت، بیمارستان رودبار، نیروگاه لوشان، دهها پل و کیلومترها جاده و شبکههای آبرسانی آسیب جدی وارد کرد و متأسفانه بیش از ۱۵ هزار نفر کشته و ۴۰ هزار مجروح برجای گذاشت.» وی اضافه کرد: «حدود ۵۰۰ نفر از قربانیان تنها زیر رانش زمین ناشی از زلزله، مانند اتفاقی که در روستای فتلک رخ داد و منجر به مدفون شدن ۲۵۰ نفر در روستای فیشم (شمال رودبار) شد، جان باختند.»

از رویکرد محتاطانه تا توسعه بدون ارزیابی ریسک
مهدی زارع بیان داشت: «در سالهای ابتدایی پس از زلزله و خصوصاً در سالهای ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰، که بازسازی تدریجی خانهها در جریان بود، مردم منجیل و رودبار با تأثیرپذیری روانی از فاجعه ۶۹، در ساختوسازها رویکردی محتاطانه در پیش گرفتند. به یاد دارم که در بازدیدی در شهریور ۱۳۷۰ (حدود ۱۵ ماه بعد از زلزله) همراه با استاد مهندس علیاکبر معینفر (پیشکسوت مهندسی زلزله ایران)، ایشان با مشاهده میزان تیرآهن و مهاربندهای به کار رفته در ساختمانهای جدید، اظهار داشتند که این نوع ساختوساز (با استفاده بیش از حد نیاز از مصالح) نیز نوعی اسراف محسوب میشود.»
او در ادامه افزود: «اما به نظر میرسد این رویکرد محتاطانه به تدریج به دست فراموشی سپرده شده است، به ویژه در ۱۵ سال اخیر که عملاً روند توسعه بدون توجه به ارزیابی ریسک و بدون برنامهریزی مشخص دنبال شده است. اکنون در منطقه منجیل و رودبار، شاهد احداث ساختمانهای جدید و متعددی هستیم. نمونه بارز این بیتوجهی به خطر زلزله، ساخت مجتمعهای مسکن مهر در منطقهای با ریسک بالا در شهر رودبار، و همچنین ساخت آپارتمانها در حاشیه رودبار در محلی بسیار ناپایدار با خطرات زمینشناختی گوناگون (مانند زمینلغزش و تشدید امواج لرزهای به دلیل اثرات توپوگرافی) است؛ اینها نمونههای مهمی از فراموشی زلزله ۱۳۶۹ در همان منطقه به شمار میروند.»

رشد تأسیسات و تهدید زمینلغزش در مسیرهای زیرساختی
استاد پژوهشکده بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله تأکید کرد: «از سوی دیگر، باید توجه داشت که در مناطق منجیل، رودبار و لوشان، علاوه بر افزایش طبیعی جمعیت، تأسیسات و امکانات جدیدی نیز اضافه شده است. جمعیت شهرستان رودبار که در سال ۱۳۶۹ حدود ۱۴۰ هزار نفر برآورد میشد، پس از زلزله و به دلیل مهاجرت، در سال ۱۳۷۵ به حدود ۱۰۰ هزار نفر کاهش یافت.»
به گفته زارع، «ساختمانها و تأسیسات تازهساخت، از کمرنگ شدن تدریجی یاد زلزله منجیل حکایت دارد. علاوه بر پروژههای مسکن مهر، منطقه مذکور تبدیل به یک کارگاه بزرگ ساختمانی برای احداث و تکمیل آزادراه قزوین-رشت و همچنین خط آهن در همین مسیر شده است. نکته حائز اهمیت این است که به ویژه در قطعه منجیل به رودبار، هر دو مسیر آزادراه و راهآهن از نواحی بسیار حساسی عبور میکنند که پتانسیل بالای رانشهای مهم زمین در هر زمینلرزه آتی را دارند. به نظر میرسد در مراحل راهسازی، انتخاب مسیر یا حفر ترانشهها، حساسیت لازم به این موضوع نشان داده نشده است و محلهای متعددی با قابلیت بالای رخداد زمینلغزشهای بزرگ در حد فاصل جنوب لوشان تا شمال رستمآباد در مسیر آزادراه و راهآهن ایجاد شده است.»



