
به گزارش ابرامباد، با افزایش چشمگیر تنشها و حدس و گمانها پیرامون احتمال رویارویی نظامی میان ایران و آمریکا، یا بازگشت به مسیر دیپلماسی، بررسی دقیق ابعاد «جنگ اقتصادی» و «اقتصاد جنگی» اهمیتی دوچندان یافته است.حال که جام جهانی فوتبال نیز، که بسیاری از تحلیلگران آن را مانعی بر سر راه تشدید درگیریها میدانستند، به پایان رسیده، پرسش اصلی این است که آیا باید منتظر اوجگیری نبرد باشیم یا گشایش دوباره درهای مذاکره و تفاهم؟ در همین زمینه، ابرامباد با حسین کنعانیمقدم، از فعالان سیاسی اصولگرا و کارشناس مسائل نظامی، به گفتگو نشسته و دیدگاههای او را جویا شده است.
کنعانیمقدم با اشاره به اینکه ایران هماکنون درگیر دو نبرد موازی «جنگ اقتصادی» و «اقتصاد جنگی» است، توضیح میدهد: در حوزه «اقتصاد جنگی» این طرف آمریکایی است که متحمل ضررهای سنگین میشود. برای مثال، برای سرنگون کردن یک پهپاد ۲۰ هزار دلاری ایرانی، آنها مجبور به شلیک شش موشک تاد به ارزش یک میلیون دلار میشوند.
او که بازگشت به مذاکرات در شرایط کنونی را امری ناممکن میداند، بیان میکند که آمریکاییها به دنبال گسترش دامنه نبرد و تصرف جزایر ایرانی هستند.
به عقیده این کارشناس، اگرچه تصرف این جزایر برایشان ممکن است، اما حفظ و نگهداری آنها برای نیروهای آمریکایی امکانپذیر نخواهد بود.مشروح این گفتگو را در ادامه میخوانید:
*
* نبرد کنونی میان ایران و آمریکا یا رویکرد تفاهم و دیپلماسی را از منظر هزینه – فایده چگونه ارزیابی میکنید؟
این چرخهی معیوبی که ما در آن گرفتار شدهایم – که شامل جنگ، سپس مذاکره، و در نهایت صلح و آتشبس میشود – باید شکسته شود. نمیتوانیم دائماً به مذاکره بپردازیم و سپس مورد حمله قرار گیریم، که نتیجهاش وخیمتر شدن اوضاع باشد.
به نظر من، ضروری است که حداقل برای سه ماه تنگه هرمز را مسدود نگه داریم تا ذخایر استراتژیک نفت آمریکا به شدت کاهش یابد. در مدت کوتاهی که تنگه هرمز بازگشایی شد، ۵۰۰ میلیون بشکه نفت از آنجا خارج شد و عملاً به پشتیبانی از ذخایر آمریکا و اروپا کمک کرد. ما باید جلوی این روند را بگیریم.
ما در حال حاضر با دو نوع چالش روبرو هستیم: یکی «جنگ اقتصادی» و دیگری «اقتصاد جنگی».
در «جنگ اقتصادی»، طرف مقابل با روشهای گوناگونی ما را تهدید میکند؛ از جمله تحریمها، ممانعت از تردد کشتیها (Embargo)، محاصره دریایی (Blockade)، تروریسم اقتصادی و حتی دزدی دریایی.
اما در مقابل، آنها درگیر موضوع دیگری به نام «اقتصاد جنگی» هستند. یعنی مجبورند یک فروند F-۳۵ را برای حمله به یک دکل ایرانی به پرواز درآورند، یا شش موشک تاد یک میلیون دلاری را برای هدف قرار دادن یک پهپاد ۲۰ هزار دلاری ما شلیک کنند. آمریکا توان تحمل «اقتصاد جنگی» را ندارد و اکنون نیز دلارهای نفتی کشورهای عربی را جذب میکند. کشورهای عربی نیز وقتی نفتی برای فروش نداشته باشند، قادر به پرداخت پول به آمریکا نخواهند بود. همین حالا نیز ۱۰ تریلیون دلار به آمریکا بدهکارند. آمریکا هم که آنها را به چشم گاو شیرده میبیند، بهشان کمک میکند. اما زمانی که این کشورها دیگر شیری نداشته باشند، سرشان را خواهد برید و گوشتشان را خواهد خورد. این خصلت آمریکاییهاست. به همین دلیل در «اقتصاد جنگی»، آمریکاییها بازندهاند، در حالی که ما در این زمینه با مشکلی مواجه نیستیم.
