
به گزارش ابرامباد، وزارت نفت در دولت چهاردهم بار دیگر دستخوش تغییر و تحولات مدیریتی شد.محسن پاکنژاد، وزیری که مرداد ۱۴۰۳ با کسب ۲۲۲ رأی اعتماد از مجلس به کابینه راه یافته بود، پس از حدود دو سال فعالیت در رأس این وزارتخانه، از سمت خود استعفا داد. مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، استعفای او را پذیرفت و بلافاصله حمید بورد، که پیشتر مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران بود، به عنوان سرپرست وزارت نفت منصوب شد. این جابجایی قابل توجه است، چرا که مدیری که در ابتدای این دولت با حکم خود پاکنژاد به یکی از مهمترین پستهای اجرایی صنعت نفت رسیده بود، حالا به طور موقت جایگزین او شده است.
پاکنژاد پیش از تصدی وزارت نفت، چهرهای ناآشنا برای این صنعت نبود. او متولد ۱۳۴۵ در تهران است و تحصیلات خود را در رشتههای مهندسی برق از دانشگاه تهران و مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی امیرکبیر به پایان رسانده است. سابقه کاری او نیز عمدتاً در صنعت نفت متمرکز بوده است؛ از مشاوره وزیر نفت و ریاست ستاد نظارت بر سوخترسانی در دهه ۷۰ گرفته تا مدیریت طرح توسعه میادین گازی، مدیرکلی نظارت بر صادرات مواد نفتی، بازرسی فنی وزارت نفت و عضویت در هیأتمدیره شرکت نفت مناطق مرکزی ایران.
مسیر حرفهای پاکنژاد به شرکت ملی نفت ایران نیز رسید و او از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶ مدیر برنامهریزی شرکت نفت مناطق مرکزی ایران بود. سپس تا سال ۱۳۹۲ به عنوان معاون مدیر برنامهریزی تلفیقی در شرکت ملی نفت ایران مشغول به کار شد. بین سالهای ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۷، وی معاون مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران در امور تولید و عضو هیأتمدیره این شرکت بود. پیش از آن نیز، سمتهایی چون مدیرعاملی و نایبرئیسی هیأتمدیره شرکت بازرگانی نفت ایران و مدیرکل نظارت بر صادرات و مبادلات مواد نفتی وزارت نفت را تجربه کرده بود.
یکی از برجستهترین دورههای مدیریتی پاکنژاد به سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۰ بازمیگردد، زمانی که به عنوان معاون وزیر نفت در نظارت بر منابع هیدروکربوری فعالیت میکرد. بنابراین، زمانی که او در دولت پزشکیان به عنوان وزیر پیشنهادی نفت مطرح شد، فردی با سابقه طولانی و عمیق در لایههای مختلف صنعت نفت و شرکت ملی نفت، برای یکی از حساسترین وزارتخانههای کشور پا به میدان رقابت گذاشته بود.
با این حال، رسیدن او به وزارتخانه بدون گذر از فیلتر مجلس امکانپذیر نبود. در مرداد ۱۴۰۳، طی بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی دولت چهاردهم، پاکنژاد موفق شد رأی اعتماد نمایندگان را کسب کند. در آن رأیگیری، از مجموع ۲۸۸ رأی مأخوذه، او ۲۲۲ رأی موافق به دست آورد و رسماً وزیر نفت دولت پزشکیان شد. این رأی، نقطه آغاز دورهای بود که وزارت نفت باید همزمان با چندین پرونده سنگین از جمله افزایش تولید و صادرات نفت، توسعه میادین، جذب سرمایه، تأمین انرژی و مقابله با ناترازی گاز و سوخت دست و پنجه نرم میکرد.
شرایطی که پاکنژاد وزارت نفت را در آن تحویل گرفت، بسیار فراتر از یک وزارتخانه عادی بود. صنعت نفت ایران همچنان تحت فشار تحریمهای شدید قرار داشت و محدودیتهای مالی، فناوری و سرمایهگذاری، توسعه ظرفیتهای جدید را با دشواریهای فراوانی روبرو میساخت. در داخل کشور نیز، ناترازی انرژی به یکی از معضلات اصلی اقتصاد تبدیل شده بود و وزارت نفت میبایست میان حفظ تولید، تأمین خوراک صنایع، سوخت نیروگاهها و مدیریت مصرف انرژی تعادل پیچیدهای برقرار میکرد.
