اخبار اجتماعی

پیشنهاد نوبل صلح برای ترامپ: دیپلماسی با چشمان بسته یا توهم استراتژیک؟

به گزارش ابرامباد، اظهارات اخیر سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در مصاحبه با شبکه الجزیره درباره امکان مذاکره با رئیس‌جمهور دونالد ترامپ، سوالات جدی و قابل تاملی را در پی داشته است. در شرایطی که منطقه غرب آسیا در آتش جنایات بی‌سابقه رژیم صهیونیستی می‌سوزد و حمایت‌های تسلیحاتی و سیاسی ایالات متحده از این رژیم آشکارا دیده می‌شود، مطرح کردن ایده «جایزه صلح نوبل» برای فردی چون رئیس‌جمهور ترامپ، فراتر از یک تاکتیک دیپلماتیک صرف، به نظر می‌رسد نادیده گرفتن واقعیت‌های خونین و تلخ میدان است.

در بخشی از این گفتگو، عراقچی به گونه‌ای عنوان کرده است که رئیس‌جمهور ترامپ با تغییر رویکرد در قبال ایران و ادامه دادن مسیر مذاکرات، می‌توانست به جایزه صلح نوبل دست یابد و همچنان این هدف را برای او در دسترس می‌بیند.

اما چگونه می‌توان بر سابقه تاریک رئیس‌جمهور ترامپ در نقض برجام، اعمال سیاست «فشار حداکثری»، ترور سردار سلیمانی، حمله به تاسیسات هسته‌ای و حمایت کامل از رژیم صهیونیستی برای تجاوز به کشورمان و ده‌ها مورد مشابه دیگر چشم پوشید و لباس «صلح‌طلب نوبل» را بر تن او دوخت؟ پیوند زدن اعتبار یک جایزه جهانی به اراده کسی که نماد نقض پیمان و قلدری بین‌المللی است، نوعی ساده‌انگاری و تقلیل‌گرایی در حوزه سیاست خارجی به شمار می‌رود.

این اظهارات در حالی بیان می‌شود که ایالات متحده نه تنها در حرف، بلکه در عمل و با ارسال تجهیزات پیشرفته، در حملات اخیر رژیم صهیونیستی به خاک ایران و منافع منطقه‌ای، همراهی مستقیم داشته است. امید بستن به «نظر مثبت» دشمنی که در میانه مذاکرات غیرمستقیم، ماشه جنگ را علیه ما می‌کشد، با کدام منطق واقع‌گرایانه در سیاست خارجی همخوانی دارد؟ آیا به راستی اگر رئیس‌جمهور ترامپ، مذاکره با ایران را اندکی بیشتر ادامه می‌داد، شایسته دریافت جایزه صلح نوبل می‌شد؟

به کار بردن اهرم «جایزه صلح» برای ترغیب رئیس‌جمهوری که سیاست‌هایش عامل اصلی بی‌ثباتی در خاورمیانه بوده، بی‌انصافی در حق مفاهیم والایی چون صلح، آزادگی و استقلال ملت‌هاست. صلح واقعی نه از مسیر لبخند زدن به دیکتاتورها، بلکه از طریق ایستادگی در برابر زورگویی و ستم به دست می‌آید.

باید از متولیان دستگاه دیپلماسی پرسید: آیا عزت و کرامت ملت ایران و خون‌های پاکی که در راه مقاومت ریخته شده، با چنین انگیزه‌های ناچیزی سازگار است؟ آیا بازی کردن با «توهمات جاه‌طلبانه» مردی خودخواه که سیاست را تنها از دریچه معاملات تجاری و قلدری می‌بیند، می‌تواند تضمین‌کننده امنیت ملی ما باشد؟

امید داشتن به تغییر رفتار فردی که اساساً بر پایه «ایران‌ستیزی» و حمایت بی‌قید و شرط از صهیونیسم هویت یافته، به معنای بازی کردن در میدان گفتمانی است که نتیجه‌ای جز تضعیف اقتدار و عزت ملت ایران نخواهد داشت. دیپلماسی نباید به بهای نادیده گرفتن واقعیت‌های سخت میدان و ساده‌انگاری تجربیات سیاسی ملت‌های مقاوم منطقه تمام شود.

به جای تلاش برای ترسیم چهره‌ای صلح‌طلب از رئیس‌جمهور ترامپ، انتظار می‌رود دستگاه دیپلماسی بر اساس واقعیت‌های موجود و با تکیه بر قدرت درونی و همگرایی منطقه‌ای، پاسخی مقتدرانه به زیاده‌خواهی‌های واشنگتن ارائه دهد. جایزه صلح نوبل پیشکش کسانی باشد که دستانشان به خون کودکان غزه و قهرمانان ملی ما آلوده نیست.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا