
به گزارش ابرامباد، با نزدیک شدن به موعد انتخابات کنست اسرائیل، بنیامین نتانیاهو در هفتههای اخیر با مانورهای دیپلماتیک و سیاسی متعددی، از سخنرانی در سازمان ملل تا دیدار با حاکم امارات، تلاش کرده است تا چهرهای قدرتمند و تأثیرگذار از خود در عرصه بینالملل به نمایش بگذارد.این اقدامات در حالی صورت میگیرد که مسائل امنیتی، تقابل با ایران و چگونگی ادامه جنگ، از مهمترین دغدغههای رأیدهندگان اسرائیلی به شمار میروند.
نتانیاهو که در طول کمپینهای انتخاباتی خود همواره بر تهدیدات امنیتی و لزوم مقابله با ایران پافشاری کرده، احتمالاً بار دیگر پرونده ایران را به محور اصلی تبلیغات خود تبدیل خواهد کرد و خود را تنها گزینه قابل اعتماد برای مدیریت این تهدید معرفی میکند. با این حال، گزارشها درباره تفاوت دیدگاه او با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در مورد راهبردهای مقابله با ایران و عدم برگزاری دیدار میان این دو در سفر اخیر نتانیاهو به نیویورک، ابهاماتی درباره وضعیت روابط تلآویو و واشنگتن و تأثیر آن بر محاسبات انتخاباتی نخستوزیر اسرائیل ایجاد کرده است.
در این میان، این پرسش مطرح است که پیروزی احتمالی نتانیاهو چه مسیری را برای آینده رویارویی با ایران ترسیم میکند و آیا شکست او میتواند به تغییر رویکرد اسرائیل منجر شود؟ همچنین، با در نظر گرفتن تحولات اخیر منطقه، چه چشماندازی برای نتایج انتخابات کنست و پیامدهای آن بر جنگ و دیپلماسی متصور است؟
در همین راستا، هادی برهانی، پژوهشگر و تحلیلگر مسائل خاورمیانه، به بررسی این تحولات پرداخته است.
تحرکات نتانیاهو؛ تماماً انتخاباتی، فدای منافع ملی
تحرکات اخیر نتانیاهو، بهویژه سخنرانی او در سازمان ملل و سفرش به امارات، از سوی بسیاری از تحلیلگران کاملاً انتخاباتی و تبلیغاتی ارزیابی میشود. او در سخنرانی خود در سازمان ملل کوشید تصویری مقتدر و توانمند از خود و اسرائیل نشان دهد. این سخنرانی به جای تکیه بر مشروعیت بینالمللی و حقوق جهانی، بر انگارههای پوپولیستی تأکید داشت و با لحنی متکبرانه، جامعه جهانی و کشورهای دیگر را نادیده گرفت.
توجیه اصلی این رفتار آن است که نتانیاهو برای جلب نظر افکار عمومی اسرائیل و تأثیرگذاری بر انتخابات داخلی، منافع خارجی اسرائیل را فدای تبلیغات انتخاباتی خود کرد. همچنین، سفر او به امارات نیز در همین چارچوب انتخاباتی قابل توجیه است.
نشریه هاآرتص اخیراً گزارشی منتشر کرد که بر اساس آن، امارات پیش از هفتم اکتبر درباره احتمال حمله حماس در غزه هشدار داده بود، اما نتانیاهو به آن بیتوجهی کرد. این مسئله نیز در جامعه اسرائیل به یک موضوع مهم تبدیل شده و نتانیاهو را تحت فشار قرار داده است. نتانیاهو انتظار دارد امارات این گزارش را تکذیب کند.
پرونده ایران؛ کارت بازی اصلی نتانیاهو تا روز انتخابات
نتانیاهو همواره بر مسئله ایران تأکید زیادی داشته و سیاستهای کنونی اسرائیل در قبال ایران تا حد زیادی مرهون رویکرد اوست. اعتبار او در اسرائیل به این پرونده گره خورده است. اگرچه حملات نظامی اسرائیل به ایران دستاوردهایی داشته، اما نتوانسته به اهداف اصلی خود، یعنی خنثی کردن تهدید هستهای و موشکی ایران، دست یابد. لذا، اهداف جنگ در سطح راهبردی برآورده نشده و انتقادات از آن در اسرائیل افزایش یافته است. تحلیلگران متعددی دستاوردهای این جنگ را در مقایسه با هزینههای آن ناکافی میدانند که بر فضای انتخاباتی اسرائیل مؤثر است.
