
به گزارش ابرامباد، تیم ملی فوتبال ایران در رقابتهای جام جهانی ۲۰۲۶ در گروهی دشوار با تیمهای نیوزیلند، بلژیک و مصر همگروه بود.این تیم پس از کسب سه تساوی و بدون شکست، از مرحله گروهی این مسابقات کنار رفت. حذف ایران از دور گروهی، بهویژه در جام جهانی ۴۸ تیمی که صعود را آسانتر میکرد، واکنشهای متفاوتی را به دنبال داشت. در حالی که بسیاری از منتقدان این ناکامی را یک شکست بزرگ تلقی میکردند، اعضای کادر فنی تیم ملی بر «شکستناپذیری» ایران در جام جهانی تأکید داشتند و آن را دستاوردی مهم برشمردند.
حسین راغفر، رئیس پیشین فدراسیون فوتبال، در گفتوگویی به بررسی عملکرد تیم ملی در جام جهانی ۲۰۲۶ پرداخت و اظهار داشت: «اگر تیم ملی میتوانست بازی نخست خود را در برابر نیوزیلند با پیروزی پشت سر بگذارد، شرایط کلی تغییر میکرد. علت اصلی عدم موفقیت، آمادهسازی نامناسب تیم ملی بود. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، از همان ابتدا فشارهای گستردهای را علیه تیم ملی ایران آغاز کرد. او اعلام کرد که آمریکا نمیتواند امنیت بازیکنان ایرانی را تضمین کند و سپس با فیفا رایزنی کرد تا ایتالیا جایگزین ایران در جام جهانی شود. این اقدامات، تمام قوانین جهانی فوتبال را زیر پا میگذاشت. حتی تا روزهای پایانی نیز وضعیت ویزای بازیکنان مشخص نبود و در نهایت ویزای ساعتی برای آنها صادر شد. تمامی این مسائل به شدت بر روحیه بازیکنان تأثیر گذاشت و در عملکرد بازی اول به وضوح نمایان شد.»
او در ادامه افزود: «با وجود تمام این شرایط نامطلوب و آمادهسازی بسیار ضعیف که در حد یک تیم جام جهانی نبود، بازیکنان تیم ملی عملکرد خوبی از خود نشان دادند. ما بدشانس هم بودیم و گل آفسایدی که مقابل مصر به ثمر رساندیم، میتوانست مسیر بازی را عوض کند. بازیکنان از هیچ تلاشی فروگذار نکردند و برای صعود جنگیدند. اگر تدارکات و حمایتهای بهتری فراهم بود، تیم ملی قادر به کسب نتایج درخشانتری بود.»
راغفر در واکنش به تمجیدهای اغراقآمیز از عملکرد تیم ملی تصریح کرد: «افرادی که مسئول اصلی عدم موفقیت تیم ملی بودند، تلاش کردند با بزرگنمایی، شکست را به موفقیت تبدیل کرده و عملکرد ضعیف خود را پنهان کنند. این یک موفقیت بزرگ نبود، هرچند بازیکنان تمام تلاش خود را به کار گرفتند. تدارکات لازم برای تیم ملی مهیا نشد و هر انتقادی متوجه فدراسیون فوتبال و مسئولان آن است.»

رئیس اسبق فدراسیون فوتبال در مورد اظهارات امیر قلعهنویی علیه منتقدان گفت: «بخشی از این نوع صحبتها ریشه در فضای عمومی جامعه دارد که در آن گفتوگو و تبادل نظر محدود شده است. مردم، بهویژه متخصصان حوزه فوتبال، حق انتقاد دارند و نظرات آنها، حتی اگر مخالف باشد، بسیار ارزشمند و محترم است. فضای رانت و نفوذ، بهویژه در فوتبال ایران، بسیار آسیبزاست؛ جایی که عدهای از طریق ارتباط با قدرت، منافع شخصی خود را تأمین میکنند. این مسئله حتی در انتخاب رئیس فدراسیون فوتبال نیز مشاهده شد و با وجود مخالفتها و پروندههای موجود، عوامل نفوذ مسیر را برخلاف انتظار پیش بردند. این عوامل قدرت و نفوذ همواره در فوتبال ما حضور داشتهاند. همچنین، فضای گفتوگو قبل و بعد از جام جهانی نیز به هیچ وجه مناسب نبود.»
راغفر درباره مدیریت مهدی تاج اظهار داشت: «من معمولاً درباره رؤسای فدراسیونها اظهارنظری نمیکنم، اما به نظر من در بسیاری از ابعاد فوتبال ما دچار افول شدهایم. تیم ملی ما در گذشته همواره قدرت اول آسیا بود و چندین بار قهرمانی جام ملتهای آسیا را جشن گرفتهایم. اما با رشد چشمگیر کشورهای دیگر، از جمله تیمهای عربی، شرایط به کلی دگرگون شده است. به یاد دارم که زمانی تیم جوانان ما با ۵ گل بر تیمهای عربی پیروز میشد و آنها رقیب جدی محسوب نمیشدند. اما اکنون وضعیت تغییر کرده و این نشان از سرمایهگذاری گسترده آنها دارد. ما از نظر سرمایه انسانی بسیار غنی هستیم و از این جهت، سایر کشورها به هیچ وجه قابل مقایسه با ما نیستند.»
او در مورد پاداش ۱۴۰ میلیارد تومانی امیر قلعهنویی گفت: «این گونه مسائل به شدت اختلافبرانگیز است. مردم به طور جدی این پرسش را مطرح میکنند که چرا چنین مبالغ هنگفتی پرداخت میشود؟ من به هیچ وجه با پرداخت این پاداشها موافق نیستم.»
راغفر در پاسخ به سوالی درباره ادامه همکاری با قلعهنویی پس از جام جهانی تصریح کرد: «ما افراد بسیار برجستهتری در کشور داریم که شایستگی سرمربیگری تیم ملی ایران را داشته باشند.»

او در واکنش به استوری علیرضا بیرانوند علیه علی دایی اظهار داشت: «قبل از انقلاب چنین برخوردهایی را شاهد نبودیم و بخش قابل توجهی از آن به تغییرات فرهنگی جامعه بازمیگردد. فوتبال ما فقط در اسم حرفهای شده و در عمل هیچ اتفاق مثبتی رخ نداده است؛ گویی تنها در زد و بندها و فساد حرفهای هستیم!»
راغفر در پایان گفت: «به اعتقاد من، اتفاقی که افتاده، این است که فوتبال ما به طور کلی رو به زوال رفته است. دلیل اصلی آن این است که بخش عظیمی از فرصت رشد بازیکنان داخلی، به بازیکنان بیکیفیت خارجی داده شده است که مبالغ بسیار زیادی دریافت میکنند و در این میان فساد گستردهای نیز رخ میدهد. پرونده ویلموتس نمونه بارز این اتفاق است؛ او ۱۰ میلیون دلار از ما گرفت، در حالی که هیچ خدمتی ارائه نکرد و فاقد صلاحیت لازم بود. با او قراردادی ۲ میلیون دلاری بسته شد، در حالی که ارزش او در بازارهای جهانی تنها ۶۰۰ هزار دلار بود. با توجه به فسادهایی که دلالبازی در کشور ایجاد کرده، متوجه میشویم که فوتبال تا چه حد به جریانهای مافیایی وابسته است و شفافیت در آن وجود ندارد.»



