
به گزارش ابرامباد، طی مراسمی باشکوه در روز دوشنبه، کتاب «ایران و آمریکا، تعامل یا تقابل» نوشته حسین موسویان، دیپلمات نامآشنای کشورمان، مورد رونمایی و تحلیل قرار گرفت. این نشست با حضور جمعی از دیپلماتهای برجسته و کارشناسان ارشد روابط بینالملل، و با قرائت پیامی از سوی علیاکبر صالحی، وزیر امور خارجه سابق و رئیس بنیاد ایرانشناسی، برگزار شد و به بحث و بررسی ابعاد پیچیده روابط دو کشور اختصاص یافت.
در ادامه، خلاصهای از تحلیلهای ارائه شده در مراسم رونمایی از این اثر دیپلماتیک را میخوانید:
سجادپور: سه جنبه برجسته در رویکرد موسویان به روابط ایران و آمریکا
کاظم سجادپور، دیپلمات و رئیس سابق مرکز مطالعات سیاسی و بینالملل وزارت امور خارجه، در سخنرانی خود به سه خصیصه کلیدی در شخصیت و رویکرد نویسنده در این کتاب اشاره کرد. او اظهار داشت: «در این اثر، سه ویژگی بارز از آقای موسویان مشهود است.» نخستین ویژگی، روح «پژوهشگری» است که به تحلیل عمیق و واقعبینانه مسائل کمک شایانی میکند. با این حال، ایشان تنها یک پژوهشگر منفعل نیستند؛ دومین خصیصه، «کنشگری» و فعال بودن است که موسویان را فراتر از یک تحلیلگر صرف، به یک عامل تاثیرگذار تبدیل میکند. اما از همه مهمتر، ویژگی سوم یعنی «ارزشمداری» و داشتن مجموعه باورهایی است که بر این اساس، روابط ایران و آمریکا هرگز نباید در تضاد با منافع ملی، پیشرفت و بهبود وضعیت ایران قرار گیرد.
سجادپور افزود که کتاب موسویان، با چنین ویژگیهایی، مجموعهای غنی از دادهها را ارائه میدهد. او به بخشهایی از کتاب اشاره کرد که شامل جزئیات ملاقاتهای موسویان با جان کری و پیامهای رد و بدل شده است که به عقیده او، برای تجزیه و تحلیل روابط بسیار حیاتی هستند.
بعد مهم دیگری که سجادپور به آن پرداخت، رویکرد «راهحلمحور» کتاب است. او یادآور شد که کتاب به دو بخش اصلی تقسیم میشود؛ یکی به دوره ریاستجمهوری اوباما و دیگری به دوران ریاستجمهوری ترامپ میپردازد که هر کدام شامل حدود دوازده فصل هستند. در هر دو بخش، تاکید اصلی بر «اجتناب از سادهانگاری در روابط» است. این پرهیز از سادهسازی، روح حاکم بر فصول مختلف کتاب است و به نقد دیدگاههایی میپردازد که در ایران با رویکردی سادهانگارانه به مسئله آمریکا و سیاست ایران پرداختهاند.

سجادپور در ادامه سخنان خود، بر اهمیت نقش «شخص رئیسجمهور» در ایالات متحده و تمایز میان دموکراتها و جمهوریخواهان در مباحث امنیتی که در کتاب مطرح شده، تاکید کرد. وی این رویکرد را «دانشوری» نامید و افزود که موسویان با دقت به جزئیات میپردازد، نه کلیات. از این منظر، کتاب در هر دو بخش خود، محوریت رئیسجمهور آمریکا را در درک و مدیریت روابط با ایران برجسته میسازد. وی تصریح کرد که نکات بسیاری در متن کتاب نهفته است، اما موارد ذکر شده از اهمیت ویژهای برخوردارند.
سجادپور برای جمعبندی مفاهیم و جوّ کلی حاکم بر کتاب، دو نکته اساسی را مطرح کرد:
-
مبارزه با «ذاتانگاری» در روابط: عدهای در ایران روابط را ذاتانگارانه میبینند، در حالی که کتاب موسویان بر این مفهوم استوار است که در پدیدهای پویا و متغیر مانند روابط ایران و آمریکا، نمیتوان به اصول ثابت و ذاتی تکیه کرد.
-
تاثیر «عامل انسانی»: لیست افراد مورد اشاره در کتاب، به ویژه جزئیات مربوط به جریانهای ضدایرانی، قابل توجه است. این کتاب با برجسته کردن نقش انسانها و نهادهای درگیر، از بسیاری آثار مشابه متمایز میشود.
-
«پویایی این رابطه»: برخلاف دیدگاه ذاتانگارانه که روابط را ایستا میپندارد، دکتر موسویان پویایی رابطه ایران و آمریکا را در سه سطح سیاست داخلی (ایران و آمریکا)، سیاست منطقهای و سیاست بینالمللی به تصویر میکشد.
به باور این دیپلمات پیشین، برداشت کلی از کتاب در خصوص روابط ایران و آمریکا این است که این رابطه، با وجود کثرت بازیگران، مسائل و پروندهها، با اراده و عامل انسانی قابل مدیریت است.
سجادپور در ادامه به چگونگی بهرهگیری از چارچوب کتاب برای درک روابط ایران و آمریکا اشاره کرد و آن را بر اساس هجده سال تدریس در دوره دکتری مطالعات آمریکا در دانشگاه تهران تشریح نمود. او برای فهم این رابطه، سه دسته عامل مهم را برشمرد:
-
«عوامل ساختاری»: عواملی که تغییرشان دشوار است و شامل «قدرت» (آمریکا به عنوان قدرت جهانی و ایران قدرت منطقهای)، «ژئوپلیتیک» (روابط فراتر از یک یا دو مسئله) و «گذشته» (به معنای ابعاد معنایی و تاریخی) میشوند.
-
«مفاهیم انسانی»: این روابط توسط انسانها اداره میشود و نقش رهبران در ایران، رؤسای جمهور در ایالات متحده و نخبگان امنیت ملی بسیار حائز اهمیت است. همچنین «برداشتها» و شخصیتها در این دسته قرار میگیرند.
-
«سیاستگذاری»: نتیجه برخورد دو سطح ساختاری و انسانی است. این سطح شامل «جوامع سیاسی مختلف» (Polity)، «بازیهای سیاسی» (Politics) در سطوح داخلی، منطقهای و بینالمللی و در نهایت «سیاست» (Policy) میشود. سیاستهای ایالات متحده عمدتاً بر «تهدیدانگاری ایران» و مدیریت این تهدید (از طریق تحریم، مهار یا تغییر نظام) استوار است.
کاظم سجادپور تاکید کرد که اگرچه دکتر موسویان در آثار دیگر خود به جنبههای ساختاری پرداختهاند، اما در این کتاب، تمرکز بیشتری بر ابعاد انسانی و سیاستگذاری دارند. وی این اثر را برای درک روابط پیچیده ایران و آمریکا، به ویژه در شرایط کنونی که این موضوع فراتر از یک مسئله دوجانبه است و به کیفیت نظام بینالملل پیوند خورده، بسیار ارزشمند دانست. سجادپور همچنین از پایداری و تعهد دکتر موسویان به منافع ایران، با وجود برخوردهای نامناسبی که با ایشان صورت گرفته و در کتاب نیز بازتاب یافته، تقدیر کرد. او در مجموع، کتاب را حاصل کار یک شخصیت تحلیلگر، کنشگر و ارزشگرا دانست که با محوریت دوران اوباما و ترامپ نگاشته شده و رویکردی راهحلگرا دارد.
عباس ملکی: پرسشهای بنیادین درباره ماهیت و مخاطب کتاب «ایران و آمریکا»
عباس ملکی، دیپلمات سابق و عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، در مراسم رونمایی از کتاب «ایران و آمریکا، تعامل یا تقابل» به بیان نقدهایی صریح و پرسشهایی کلیدی پرداخت. او سخنان خود را با این سوال آغاز کرد: «اولین پرسش من این است که وقتی کتاب را به پایان رساندم، با خود گفتم این اثر چیست؟ مخاطب آن کیست؟ آیا خاطرات است، تحلیل سیاسی، یا توصیههایی برای مسئولان ایرانی؟ اگر مخاطب ایرانی است، چرا بخش عمده مطالب به مسائلی میپردازد که دکتر موسویان برای مخاطبان غیرایرانی نگاشتهاند؟ به عنوان مثال، در کتاب بیشتر به دلایل بیاعتمادی آمریکاییها به ایران پرداخته شده است.»
ملکی در ادامه، این دیدگاه را که کل دوران اوباما با سیاست تعامل و کل دوران ریاستجمهوری ترامپ با سیاست فشار حداکثری همراه بوده، رد کرد. او اشاره کرد که در مذاکرات، همواره جریان تعامل در کنار فشار حداکثری وجود داشته است.
در ادامه، متن کامل انتقادات عباس ملکی در این نشست را میخوانید:
«آقای موسویان از دوستان دیرینه و نزدیک من هستند و ما از سالها پیش از وزارت امور خارجه با یکدیگر آشنایی و روابط خانوادگی داریم. اما نکته اینجاست که در ایران گاهی اسیر تعارفات میشویم و این مانع از نقد صریح و سازنده میشود. این کتاب، به دلیل اهمیتش در تحقیقات آتی، باید با دقت مورد واکاوی قرار گیرد. از این رو، با پوزش از دکتر موسویان و سایت برگزارکننده، چندین سوال مطرح میکنم که به گمانم بزرگترین هدیهای است که میتوانم به دوست عزیزم بدهم.»
ملکی توضیح داد: «نخستین نکته این است که پس از مطالعه کتاب، از خود پرسیدم این اثر دقیقاً چه نوع کتابی است و برای چه کسی نوشته شده است؟ آیا یک تکنگاری است، مجموعه خاطرات، تحلیل سیاسی جامع یا مجموعهای از رهنمودها برای تصمیمگیران ایرانی؟»
او اضافه کرد: «اگر مخاطب اصلی کتاب ایرانیان هستند، چرا قسمت قابل توجهی از محتوای آن، مطالبی است که دکتر موسویان برای خارجیها، به ویژه جامعه آمریکا یا کنفرانسهای بینالمللی که در آنها موفق بودهاند، نگاشتهاند؟ و اگر هدف ارائه توصیه به مسئولان ایرانی است، چرا مبانی سیاست خارجی ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته و بیشتر تلاش شده نشان داده شود که چرا آمریکاییها به ما بیاعتماد شدهاند و چرا ما نمیتوانیم به آنها اعتماد کنیم؟ مگر اصولاً میتوان به یک کشور اعتماد کرد؟»

نقد دوم ملکی بر این بخش از کتاب بود که بیان میکند اوباما سیاست تعامل با ایران و ترامپ سیاست فشار حداکثری را دنبال کرده است. او در این باره گفت: «من این مسئله را بارها مطرح کردهام. با توجه به محتوای صفحه ۲۱ کتاب، نمیتوان به سادگی گفت که در تمام دوره اوباما، سیاست تعامل حاکم بوده؛ همانطور که مثالهای متعددی در این زمینه وجود دارد. همچنین نمیتوان ادعا کرد که در تمام دوران ریاستجمهوری ترامپ نیز فقط سیاست فشار حداکثری در جریان بوده است.»
وی ادامه داد: «البته در حال حاضر، با توجه به اینکه مسئولیت اعمال فشار حداکثری به عهده وزیر خزانهداری آمریکا قرار گرفته، این رویکرد بسیار برجستهتر شده است؛ اما در میان متخصصان مذاکره، همواره شاهد ابعاد دیگری از روابط و جریانهای تعاملی در کنار فشارهای حداکثری هستیم.»
ملکی نکته سوم خود را به سه محور اصلی سیاست اوباما در خاورمیانه اختصاص داد که دکتر موسویان آنها را شامل حل مسالمتآمیز بحران هستهای ایران، حل مناقشه اسرائیل و فلسطین و حل منازعه ایران و عربستان میدانند. ملکی در این خصوص اظهار داشت: «به عقیده من، منازعه ایران و عربستان در سیاست اوباما جایگاه برجستهای نداشته است. اگر دلایل و مستنداتی برای این ادعا وجود دارد، باید به تفصیل به آنها پرداخته شود.»
ملکی در جمعبندی این بخش از انتقادات محتوایی خود تاکید کرد که در بخشهایی از کتاب، مخاطب مسئولان و جامعه آمریکایی هستند و به آنها توصیههایی ارائه میشود (مانند فصل پنجم)، در حالی که بخشهایی دیگر مردم ایران یا مسئولان ایرانی را مخاطب قرار میدهند. او معتقد بود که اگر این تمایزات مخاطب و هدف نگارش روشنتر میشد، بسیاری از ابهامات فرمی کتاب نیز برطرف میگردید.
