
به گزارش ابرامباد، نسیمه غلامی، ستاره بیچونوچرای فوتسال زنان ایران، پس از نزدیک به بیست سال درخشش و افتخارآفرینی، بهطور رسمی با تیم ملی کشورمان خداحافظی کرد.او که از ارکان اصلی نسل طلایی فوتسال زنان ایران محسوب میشود، دو بار طعم شیرین قهرمانی جام ملتهای آسیا را چشید و تجربه بینظیر حضور در جام جهانی را نیز در کارنامه خود به ثبت رساند.
نسیمه غلامی در گفتگویی اختصاصی، جزئیات تصمیم خود برای کنارهگیری از تیم ملی و فراز و نشیبهای دوران حرفهایاش را بازگو کرد. او بر این باور است که با وجود پیشرفتهای حاصل شده، پتانسیل و استعداد دختران ایرانی در فوتسال هنوز آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته و برای رسیدن به سطح نخست جهان، نیاز به امکانات و حمایتهای بیشتری است.
در ادامه، مشروح صحبتهای کاپیتان سابق تیم فوتسال زنان ایران را میخوانید:
درباره تصمیم خداحافظیتان بگویید؛ چه عواملی شما را به این نتیجه رساند؟
تصمیم برای خداحافظی از تیم ملی ابداً آسان نبود. شاید برای بسیاری، خداحافظی تنها بیان یک جمله باشد، اما برای من، این به معنای پایان فصلی عظیم از زندگیام بود؛ فصلی که حدود ۲۰ سال با تمام وجود و شور و اشتیاق برایش زیستم. تیم ملی تنها محلی برای جمعآوری خاطرات نبود؛ در این تیم، هویت ورزشی من شکل گرفت، رشد کردم، شکستها را تجربه کردم و دوباره با قدرت برخاستم. لحظات قهرمانی را دیدم و روزهای دشوار بسیاری را پشت سر گذاشتم. طبیعی است که جدا شدن از چنین مسیری برایم بسیار سنگین باشد، اما احساس کردم زمان مناسب برای این تصمیم فرا رسیده است. همیشه آرزو داشتم زمانی از تیم ملی کنار بروم که هنوز با تمام وجود به پیراهن مقدسش عشق میورزم، نه وقتی که مجبور شوم یا دیگر انگیزه و توان لازم را نداشته باشم.
این خداحافظی به معنای پایان فوتسال برای من نیست، بلکه فقط برگ جدیدی از کتاب زندگی حرفهایام ورق میخورد. با افتخار میتوانم بگویم که هر آنچه در توان داشتم را برای تیم ملی گذاشتم و اگر بار دیگر به گذشته برگردم، باز هم همین مسیر را انتخاب خواهم کرد.
شما دو قهرمانی آسیا، حضور در جام جهانی و مقام سومی بازیهای داخل سالن آسیا را در کارنامه دارید. بهترین خاطره و بزرگترین حسرت دوران ملیتان چیست؟
انتخاب یک خاطره از میان نزدیک به دو دهه، واقعاً دشوار است. اما اگر بخواهم از یک حس خاص بگویم، لحظاتی که پرچم پرافتخار ایران به اهتزاز درمیآمد و سرود ملی کشورمان نواخته میشد، برای من فراموشنشدنی هستند. قهرمانی آسیا افتخاری بیبدیل بود، اما آنچه برایم فراتر از مدال ارزش داشت، حسی بود که هنگام پوشیدن پیراهن ایران تجربه میکردم. این آگاهی که میلیونها نفر با خوشحالی تو شاد میشوند و تو نماینده بخشی از مردم کشورت هستی، مسئولیتی عظیم بود. حضور در جام جهانی نیز یک رویا برای من بود که به حقیقت پیوست. شاید هر ورزشکاری آرزو کند روزی در بزرگترین صحنه جهانی بدرخشد و من خوشحالم که این فرصت را داشتم. در کنار این خاطرات شیرین، بزرگترین حسرتم باخت مقابل ایتالیا در جام جهانی بود که فکر میکردیم میتوانستیم پیروز از میدان خارج شویم.

