اخبار اجتماعی

پایان ۴۰ سال کابوس: تماس غریبه، راز قتل دختر را در «میدان‌های کشتار تگزاس» فاش کرد

به گزارش ابرامباد، لورا میلر از یک باجه تلفن عمومی در پمپ‌بنزین شهر لیگ‌سیتی تماسی برقرار کرد، اما هرگز به خانه بازنگشت. در ابتدا، پلیس گمان می‌کرد که او ممکن است فرار کرده یا دست به خودکشی زده باشد، اما پدر لورا، از همان ابتدا این فرضیه‌ها را رد کرد و با قاطعیت می‌گفت که دخترش قربانی یک جنایت شده است.

کشف جسد لورا پس از دو سال

منطقه‌ای که لورا در آن ناپدید شد، به تدریج به یکی از ترسناک‌ترین نقاط جنایی ایالات متحده تبدیل گشت. این ناحیه در جنوب‌شرقی تگزاس، بین شهرهای هیوستون و گالوستون، به دلیل کشف چندین جسد زن و دختر در زمین‌های متروکه نفتی، به «میدان‌های کشتار تگزاس» شهرت یافت.

دو سال پس از ناپدید شدن لورا، گروهی از نوجوانان موتورسوار در نزدیکی یکی از این میدان‌های نفتی، بوی نامطبوعی را حس کرده و پلیس را در جریان قرار دادند. ماموران در محل با جسد یک زن جوان مواجه شدند و کمی آن‌طرف‌تر، بقایای پیکر لورا میلر را کشف کردند. علت دقیق مرگ لورا هرگز به طور کامل مشخص نشد و حتی پیراهن مردانه‌ای که در صحنه پیدا شده بود، بعدها توسط پلیس مفقود گشت.

این تنها مورد نبود. پیش از آن، جسد «هایدی فای» نیز در همان محدوده پیدا شده بود و پس از آن، اجساد دو زن دیگر نیز در همان میدان نفتی کشف شدند. مجموعه ناپدید شدن‌ها و مرگ‌های مشکوک در این منطقه، پرونده‌ای پیچیده را شکل داد که پلیس احتمال می‌داد چندین قاتل سریالی و همچنین جنایات مجزا در آن دخیل بوده‌اند.

پایان ۴۰ سال کابوس: تماس غریبه، راز قتل دختر را در «میدان‌های کشتار تگزاس» فاش کرد

پدری که خود به دنبال قاتل رفت

تیم میلر نتوانست دست روی دست بگذارد و منتظر تحقیقات پلیس بماند. او سال‌ها به تحقیق درباره مظنونین پرداخت، شب‌ها اطراف صحنه جنایت را زیر نظر گرفت و در مقطعی چنان درگیر پرونده شد که زندگی شخصی‌اش نیز تحت تاثیر قرار گرفت.

یکی از مظنونانی که توجه او را به خود جلب کرد، «کلاید هدریک» بود؛ مردی محلی که پیش از این به دلیل پنهان کردن جسد زن دیگری محکوم شده بود. میلر سال‌ها بر این باور بود که هدریک در قتل دخترش نقش داشته است. در سال ۲۰۱۲، با پیگیری‌های بی‌وقفه او، جسد زنی که هدریک ادعا کرده بود به طور تصادفی مرده، مجدداً بررسی شد و آثار ضربه به جمجمه کشف گردید. در نهایت، مرگ او قتل تشخیص داده شد و هدریک به اتهام قتل غیرعمد به ۲۰ سال زندان محکوم شد. با این حال، مدرک قطعی برای ارتباط او با قتل لورا وجود نداشت.

میلر در سال ۲۰۰۰ سازمان «اکویو سرچ» (EquuSearch) را برای کمک به یافتن افراد گمشده تاسیس کرد؛ سازمانی که بعدها در پرونده‌های متعددی به جست‌وجوی افراد مفقود و بقایای قربانیان کمک کرد. اما پرونده دختر خودش همچنان برای او یک راز سر به مهر باقی مانده بود.

تماس تلفنی که سرنوشت را تغییر داد

حدود چهار سال پیش، مردی ناشناس با میلر تماس گرفت و ادعا کرد اطلاعاتی درباره یک پرونده قتل حل‌نشده دارد. تماس اولیه آن‌قدر نامنظم بود که میلر آن را جدی نگرفت. اما مرد دوباره تماس گرفت؛ در سومین تماس، میلر تصمیم گرفت با او صحبت کند.

هنگامی که از او پرسید در مورد کدام پرونده صحبت می‌کند، پاسخ کوتاه و کوبنده بود: «دخترت.»

این مرد، «جیمز المور»، ادعا کرد که سال‌ها با کلاید هدریک دوست بوده و از جنایات او اطلاعاتی دارد. او حتی میلر را به مکان‌هایی برد که با پرونده ارتباط داشتند. در یکی از این ملاقات‌ها، المور به درختانی اشاره کرد و مدعی شد که هدریک در آنجا پنهان می‌شده و لورا را زیر نظر داشته است.

پایان ۴۰ سال کابوس: تماس غریبه، راز قتل دختر را در «میدان‌های کشتار تگزاس» فاش کرد

المور سرانجام روایت خود را از مرگ لورا مطرح کرد و اذعان داشت که هدریک در قتل او دست داشته و خودش نیز در جابه‌جایی جسد همکاری کرده است. این اطلاعات در نهایت به دست پلیس رسید و تحقیقات جدیدی را آغاز کرد. مقامات قضایی نیز تلاش کردند تا پرونده‌های مرتبط با هدریک را مجدداً بررسی کنند.

اما پیش از آنکه هدریک فرصت محاکمه را بیابد، در مارس ۲۰۲۶ در سن ۷۲ سالگی در بیمارستان درگذشت. اتهامات مربوط به قتل‌های متعدد هرگز در دادگاه برای او به نتیجه نرسید.

المور اما با اتهام قتل غیرعمد لورا میلر و دستکاری شواهد روبه‌رو شد. او در سپتامبر ۲۰۲۶ به دلیل نقش خود در مرگ لورا به ۲۰ سال زندان محکوم شد. هرچند پرونده «میدان‌های کشتار تگزاس» هنوز تمام رازهای خود را برملا نکرده و درباره برخی قربانیان، پرسش‌هایی بی‌جواب باقی مانده است.

برای تیم میلر، شاید این پایان کامل ماجرا نباشد؛ اما پس از چهار دهه جست‌وجو، یک چیز تغییر کرده است: نام لورا دیگر تنها در فهرست قربانیان یک پرونده قدیمی نیست. پدرش که تمام این سال‌ها به دنبال پاسخ بود، حالا می‌داند که تماس تلفنی آن مرد غریبه سرانجام پرونده دخترش را دوباره به جریان انداخت و عدالت را تا حدودی محقق کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا