
به گزارش ابرامباد، هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در جریان است.دیپلماتها و رهبران ارشد کشورهای گوناگون از اقصی نقاط جهان به نیویورک سفر کردهاند تا در این رویداد مهم دیپلماتیک و سیاسی حضور یابند و از تحولات و تعاملات جهانی عقب نمانند.
در میان انبوه پرچمهای ۱۹۳ کشور عضو و دو ناظر غیرعضو که بر فراز منهتن در اهتزازند، بیشک پرچم سهرنگ جمهوری اسلامی ایران با شکوه و افتخاری مضاعف خودنمایی میکند. این نماد ملی، معرف کشوری است که در سالهای اخیر با قامتی استوار در برابر قدرتهای بزرگ ایستاده و مقاومت کرده است. پرچمی که قدمتی به درازای تاریخ ایران دارد و همواره هدف دشمنان بوده است، امروز پس از مقاومت شجاعانه در برابر زورگوییهای آمریکا و اسرائیل، نهتنها بر بازار انرژی جهان تأثیرگذار است، بلکه دلهای بسیاری از آزادیخواهان دنیا را نیز به خود جذب کرده و در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت فرامنطقهای پیش میرود؛ قدرتی که با عظمت تاریخ کهن خود همخوانی دارد.
روز گذشته، رئیسجمهور به همراه هیئت همراه خود، فرودگاه مهرآباد تهران را به مقصد نیویورک ترک کردند. این سفر با یک توقف کوتاه در فرودگاه الجزیره الجزایر همراه بود و در نهایت، حدود ساعت ۲ بامداد امروز (چهارشنبه) به وقت تهران، هواپیمای ایشان در فرودگاه جان اف کندی به زمین نشست. برنامههای سخنرانی و دیدارهای آقای پزشکیان، در غیاب خبرنگاران و تیم رسانهای رئیسجمهور، آغاز شد. قرار است ایشان امروز چهارشنبه، اول مهر ۱۴۰۵، حوالی ساعت ۱۹:۳۵ به وقت تهران، به عنوان رئیسجمهور و نماینده جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل به ایراد سخنرانی بپردازد.
هماکنون، آقای پزشکیان در نیویورک حضور دارد و مسئولیت خطیری بر عهده اوست. وی پرچمدار ملت ایران در سراسر جهان است و باید با اقتدار، تدبیر و هوشمندی این سفر را به سرانجام رساند. بیشک، او نیک میداند که نماینده ملتی مقاوم و سربلند است؛ ملتی که برای تحقق آرمانهای بزرگ خود، از بذل جان هزاران نفر، از جمله رهبری شهید به همراه خانوادهاش، فرماندهان و مسئولان برجسته کشور، دانشآموزان مدرسه شجره طیبه، کودکان لامرد و مردم عادی عروسی سیریک، دریغ نکرده است. این عزیزان جان خود را فدای کشوری کردند که در یکی از سرنوشتسازترین و حساسترین دورانهای تاریخ خود به سر میبرد؛ دورانی که سرنوشت دهههای آتی ایران، منطقه و حتی جهان در آن رقم خواهد خورد.
نقش حیاتی زبان بدن در دیپلماسی عمومی ایران
رئیسجمهور باید همواره آگاه باشد که هر لحظه زیر نگاه تیزبین دوربینهاست. هر حرکت، هر کلمه از سخنرانی، توان بیان و حتی زبان بدن او ساعتها مورد تحلیل و تفسیر قرار خواهد گرفت. توصیه میشود که آقای پزشکیان در سخنرانی خود، با اشاره به نمادهایی چون کولهپشتی خونین دختران میناب و لوگوی میکروفون صدا و سیما، هر واژه را چون موشکی بر قلب بدخواهان ملت بزرگ ایران فرود آورد. در این راستا، الگوبرداری از سخنرانی پرقدرت و کوبنده رهبری شهید در سال ۱۳۶۶ در مجمع عمومی سازمان ملل، بسیار رهگشا خواهد بود.
