اخبار اجتماعیاخبار اقتصادیاخبار سیاسی

اقتصاد ایران در باتلاق فقر و سوءمدیریت؟ راه حل توسعه از زبان یک کارشناس برجسته

به گزارش ابرامباد، اقتصاد ایران در سال‌های اخیر با چالش‌های بزرگی دست و پنجه نرم کرده است.دو بحران جنگی متوالی و همچنین تغییر سیاست‌های ارزی، بخصوص اصلاح ارز ترجیحی در دی ماه، باعث شده تا لنگر تورم در کشور دوباره بالا کشیده شود و نرخ آن به سطوح نگران‌کننده‌ای برسد. این وضعیت به گفته محمد بحرینیان، کارشناس برجسته توسعه، به شدت به گسترش فقر در جامعه دامن زده است. او معتقد است که ریشه‌دار شدن فقر می‌تواند به سدی محکم در برابر پیشرفت و توسعه ملی تبدیل شود.
این پژوهشگر اقتصادی در گفت‌وگویی، با اشاره به پیامدهای دو درگیری اخیر، بیان داشت: «اقتصاد کشور گرفتار بحران‌های عمیقی است. اما پرسش اینجاست که آیا پس از تجربه هشت سال جنگ، ما به درک صحیحی از نحوه مدیریت اقتصادی رسیده‌ایم؟»
بحرینیان افزود که مدیریت ناکارآمد، همراه با فقدان تخصص کافی در مناصب تصمیم‌گیری، از مشکلات اصلی اقتصاد ایران به شمار می‌رود. به علاوه، ایشان تاکید کرد که از درس‌های جنگ تحمیلی نیز به نحو مطلوب برای بهبود وضعیت اقتصادی بهره‌ای نبرده‌ایم.
او برای روشن شدن موضوع مثالی آورد و گفت: «سیستم پدافندی که پس از جنگ هشت‌ساله شکل گرفت، در درگیری‌های اخیر عملاً کارایی نداشت؛ اما صنایع موشکی که در همان دوران جنگ بنیان نهاده شد، تا حد زیادی از کشور در این شرایط دفاع کرد.»
این کارشناس تصریح کرد که به دلیل نبود اهلیت کافی در هر دو قوه مجریه و مقننه، صنایع ما به شیوه نادرستی شکل گرفته‌اند و بحران‌های اخیر این تنش‌ها را فشرده‌تر کرده است.

