
به گزارش ابرامباد، با شروع گفتوگوهای میان ایران و ایالات متحده در زوریخ، شاهد اوجگیری مجدد جریان گستردهای از اطلاعات تأییدنشده و روایتسازیهای هدفمند در فضای مجازی و برخی رسانههای غربی بودیم.این پدیده از دیدگاه مقامات جمهوری اسلامی ایران، بخشی جداییناپذیر از یک «کارزار سازمانیافته اطلاعات نادرست» است که به منظور جهتدهی به افکار عمومی و تأثیرگذاری بر روند مذاکرات طراحی شده است.
در ایام اخیر، شایعات متعددی پخش شد؛ از جمله موافقت ایران با دسترسی فوری بازرسان به سایتهای هستهای آسیبدیده، دیدار مقامات ایرانی با رئیس کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، خبر آزادسازی منابع مالی مسدود شده کشور و حتی ادعای تغییر استراتژی تهران در میز مذاکره. با این حال، مدت کوتاهی پس از انتشار این اخبار، بخش عمدهای از آنها توسط مراجع رسمی جمهوری اسلامی ایران تکذیب گشت.
در پی انتشار گسترده اخبار مربوط به توافق احتمالی ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه، صراحتاً اعلام کرد: «در سوئیس، هیچ دیداری با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، علیرغم میل وی، صورت نگرفته است. همچنین هیچ طرحی برای بازرسی از تأسیسات هستهای هدف قرار گرفته یا مواد هستهای مرتبط با آن وجود ندارد.»
او در ادامه با اشاره به پروپاگاندای رسانهای پیرامون این مسئله، تاکید کرد: «شما قادر نخواهید بود با موجسواری و جنجالآفرینی رسانهای، سیاست موسوم به “راه بینداز و جا بینداز” را به پیش ببرید.»
این توضیحات غریبآبادی در حالی مطرح شد که تنها چند ساعت پیش از آن، رافائل گروسی ادعا کرده بود بازرسیهای آژانس از مراکز هستهای ایران از سر گرفته خواهد شد، هرچند هیچ زمانبندی دقیقی برای آن ارائه نکرده بود. مدیرکل آژانس همچنین اظهار داشت که توافق میان ایران و آمریکا تضمین میکند فعالیتهای هستهای ایران کماکان تحت نظارت آژانس باقی خواهد ماند.
این تضاد بارز میان روایت رسمی جمهوری اسلامی و گفتههای مدیرکل آژانس، مجدداً نقش تعیینکننده رسانهها و پلتفرمهای اجتماعی را در تبدیل فرضیات و گمانهزنیها به «واقعیت مسلم» نمایان ساخت.
یکی دیگر از ابعاد برجسته عملیات رسانهای اخیر، تمرکز بر چگونگی برگزاری مذاکرات چهارجانبه در سوئیس بود، که ایران روایتی متفاوت از آن ارائه میدهد.
رئیس هیئت مذاکرهکننده ایران در توضیح ابعاد این نشست، بیان کرد که جمهوری اسلامی از همان آغاز با هرگونه حضور مشترک در یک قاب تصویری با هیئت آمریکایی مخالفت ورزیده بود و این مسئله را نیز به طرفهای میانجی اطلاع داده بود.
به گفته این مقام، در میانه فرایند گفتوگوها، پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور فعلی آمریکا، اظهارات تهدیدآمیزی را علیه ایران، ریاست جمهوری و تیم مذاکرهکننده مطرح نمود، هیئت ایرانی فوراً مذاکرات را متوقف کرده و جلسه را ترک گفت.
قالیباف تصریح کرد: «بر پایه تفاهمی که به امضا رسیده بود، اساس و اصل نخستین گفتوگوها، عدم وجود تهدید و اعمال زور بود. اما زمانی که رئیسجمهور آمریکا همزمان با روند مذاکرات، ایران را تهدید کرد، ما ادامه گفتوگوها را در تضاد با همان تفاهم اولیه تلقی کرده و به جلسه بازنگشتیم.»
طبق توضیحات رئیس هیئت ایرانی، پس از کنارهگیری تهران از نشست، طرف آمریکایی کوشید تا از طریق میانجیگری کشورهای قطر و پاکستان، ادامه مذاکرات را ممکن سازد؛ اما ایران تنها با میانجیها به گفتوگو پرداخت و از هرگونه مذاکره مستقیم با نمایندگان ایالات متحده خودداری کرد.
در یک نمونه دیگر از اخبار جنجالبرانگیز، جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور فعلی آمریکا، ادعایی مطرح کرد که طبق آن، در صورت آزادسازی داراییهای مالی ایران، این وجوه هم به رونق اقتصادی کشاورزان آمریکایی کمک خواهد کرد و هم غذای مورد نیاز مردم ایران را تامین خواهد نمود.
این اظهارات با واکنش قاطع و فوری مقامات ایرانی مواجه شد؛ به طوری که هم محمدباقر قالیباف و هم عبدالناصر همتی، آن را بیاساس و عاری از هرگونه واقعیت دانستند و قویاً تکذیب کردند.
با تحلیل رویدادهای اخیر، میتوان به یک الگوی تکرارشونده در «جنگ روایتها» پی برد: همزمان با هر دور از گفتوگوها یا تشدید بحرانهای سیاسی، شاهد افزایش چشمگیر حجم انتشار اخبار تأییدنشده، نقلقولهای ناقص، تصاویر بدون زمینه و تحلیلهای مغرضانه در پلتفرمهای اجتماعی هستیم که این فعالیتها غالباً از سوی مقامات عالیرتبه آمریکایی، از دونالد ترامپ گرفته تا ونس و روبیو، دامن زده میشود.
در موارد بیشماری، ابتدا یک ادعای خاص توسط یک شخصیت سیاسی یا نهاد رسانهای مطرح میشود. سپس، صدها و شاید هزاران حساب کاربری در شبکههای اجتماعی به سرعت آن را بازنشر میدهند و پس از شکلگیری یک درک عمومی نادرست، تکذیبیههای رسمی منتشر میگردد. با این حال، برد و گستردگی خبر اولیه معمولاً بسیار فراتر از دامنه اصلاحیهها و تکذیبیههای بعدی است.
متخصصان حوزه ارتباطات، این روش را یکی از رایجترین و شناختهشدهترین تاکتیکها در «عملیات اطلاعاتی» میدانند. این الگو بر مبنای تثبیت یک روایت خاص در ذهن مخاطب استوار است، حتی اگر پس از مدتی نادرست بودن آن برملا شود. در فرهنگ واژگان رسانهای، این شیوه را با عناوینی چون «راه بینداز و جا بینداز» یا اصطلاح انگلیسی «Firehose of Falsehood» میشناسند؛ به این معنا که با تولید همزمان حجم عظیمی از روایتهای بعضاً متناقض، هدف اصلی ایجاد سردرگمی، فرسایش اعتماد عمومی و اعمال نفوذ بر تصمیمسازیهای سیاسی است. پیامد این گونه عملیات، اغلب این است که بخشی از جامعه ایرانی این اطلاعات نادرست را باور کرده و گاهی با انتقادهای بسیار تند به تیم مذاکرهکننده میپردازد.
بر خلاف دوران گذشته که رسانههای سنتی و رسمی، نقش اصلی را در انتشار اخبار ایفا میکردند، امروزه شبکههای اجتماعی به میدان اصلی و بستر کلیدی برای «نبرد شناختی» و عملیات روانی مبدل شدهاند. ویژگیهایی نظیر سرعت سرسامآور در انتشار محتوا، امکان بهرهگیری از هویتهای ناشناس، استفاده از هوش مصنوعی برای تولید متون و تصاویر، و همچنین فعالیت شبکههای هماهنگ و سازمانیافته، این قابلیت را فراهم کرده که افکار عمومی در کوتاهترین زمان ممکن شکل گیرد و دستکاری شود.
در چنین فضای پیچیدهای، متخصصان همواره بر اهمیت راستیآزمایی دقیق اخبار، مراجعه به منابع اطلاعاتی موثق و رسمی، و خودداری از بازنشر هرگونه محتوای تایید نشده به عنوان مهمترین راهکارهای مقابله با این جنگ روایتها و کمپینهای سازمانیافته اطلاعات نادرست تأکید میکنند.
تکذیب قاطع ادعاهای مربوط به بازرسیهای آژانس، ارائه روایت متمایز ایران از روند مذاکرات در سوئیس و رد اظهارات مقامات آمریکایی پیرامون داراییهای بلوکه شده ایران، همگی شواهدی هستند از رویارویی مستمر دو روایت متضاد در بستر رسانهای این روزها. این واقعیت نشان میدهد که با هر پیشرفت یا گره دیپلماتیک، نبرد اصلی تنها محدود به پشت میز مذاکره نمیشود؛ بلکه در فضای مجازی و عرصه افکار عمومی نیز رقابتی نفسگیر برای تحمیل و تثبیت روایت مسلط شکل میگیرد. در این رقابت، اغلب سرعت انتشار اخبار بر دقت و صحت آن ارجحیت مییابد و «جنگ شناختی» به عنصری حیاتی در کشمکشهای سیاسی و بینالمللی تبدیل شده است.