نتانیاهو برای پیروزی در انتخابات نیاز دارد «کارزار ایران» خود را موفق نشان دهد. هنوز این برداشت در اسرائیل به یک اجماع تبدیل نشده است. بنابراین، این پرونده تا زمان انتخابات باز خواهد ماند و نتانیاهو تلاش خواهد کرد تا در آن مواردی را به نفع خود ثبت کند تا نتیجه این کارزار موفقتر به نظر برسد. اظهارات اخیر نتانیاهو در سازمان ملل درباره سقوط قریبالوقوع نظام در ایران را میتوان در همین راستا ارزیابی کرد؛ چرا که دستاوردهای حاصله در تقابل با ایران کافی و قانعکننده نبوده و او نتایج اصلی این کارزار را به آینده (سقوط نظام ایران) موکول میکند.

شکاف با ترامپ؛ نقطه ضعف انتخاباتی نتانیاهو
پرونده ایران و تحولات آن در هفتههای آتی میتواند بر سرنوشت نتانیاهو تأثیرگذار باشد. او حتماً تلاش خواهد کرد تا کارزارش در جبهه ایران را موفق و درخشان نشان دهد و برای این هدف از فرصتهای موجود در فضای لفاظی، تبلیغاتی و عملیاتی استفاده خواهد کرد. رابطه نتانیاهو با آمریکا و ترامپ، به یکی از نقاط ضعف او در انتخابات اسرائیل تبدیل شده است. شواهد متعددی وجود دارد که ترامپ از نتانیاهو ناراضی است و تأثیر نتانیاهو بر ترامپ کاملاً کاهش یافته است. آخرین دلیل این امر، سفر کوتاه نتانیاهو به آمریکا و بازگشت سریع او به اسرائیل بود؛ در حالی که او برای دلایل انتخاباتی نیاز مبرمی به دیدار با ترامپ یا سایر مقامات عالیرتبه آمریکا داشت تا نشان دهد روابط او با ترامپ عادی است.
اما مخالفان او با اطلاع از حقیقت این روابط، او را متهم میکنند که روابط راهبردی اسرائیل و آمریکا را به دلیل رویکرد اشتباهش به خطر انداخته است. این اتهام، با توجه به اهمیت روابط دو کشور برای منافع و امنیت اسرائیل، میتواند به معیاری تعیینکننده برای رأیدهندگان اسرائیلی تبدیل شود.
تغییر رهبری، نه لزوماً تغییر رویکرد در قبال ایران
اگر نتانیاهو در انتخابات پیروز شود، احتمالاً سیاست سختگیرانه و خصمانه خود را علیه ایران ادامه خواهد داد. اما رقبای او، به ویژه آیزنکوت، نگاه نسبتاً متفاوتی نسبت به ایران دارند. آنها نیز مانند نتانیاهو، ایران را دشمن اسرائیل میدانند، اما در برخورد با ایران، نظر جامعه بینالمللی، به ویژه آمریکا و کشورهای غربی، برایشان مهم است. آنها تلاش میکنند به گونهای عمل کنند که مورد قبول کشورهای غربی نیز باشد. نتانیاهو در این مسیر رادیکالتر عمل میکرد و توجه چندانی به نظر کشورهای غربی نداشت و حتی با اطلاعات نادرست در مورد استحکام نظام در ایران، ترامپ را به اشتباه انداخت و در وضعیت فعلی گرفتار کرد. احتمالاً عامل اصلی نارضایتی ترامپ از نتانیاهو همین مسئله است.
آینده نتانیاهو در گرو تحولات هفتههای آتی
نتانیاهو از سوی رقبا تحت فشار است و بر اساس نظرسنجیهای فعلی، شانس زیادی برای پیروزی و تشکیل دولت ندارد. البته، اپوزیسیون نیز بر اساس این نظرسنجیها نمیتواند ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت را به دست آورد. حضور یا حذف احزاب عربی در نتیجه انتخابات تأثیرگذار است. در حال حاضر، با فشار حزب لیکود و احزاب همپیمان در ائتلاف حاکم، صلاحیت احزاب عربی برای شرکت در انتخابات رد شده است. اگر دیوان عالی اسرائیل این تصمیم را تأیید کند، به نفع اردوگاه نتانیاهو تمام میشود. علاوه بر این، پرونده ایران و تحولات این پرونده در چند هفته آینده میتواند بر سرنوشت نتانیاهو تأثیرگذار باشد. او حتماً تلاش خواهد کرد در مدت باقیمانده کارزارش، جبهه ایران را موفق و درخشان نشان دهد و برای این هدف از فرصتهای موجود در فضای لفاظی، تبلیغاتی و همچنین در فضای عملیاتی استفاده خواهد کرد.