اما در «جنگ اقتصادی»، ما باید همان «اقتصاد مقاومتی» را که رهبر معظم انقلاب و امام شهید بارها به آن تاکید کردهاند، با جدیت دنبال کنیم.
بنده معتقدم که ما تحت هیچ شرایطی نباید آتشبس را بپذیریم و در این وضعیت مذاکره را قبول کنیم. اگر بپذیرند که مدیریت تنگه هرمز در اختیار ما باشد، آنگاه ما به پای میز مذاکره خواهیم رفت؛ البته نه با شرایط گذشته.
همانطور که رهبری فرمودند، امضای دونالد ترامپ دیگر اعتباری ندارد که بخواهیم با او توافق کنیم. به خاطر داشته باشید که در توافق برجام، آقای ظریف امضای جان کری را تضمین دانست؛ اما مشاهده کردیم که آمریکاییها برجام را پاره کردند و کنار گذاشتند. ترامپ نیز حالا تفاهمی را که خودش امضا کرده بود، از بین برد. بنابراین، با چه اعتمادی و تضمینی میتوانیم پای میز مذاکره بنشینیم؟
* شرایط جدیدی که مطرح کردید شامل چه مواردی خواهد بود؟
این وضعیت «پینگپنگی» قابل ادامه نیست؛ یعنی رویکرد «چشم در برابر چشم» دیگر معنا ندارد. اگر به چشم ما ضربه زدند، ما باید سرشان را بزنیم! به گونهای که دیگر توانایی آغاز عملیاتی علیه ما را نداشته باشند؛ به عبارت دیگر، عملیات ما باید قدرت بازدارندگی قاطع داشته باشد.
آمریکاییها به شدت از تلفات انسانی واهمه دارند و این مسئله میتواند در داخل آمریکا بحران آفرین باشد. اتفاقاً من از این استقبال میکنم که آنها اقدام به عملیات آبی-خاکی کنند، نقطهای را در خاک ما اشغال کنند و گمان برند میتوانند در آنجا بمانند. قطعاً آنها متحمل تلفات سنگینی خواهند شد، اسیر خواهند داد و یادگاری از خود برجای خواهند گذاشت! ما در جزایر خود از پرتغالیها و انگلیسیها یادگاری داریم، یک یادگاری هم از آمریکاییها باقی خواهد ماند که این منطقه گورستان آمریکاییهاست.
* اکنون وضعیت تفاهم چگونه خواهد بود؟
در حال حاضر تفاهمی وجود ندارد. وقتی امضای ترامپ ارزشی ندارد و خود او نیز زیر آن زده است، چه تفاهمی میتواند مطرح باشد؟
* به نظر شما، آمریکا به دنبال گسترش جنگ است یا میخواهد به مذاکره بازگردد؟
آنها به دنبال گسترش دامنه نبرد هستند. هدفشان این است که یک سرپل در سرزمین ما به دست آورند و از آن به عنوان اهرم فشاری علیه ما استفاده کنند. مسئله هستهای صرفاً بهانهای برای آمریکاییهاست؛ آنها در پی این هستند که ژاندارم خلیج فارس شوند و تمام این فشارها را برای سهمخواهی در آینده خلیج فارس وارد میکنند.
* گام بعدی آنها چه چیزی میتواند باشد؟
عملیات زمینی، آبی-خاکی و تصرف سرپل یا حمله به جزایر ما.
* کدام جزایر را مد نظر دارند؟
به نظر من، اماراتیها بیمیل نیستند که سه جزیره ابوموسی، تنب کوچک و تنب بزرگ را تصاحب کنند.
* با توجه به اینکه آمریکا با ما مرز زمینی ندارد، آیا عملیات زمینی برای آنها عملی است؟
بله، امکان تصرف با متحمل شدن تلفات سنگین وجود دارد. اما آنها قادر به نگه داشتن آن نخواهند بود. زیرا قدرت آتش ما آنقدر زیاد است که میتوانیم جزایر را به حدی هدف قرار دهیم که سوراخ شوند و آمریکاییها غرق شوند.



