
افزایش شدید حملات رژیم اسرائیل به خاک لبنان، در حالی که مذاکراتی برای کاهش تنش و تعیین وضعیت نهایی حضور نظامی تلآویو در جنوب این کشور در جریان است، بار دیگر توجهات جهانی را به خود جلب کرده است.همزمان، ادعاهای اسرائیل مبنی بر پیشروی در بلندیهای علیالطاهر، اهمیت استراتژیک مناطق جنوبی لبنان را بیش از پیش نمایان ساخته است.
بلندیهای علیالطاهر، به واسطه موقعیت ژئوپلیتیکی خاص خود که شامل اشراف کامل بر شهر نبطیه و مسیرهای حیاتی اطراف رودخانه لیطانی میشود، و همچنین جایگاه کلیدی آن در ساختار دفاعی گروههای مقاومت، دارای ارزش استراتژیک فوقالعادهای است. با این حال، درباره صحت و گستردگی واقعی پیشروی اسرائیل در این منطقه، گزارشهای متفاوتی منتشر شده و این احتمال وجود دارد که این تحولات با اهداف سیاسی و انتخاباتی داخلی اسرائیل بزرگنمایی شده باشند.
تحلیلگران بر این باورند که گسترش دامنه تنشها در جنوب لبنان میتواند بخشی از راهبرد اسرائیل برای اعمال فشار بیشتر بر جبهه مقاومت و ارزیابی واکنش جمهوری اسلامی ایران باشد. در همین حال، خلع سلاح حزبالله به عنوان اساسیترین چالش در مذاکرات مربوط به خروج نیروهای اسرائیلی مطرح است؛ چراکه حزبالله حاضر به پذیرش فرمول خلع سلاح در ازای عقبنشینی اسرائیل از خاک لبنان نیست، و همین امر آینده حضور نظامی تلآویو در جنوب لبنان را در هالهای از ابهام فرو برده است.
به گزارش ابرامباد، برای واکاوی عمیقتر این تحولات، مصاحبهای با محمد ایرانی، دیپلمات کارکشته و سفیر پیشین ایران در لبنان و کویت و همچنین مدیرکل سابق خاورمیانه وزارت امور خارجه انجام شده است. در ادامه جزئیات این گفتوگو را میخوانید:
فضای جنگی به سود نتانیاهو: حملات اسرائیل و ارتباط آن با انتخابات داخلی
پرسش: در روزهای اخیر، همزمان با ادامه مذاکرات میان دولت لبنان و اسرائیل، شاهد تشدید حملات اسرائیل به لبنان هستیم. به نظر شما دلیل این تشدید حملات چیست؟ آیا این مسئله ارتباطی با روند مذاکرات دارد؟
به عقیده من، یکی از دلایل اصلی این وضعیت، فضاسازی و تبلیغات هدفمند اسرائیل پیرامون اوضاع لبنان است. اسرائیلیها میکوشند تا این تصویر را القا کنند که لبنان همچنان یک منطقه جنگی فعال است و حتی ادعاهایی مبنی بر اشغال بخشهایی از جنوب لبنان، از جمله بلندیهای علیالطاهر، مطرح کردهاند.
این وضعیت، به باور من، با اوضاع سیاسی داخلی اسرائیل و انتخابات پیشرو ارتباط تنگاتنگی دارد. بنیامین نتانیاهو، برای حفظ جایگاه خود به عنوان نخستوزیر، نیازمند تشدید فضای سیاسی و نظامی است تا بدینوسیله شانس خود را در کارزارهای انتخاباتی افزایش دهد. در حال حاضر، جایگاه سیاسی نتانیاهو متزلزل بوده و از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست.
فضای سیاسی کنونی در اسرائیل نیز به گونهای است که بیشتر به نفع جریانهای تندرو و افراطی است و عملاً بستر مناسبی برای حضور و فعالیت چهرههای میانهرو وجود ندارد. بنابراین، نتانیاهو با تشدید فضای امنیتی و نظامی، تلاش میکند شرایط را به سمتی سوق دهد که موقعیت خود را در انتخابات تقویت کند.
هدف تلآویو: کشاندن ایران به جنگ در لبنان
پرسش: آیا میتوان این تحلیل را مطرح کرد که تلآویو با تشدید تنش در لبنان، به دنبال تحریک ایران برای ورود دوباره به جنگ است؟
بله، این تحلیل کاملاً منطقی به نظر میرسد. نتانیاهو به شدت نیازمند آن است که ایران را به میدان نبرد بکشاند و منتظر پاسخی از سوی تهران به اقدامات اسرائیل باشد. افزایش تنشها در جنوب لبنان میتواند بر مسئولان ایرانی فشار وارد کند تا حمایت خود را از جریان مقاومت و حزبالله با قدرت بیشتری ادامه دهند. از این رو، اگر اسرائیل موفق شود جبهه درگیری در جنوب لبنان را به سمت یک بحران تمامعیار سوق دهد، بدون شک در انتظار عکسالعمل ایران خواهد بود.
البته، درباره آنچه در حال حاضر به طور دقیق در جنوب لبنان در حال وقوع است، نمیتوان همه گزارشها را به صورت کامل تأیید کرد، اما واقعیت تا حدود زیادی به این گزارشها نزدیک است. اگر روند تشدید تنش ادامه پیدا کند، جبهه درگیری سنگینتر خواهد شد و اسرائیل نیز منتظر خواهد ماند تا ببیند واکنش ایران به این تحولات چیست.

بلندیهای علیالطاهر: نقطه استراتژیک یا اغراق اسرائیلی؟
پرسش: در مورد ارتفاعات علیالطاهر؛ آیا تصرف این منطقه از سوی اسرائیل را میتوان یک دستاورد مهم برای تلآویو و در مقابل، یک شکست برای حزبالله دانست؟
بلندیهای علیالطاهر از نظر جغرافیایی در شمال رود لیطانی واقع شده و بر شهر مهم نبطیه در جنوب لبنان اشراف کامل دارد. رود لیطانی از ابتدای این درگیریها همواره یکی از محورهای مهم و مورد مناقشه بوده و به نوعی به عنوان یک خط حائل مطرح شده است.
در واقع، اسرائیل در مذاکرات خود با دولت لبنان، بر خلع سلاح حزبالله در شمال رود لیطانی تأکید کرده است. بنابراین، این منطقه هم از نظر جغرافیایی و هم از منظر نظامی، اهمیت فراوانی دارد.
از سوی دیگر، باید به پیشینه تاریخی این منطقه نیز توجه داشت. پیش از آزادسازی جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، بخشهایی از این ناحیه تحت اشغال یا کنترل نیروهای اسرائیلی قرار داشت و پس از آن نیز تحت کنترل ارتش جنوب لبنان بود. زمانی که اسرائیل در سال ۲۰۰۰ از جنوب لبنان عقبنشینی کرد و به مرزهای خود بازگشت، این منطقه به یکی از مواضع و پایگاههای مهم مقاومت تبدیل شد.
بنابراین، این ناحیه هم به دلیل برخورداری از تأسیسات پیشرفته رصد و دیدبانی و هم به واسطه شبکههای تونلی که توسط نیروهای مقاومت احداث شده، از اهمیت بسزایی برخوردار است. در نتیجه، تصرف احتمالی این منطقه توسط اسرائیل میتواند یک دستاورد استراتژیک چشمگیر برای رژیم تلآویو محسوب شود.
با کنترل این بلندیها، اسرائیل قادر خواهد بود بر شهر نبطیه تسلط یابد و عملاً تردد در امتداد رود لیطانی و دهکدههای اطراف را تحت نظارت و سیطره خود درآورد. به همین دلیل، اهمیت این ارتفاعات تنها در یک نقطه جغرافیایی خلاصه نمیشود، بلکه از نظر نظامی و اطلاعاتی نیز بسیار حائز اهمیت است.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، این منطقه از زمان آغاز ورود و اشغال بخشهایی از لبنان توسط اسرائیل در سال ۲۰۲۴، تحت محاصره نیروهای اسرائیلی قرار داشته است. نیروهای مقاومت نیز در طول این مدت، یعنی حدود دو سال، نبردهای بسیار سنگین و تاریخی را در این منطقه با اسرائیل داشتهاند.
در روزهای اخیر نیز اسرائیلیها مدعی شدهاند که بخشهایی از این بلندیها را به تصرف خود درآوردهاند. با این حال، شماری از تحلیلگران و منابع آگاه محلی بر این باورند که این ادعاها تا حد زیادی جنبه تبلیغاتی داشته و در راستای اهداف سیاسی و انتخاباتی داخلی اسرائیل مطرح شده است.
اما اگر واقعاً این اتفاق رخ داده باشد، از نظر راهبردی تأثیر قابل توجهی خواهد داشت. البته عکس این مسئله نیز میتواند صادق باشد؛ یعنی اگر ادعای اسرائیل درباره تصرف این ارتفاعات دقیق نباشد یا مقاومت همچنان کنترل اصلی این منطقه را در اختیار داشته باشد، این مسئله نیز از نظر نظامی و سیاسی اهمیت خواهد داشت.
بله، از منظر استراتژیک، این منطقه حائز اهمیت فراوانی است، اما به گمان من، آنچه واقعاً رخ داده، دقیقاً مطابق با اعلامیه اسرائیل نیست. احتمال دارد اغراقهایی در این خصوص صورت گرفته باشد و بخشی از این جوسازیها نیز با انگیزههای انتخاباتی نتانیاهو مرتبط باشد.
البته، اگر اسرائیل واقعاً توانسته باشد بخشهایی از این ارتفاعات را در اختیار بگیرد، نمیتوان اهمیت آن را نادیده گرفت؛ چراکه همانطور که اشاره کردم، این منطقه بر نبطیه و مسیرهای اطراف رود لیطانی اشراف دارد و از نظر رصد و کنترل تحرکات مقاومت نیز بسیار مهم است.
چشمانداز مبهم عقبنشینی اسرائیل از لبنان
پرسش: با توجه به شرایط کنونی، آیا چشماندازی برای عقبنشینی اسرائیل از لبنان وجود دارد؟
برای پاسخ به این سؤال، باید به نحوه آغاز و ادامه اشغال جنوب لبنان از سوی اسرائیل توجه کنیم. اسرائیل ورود خود به این منطقه و ادامه حضورش را با مسئله خلع سلاح حزبالله توجیه کرده است. بنابراین، این دو موضوع، یعنی خلع سلاح حزبالله و عقبنشینی اسرائیل، به یکدیگر گره خوردهاند.
اسرائیل صراحتاً اعلام کرده که خروج نیروهایش از لبنان منوط به خلع سلاح کامل حزبالله و برقراری کامل حاکمیت دولت لبنان بر مناطق جنوبی این کشور است. بر همین اساس، چندین دور مذاکره میان لبنان، آمریکا و اسرائیل انجام شده و در مقاطعی نیز مذاکرات به صورت دوجانبه میان دولت لبنان و اسرائیل دنبال شده است.
یکی از مهمترین موارد، توافق چارچوبی ۲۶ ژوئن بود که قرار بود بر اساس آن ترتیبات خاصی به صورت مرحلهای اجرا شود. مقرر بود در چارچوب این توافق، اقداماتی از سوی دولت لبنان و ارتش این کشور انجام شود و در مقابل، شرایط برای کاهش حضور و در نهایت عقبنشینی اسرائیل فراهم شود.
حزبالله: «متعهد به توافق نیستیم»
اما تاکنون دولت لبنان نتوانسته از این چارچوب به نتیجه مشخصی دست یابد. یکی از مسائل مهم در این میان این است که حزبالله اعلام کرده چون طرف این توافق نبوده، خود را ملزم به اجرای آن نمیداند.
در واقع، پس از این توافق مشخص بود که دولت لبنان امیدوار است از طریق اقدامات ارتش لبنان و حرکت تدریجی به سمت خلع سلاح حزبالله بتواند به نتایجی دست پیدا کند. اما حزبالله از همان ابتدا تأکید کرده بود که طرف این توافق نبوده و بنابراین خود را متعهد به اجرای مفاد آن نمیداند.
به همین دلیل، مسئله خلع سلاح که اسرائیلیها آن را شرط عقبنشینی خود از لبنان تعریف کردهاند، همچنان پیچیده است و با موانع و اختلالات گستردهای مواجه است.
دولت لبنان امیدوار بود که از طریق اقداماتی که ارتش لبنان انجام میدهد و همچنین با حرکت تدریجی در مسیر خلع سلاح حزبالله، بتواند به نتایجی برسد. اما همانطور که گفتم، حزبالله اعلام کرده است که چون در این توافق حضور نداشته و طرف آن نبوده، خود را ملزم به اجرای آن نمیداند.
بنابراین، مسئله خلع سلاح همچنان یکی از مهمترین موانع موجود است. اسرائیل از یک سو عقبنشینی خود را به این مسئله گره زده و از سوی دیگر، حزبالله اساساً این معادله را که «خلع سلاح در مقابل عقبنشینی» باشد، قبول ندارد.
به عقیده من، حزبالله، همانطور که پیشتر اعلام کرده، این معادله “خلع سلاح در ازای عقبنشینی” را به هیچ وجه نمیپذیرد.
با توجه به تحلیل شرایط موجود، به نظر میرسد که اسرائیل در حال حاضر در موقعیتی است که تمایل به حفظ آن دارد و با توجه به اوضاع کلی منطقه، به ویژه تحولات مرتبط با ایران، بعید است که تلآویو به این زودی از مواضع خود عقبنشینی کند. بنابراین، در شرایط کنونی، انتظار عقبنشینی قریبالوقوع اسرائیل از لبنان واقعبینانه به نظر نمیرسد.