از لحظه ورود و نشستن تا برخاستن، دیدار با مقامات خارجی، دست دادن، واکنشها به سخنان دیگران، مصاحبه با خبرنگاران و حتی لحظاتی که شاید گمان رود دوربینها فعال نیستند، همگی قابلیت ثبت و انتشار گسترده در شبکههای اجتماعی را دارند. لذا، زبان بدن رئیسجمهور، عنصری جداییناپذیر از دیپلماسی عمومی کشور محسوب میشود.
در این میان، حفظ آرامش، نشان دادن اعتمادبهنفس، سرعت عمل در واکنشها، نگاه مستقیم و نافذ، ایستادن محکم و دوری از حرکات عصبی یا تردیدآمیز، میتواند تصویری درخور شأن ریاستجمهوری ارائه دهد. این به معنای تظاهر یا نمایش مصنوعی نیست؛ بلکه باید رفتاری طبیعی اما کاملاً آگاهانه باشد. رئیسجمهور ایران در برابر دوربینها باید با متانت و صلابت ظاهر شود؛ نه منفعل، نه مضطرب و نه تصنعی.
آقای پزشکیان باید بداند که در نیویورک، زمان آن فرارسیده که ایران به جای پاسخگویی، مطالبهگر باشد و بهترین شیوه دفاع، حمله هدفمند با کلمات، جملات و زبان بدن است. مجمع عمومی سازمان ملل برای رئیسجمهور ایران، تنها یک جایگاه برای سخنرانی نیست؛ بلکه فرصتی بینظیر است تا ایران روایت خود را جهانی کند، ائتلافهای خود را تقویت کرده و مطالبات مشروعش را با صدایی رسا در برابر افکار عمومی دنیا مطرح سازد.

اهمیت روایتسازی فعال
مسعود پزشکیان در حالی راهی نیویورک شده که هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل در سایه جنگها و بحرانهای وسیع منطقهای برگزار میگردد. اکنون، فقط محتوای سخنرانی ایشان مهم نیست؛ بلکه نحوه بیان، انتخاب طرفهای گفتوگو و چگونگی به دست گرفتن ابتکار عمل در این سفر، اهمیت دوچندانی دارد. با توجه به تعدد روایتها درباره ایران در رسانههای بینالمللی، رئیسجمهور نباید اجازه دهد حضور کشورمان در نیویورک تنها به دفاع از خود در برابر narratives دیگران خلاصه شود؛ بلکه باید فعالانه به روایتسازی بپردازد.
به اعتقاد کارشناسان، ایشان باید پرسشهای کلیدی و پرنفوذ خود را مطرح کند: اگر از صلح سخن میگوییم، جایگاه حمله به غیرنظامیان کجاست؟ اگر حقوق بینالملل مطرح است، این حقوق چگونه و در مورد کدام کشورها به اجرا درمیآید؟ و اگر سازمان ملل برای پیشگیری از جنگ و حفظ صلح بنا نهاده شده، مسئولیتش در قبال جنگها و کشتار غیرنظامیان چیست؟
این تغییر رویکرد بسیار حائز اهمیت است؛ رئیسجمهور نباید در جایگاه پاسخگویی باشد که چرا ایران فلان اقدام را انجام داده است. بلکه ضروری است که آقای پزشکیان روایتگر مظلومیت و پایداری ملت ایران باشد و در مقابل، از جامعه جهانی طلب توضیح کند. دیپلماسی تنها دفاع از مواضع یک کشور نیست؛ مطالبهگری نیز بخش جداییناپذیری از آن است. در این مسیر، به جای اتخاذ موضعی تدافعی، باید با خلاقیت و ابتکار عمل به مقابله با دشمن پرداخت و با ارائه روایتهای صحیح و صادقانه، او را در افکار عمومی جهان منزوی ساخت.
ائتلافسازی؛ فراتر از دیدارهای تشریفاتی
همزمان، باید توجه داشت که مجمع عمومی سازمان ملل یکی از فرصتهای بینظیری است که تعداد زیادی از رهبران و مقامات کشورهای مختلف در یک زمان و مکان گرد هم میآیند. بنابراین، دیدارهای آقای پزشکیان نباید صرفاً به گرفتن چند عکس یادگاری یا ملاقاتهای دوجانبه محدود شود.
لازم است که موضوعات و منافع مشترک شناسایی شده و بر پایه آنها، ائتلافهای سیاسی و دیپلماتیک مستحکم شکل گیرد. کشورهایی که در زمینههایی چون حفظ حاکمیت ملی، مخالفت با حملات به غیرنظامیان، امنیت انرژی، ثبات منطقهای، چندجانبهگرایی و حل اختلافات از طریق دیپلماسی، دیدگاههای همسانی دارند، آماده تشکیل و توسعه چنین اتحادهایی در نیویورک هستند. این امر بهویژه با توجه به تبدیل شدن توانمندی تاریخی ایران در کنترل تنگه هرمز به یک قدرت بالفعل، اهمیت بیشتری مییابد؛ جایی که کشورها و اقتصاد جهانی عملاً حاکمیت ایران را پذیرفته و در انتظار گشوده شدن پنجرههای فرصت در منطقه و جهان هستند. باید دانست که ایران در برابر فشارهای بینالمللی تنها نیست، اما بهرهبرداری از این فرصتها تنها با سخنرانی میسر نمیشود؛ بلکه ائتلافهای سیاسی و دیپلماتیک نیازمند گفتوگوهای پیوسته، هدفمند و چندجانبه است.
رسانه؛ سلاحی قدرتمند در نبرد روایتها
با وجود ادعای آمریکاییها مبنی بر حمایت از جریان آزاد اطلاعات، در سفر اخیر هیئت ایرانی، روادید حضور به خبرنگاران همراه داده نشد. این مسئله فرصتی است که در صورت بهرهبرداری مناسب، میتواند افکار عمومی را کاملاً علیه ایالات متحده جهت دهد. در چنین وضعیتی، تعامل فعال رسانهای با دیگر رسانههای جهان باید به یکی از ستونهای اصلی سفر بدل شود و باید از رسانه به عنوان ابزاری برای ضربه زدن به قلب دشمن استفاده کرد. رئیسجمهور لازم است با خبرنگاران خارجی به گفتوگو بنشیند، به پرسشهای دشوار پاسخهای شفاف، قاطع و در عین حال متنوع ارائه دهد و از تکرار مکررات بپرهیزد. مصاحبه با رسانههای آمریکایی، اروپایی و منطقهای، برگزاری نشستهای خبری، گفتوگو با خبرنگاران مستقر در سازمان ملل و حضور در شبکههای بینالمللی، همگی فرصتهایی حیاتی هستند که نباید از دست رفت؛ چرا که رسانه در این سفر، نباید به حاشیه رانده شود و یکی از مهمترین میدانهای عمل است.
از سوی دیگر، اگر ایران قصد دارد روایت خود را به گوش جهانیان برساند، باید حضوری فعال در میدان رسانه داشته باشد. داستان دختران میناب، کودکان لامرد و واقعه عروسی سیریک، فراتر از چند جمله در یک سخنرانی، روایتگر یک بعد انسانی عمیق است. بنابراین، ایران در این سفر نباید صرفاً به آنچه بر او گذشته است بپردازد؛ بلکه باید مطالبات خود را از جامعه جهانی نیز به صراحت بیان کند. حق حاکمیت ملی، امنیت شهروندان، حفاظت از غیرنظامیان، اجرای کامل حقوق بینالملل، مسئولیتپذیری نهادهای بینالمللی و ضرورت توقف جنگ، باید به مطالبات واضح و بیپردهای تبدیل شوند.
رئیسجمهور این فرصت را دارد که پیام روشن ایران را به جهان مخابره کند: ایران خواهان جنگ نیست، اما هرگز از حقوق و امنیت خود نیز کوتاه نمیآید؛ ایران آماده تعامل دیپلماتیک است، اما این تعامل را نمیتوان با فشار و تهدید نظامی جایگزین کرد. او باید صدای ملتی باشد که در برابر ناملایمات ایستادگی کرده و این پیام را برساند که: «ما برای صلح آمدهایم، اما صلح بدون عدالت و احترام متقابل دوام نخواهد آورد. ما آماده گفتوگو هستیم، اما گفتوگو تنها زمانی معنا پیدا میکند که حقوق ملتها محترم شمرده شود. ما آمدهایم تا فریاد مردم ایران را به جهانیان برسانیم؛ مردمی که امنیت، استقلال، عزت و حق تعیین سرنوشت خود را مطالبه میکنند.»

مهدی شکیبایی، کارشناس رسانه و روابط بینالملل، در گفتوگو با ابرامباد درباره سفر رئیسجمهور به نیویورک و حضور در مجمع عمومی سازمان ملل اظهار داشت: حضور ایران در کانون سیاسی غرب، به خودی خود پیامی واضح دارد و آن اینکه جمهوری اسلامی قصد ندارد به دلیل فشارهای آمریکا از صحنه دیپلماسی بینالمللی کنار بکشد. اما ایشان تأکید کرد که اگر سفر آقای پزشکیان تنها به یک سخنرانی در مجمع و چند دیدار تشریفاتی محدود شود، نباید انتظار تقویت قدرت چانهزنی کشور را داشت.
وی افزود: تأثیرگذاری حقیقی حضور رئیسجمهور زمانی محقق میشود که در حاشیه مجمع عمومی، ائتلافها و اتحادهای کارآمدی با کشورهای مستقل، قدرتهای نوظهور شرقی، کشورهای منطقهای و حتی برخی کشورهای اروپایی شکل گیرد. از آنجایی که بسیاری از دولتهای مستقل، حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی را به طور علنی محکوم کردهاند، فرصت مناسبی برای تشکیل چنین ائتلافهایی فراهم است و باید این دیدارها و جلسات به دستاوردهای ملموس سیاسی و اقتصادی منجر شود.
شکیبایی خاطرنشان کرد: هدف اساسی آقای پزشکیان از این سفر، باید ارتقاء جایگاه و قدرت چانهزنی ایران در نظام بینالملل در حال تحول باشد. صرف حضور کفایت نمیکند و این سفر باید دستاوردهای ملموس سیاسی، اقتصادی یا امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران به همراه داشته باشد.
در خصوص عدم صدور ویزا برای خبرنگاران ایرانی، شکیبایی تصریح کرد: آمریکاییها که مدعی گردش آزاد اطلاعات هستند، تیم رسانهای همراه رئیسجمهور را با موانع و محدودیتهایی روبرو کردهاند. از دیدگاه رسانهای، این تحریم تیم خبری میتواند حتی مهمتر از خود سفر آقای پزشکیان باشد؛ زیرا کاهش حضور رسانههای همراه، توانایی پوشش مستقیم، تولید محتوای تصویری و انتقال روایت اصیل از محل رویداد را به شدت تضعیف میکند.
این کارشناس روابط بینالملل افزود: رسانهها همواره میکوشند تا در رویدادهای مهم جهانی، خبرنگارانی را برای ارائه روایتهای زنده و مستقیم اعزام کنند. فعالیتهایی که رسانههای داخلی انجام میدهند، از همین منظر حائز اهمیت است و ممانعت از حضور رسانههای ایرانی در صحنه، این امکان حیاتی را محدود میسازد. از این رو، اقدام آمریکا تناقضی آشکار را به نمایش میگذارد؛ چرا که از یک سو به رئیسجمهور ایران اجازه ورود برای سخنرانی در سازمان ملل را میدهد، اما از سوی دیگر، بخش مهمی از تیم رسانهای همراه او را از ورود به خاک خود بازمیدارد. این عمل را میتوان تلاشی برای کنترل میدان روایت و جلوگیری از شکلگیری و انتشار روایت اصیل ایران دانست.