اقتصاد ایران در باتلاق فقر و سوءمدیریت؟ راه حل توسعه از زبان یک کارشناس برجسته

نقطه‌عطف‌های تاریخی و پایداری اقتصاد ایران

بحرینیان با مروری بر تاریخ ایران، اشاره کرد که برخی مقاطع حساس در گذشته، نقش کلیدی در حفظ پایداری کشور داشته‌اند. او از اقدامات سازنده در دوره‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲، ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۸ و همچنین دهه شصت شمسی به عنوان نقاط عطفی یاد کرد که به امروز ما شکل بخشیده‌اند.
وی قاطعانه گفت که معضلات اقتصادی ایران قابل حل هستند، مشروط بر آنکه دانش و خرد جمعی جامعه به میدان آید و مورد استفاده قرار گیرد.
او افزود: «من شخصاً بر این باورم که ما اکنون در یک “نقطه طلایی” تاریخی قرار داریم؛ لحظه‌ای که می‌تواند آغازگر مسیر توسعه باشد. بنجامین هیگینز، اقتصاددان شهیر حوزه توسعه نیز تاکید می‌کند که در تاریخ هر کشوری، لحظه‌ای بهینه وجود دارد که همگرایی لازم برای شروع توسعه فراهم می‌شود. اگر این فرصت از دست برود، شاید سال‌ها طول بکشد تا چنین موقعیتی دوباره پیش آید. ما اکنون در این بزنگاه هستیم و تنها نیاز به عزم و اراده‌ای راسخ از سوی مسئولان داریم تا روند توسعه در ایران بهبود یابد.»
این کارشناس با بیان اینکه هنوز این درک در بین مسئولان کشور به وجود نیامده است، تاکید کرد: «باید باور کنیم که اقتصاد و فناوری، پایه و اساس قدرت هستند. نگاهی به “برنامه صفر توسعه” که توسط دولت موقت در ابتدای انقلاب تدوین شد، نشان می‌دهد که با چه دقت و ظرافتی فرایند توسعه در ایران طراحی شده بود.»
در پاسخ به این سوال که آیا این برنامه فرصت اجرا پیدا کرد یا جنگ تحمیلی مانع آن شد، بحرینیان گفت: «متاسفانه آغاز جنگ هشت‌ساله اجازه اجرایی شدن این برنامه یا حتی شروع آن را نداد. دو برنامه صفر دیگر نیز تدوین شد، اما در عمل، برنامه‌های توسعه‌ای بعدی در ایران فاقد آن ریزبینی و دقت بودند و ما درگیر شعارهای کلی و پرطمطراق و نبود اولویت‌بندی برای دستیابی به توسعه واقعی شدیم.»
او به یاد آورد که مرحوم دکتر عظیمی بعدها اشاره کرده بود برنامه‌های توسعه‌ای ایران، کارمندی‌محور هستند. در حالی که وقتی به گروه تدوین‌کننده برنامه صفر نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که چه نخبگانی نظیر آقای احمد اشرف، استاد بایزید مردوخی، دکتر برزگری، دکتر عبدالجلیل مستشاری، مهندس خلیلی و مهندس صابری در آن نقش داشتند و حتی واژه‌گذاری‌هایشان هم دقیق بود. اما پس از آن، ما درگیر برنامه‌هایی شدیم که عملاً کپی یکدیگر بودند.
این پژوهشگر توسعه بیان کرد: «با بررسی طرح‌های پیش‌بینی شده در این برنامه، عمق دقت و بینش موجود در آن آشکار می‌شود، اما متاسفانه تمامی این نکات مثبت به فراموشی سپرده شده‌اند.»
بحرینیان تاکید کرد: «مهم‌ترین نکته در برنامه صفر، درک این اصل بود که اقتصاد خود یک قدرت است، اما متاسفانه پس از آن، چنین نگرشی در برنامه‌ریزی‌ها دیده نمی‌شود.»

عدم بهره‌گیری از تجربیات و تداوم اشتباهات

او با اشاره به اینکه ایران در سال‌های اخیر منابع لازم برای توسعه را در اختیار داشته، در حالی که کشورهایی مانند چین با منابعی به مراتب کمتر به دستاوردهای عظیمی رسیده‌اند، گفت: «به اعتقاد من، ما گرفتار “موارد ناخوشایند” هستیم. اگر تصمیم‌گیرندگان اقتصادی تحت نفوذ ذینفعان داخلی یا خارجی باشند، یا خودشان ذینفع باشند، بحران‌ها شدت می‌یابند.» او ادامه داد: «من این موارد را از جزوه‌ای محرمانه سازمان سیا که در سال ۱۹۴۴ تدوین شده و در سال ۲۰۰۰ از طبقه‌بندی خارج شده، استخراج کرده‌ام. در آن جزوه به صراحت ذکر شده که برای تضعیف کشورها، چه اقداماتی باید صورت گیرد و شاید جالب باشد بدانید یکی از این راهکارها، حمایت از قرار گرفتن افراد مهم در کارهای کم‌اهمیت و افراد نالایق در مسئولیت‌های کلیدی است.»
این کارشناس یادآور شد: «در همان دوران جنگ رمضان، شاهد بودم که برخی نمایندگان مجلس پیگیر واردات خودروهای خارجی بودند. آیا در شرایطی که کشور درگیر جنگ است و بنادر بسته شده‌اند، می‌توان نگران واردات خودرو بود؟»
وی برای توضیح بیشتر مثالی دیگر زد: «همین حالا وزیر نیرو، برق خانگی را به برق صنعتی ترجیح می‌دهد و تعرفه برق صنعتی گران‌تر از خانگی است. وقتی کسی به این تصمیمات اعتراض نکند، مسئولان در تصمیم‌گیری‌ها به خطا می‌روند. اما نکته اینجاست که در همین فضا نیز می‌توان با اصلاح ساختار تصمیم‌گیری، مشکلات را حل کرد. به تجربه کشورهای معجزه‌گر شرق آسیا و حتی به برنامه‌ای که دانشگاه هاروارد برای ایران تدوین کرده بود، نگاه کنید؛ اگر عزمی برای استفاده از این ذخیره دانایی وجود داشته باشد، می‌توان ریل اقتصاد را تغییر داد. باید بپذیریم که چهارصد سال از غرب عقب هستیم، بنابراین باید حتماً با اتخاذ روش‌های عقلانی، راه متفاوتی در پیش بگیریم.»

اقتصاد ایران در باتلاق فقر و سوءمدیریت؟ راه حل توسعه از زبان یک کارشناس برجسته

ضرورت پرداختن به بحران فقر

او با اشاره به آمارهایی که وضعیت فقر را در کره‌ی جنوبی و چین نشان می‌دهند، گفت: «اطلاعات رسمی حاکی از کاهش چشمگیر فقر در این دو کشور است. البته هرگز نمی‌توان فقر را به طور کامل ریشه‌کن کرد، اما می‌توان آن را به حداقل رساند.» او افزود: «حالا همین وضعیت را با آمارهای رسمی ایران مقایسه کنید. دولت فعلی همراه با بودجه سال ۱۴۰۵، چهار جلد اسناد پشتیبان منتشر کرده که در آن اعلام شده نرخ فقر از حدود ۱۷ درصد در سال ۱۳۸۵ به حدود ۳۶ درصد در سال ۱۴۰۳ رسیده و احتمالاً اکنون این رقم بالاتر نیز رفته است.»
بحرینیان اظهار داشت: «نه تنها در کره‌ی جنوبی و چین، بلکه در مالزی، سنگاپور، تایوان و ژاپن نیز شاهد کاهش فقر بوده‌ایم. دلیل این اتفاق این است که این کشورها، مانند غرب، دریافتند که نقطه شروع کاهش فقر، توسعه صنایع فناورانه است؛ درکی که ما فاقد آن بودیم. نتیجه این شده که از سال ۱۳۸۵، همزمان با افزایش شدید درآمدهای نفتی، ما به جای کاهش، شاهد گسترش فقر بودیم.»
این پژوهشگر توسعه گفت: «ما در باتلاق شرکت‌های کوچک و بی‌رمقی گرفتار شده‌ایم که بودجه‌ای برای تحقیق و توسعه ندارند و متاسفانه نه دولت و نه مجلس به این موضوع توجهی نمی‌کنند. در کشورهای توسعه‌یافته آسیایی، شرکت‌های بزرگ تاسیس می‌شوند و شرکت‌های کوچک‌تر زیرمجموعه آنها قرار می‌گیرند، اما در ایران، کوچک ماندن شرکت‌ها سبب شده که این واحدها به مصرف‌کنندگان ارز و از بین‌برنده منابع تبدیل شوند.»
او ادامه داد: «هر روز در این کشور مجوزی صادر و کارخانه‌ای جدید تاسیس می‌شود. آیا منطقی است که ۱۴۴ شرکت داروساز داشته باشیم و یک شرکت به تنهایی ۳۵۰ نوع دارو تولید کند؟ واقعاً با این همه کارخانه فولاد، چرا باید سال‌ها ریل آهن از خارج وارد کنیم؟ باید اشتباهات خود را درک کنیم. اکنون نقطه طلایی برای اصلاح فرا رسیده است.»

عدم امکان توسعه با جامعه‌ای فقیر

بحرینیان در پاسخ به این سوال که افزایش فقر و افول طبقه متوسط چه تاثیری بر مسیر توسعه کشور خواهد گذاشت، گفت: «واضح است که فقر چون دیواری مستحکم در برابر توسعه عمل می‌کند. هیچ کشوری نمی‌تواند بدون برخورداری از یک طبقه متوسط قوی به توسعه دست یابد. در حقیقت، جمعیت فقیر، ذاتاً ضد توسعه است. اگرچه ما با تحریم‌ها دست و پنجه نرم می‌کردیم، اما حتی با وجود آن نیز می‌توانستیم رشدی در حدود دو درصد را تجربه کنیم.»
او افزود: «سال‌هاست که درگیر بودن با عوامل بیرونی مانند نوسانات قیمت نفت، بحران اقتصادی را تشدید کرده است. آمارها نشان می‌دهد که از سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۹، رشد اقتصادی ایران بالا بود، اما پس از کنار رفتن گروه عالیخانی، رشد ما به طور متوسط به دو درصد رسید، در حالی که در همین دوره، سایر کشورها رشدی بین هشت تا ده درصد را تجربه کرده و پیشرفت کردند. اکنون باید فوراً با تصمیم‌گیری درباره اولویت‌های صنعتی، به پایان عمر برخی صنایع قدیمی و ناکارآمد تن داد. تنها در این صورت است که می‌توان به توسعه فکر کرد و فرصت‌های جدید را از دست نداد.»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا