اخبار بین المللاخبار سیاسی

۴۷ سال سردرگمی آمریکا در برابر ایران: از کارتر تا ترامپ، رمزگشایی معمای تهران ناممکن شد؟

به گزارش ابرامباد، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور کنونی آمریکا، که همواره خود را متخصص شناخت و مهار رقبا می‌داند، بارها در برابر پیچیدگی‌های ساختار قدرت در تهران دچار غافلگیری شده است.تلاش‌های او، از وعده توافقی بزرگ گرفته تا تهدیدات نظامی و سیاست فشار حداکثری، هیچ‌یک به نتیجه دلخواه او نرسیده‌اند.

دهه‌هاست که رهبران ایران رؤسای جمهور آمریکا را در مواجهه با خود سردرگم کرده‌اند، اما شاید هیچ‌کس به اندازه ترامپ در درک رفتار سیاسی تهران ناکام نمانده باشد. اظهارات اخیر و خشمگینانه او که ایران را در تعامل با واشنگتن «بسیار دورو» خواند، آخرین نشانه از این دشواری در فهم رقبای خود در تهران بود؛ رقبایی که به عقیده تحلیلگران، بارها معادلات رؤسای جمهور آمریکا را بر هم زده‌اند.

ترامپ همیشه بر این باور بوده که توانایی ویژه‌ای در ارزیابی شخصیت دشمنان و بهره‌برداری از نقاط ضعف آنها دارد، اما رهبران ایران برای او به معمایی ناگشوده تبدیل شده‌اند. او با عصبانیت در مصاحبه‌ای با خبرنگاران گفت: «آنها فقط من را عصبانی می‌کنند. فقط من را عصبانی می‌کنند.»

این ناکامی و سرخوردگی اما ظاهراً قرار نیست به پایان برسد. مقامات دولت ترامپ می‌گویند توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز در شرف نهایی شدن است، اما ایران همچنان بر دریافت هزینه‌هایی در این آبراه حیاتی اصرار دارد؛ خواسته‌ای که ترامپ آن را غیرقابل قبول می‌داند.

عدم موفقیت ترامپ در دستیابی به توافقی مطلوب با ایران، تنها هزینه‌های سیاسی برای او در میان رأی‌دهندگان خسته از جنگ نداشته است؛ ادامه تنش‌ها در مسیر حیاتی انرژی باعث نوسان شدید قیمت نفت شده که هزینه‌های آن را مصرف‌کنندگان آمریکایی و اقتصاد جهانی متحمل شده‌اند.

با این حال، ترامپ اولین رئیس‌جمهور آمریکا نیست که در برابر ایران به مشکل برخورده است. تمامی رؤسای جمهور آمریکا پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ به نوعی تلاش کرده‌اند تا ساختار مبهم قدرت در جمهوری اسلامی و ذهنیت رهبران سیاسی آن را رمزگشایی کنند.

اما بیشتر آنها در این مسیر شکست خورده‌اند و برخی نیز بهای سنگینی پرداخته‌اند. باراک اوباما شاید تنها استثنا در این میان بود که توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ با ایران را پس از ۲۰ ماه تلاش دیپلماتیک به ثمر رساند. او این توافق را یکی از دستاوردهای مهم سیاست خارجی خود می‌دانست؛ هرچند برخی جمهوری‌خواهان و حتی تعدادی از دموکرات‌ها معتقد بودند ایران با نمایش چهره‌ای میانه‌رو، اوباما را به پذیرش توافقی ناقص سوق داده است.

کنت پولاک، تحلیلگر پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و مقام سابق شورای امنیت ملی که دهه‌ها ایران را مطالعه کرده، می‌گوید: «ترامپ شاید رئیس‌جمهوری باشد که کمترین درک را از رهبری ایران داشته است.»

او می‌افزاید: «از بسیاری جهات، ترامپ اوج سرخوردگی آمریکا از ایران را نمایندگی می‌کند. او هم بیش از هر رئیس‌جمهور دیگری خواستار توافق با ایران بوده و هم بیش از همه از زور علیه آن استفاده کرده است. اما متوجه شده که هیچ‌کدام از این دو روش، نتیجه‌ای را که می‌خواست برایش به همراه نداشته است.»

ترامپ بارها به گونه‌ای سخن گفته که گویی استفاده از قدرت نظامی گسترده می‌تواند به سرعت تهران را به سمت توافق سوق دهد. پس از آغاز جنگ با حمله هوایی ۲۸ فوریه که به شهادت علی خامنه‌ای، رهبر عالی جمهوری اسلامی که نزدیک به چهار دهه در قدرت بود، انجامید، ترامپ از مردم ایران خواست علیه حکومت خود قیام کرده و «کنترل کشور را در دست بگیرند». او حتی گفت پس از آن، خودش «رهبر بعدی ایران را انتخاب خواهد کرد».

در حملات هوایی بعدی نیز شمار بیشتری از مقامات ارشد ایرانی به شهادت رسیدند؛ اما برخلاف انتظار واشنگتن، هیچ خیزش مردمی گسترده‌ای شکل نگرفت.

۴۷ سال سردرگمی آمریکا در برابر ایران: از کارتر تا ترامپ، رمزگشایی معمای تهران ناممکن شد؟

ایران به جای عقب‌نشینی، مواضع سخت‌گیرانه‌تری اتخاذ کرد

حکومت ایران در واکنش به فشارهای آمریکا، نه تنها عقب‌نشینی نکرد، بلکه مواضع سخت‌گیرانه‌تری اتخاذ کرد. در ماه مارس، تهران رهبر جدید جمهوری اسلامی را معرفی کرد: آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، فرزند رهبر پیشین ایران. مقامات آمریکایی او را حتی سخت‌گیرتر از پدرش ارزیابی می‌کنند و معتقدند علاقه بیشتری به دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای دارد.

ایران در عمل بی‌اعتنا به اعلام عمومی ترامپ عمل کرد؛ ترامپ پیش‌تر گفته بود انتخاب مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید، «غیرقابل قبول» خواهد بود. مجتبی خامنه‌ای همچنین به پیشنهاد علنی ترامپ برای دیدار مستقیم پاسخ مثبتی نداد. با وجود این، ترامپ همچنان امیدوار بود تغییر بزرگی رخ دهد. او در اواخر آوریل گفت: «ایران می‌تواند در صورت دستیابی به توافق، در شرایط بسیار خوبی قرار بگیرد.» ترامپ افزود ایران می‌تواند به «کشوری مشروع تبدیل شود، نه کشوری که بر پایه مرگ و وحشت بنا شده است.»

مقامات ایرانی می‌گویند امکان مذاکره با ترامپ درباره موضوعاتی مانند تنگه هرمز و برنامه هسته‌ای وجود دارد، اما همزمان بسیاری از خواسته‌های اصلی او را رد می‌کنند. در ساختار سیاسی ایران که بر پایه مخالفت با آمریکا تعریف شده است، نشانه‌ای از تمایل به یک آشتی گسترده‌تر با واشنگتن دیده نمی‌شود. نشانه‌های اندکی وجود دارد که ماه‌ها تعامل ترامپ با حکومت ایران باعث شده باشد او درک روشن‌تری از این نظام پیدا کند.

در طول این بحران، ترامپ بارها ارزیابی خود را از نظام ایران تغییر داده است. او یک‌بار آنها را «دیوانه»، بار دیگر «منطقی»، سپس «حرامزاده‌های دیوانه»، «بسیار باهوش» و در نهایت «کاملاً دیوانه» توصیف کرده است.

