
به گزارش ابرامباد، حادثه دلخراش زلزله طبس، نیازمند بسیج گستردهای از نیروها بود تا به شهروندان آسیبدیده کمکرسانی شود.بر اساس اظهارات زارع، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و سایر واحدهای نظامی بلافاصله برای کمکرسانی به مناطق تخریبشده اعزام شدند. با استفاده از هواپیماهای ترابری سی-۱۳۰ و بالگردهای مختلف، یک پل هوایی مهم میان پایتخت (تهران)، بیرجند، مشهد و خود طبس ایجاد شد. از طریق این مسیرهای هوایی، بیمارستانهای صحرایی مجهز، تیمهای پزشکی و درمانی، پناهگاههای موقت (چادر)، مواد غذایی ضروری و حتی دستگاههای پیشرفته تصفیه آب به سرعت به منطقه آسیبدیده منتقل گردیدند.
در همین حین، سازمان «جمعیت شیر و خورشید سرخ»، که در آن زمان فعال بود، در عملیات وسیع درمانی و امدادی مشارکت فعال داشت. این سازمان نقش کلیدی در راهاندازی اردوگاههای موقت برای اسکان آسیبدیدگان و مدیریت بخش قابل توجهی از تدارکات اضطراری ایفا کرد. همزمان، یگانهای مهندسی ارتش مسئولیت بازگشایی جادههای مسدود شده، ترمیم خطوط برق قطع شده و ایجاد راهحلهای فوری برای تامین آب شرب مناطق بحرانزده را بر عهده گرفتند.
با این حال، مقیاس وسیع تخریب، به شکلی چشمگیر تواناییهای امدادرسانی بومی را کاهش داده بود. زارع تاکید میکند که با از بین رفتن بخش عظیمی از جمعیت طبس، کادر اداری، نیروهای انتظامی و کارکنان درمانی شهر نیز متحمل خسارات جدی شدند، که این امر به نوبه خود، امکان واکنش اولیه و محلی را در داخل شهر به حداقل رساند.
در کنار این ساختارهای رسمی و دولتی امدادرسانی، موجی از کمکهای مردمی و گروههای داوطلب از سراسر کشور به سمت طبس سرازیر شد. شبکههای مذهبی، دانشجویان مشتاق و گروههای سیاسی هر کدام با روشها و منابع خود در عملیات جستجو و نجات، آواربرداری و توزیع اقلام حیاتی بین نیازمندان حضوری فعال داشتند.
به گفته زارع، این گستردگی و تنوع نیروهای حاضر در صحنه باعث شد که امدادرسانی به طبس به یکی از مثالهای بارز و مهم همکاری همزمان نهادهای دولتی و شبکههای اجتماعی در مواجهه با یک بحران عظیم تبدیل شود. بحرانی که البته به دلیل همزمانی با تحولات سیاسی سرنوشتساز سال ۱۳۵۷، ابعاد اجتماعی و سیاسی منحصر به فردی نیز پیدا کرد و در تاریخ کشور ثبت شد.