پس از سال ۲۰۱۸، فوتسال زنان ایران مسیر دشواری را طی کرد و قهرمانی آسیا را از دست داد. به نظر شما چه اتفاقی افتاد که جایگاه نخست آسیا از دست رفت؟
گمان میکنم نباید به دنبال یک مقصر یا تنها یک دلیل باشیم. وقتی یک تیم سالها در بالاترین سطح آسیا قرار دارد، حفظ آن جایگاه نیازمند برنامهریزی مداوم و بهروز است. رقبای ما نیز بیکار نماندند. کشورهایی مانند ژاپن، تایلند و سایر تیمهای آسیایی سرمایهگذاری کردند، لیگهایشان را توسعه دادند و ساختارشان را حرفهایتر کردند. اگر ما در همان نقطه بمانیم و تنها به موفقیتهای گذشته تکیه کنیم، طبیعی است که فاصلهها کم شده و حتی جایگاهمان را از دست بدهیم. به عقیده من، باید بپذیریم که موفقیتهای گذشته ضامن آینده نیستند. قهرمانیهای قبلی ایران ارزشمند است، اما برای قهرمان ماندن باید هر سال از نو تلاش کرد.
من قویاً معتقدم که استعداد در ایران همچنان فراوان است؛ آنچه بیش از هر چیز نیاز داریم، برنامه بلندمدت، توجه به ردههای پایه، توسعه لیگ، برگزاری بازیهای تدارکاتی باکیفیت، فراهم آوردن امکانات مناسب و ثبات در تصمیمگیری است. اگر این موارد محقق شود، من همچنان به بازگشت فوتسال زنان ایران به قله آسیا امیدوارم.
با توجه به تجربه حضور شما در جام جهانی، به نظرتان اختلاف سطح فوتسال زنان ایران با قدرتهای جهانی چقدر است و چگونه میتوانیم به آنها نزدیک شویم؟
اختلاف سطح وجود دارد، اما من باور دارم که این فاصله آنقدر زیاد نیست که نتوانیم آن را جبران کنیم. وقتی در برابر تیمهای بزرگ دنیا بازی میکنید، متوجه میشوید که تفاوت فقط در مهارتهای فنی نیست. آنها سالهاست بر روی جزئیات دقیق کار کردهاند؛ از بدنسازی و تغذیه و ریکاوری گرفته تا آنالیز پیشرفته، امکانات روزآمد، تعداد بالای بازیهای بینالمللی و حتی روانشناسی ورزشکار. ما بازیکنان بسیار بااستعدادی داریم، اما استعداد بهتنهایی کافی نیست. یک بازیکن باید هر روز در یک سیستم حرفهای رشد کند. برای رسیدن به سطح جهانی، باید بازیهای بینالمللی بیشتری داشته باشیم.

در طول این ۲۰ سالی که عضو تیم ملی فوتسال بودید، آیا واقعاً همان پیشرفت لازم را نسبت به گذشته حس میکنید؟ به نظرتان وضعیت حمایت، امکانات و پرداختیها چقدر بهبود یافته است؟
پیشرفتهایی اتفاق افتاده و نمیتوان آنها را نادیده گرفت. امروزه نسبت به دو دهه قبل، شناخت از فوتسال زنان افزایش یافته، لیگ شکل منظمتری به خود گرفته، بازیکنان تجربه بیشتری کسب کردهاند و دیدگاه جامعه نسبت به ورزش بانوان نیز دستخوش تغییر شده است.
با این حال، اگر سوال این باشد که آیا به اندازه ظرفیت و استعداد فوتسال زنان ایران پیشرفت کردهایم، پاسخ صادقانه من منفی است. ما هنوز فاصله زیادی با آنچه شایسته ورزشکاران زن ایرانی است، داریم. یک ورزشکار حرفهای باید بتواند با آرامش خاطر تمرین کند، به مسابقه بپردازد، ریکاوری کند و برای آینده ورزشی خود برنامهریزی داشته باشد. حمایت نباید فقط در زمان قهرمانی و کسب مدال نمود پیدا کند. ورزشکار زمانی ارزش واقعی حمایت را احساس میکند که در روزهای سخت نیز پشت او باشند. من امیدوارم نسل بعدی بازیکنان شرایط بهتری را تجربه کنند؛ زیرا آنها نباید همان سختیهایی را متحمل شوند که نسل ما با آن روبرو بود. اگر قرار است پیشرفت کنیم، باید از تجربیات نسلهای گذشته بهرهمند شویم.
مسابقات شما پخش زنده تلویزیونی ندارد و حتی جام جهانی هم از صداوسیما پخش نشد. به نظرتان اگر این موضوع حل شود، چقدر میتواند بر پیشرفت فوتسال زنان تأثیر بگذارد؟
به اعتقاد من، پخش تلویزیونی فراتر از دیده شدن صرف یک مسابقه است؛ این مسئله به دیده شدن یک ورزشکار و پرورش یک نسل کامل مربوط میشود. وقتی یک دختر نوجوان، بازیکن تیم ملی را در تلویزیون میبیند، ممکن است در همان لحظه تصمیم بگیرد فوتسال را آغاز کند. شاید یک قهرمان آینده تیم ملی از دل تماشای همان یک مسابقه متولد شود. من فکر میکنم پخش مسابقات زنان میتواند نگاه جامعه را متحول کند، حامیان مالی (اسپانسر) جذب کند، ارزش اقتصادی لیگ را ارتقا دهد و انگیزه نسل جدید را به طرز چشمگیری افزایش دهد. امروزه دیگر فقط مسئله من و نسل من نیست. من دوست دارم بازیکنان پس از ما شرایطی داشته باشند که مردم نامشان را بشناسند، بازیهایشان را دنبال کنند و برای موفقیتهایشان هیجانزده باشند.

خودتان چگونه وارد دنیای فوتسال شدید و خانوادهتان چقدر شما را حمایت کردند؟ آیا برای آنها عجیب نبود؟
خانوادهام نقش بسیار حیاتی در این مسیر ایفا کردند. اگر حمایت بیدریغ آنها نبود، شاید هرگز نمیتوانستم این راه را تا اینجا ادامه دهم. آنها به من اعتماد کردند و اجازه دادند تا دنبال علایق و رویاهایم بروم. گاهی اوقات وقتی یک ورزشکار به موفقیت میرسد، همه فقط مدالها و جامها را میبینند؛ اما پشت آن موفقیت، خانوادهای ایستاده که سالها سختی کشیده، نگرانیها داشته، زمان صرف کرده و در روزهای شکست نیز در کنار ورزشکار خود مانده است. من بخش بزرگی از این مسیر را مدیون خانوادهام هستم و فکر میکنم یکی از بزرگترین خوششانسیهای زندگیام این بود که خانوادهام به رویای من احترام گذاشتند و مرا با تمام وجود حمایت کردند. من از کودکی با پدرم در کوچه فوتبال بازی میکردم و بزرگترین حامیان من همیشه پدر و مادرم بودهاند.
الگوی شما در فوتبال و فوتسال چه کسی بود؟
الگوی ورزشی من رونالدو است، به دلیل شخصیت، اخلاق حرفهای و استمرار بینظیری که در طول دوران ورزشیاش داشته است.
برنامهتان برای آینده چیست؟ تا چه زمانی فوتسال باشگاهی را ادامه خواهید داد؟
فعلاً قصد ندارم برای خداحافظی از فوتسال باشگاهی زمان مشخصی تعیین کنم. تا زمانی که بدنم اجازه بدهد، انگیزه داشته باشم و احساس کنم میتوانم برای تیمم مفید باشم، به بازی کردن ادامه خواهم داد. قطعاً به دوران پس از بازی هم فکر کردهام. این ۲۰ سال تجربه ارزشمندی است که نمیخواهم آن را فقط برای خودم نگه دارم. دوست دارم در آینده به نسل بعدی کمک کنم؛ چه از طریق مربیگری، چه انتقال تجربیات و چه هر مسیری که بتوانم برای رشد فوتسال زنان مفید باشم.