در زمینه اشکالات فرمی، ملکی به چندین مورد اشاره کرد: «ابتدا در مورد عنوان کتاب؛ هنگام مشاهده آن، برایم مشخص نبود که کدام یک از سه عنوان ذکر شده، عنوان اصلی و کدام فرعی است. طراحی عنوان میتوانست بسیار شفافتر و بهتر باشد.»

او همچنین به طراحی جلد کتاب انتقاد کرد: «با توجه به اینکه صنعت نشر در ایران یکی از پیشرفتهترینها در جهان است، طراحی جلد میتوانست کیفیت بهتری داشته باشد.»
سومین نقد فرمی ملکی به فهرست مطالب مربوط بود: «فهرست مطالب به درستی طراحی نشده است و اجزای آن به صورت پیوسته قرار ندارند؛ بخشی در یک صفحه و بخش دیگر در صفحهای دیگر. طراحی فهرست باید به گونهای باشد که مطالب به صورت منظم و پشت سر هم ارائه شوند.»
«اشکالات متنی کتاب نیز به نظر من قابل توجه است.» ملکی افزود: «به عنوان مثال، در سراسر کتاب از عبارت «امارات متحده عربی» استفاده شده، در حالی که نام رسمی این کشور «امارات عربی متحده» است و این اشتباه در داخل کشور نیز بارها مورد انتقاد قرار میگیرد.»
وی به وجود غلطهای املایی و نگارشی متعدد و همچنین عدم یکنواختی در نگارش اسامی (گاهی با حرف اول بزرگ و گاهی تماماً با حروف بزرگ) اشاره کرد.
ملکی بر بخش «منابع» تاکید ویژهای داشت و گفت: «هر اثری که نگاشته میشود، میتواند مبنای تحقیقات گستردهای در آینده باشد. اگر ارجاعات کتاب به درستی انجام نشده باشد، استفاده از آن برای محققان دشوار خواهد بود؛ از این رو، منابع از اهمیت فوقالعادهای برخوردارند.»
او به مواردی اشاره کرد که منابع فارسی به نسخه انگلیسی ارجاع داده شده بودند، در حالی که اصل خبر فارسی بوده و میشد به همان منبع اصلی ارجاع داد. همچنین، مکان قرارگیری ارجاعات را نامناسب دانست و تاکید کرد که منبع باید بلافاصله پس از جملهای که به آن استناد میکند، ذکر شود.
«در صفحات ۴۴، ۴۵، ۴۶ و ۵۶، یعنی در حدود دوازده صفحه متوالی، دکتر موسویان صرفاً از عبارت «همان منبع» استفاده کردهاند.» ملکی این کار را اشتباه دانست و افزود: «این عبارت تنها برای یک بار قابل قبول است و پس از آن، باید منبع دقیق مشخص شود تا خواننده بتواند به آن دسترسی پیدا کند.»
یکی از ضعفهای کلی کتاب، نبود فهرست منابع در انتهای آن است. ملکی اظهار داشت که منابع پراکنده در متن باید به صورت منظم، بخش فارسی جداگانه و بخش انگلیسی جداگانه، در پایان کتاب فهرست میشدند.
علاوه بر این، برخی از مطالب کتاب فاقد منبع مشخص هستند. ملکی به نقل قولهایی از آقای حیدر مصلحی اشاره کرد که فقط مکان (مشهد) ذکر شده بود، اما زمان و جزئیات دقیقتر سخنان ایشان مشخص نبود.
«آمارهای مربوط به روابط ایران و آمریکا در صفحه ۸۷ نیز منبع مشخصی ندارند.» ملکی پرسید: «این آمارها از کدام نهاد (گمرک ایران، گمرک چین، وزارت صنعت) تهیه شدهاند؟»
او همچنین به ارجاع شدید به نظرات آقای نقدی در صفحه ۸۸ اشاره کرد و خواستار شفافیت در مورد منبع این نقل قولها برای بررسی صحت آنها شد.
تعداد بازرسیهای آژانس در صفحه ۹۶ نیز نیازمند ارجاع دقیقتری بود. ملکی در پایان به نقل قولی از ترامپ در بخش دوم کتاب اشاره کرد و…



