
به گزارش ابرامباد، سیستم آموزشی کشورمان با پدیدهای نگرانکننده روبهروست؛ وضعیتی که با وجود حضور فیزیکی مدارس، مدیران و دانشآموزان، خروجی آموزشی کیفی و مطابق انتظار حاصل نمیشود.بر اساس گزارشها، علیرغم تلاشهای بیوقفه کادر آموزشی، نتایج به دست آمده از سیستم آموزش و پرورش فاصله قابل توجهی با استانداردهای مورد نظر دارد. مهدی نویدادهم، مشاور عالی وزیر آموزش و پرورش، در خرداد ماه جاری با استناد به کارنامه آزمونهای نهایی، درباره نزول سطح تحصیلی دانشآموزان هشدار داد. او اظهار داشت که نمرات پایانی اغلب بین ۸ تا ۱۰ متغیر است و میانگین کشوری نیز در همین محدوده قرار میگیرد؛ وضعیتی که به گفته وی نه تنها یک زنگ خطر، بلکه خودِ خطر است.
وی همچنین با ارجاع به نتایج آزمونهای جهانی تیمز و پرلز، فاش ساخت که نزدیک به ۴۰ درصد از دانشآموزان دوره ابتدایی در کشور، مهارتهای پایهای خواندن و نوشتن را در حد استاندارد کسب نکردهاند. این آمار نشاندهنده نقص جدی در پایههای یادگیری است.
نمونهای دیگر از این کاهش سطح، نمرات درس ریاضی دانشجویان شرکتکننده در آزمون ورودی دانشگاه صنعتی شریف در سال گذشته بود که میانگین آن حدود ۶ یا ۷ گزارش شد و بازتاب وسیعی در رسانهها پیدا کرد. افزون بر این، آمارهای بینالمللی نیز تصدیق میکنند که دانشآموزان ایرانی با چالشهای جدی تحصیلی دست و پنجه نرم میکنند.
وزیر آموزش و پرورش نیز وجود افت تحصیلی را در کشور تأیید کرده و دلیل اصلی آن را به ساختارها و سیاستگذاریهای کلان مرتبط میداند. از مهمترین دلایل این افت، شکاف عمیق بین سرفصلهای درسی و نیازهای روز جامعه است.
به باور وزیر، برنامه درسی فعلی بیش از حد بر حفظیات استوار است و فاصله زیادی با مهارتهای مورد نیاز بازار کار و زندگی در قرن بیستویکم دارد؛ مسئلهای که انگیزه درونی دانشآموزان را کاهش میدهد. با این حال، وی با استناد به آمارها، رشد بخش آموزش عمومی را مورد تأکید قرار میدهد.
بر اساس گفتههای کاظمی، با بررسی میانگین نمرات آزمونهای نهایی یا کل دوره تحصیلی مطابق با جدول ۲۰ برنامه هفتم توسعه، آمارها نشاندهنده افزایش ۵۸ درصدی میانگین نمرات نهایی پایه دوازدهم نظری در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۴۰۲ است.
کاهش معدل، لزوماً به معنای افت یادگیری نیست
در همین راستا، علی محبی، رئیس پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، با تأکید بر تفکیک مفهومی، بیان داشت که کاهش یا افزایش معدل نهایی الزاماً به معنای پسرفت یا پیشرفت در سطح مهارتهای دانشآموزان نیست. او معتقد است این تغییر بیشتر نتیجه اصلاحات در نظام ارزشیابی، استانداردسازی آزمونها و سختگیری بیشتر در فرآیند سنجش است.
به گفته رئیس پژوهشگاه، از آنجا که آزمونهای نهایی امروزه مبنای رتبهبندی برای ورود به دانشگاهها قرار گرفتهاند، طبیعی است که طراحی سؤالات و روش ارزیابی به سمت تمایزگذاری دقیقتر حرکت کند؛ تغییری که در کوتاهمدت میتواند منجر به کاهش میانگین نمرات شود. وی با اشاره به تفاوت شرایط کنونی با گذشته افزود: در گذشته، آزمونها سادهتر بودند و تصحیح توسط یک معلم انجام میشد، اما امروز هر برگه توسط دو یا چند معلم بررسی میشود. این افزایش دقت در ارزیابی ممکن است معدلها را پایین بیاورد، اما در درازمدت به افزایش عدالت آموزشی و ارتقای کیفیت سنجش کمک خواهد کرد.
کارشناسان آموزشی بر این باورند که این تغییر در فرآیند تصحیح باعث شده نمره نهایی بیشتر به توانایی واقعی دانشآموز نزدیک شود؛ موضوعی که اگرچه در کوتاهمدت اعتراضاتی را به دنبال داشته، اما از دیدگاه آموزشی یک اصلاح ساختاری محسوب میشود.
رئیس پژوهشگاه همچنین با اشاره به نگرانی خانوادهها، تصریح کرد: پیش از این، امتحانات نهایی تأثیر قطعی در سرنوشت تحصیلی نداشتند، اما اکنون مستقیماً بر آینده دانشآموزان اثرگذارند. در چنین شرایطی، افزایش اضطراب دانشآموزان و خانوادهها طبیعی است.