در دوران وزارت پاکنژاد، موضوع صادرات نفت همواره در کانون توجه قرار داشت. او بارها بر ادامه صادرات نفت ایران تأکید کرد و در گزارشی از عملکرد دو ساله وزارت نفت، اعلام داشت که صادرات نفت حتی در جریان جنگ ۴۰ روزه نیز لحظهای متوقف نشده است. وی همچنین تکمیل طرحهای افزایش تولید نفت، رشد جمعآوری گازهای همراه، افزایش ظرفیت فرآورش نفت در میادین مشترک، کشف ذخایر جدید گازی و توقف واردات گازوئیل را از جمله دستاوردهای دوران وزارتش برشمرد. البته، این موارد، گزارش رسمی خود وزارت نفت است و برای ارزیابی مستقل نیاز به مقایسه با دادههای تولید، صادرات و سرمایهگذاری دارد.
جنگ و پیامدهای آن نیز یکی از مهمترین مقاطع دوره وزارت پاکنژاد بود. در روایتی که وزارت نفت از آن دوران ارائه میدهد، تأسیسات نفتی و انرژی کشور با شرایط بحرانی مواجه شدند، اما با این وجود تلاش شد تا جریان صادرات و تولید حفظ شود. پاکنژاد در توضیح عملکرد وزارتخانه در آن مقطع، از مدیریت ذخایر سوخت، تداوم صادرات و بازسازی سریع تأسیسات آسیبدیده سخن گفت. اهمیت این دوره در آن بود که صنعت نفت میبایست همزمان با فشارهای امنیتی و عملیاتی، تولید و صادرات خود را پابرجا نگه میداشت.
اما حکایت وزارت پاکنژاد اکنون با استعفای او به پایان رسیده است. در مورد علت دقیق این استعفا، تنها خبر رسمی موجود، پذیرش استعفای وزیر نفت توسط رئیسجمهور و انتصاب حمید بورد به عنوان سرپرست است.
معاون ارتباطات دفتر رئیسجمهور، آقای طباطبایی، در خصوص دلایل استعفای محسن پاکنژاد توضیح داد: “مهندس پاکنژاد پیشتر نیز به دلایل شخصی استعفا داده بودند که مورد موافقت رئیسجمهور قرار نگرفته بود؛ نهایتاً امروز این درخواست از سوی ایشان پذیرفته شد.”
البته پیش از این، برخی رسانهها گمانهزنیهایی درباره ریشههای مدیریتی این تغییر مطرح کرده بودند. در این میان، حاشیهها و اختلافات مدیریتی میان وزارت نفت و هلدینگ صنایع پتروشیمی خلیج فارس، از جمله موضوعاتی بود که در برخی گزارشها به عنوان یکی از دلایل احتمالی این تغییر در رأس وزارت نفت مطرح شد. با این حال، این روایتها تاکنون به طور رسمی تأیید نشدهاند و نمیتوان آنها را علت قطعی استعفای پاکنژاد دانست.
باشگاه روزنامهنگاران ایران نیز در واکنش به استعفای محسن پاکنژاد نوشت که با پذیرش این استعفا، نخستین وزیر کابینه از دولت چهاردهم جدا شده است. این رسانه همچنین به حواشی مربوط به فروش نفت به چهار تراستی و شرکت نیکو اشاره کرد و بیان داشت که این حواشی بر «لابی پاکنژاد» غلبه کرده و به برکناری یا استعفای او انجامیده است.
همچنین، به موضوع لغو قرارداد فروش نفت به هفت پالایشگاه چینی اشاره شد و طبق گزارشهای رسانهای، این تصمیم توسط مدیرعامل نیکو اتخاذ گردیده بود.
این رسانه در پایان با طرح این پرسش که پس از رفتن پاکنژاد، سرنوشت نامعلوم ۸۰ میلیون بشکه نفت چه خواهد شد، پرسیده است که آیا ابهامات مربوط به چهار تراستی نیز روشن میشود یا این پرونده همچنان باز خواهد ماند.
حمید بورد، متولد ۱۳۴۳ در شوشتر، از مدیران باسابقه و توانمند صنعت نفت است. او دارای مدرک مهندسی مکانیک با گرایش حرارت و سیالات از دانشگاه صنعت نفت و کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی با گرایش استراتژیک از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات است. بورد بخش مهمی از سوابق حرفهای خود را در بخشهای عملیاتی صنعت نفت گذرانده است. در کارنامه او، مدیرعاملی شرکت بهرهبرداری نفت و گاز مارون، شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب و شرکت عملیات اکتشاف نفت ایران به چشم میخورد. همچنین، مدیریت شرکت نفت فلات قاره ایران، مدیریت پروژههای ویژه شرکت ملی حفاری ایران و سرپرستی اجرایی پروژههای نفت و گاز مناطق نفتخیز جنوب نیز در سوابق او دیده میشود.
بورد در سال ۱۳۹۱ به سمت مدیرعاملی شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب، که یکی از مهمترین مراکز تولید نفت کشور است، رسید و تا سال ۱۳۹۳ در این سمت باقی ماند. اما ارتباط مستقیم او با محسن پاکنژاد به مرداد ۱۴۰۳ بازمیگردد؛ زمانی که تنها چند روز پس از آغاز به کار دولت چهاردهم، پاکنژاد، بورد را به عنوان معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران منصوب کرد. بورد در این سمت جایگزین محسن خجستهمهر شد و مسئولیت مدیریت شرکتی را بر عهده گرفت که بخش عمدهای از عملیات تولید، توسعه میادین و فعالیتهای بالادستی صنعت نفت از طریق آن انجام میشود. اکنون پس از استعفای پاکنژاد، بورد از شرکت ملی نفت به ساختمان وزارت نفت نقل مکان کرده و سرپرستی این وزارتخانه حساس را بر عهده گرفته است.
این جابجایی از آن جهت اهمیت دارد که بورد برای ورود به وزارت نفت نیازی به آشنایی از پایه با ساختار صنعت ندارد. او در دو سال گذشته در جایگاهی قرار داشته که بسیاری از مسائل اصلی تولید و عملیات نفتی از مسیر آن عبور میکرده است.
با این حال، سرپرستی وزارت نفت با تصدی دائمی وزارتخانه متفاوت است. بورد فعلاً در مقام سرپرست فعالیت میکند و انتصاب او به این سمت لزوماً به این معنا نیست که دولت تصمیم نهایی خود را درباره وزیر آینده گرفته است. دولت میتواند در آینده، بورد یا فرد دیگری را به عنوان وزیر پیشنهادی به مجلس معرفی کند و آن فرد برای تصدی قطعی وزارتخانه باید بار دیگر رأی اعتماد نمایندگان را کسب کند.
از این منظر، انتخاب بورد را میتوان دستکم در مرحله کنونی، انتخابی هوشمندانه برای مدیری دانست که آشنایی عمیقی با بدنه عملیاتی نفت دارد و میتواند در دوره گذار، اداره وزارتخانه را به خوبی بر عهده بگیرد. اما مسئله اصلی وزارت نفت، صرفاً تغییر مدیر نیست؛ فهرست چالشها همچنان طولانی است. افزایش تولید، حفظ صادرات، توسعه میادین مشترک، جذب سرمایه، تأمین گاز و سوخت، جمعآوری گازهای همراه و تأمین منابع مالی برای پروژههای عظیم نفت و گاز، همگی همچنان روی میز وزارتخانه قرار دارند و در انتظار راهحل هستند.
به این ترتیب، داستان پاکنژاد با یک تناقض جالب به پایان رسید؛ مدیری که با ۲۲۲ رأی مجلس وارد وزارت نفت شد و خود از پیکره قدیمی صنعت نفت برخاسته بود، اکنون پس از حدود دو سال استعفا داده و جای او را مدیری گرفته که در نخستین روزهای وزارتش، با حکم خود او، به مدیرعاملی شرکت ملی نفت رسیده بود.
اکنون نفت ایران در انتظار تصمیم بعدی دولت است. آیا بورد تنها مدیر دوره انتقال خواهد بود یا این سرپرستی مقدمهای برای حضور او در جایگاه وزارت به صورت دائمی است؟ پاسخ به این پرسش هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد. آنچه مسلم است اینکه وزارت نفت در یکی از حساسترین مقاطع خود بار دیگر وارد دوره تغییر مدیریتی شده و مدیر جدید، چه سرپرست بماند و چه وزیر شود، با همان مسائل انباشتهای روبهروست که پیش از این روی میز پاکنژاد قرار داشت: نفت باید تولید شود، صادر شود، سرمایه جذب کند و در عین حال، بخش بزرگی از بار تأمین انرژی اقتصاد ایران را نیز به دوش بکشد.