ترامپ تا حدی با همان مشکلی روبه‌رو شده که بسیاری از رؤسای جمهور پیشین آمریکا نیز با آن مواجه بودند؛ رؤسایی که آنها نیز امیدوار بودند بتوانند به یک توافق بزرگ با ایران دست پیدا کنند. سوزان مالونی، معاون رئیس و مدیر بخش سیاست خارجی مؤسسه بروکینگز در واشنگتن، می‌گوید: «برای دهه‌ها، سیاست‌گذاران آمریکایی به شکل مداوم تعهد ایدئولوژیک و ساختار قدرت عمیقاً نهادینه‌شده در جمهوری اسلامی را دست‌کم گرفته‌اند.»

به گفته او، یکی از مشکلات اصلی این است که مقامات آمریکایی ارتباط مستقیم بسیار محدودی با رهبران ارشد ایران داشته‌اند. هیچ مقام آمریکایی تاکنون با اولین رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله روح‌الله خمینی، یا آیت‌الله خامنه‌ای و فرزند او دیدار نکرده است. مالونی معتقد است جنگ اخیر، قدرت جریان‌های مذهبی و نظامی ایران را تقویت کرده و هیچ «مرکز قدرت جایگزین قابل اتکایی» باقی نگذاشته است. ساختار سیاسی نیمه‌دموکراتیک ایران که در آن رئیس‌جمهور و مجلس زیر نظر اقتدار مذهبی رهبر فعالیت می‌کنند، گاهی مقاماتی را در سطوح بالا در خود جای داده که خواهان روابط دوستانه‌تر با آمریکا بوده‌اند. اما تلاش‌های گذشته واشنگتن برای تکیه بر این چهره‌ها، اغلب با پشیمانی پایان یافته است. دنیس راس، دیپلمات باسابقه آمریکایی که در دولت‌های جمهوری‌خواه و دموکرات خدمت کرده است، می‌گوید: «به نظر می‌رسد ایرانی‌ها ما را بهتر از آن چیزی که ما آنها را می‌شناسیم، درک می‌کنند.»

۴۷ سال سردرگمی آمریکا در برابر ایران: از کارتر تا ترامپ، رمزگشایی معمای تهران ناممکن شد؟

«ناامیدی تلخ»؛ تجربه‌ای که از کارتر آغاز شد

مشکل آمریکا در فهم ساختار قدرت ایران، موضوع تازه‌ای نیست و ریشه‌های آن به نخستین سال‌های پس از انقلاب اسلامی بازمی‌گردد. در سال ۱۹۸۰، جیمی کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، مجوز مذاکرات محرمانه با وزیر خارجه ایران را صادر کرد؛ تلاشی برای آزادی ۵۲ شهروند آمریکایی که سال قبل از آن در جریان اشغال سفارت آمریکا در تهران به گروگان گرفته شده بودند.

یادداشت‌های روزانه کارتر نشان می‌دهد که او، مانند ترامپ دهه‌ها بعد، به‌شدت درگیر جزئیات پیچیده سیاست داخلی ایران و رقابت‌ها و اختلافات میان مقامات ارشد جمهوری اسلامی شده بود. در اوایل سال ۱۹۸۰، کارتر تصور می‌کرد توانسته به توافقی برای آزادی گروگان‌ها دست پیدا کند؛ توافقی که بر اساس آن، میلیاردها دلار از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران آزاد می‌شد و آمریکا نیز متعهد می‌شد در امور داخلی ایران دخالت نکند. اما این تصور دیری نپایید.

آیت‌الله خمینی این پیشنهاد را رد کرد؛ تصمیمی که مقامات آمریکایی و حتی برخی از نزدیکان او را غافلگیر کرد. کارتر بعدها این اتفاق را «ناامیدی تلخ» توصیف کرد. در نهایت، او دستور اجرای عملیات نظامی برای نجات گروگان‌ها را صادر کرد؛ عملیاتی که با شکست مواجه شد. سرانجام توافق آزادی گروگان‌ها در آخرین روز ریاست‌جمهوری کارتر نهایی شد و آمریکایی‌ها پس از ۴۴۴ روز اسارت آزاد شدند.

