
به گزارش ابرامباد، رسانههای مرتبط با دفتر رهبر معظم انقلاب اسلامی، بیانیهای از آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای را به مناسبت گرامیداشت هفته دفاع مقدس و دومین سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله منتشر کردهاند.متن این بیانیه مهم چنین است:
بسمالله الرّحمن الرّحیم
وَ لَقَدْ اَرسَلنْا موسی بِایاتِنا اَنْ اَخرِجْ قَومَکَ مِنَ الظُّلُماتِ اِلی النّورِ وَ ذَکِّرْهُم بِاَیّامِ الله
اولین روزهای ماه مهر، یادآور ایامالله و حماسه عظیم و ماندگار هشت سال دفاع جانانه ملت ایران در دوران جنگ تحمیلی است. در آن روزها، تابش فروزان خورشید انقلاب در سراسر ایران، حس عمیق همبستگی ملی و وفاداری به مکتب نورانی اسلام انقلابی را میپراکند. این فروغ، یخهای استعمار کهن و نوین را در حال ذوب شدن قرار داده بود. در آن دوره، بخشی از مردم ایران خاطرات تلخ دخالتهای استعمارگران و حوادث مربوط به ملیسازی صنعت نفت و کودتای آمریکایی را به یاد داشتند؛ برخی دیگر اخبار آن را شنیده بودند و تعداد زیادی از آنان، عمق فاجعه تسلط بیگانگان بر شئون کشور را با پوست و استخوان حس کرده بودند.
اما پیش از آن، روزهایی تاریک و دشوار بود که سفرای دولتهای مستکبر، بایدها و نبایدها را به شاه مملکت دیکته میکردند و او نیز با بیمیلی یا رضایت، مجری اوامر آنان بود. تا اینکه انقلاب عظیم ملت ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) بساط آن سلطه را برچید. آن روزهای تیره به برکت این انقلاب، جای خود را به روزهای پرنور استقرار جمهوری اسلامی ایران داد. این رخداد برای سلطهگرانی که چشم طمع به ثروتهای این سرزمین دوخته بودند و سالها برای تصاحب آن، هر ظلمی را در حق مردمان روا داشته بودند، بسیار گران آمد.
از این رو، پس از انقلاب، تمام تلاش خود را برای بازگرداندن رود خروشان ملت انقلابی به مسیر سابق بهکار بستند و جنگ تحمیلی، مهمترین اقدام آنان در دهه نخست حیات مبارک جمهوری اسلامی بود.
از دل آتش آن جنگ که به دست حزب ضد مردمی بعث و با توهم پیروزی چند روزه و کمزحمت افروخته شد، نظام اسلامی برومندتر و قویتر از همیشه، همچون ققنوسی از خاکستر برخاست؛ با صدایی رساتر و پروازی بلندتر از گذشته. این خصلت، به رویه ثابت این نظام در حوادث دشمنساخته بعدی نیز تبدیل شد.
آن روزهایی که دشمن، نوکران خود را بر این ملت مسلط کرده بود و شکلی نوین از استعمار را اعمال میکرد، به برکت انقلاب و برافراشتن پرچم اسلام و جهاد در بستر جنگ تحمیلی، به روزهایی پرافتخار مبدل گشت. هنوز هم پس از گذشت ۳۸ سال از پایان آن دوران، با مشاهده جزئیات حوادث و روایتهای صادقانه بازماندگانش، الگوهایی از عبادت، شجاعت، مقاومت، اخلاق و انسانیت، چون ستارگانی درخشان بر تارک تاریخ کشورمان میدرخشند.
آن زمان که در ابتدای تهاجمات دنبالههای نظام سلطه، کشورمان برای دفاع از خود در برابر تهدیدات فراوان، دستانی خالی را از رژیم طاغوت به ارث برده بود، اکنون به برکت اقامه حق و امدادهای الهی، به روزهایی رسیده است که خود سلطهگران متجاوز – و نه صرفاً دنبالهروهایشان – در مقابل حملات رزمندگان اسلام، به دنبال پناهگاهی میگردند و دست نیاز به ترک جنگ برمیدارند.
آن روزهایی که دشمنان آرزوی بازگرداندن کشور ما به آن را دارند، پر از عقبماندگی، ذلت، خواری، وابستگی و بدنامی ایران در جهان اسلام بود؛ اما این روزهایی که در آن به سر میبریم، سرشار از پیشرفت، عزت، استقلال و اعتبار والای ایران در جهان اسلام و حتی در کل جهان است. امروزه برخی ما را چهارمین ابرقدرت دنیا میدانند. البته این دیدگاه بر پایه محاسبات دنیایی است؛ اما محاسبات الهی، کشوری را که خود را متعلق به عترت طاهره (صلواتالله و سلامهعلیهماجمعین) میداند و غالب مردمانش دلبسته آن والامقامانند و برای برپایی حق هیچ هراسی ندارند، قدرت اول جهان قلمداد میکند.
در گذشته، دو دریای جنوب ایران جولانگاه نیروهای دشمن بود، اما این روزها دشمنان به دلیل ضربات دردناکی که از رزمندگان دلاور و محافظان تنگه هرمز متحمل شدهاند، از دریای عرب جلوتر نمیآیند و هر بار که این خطر را به جان خریدهاند، آسیبی جدی دیدهاند؛ و به زودی دریای عرب نیز خود را از وجود آنان پاک خواهد کرد.
