
به گزارش ابرامباد، با گذشت حدود یک ماه از اعتراضات گسترده مردمی که عمدتاً ریشه در مسائل اقتصادی داشت، بسیاری از تحلیلگران سیاسی انگشت اتهام را به سوی جریانهای تندرو نشانه رفتهاند.این گروه از تحلیلگران که پیشتر نیز نسبت به پیامدهای عملکرد افراطگرایان هشدار داده بودند، اکنون معتقدند که نقش تندروها در شکلگیری و تعمیق نارضایتیهای اجتماعی غیرقابل انکار است.
صادق زیباکلام، یکی از چهرههای شناختهشده در این عرصه، بر این باور است که اصرار تندروها بر رویکردهای خاص خود و بیتوجهی مطلق به واقعیتهای ملموس جامعه، عامل اصلی در گسترش نارضایتیهای عمومی است.
این تحلیلگر سیاسی در گفتوگو با ابرامباد تأکید میکند: «حتی اگر یک معجزه اقتصادی رخ دهد و ارزش دلار به زیر ۱۰۰ تومان و قیمت گوشت به کمتر از ۵۰۰ هزار تومان سقوط کند، باز هم نارضایتی قشر تحصیلکرده، جوانان و دانشجویان فروکش نخواهد کرد.»
از دیدگاه او، با وجود اینکه تندروهای سیاسی از نظر جمعیتی در اقلیت قرار دارند، اما قدرت آنها به شکلی متمرکز اعمال میشود و همین تمرکز قدرت، بستر اصلی نارضایتیهای عمومی را فراهم آورده است.
در ادامه این گفتوگو، زیباکلام به تشریح نقش تندروها در ایجاد نارضایتی عمومی میپردازد. او اظهار میدارد که اصلیترین عامل نارضایتی، نادیده گرفتن و انکار آن توسط بسیاری از مسئولین است. به زعم او، تندروها همواره تلاش میکنند تا نارضایتیها را صرفاً اقتصادی و ناشی از ضعف عملکرد دولت فعلی جلوه دهند و رانتخواران را عامل اصلی معرفی کنند. آنها بر این باورند که با اصلاحات اقتصادی، مدیریت جهادی و کابینهای قویتر، مشکلات حل خواهد شد. اما او این رویکرد را سادهانگارانه میداند و میگوید که گویا از دید آنها تنها مشکل کشور، اقتصادی و ناشی از شکاف طبقاتی و رانت است.
زیباکلام با قاطعیت میافزاید: «این افراد هرگز توجه نمیکنند که اگرچه مشکلات اقتصادی واقعی هستند، اما ریشه بسیاری از نارضایتیها، به ویژه در میان جوانان و قشر تحصیلکرده، در حقیقت مسائل سیاسی و اجتماعی عمیقتری است.» او با طرح یک سناریوی فرضی ادامه میدهد: «اگر فرض کنیم تا پایان بهمنماه یک معجزه رخ دهد و اقتصاد ایران سامان یابد؛ دلار به زیر ۱۰۰ تومان، گوشت به زیر ۵۰۰ هزار تومان و مرغ به زیر ۱۰۰ هزار تومان برسد، آیا میتوان گفت که دیگر نارضایتی وجود نخواهد داشت؟ آیا دانشجویان و تحصیلکردگان دیگر از دولت و مجلس سپاسگزاری خواهند کرد؟ قطعاً خیر.»
او نتیجه میگیرد که تندروها نمیخواهند واقعیتهای جامعه را ببینند و سرشان را زیر برف کردهاند. آنها هرگز به مشارکت نکردن ۶۰ درصد مردم در انتخابات سال گذشته نپرداختهاند و آن را به سیاستهای دولتهای پیشین و برجام ربط میدهند، در حالی که ریشههای عمیقتری دارد.
زیباکلام در مورد اتفاقات پس از آنچه «جنگ ۱۲ روزه» خوانده شد، میگوید: «پس از آنکه تصور میشد مردم به سمت حاکمیت گام برداشتهاند، انتظار میرفت حاکمیت نیز متقابلاً گامهایی بردارد. اما شاهد بودیم که تندروها با رفع فیلترینگ مخالفت کرده و مجدداً مسئله حجاب را به بحث داغ جامعه تبدیل کردند.» زیباکلام تأکید میکند: «این اقدامات را نمیتوان انکار کرد و قطعا در شکلگیری اعتراضات نقش داشتهاند. آنها تلاش کردند تا بحث حجاب را دوباره به اولویت بیاورند، تجمعاتی در مقابل مجلس شکل دادند و گشت ارشاد را به برخی میادین بازگرداندند، اما در بازگرداندن وضعیت حجاب یا گشت ارشاد به روال سابق موفق نشدند.»
زیباکلام با اشاره به بستهشدن بازار، پاساژ علاءالدین و طلافروشیها و پیوستن دانشجویان به اعتراضات، اذعان میدارد که ریشه این نارضایتیها صرفاً اقتصادی نیست. او تصریح میکند: «واقعیت این است که سیاستهای افراطی که تندروها بر تداوم و تشدید آنها اصرار دارند، تاکنون منجر به نارضایتی گستردهای شده است. تندروها از نظر جمعیتی در اقلیت هستند و شاید تعدادشان از ۱۶ میلیون نفر که سال گذشته به آقای جلیلی رأی دادند، بیشتر نباشد. اما برخلاف جمعیتشان، قدرت آنها به شدت متمرکز است. این قدرت در تشکیلات اطلاعاتی، امنیتی و مجلس به وضوح دیده میشود.»
او با انتقاد شدید از سیطره این گروه بر رسانه ملی میگوید: «تمام صداوسیما در دست تندروهاست؛ گویی این سازمان فقط متعلق به این ۱۶ میلیون نفر است و ۶۰-۷۰ میلیون نفر دیگر که مالیات میدهند و صاحبان اصلی آن هستند، وجود خارجی ندارند. اگر به برنامههای صداوسیما نگاه کنید، تصور میکنید که تندروها اکثریت قاطع جامعه را تشکیل میدهند، در حالی که واقعیت چیز دیگری است.» زیباکلام با طرح این پرسش که تا چه زمانی تندروها میتوانند زمام امور کلان سیاسی، داخلی و خارجی کشور را در دست داشته باشند و کشور را به سمتی ببرند که نارضایتیها روزبهروز افزایش یابد، به پایان این بخش میرسد.
در پایان این گفتوگو، زیباکلام به خطرآفرینی تندروها برای نظام اشاره میکند: «ما اکنون به وضوح شاهدیم که عملکرد و ایدئولوژی این جریانها، بخش قابل توجهی از جامعه شامل اقشار تحصیلکرده، جوانان، کارمندان، فرهنگیان و نویسندگان را به شدت ناراضی کرده است. من بر این باورم که عامل اصلی نارضایتی بخش عظیمی از مردم، همین باورها، ایدئولوژی و عملکرد تندروهاست، در حالی که متاسفانه تمام قدرت در دستان آنها متمرکز شده است.»