معامله‌های محرمانه تسلیحاتی؛ وقتی امید واشنگتن به تهران به رسوایی ختم شد

پنج سال بعد، در دوره ریاست‌جمهوری رونالد ریگان، بار دیگر نشانه‌هایی از امید برای تغییر رفتار ایران در واشنگتن شکل گرفت. ریگان از مشاوران خود خواست پیام یک دلال اسلحه ایرانی را بررسی کنند؛ فردی که مدعی بود مقامات میانه‌روی ایران پس از درگذشت آیت‌الله خمینی، رهبر جمهوری اسلامی، آماده برقراری روابط دوستانه با آمریکا خواهند بود.

ریگان بعدها این تلاش را جست‌وجوی «یک گشایش راهبردی» توصیف کرد. او در همین چارچوب، با فروش محرمانه سلاح به ایران موافقت کرد؛ معامله‌ای که قرار بود در ازای آن، گروگان‌های آمریکایی در لبنان آزاد شوند. اما این اقدام بعدها به یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های سیاسی دوران ریاست‌جمهوری ریگان تبدیل شد؛ ماجرایی که به «ایران-کنترا» معروف شد.

دلیل این نام‌گذاری آن بود که بخشی از پول حاصل از فروش مخفیانه سلاح به ایران، برخلاف تصمیم کنگره آمریکا، به گروه ضدکمونیست «کنترا» در نیکاراگوئه منتقل شده بود. افشای این ماجرا، دولت ریگان را با بحران بزرگی روبه‌رو کرد. چند مقام آمریکایی به جرایم سنگین محکوم شدند یا به گناه خود اعتراف کردند و مشاور امنیت ملی پیشین ریگان نیز اقدام به خودکشی کرد.

در نهایت مشخص شد امید واشنگتن به وجود یک جریان میانه‌رو آماده همکاری در تهران، بیشتر یک توهم بوده است. هیچ جریان میانه‌روی قدرتمندی در ایران ظهور نکرد و سیا نیز معتقد بود دلال اسلحه‌ای که آغازگر این مسیر شده بود، در واقع واشنگتن را فریب داده است. ریگان که همواره تأکید می‌کرد از جزئیات اصلی ماجرا بی‌اطلاع بوده است، در یک سخنرانی تلویزیونی ملی از مردم آمریکا عذرخواهی کرد؛ اما همچنان از هدف اولیه خود، یعنی تلاش برای برقراری ارتباط با جریان‌های میانه‌رو در ایران، دفاع کرد.

۴۷ سال سردرگمی آمریکا در برابر ایران: از کارتر تا ترامپ، رمزگشایی معمای تهران ناممکن شد؟

یک فرصت امیدوارکننده که از دست رفت

سال ۱۹۹۷، برای دولت بیل کلینتون فرصتی واقعی‌تر برای تغییر مسیر روابط تهران و واشنگتن به وجود آمد؛ زمانی که ایران در انتخابات ریاست‌جمهوری خود، یک چهره اصلاح‌طلب را به عنوان رئیس‌جمهور برگزید: محمد خاتمی.

خاتمی خواهان بهبود روابط با آمریکا بود و حتی درباره بحران گروگان‌گیری سفارت آمریکا در تهران ابراز تأسف کرد. این بار، بسیاری در واشنگتن تصور می‌کردند با یک فرصت واقعی روبه‌رو هستند. دولت کلینتون نیز به این رویکرد پاسخ مثبت داد. اقدام‌هایی برای کاهش تنش انجام شد؛ از جمله ازسرگیری واردات پسته و فرش ایرانی به آمریکا و اظهاراتی آشتی‌جویانه که در آن برخی گلایه‌های تاریخی ایران از سیاست‌های واشنگتن مورد توجه قرار گرفت.