زمانی بود که سلطهگران با عملیات روانی و ایجاد فضای رعب و وحشت، خیابانهای پایتخت را خلوت ساخته و کودتایی علیه استقلالخواهی این ملت به راه انداختند و پس از آن، ۲۵ سال ثروتهای این مملکت را غارت کردند؛ اما این روزها هفت ماه است که هموطنان ما میادین و خیابانها را در سراسر کشور با حضور مسئولانه و پرشور خود زینت بخشیدهاند تا دل رزمندگان اسلام گرم باشد و دشمن در هراس فرو رود. چنان که بیش از ۳۰ میلیون ایرانی، جانفشانی خود را اعلام کردند و هنگامی که برای نوعی سازماندهی، فراخوان مجدد حضور ایشان داده شد، تنها در ۱۰۰ دقیقه نخست، بیش از پانصد هزار نفر ظرفیت مورد نیاز را تکمیل نمودند. هماکنون در سراسر ایران اسلامی که مزین به حضور ایرانیان از اقوام گوناگون است، اعلام آمادگیهای مختلف و بهویژه آمادگیهای مسلحانه وجود دارد تا میدانی بسازد که نامآوری را نصیب این ملت و ننگ را به دشمنانشان ارزانی دارد.
روزگاری بود که دلاوری مردمان این مرز و بوم، تنها به مردانش شناخته میشد؛ اما اکنون در دورانی هستیم که بانوان در برخی از عرصههای حضور دلیرانه، از مردان سبقت میگیرند.
زمانی بود که دشمن تلاش میکرد تا پایگاه اجتماعی نظام را همواره تضعیف کند، اما در این روزها انواع اقشار جامعه با تفاوتهای آشکار، بر حفظ مواضع برحق خود و از جمله حفظ تنگه پرخیر و برکت هرمز پای میفشارند.
این مقایسه بین گذشته و حال باز هم قابل بسط و توضیح است، اما در یک کلام، بنده به عنوان خادم مردم عزیز ایران اعلام میکنم که آن روزهای سابق که دشمن ما آرزوی بازگشت به آن را دارد، گذشته است و دیگر هیچگاه تکرار نخواهد شد. و البته باید با حسرت و اندوه فراوان یادآور شد که در این دوران، جایگاه والای امام خمینی کبیر و شخصیت برجسته و شهیدگونهی خامنهای عظیمالشأن، که عزت امروز کشور مرهون رهبریهای آنان است، بهشدت خالی است. ولی به برکت گنجینه ارزشمندی که از عملکرد و کلمات درخشان و هدایتبخش ایشان برای پیروانشان به جا مانده، روزهای آینده بهمراتب شکوهمندتر از این روزها خواهد بود. زیرا آن ققنوسی که از خرمن آتش جنگ تحمیلی اول برآمد، اکنون در اثر فشارهای دشمن و بهخصوص دو جنگ تحمیلی اخیر، آنچنان بزرگ شده است که سایه پروازش بر سرزمینهای دشمن نیز افتاده است.
در این مجال، بسیار بجاست که به مناسبت دومین سالگرد شهادت امیر قهرمان عرب و نماد بزرگ جبهه مقاومت، شهید عالیقدر جناب سید حسن نصرالله (قدّساللهنفسهالزّکیّه)، یادی از آن بزرگوار به عمل آید؛ کسی که خیرخواهی صادقانه برای ملت خود و مکتبش داشت و خطبههای صادقانه و دلنشین او و اقدامات شجاعانهاش، دلهای نه تنها مردمانش بلکه تمامی آزادگان جهان را استوار میساخت.
او کسی بود که نام لبنان را، که کشوری کوچک بود و سالها حیاط خلوت برخی قدرتها شده بود، به عظمت رساند. او کسی بود که نصرت و فتح، همراهان دائمیاش بودند و بیشک در طول کل تاریخ شامات تاکنون، پس از انبیاء و اوصیاء ایشان، مردی به عظمت او در آن خطه کهن سر بلند نکرده بود. و البته اکنون پرچم پرافتخار او در دستان جناب شیخ نعیم قاسم (حفظهالله) است که دلیرانه در پیشاپیش صفوف مستحکم و عاشورایی حزبالله، راه او را همچنان ادامه میدهند.
این روزهای لبنان در پیشگاه تاریخ و حتی از همین حالا، روزهایی برجسته و پرافتخار برای مردم آن دیار و همه مجاهدان مقاومت، و روزهایی ذلتآفرین و نهایتاً سرافکندهکننده برای کسانی است که در مقابل دشمن صهیونیستی، چشم امید به وعدههای دروغین سلطهگران و بدخواهان خود دوختهاند. کسانی که برخلاف سید شهید مقاومت و سید هاشم صفیالدین و مجاهدان کنونی مقاومت که در استمرار زمان چون ستارگانی تابان نورافشانی خواهند کرد و راهنمای رهجویان سرگردان خواهند بود، خیلی زود و در اولین تورق صفحات تاریخ، مدفون و فراموش خواهند شد و هرگاه در آینده یادی از ایشان به میان آید، یادآور بدی و بیتدبیری و حتی شاید خیانت خواهند گردید.
در پایان امیدوارم با استمرار تفضلات الهی و دعای خاص سرورمان (عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف و ارواحنا فداه)، ملت ایران و همه یاران مقاومت، جز با نصر و فتح و عزت، و دشمنانشان جز با شکست و خواری مواجه نشوند؛ بمنِّالله و کرَمه.