وی تأکید کرد که تحلیل افت تحصیلی باید بر پایه دادههای دقیق و ارزیابیهای علمی صورت گیرد و نباید صرفاً با مقایسه ساده معدلها درباره وضعیت آموزش قضاوت کرد. بنابراین، به نظر میرسد آنچه امروز به عنوان افت تحصیلی مطرح میشود، بیشتر از آنکه نشاندهنده کاهش کیفیت آموزش باشد، نتیجه تغییر قوانین سنجش، سختتر شدن آزمونها و افزایش نقش نمره در کنکور است.
نقش کیفیت نظام آموزشی در افت تحصیلی چقدر است؟
در کنار این مباحث، کیفیت کتابهای درسی نیز به عنوان یکی از دلایل افت تحصیلی مطرح شده است. علی لطیفی، رئیس سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی، در این زمینه گفت: اینکه افت تحصیلی ناشی از خود کتابهای درسی است یا خیر، نیازمند پژوهشی مستقل است، اما مطالعات کلی نشان میدهد سهم کمی از افت تحصیلی به برنامه درسی و کتابها بازمیگردد.
به گفته لطیفی، آنچه نقش پررنگتری دارد، کیفیت آموزش است؛ به عنوان مجموعهای از عوامل مؤثر بر فرآیند تدریس و یادگیری در کلاس درس. این کیفیت در برخی حوزهها کاهش یافته و به طور طبیعی منجر به افت تحصیلی شده است. رئیس سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی با تأکید بر اینکه کشور از نظر تعداد مدارس کمبودی ندارد، افزود: حمایتهای لازم از مدارس به اندازه کافی مؤثر نیست و طبیعی است که پیامدی مانند افت تحصیلی بروز کند. وی تصریح کرد: این تصور که کتابهای درسی عامل افت تحصیلی هستند، با واقعیت تطابق ندارد؛ زیرا آزمونها نیز همان محتوای برنامههای درسی را میسنجند.
وی همچنین خاطرنشان کرد: وقتی از افت تحصیلی صحبت میکنیم، منظور میانگین کلی مدارس کشور است، در حالی که با همین برنامههای درسی، مدارسی وجود داشتهاند که وضعیت تحصیلی مطلوبی از خود نشان دادهاند. به اعتقاد او، مسئله افت تحصیلی نباید سیاسی شود و نباید با رویکردی سطحی و گذرا با آن برخورد کرد، زیرا این پدیده حاصل روندهای کلی است.
شکاف کیفی مدارس؛ چالش جدی مدارس دولتی
رئیس سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی در بخش دیگری از سخنانش به موضوعی تأملبرانگیز اشاره کرد: کیفیت پایین برخی مدارس دولتی.
به گفته لطیفی، واقعیت این است که کیفیت برخی مدارس دولتی در سطح مطلوب نیست و این مسئله مستقیماً بر عملکرد تحصیلی دانشآموزان اثر میگذارد. فاصله معناداری میان مدارس وجود دارد، چه در میان مدارس دولتی و چه در مقایسه با مدارس خاص مانند سمپاد.
بر اساس آمارهای ارائهشده، در مقایسه عملکرد درس ریاضی در انواع مدارس، بهترین عملکرد متعلق به دانشآموزان مدارس غیردولتی بوده است. پس از آن، دانشآموزان مدارس شاهد قرار دارند و تفاوت عملکرد این گروه با سایر دانشآموزان نیز چشمگیر گزارش شده است.
مهدی نویدادهم، مشاور وزیر آموزش و پرورش، نیز بر این موضوع تأکید کرده و میگوید: تفاوتهای معناداری میان استانها، مناطق مختلف و مدارس دولتی و غیردولتی دیده میشود که نمود آن در نتایج کنکور، پذیرش در رشتههای برتر و عملکرد مدارس سمپاد به وضوح مشهود است.
زمان آموزش؛ حلقه مفقوده کیفیت
یکی دیگر از چالشهای اساسی مطرح شده از سوی رئیس سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی، کمبود زمان آموزش در مدارس ایران است. به گفته لطیفی، تحقیقات بینالمللی نشان میدهد که زمان اختصاصیافته به آموزش در ایران در مقایسه با کشورهایی که در آزمونهای بینالمللی شرکت میکنند، جزو کمترینهاست.
لطیفی تأکید کرد: وقتی زمان، امکانات و فرصت کافی برای آموزش وجود نداشته باشد، طبیعی است که کیفیت آموزش کاهش یابد و این کاهش کیفیت، خود را در قالب افت تحصیلی دانشآموزان نشان دهد. مجموع این دیدگاهها و آمارها گویای این است که افت تحصیلی دانشآموزان پدیدهای تکعاملی نیست؛ بلکه نتیجه تعامل مجموعهای از عوامل ساختاری، سیاستگذاریهای کلان، دگرگونی در نظام سنجش، نابرابری کیفی مدارس، کاهش زمان آموزش و چالشهای مرتبط با کیفیت تدریس و یادگیری است. این مسئله برای مواجهه مؤثر، نیازمند نگاهی جامع، غیرسیاسی و مبتنی بر دادههای علمی است.