مادلین آلبرایت، وزیر خارجه وقت آمریکا، حتی در یک سخنرانی عمومی درباره نقش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در کودتای سال ۱۹۵۳ که به سرنگونی دولت محمد مصدق پس از ملی شدن صنعت نفت ایران انجامید، ابراز تأسف کرد. اما این مسیر نیز به نتیجه نرسید. جریان‌های قدرتمند تندرو در ایران با دیدگاه اصلاح‌طلبانه خاتمی مخالفت کردند؛ بخشی از دلیل این مخالفت آن بود که عادی‌سازی روابط با آمریکا می‌توانست پایه‌های ایدئولوژیک نظام مبتنی بر مخالفت با غرب را تهدید کند.

تنها چند روز پس از سخنرانی آلبرایت، آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی که پس از درگذشت آیت‌الله خمینی در سال ۱۹۸۹ به این مقام رسیده بود، سخنان او و هرگونه احتمال گفت‌وگو با واشنگتن را رد کرد. بر اساس روایت کریم سجادپور، کارشناس مسائل ایران در بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی، خاتمی بعدها در گفت‌وگویی خصوصی گفته بود که آیت‌الله خامنه‌ای معتقد است ایران هرگز نمی‌تواند با آمریکا به صلح برسد.

۴۷ سال سردرگمی آمریکا در برابر ایران: از کارتر تا ترامپ، رمزگشایی معمای تهران ناممکن شد؟

پیشی گرفتن تهران از واشنگتن در بازی دیپلماسی

در میان رؤسای جمهور آمریکا، تنها باراک اوباما توانست یک توافق مهم دیپلماتیک با ایران به دست آورد؛ توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ که محدودیت‌هایی را برای برنامه اتمی ایران، برای دوره‌ای تا ۱۵ سال، ایجاد کرد و در مقابل، کاهش تحریم‌های اقتصادی را به همراه داشت.

بسیاری از مقامات دولت اوباما امیدوار بودند این توافق که با دولت حسن روحانی، رئیس‌جمهور وقت ایران، و یک چهره نسبتاً میانه‌رو دیگر در تهران مذاکره شده بود، نخستین گام برای بهبود گسترده‌تر روابط میان دو کشور باشد. اما چنین اتفاقی رخ نداد.

آیت‌الله خامنه‌ای توافق را تأیید کرد، اما هیچ نشانه‌ای از تمایل برای برداشتن گام‌های بعدی و گسترش روابط با آمریکا نشان نداد. منتقدان این روند می‌گفتند این اتفاق همان هشداری را تأیید کرد که پیش‌تر مطرح کرده بودند؛ اینکه حسن روحانی ممکن است تکرار تجربه محمد خاتمی باشد: چهره‌ای که در ظاهر امکان تغییر را نمایندگی می‌کند، اما محدودیت‌های ساختار قدرت مانع از تغییر اساسی می‌شود.

دیری نگذشت که بی‌اعتمادی ایران نسبت به آمریکا تقویت شد. در سال ۲۰۱۸، رئیس‌جمهور ترامپ از توافق هسته‌ای خارج شد و تحریم‌های اقتصادی شدیدتری نسبت به دوران پیش از توافق علیه ایران اعمال کرد. ایران نیز در واکنش، روند توسعه برنامه هسته‌ای خود را سرعت بخشید؛ مسیری که در نهایت به برخوردی نظامی با آمریکا و جنگی منجر شد که ترامپ در ماه فوریه آغاز کرد.

از نگاه دنیس راس، ایران همچنان در حال پیشی گرفتن از واشنگتن در بازی دیپلماتیک است؛ روندی که بی‌صبری آشکار ترامپ برای پایان دادن به جنگ، آن را آسان‌تر کرده است. راس می‌گوید: «آنها معمولاً احساس فوریت ما را نوعی اهرم فشار می‌بینند. ما همیشه به نظر می‌رسد عجله داریم که کارها را تمام کنیم. اما آنها بر این باور حرکت می‌کنند که گذر زمان بیشتر به نفع آنهاست تا ما.»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا